🔊 روانپژوهشگران
Відкрити в Telegram
🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎 مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990 https://t.me/third_generation #روانپژوهشگران #روان_حامی #نسل_سوم
Показати більше1 439
Підписники
-124 години
+17 днів
-730 день
Архів дописів
1 439
طرحواره درمانی برای اختلال شخصیت خودشیفته
بخش ششم
❎ادامه خودشیفتگی:
روابط بین فردی به عنوان منبع تأیید طلبی و اعتبارجویی :
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته حتی در صمیمی ترین روابط خود با همسرشان نیز تحسين طلبی را جانشین عشق واقعی می کنند.
این کار دلایل مهمی دارد. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته به قدری ناشاد هستند که دست به تحسین طلبی می زنند: نیازهای اساسی آنها به عشق و محبت ارضاء نشده است حتی در صمیمی ترین روابط بین فردی .
بسیاری از این بیماران، همسرانی را برای زندگی بر می گزینند که در مهرورزی مشکل دارند و از صمیمیت عاطفی اجتناب می کنند. این انتخاب به تداوم طرح واره دامن می زند . آنها جذب کسی می شوند که شبیه والدینشان باشند ، همان کسانی که او را از لحاظ عاطفی و هیجانی محروم کرده اند. این بیماران از این که دوست داشته نشوند، راحت هستند و حاضرند این وضعیت را تحمل کنند( معمولا به این دلیل تن به چنین کاری می دهند که از کمبودهای خود آگاه نیستند). برخی از این بیماران نیز همسرانی انتخاب می کنند که می توانند مهرورز باشد و از او سوء استفاده کند همسرانشان معمولا محبت بی دریغ نثار این بیماران می کنند. این بیماران در رابطه با همتا خیلی خودخواهانه رفتار می کنند و اگر همسرشان هیچ گونه محدودیتی برای آنها قابل نشود بدون توجه به اصل احترام متقابل حاضرند تا آخر عمر از او سوء استفاده کنند.
❌همدلی محدود
اصولا به این دلیل که این بیماران از دوران کودکی طعم همدلی را نچشیده اند، بسیاری از آنها مخصوصا نسبت به افراد صمیمی زندگی شان، ناهمدل هستند. از آنجا که خودشان همدلی اندک دریافت کرده اند، نمی دانسته اند در قبال افراد مهم زندگی شان چه احساس هایی دارند و چگونه باید آنها را بیان کنند.
جالب اینکه وقتی ذهنیت کودک تنها در این بیماران فعال می شود، اغلب بی نهایت همدل می شوند. وقتی که در ذهنیت دیگر در این بیماران فعال است، ذهنیت خود بزرگ منش و ذهنیت خود آرامبخش - بیشتر ناهمدل هستند. به نظر می رسد بیشتر این بیماران توان همدلی را دارند. وقتی از طرح واره های زیربنایی اجتناب می کنند یا وقتی دست به دامان جبران افراطی می شوند، ظرفیت همدلی را از دست می دهند. بنابراین بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اغلب در زمینه همدلی، وضعیت پیچیده و بغرنجی دارند. به عنوان مثال یک پدر مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است از تماشای فیلم سرگذشت یک کودک منفور و بدبخت، سخت دستخوش هیجان شود و
حتی ممکن است گریه کند. با این حال همین پدر در رابطه با کودکش که سرنوشتی شبیه به شخصیت اول فیلم دارد (پسر بدبختی که هیچ کس دوستش ندارد)، همدلی اندکی نشان بدهند یا أصلا ککش نگرد. در حین تماشای فیلم، ذهنیت کودک تنها فعال شده بود و می توانست همدلی نشان بدهد اما در حین رابطه فرزندش، ذهنیت خودبزرگ منش فعال شده بود و نمی توانست با درد و غم فرزندش همدلی کند. رفتاری که قادر بود در یک ذهنیت انجام دهد در ذهنیتی دیگر اصلا به یادش نمی آمد.
https://t.me/third_generation
1 439
طرحواره درمانی برای اختلال شخصیت خودشیفته
بخش پنجم
❎روابط صمیمی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته
هدف درمانگر در درمان بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته این است که به آنها کمک کند تا پی ببرند چگونه می توانند نیازهای هیجانی اساسی شان را چه در روند درمان و چه در محیط زندگی برآورده سازند. هدف، کمک به کودک تنهاست. اگر بخواهیم هدف درمان را در قالب ذهنیت ها بیان کنیم این گونه مشخص می شود: کمک به بیمار برای فعال سازی ذهنیت بزرگسال سالم (از طریق مدل سازی از درمانگر) تا این ذهنیت بتواند به کودک تنها کمک کند که وارد داد و ستد عشق شود و به آن اعتماد کند و به تدریج این ذهنیت بزرگسال سالم جانشین ذهنیت های خود آرامبخش بی تفاوت و خودبزرگ منش گردد.
برای دستیابی به سر منزل مقصود،درمانگر باید درباره واکنش های بیمار در روابط صمیمی اش کاوش کند تا پی ببرد که بیمار چگونه نیازهای اساسی اش را برآورده می سازد و چگونه همسر بیمار در این رابطه، نیازهای اساسی اش ناکام می ماند.
بنابراین روابط صمیمی بیماری محور اصلی درمان محسوب می شوند.
به برخی از خصوصیاتی اشاره می کنیم که اغلب بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در روابط صمیمی نشان می دهند. این بیماران ممکن است همه این خصوصیات با برخی از آنها را داشته باشند.
❎ناتوانی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در جذب عشق
عشق سالم برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته چنان غریب است که قادر به دریافت آن نیستند. وقتی که افرادی تلاش می کنند همدلی و محبت خود را نثار افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته کنند به راحتی آن را پس می زنند. آنها به دنبال تحسين طلبی، تأیید جویی و توجه هستند و نمی توانند به داد و ستد عشق سالم بپردازند. این ناتوانی برای دریافت عشق سالم به تداوم طرح واره های محرومیت هیجانی و نقص دامن می زند.
https://t.me/third_generation
1 439
طرحواره درمانی برای شخصیت خودشیفته
بخش چهارم
❌پذیرش مشروط
بیشتر بیماران خودشیفته به جای تجربه عشق اصیل و بی دریغ در دوران کودکی به طور مشروط پذیرفته شده اند. به سختی می توان گفت که آیا والدین فرزند را دوست داشتند و آیا احساسات والدین واقعا عاشقانه بوده است. چنانچه یکی از بیماران گفت "بله پدرم مرا دوست داشت، ولی همانگونه که گرگی ، بره ای را دوست دارد ". در دوران کودکی این بیماران زمانی که به معیارهای بلند پروازانه دست پیدا می کرده اند احساس بی همتایی می کرده اند و اگر نمی توانسته اند به این معیارها دست یابند با غفلت یا ناارزنده سازی روبه رو می شده اند.
چیزی که بر حالت تراژدی این تجربه می افزاید این است که این معیارها را والدین به کودکان تحمیل کرده اند.
والدین بر ظواهر امر خیلی تأکید کرده اند و این تأکید به تخریب خوشحالی و صمیمیت واقعی منجر شده است. کودک سخت در تلاش بوده که بی عیب و نقص جلوه کند تا با یک تیر دو نشان بزند:
(۱) دستیابی به احساس ارزشمندی ناشی از تأييد والدین و
(۲) گریز از انتقادگری و پرتوقعی والدین، این کودکان نتوانسته اند به احساس ارزشمندی ثابتی دست یابند و احساس ارزشمند بودنشان را به تأیید دیگران منوط كرده اند. وقتی دیگران تأییدش کنند برای لحظاتی احساس ارزشمندی می کند و اگر دیگران تأییدش نکنند، احساس ارزشمندی به باد فنا می رود و در دام بی ارزشی می افتند. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته چنین تجاربی در دوران کودکی را پشت سر گذاشته اند و این تجارب، نهال طرح واره هایی مثل نقص، معیارهای سرسختانه و تأیید طلبی را در ذهن کاشته اند.
و ...
❌تاریخچه متداول دوران کودکی
در برخی از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته یکی از والدین آنان در دوران کودکی فداکاری زیادی در حق آنها روا داشته است، آن ها را نسبت به سایر بچه ها ترجیح داده است، آنها را نازپرورده بار آورده است و محدودیت های اندکی برای آنها قایل شده است.
معمولا این نقش را مادر بر عهده داشته است، هرچند گاهی اوقات پدران نیز این کار را ادامه می داده اند. تعداد زیادی از بیماران خودشیفته چنین تجاربی داشته اند.
این مادران بچه هایشان را نازپرورده و لوس بار آورده اند. اما رفتارشان براساس نیازهای خودشان بوده نه نیازهای کودکان.
این مادران از کودکان برای ارضاء نیازهای خود مثل منزلت طلبی و توجه طلبی استفاده کرده اند.
این مادران فرزندان خود را ایده آل ساخته اند و برایشان انتظارات بلندپروازانه ای در نظر گرفته اند. برای دستیابی به خواسته هایشان می بایستی کودکانشان را دست بیندازند و کنترل کنند.
چنین مادرانی نتوانسته اند با احساسها و نیازهای کودکانشان همدلی کنند و به آنها صمیمیت جسمی نشان دهند (مگر در مواردی نادر برای بیکاری در حضور دیگران، کودک خود را در بغل گرفته اند یا زمانی که به او نیاز داشته اند).
همچنین والد دیگر این بیماران ممکن است نقش مهمتری بازی کند. پدر اغلب این بیماران، نقش کاملا متفاوتی با با مادر داشته است. پدران این بیماران، منفعل سرد و بی عاطفه، طردکننده، انتقادگر،گیج بوده اند. بنابراین این بیماران در دوران کودکی اغلب پیامهای کاملا متناقضی از از والدین دریافت نموده اند .
📙طرحواره درمانی راهنمای کاربردی متخصصان بالینی, ج ۲ , ص ۱۴۳
https://t.me/third_generation
1 439
طرحواره درمانی برای اختلال شخصیت خودشیفته
بخش سوم
❎ریشه های تحول خودشیفتگی :
ما(جفری یانگ و همکاران ) به این نتیجه رسیدیم که اغلب محیط دوران کودکی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته چهار ویژگی دارد:
۱. تنهایی و انزوا
٢. محدودیت های ناکافی
٣. سابقه بدرفتاری یا آلت دست واقع شدن
۴. پذیرش مشروط
تنهایی و انزوا :
بیشتر بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در دوران کودکی تنها بوده اند. آنها در دوران کودکی عمیقا احساس کرده اند که هیچکس دوستشان ندارد. بیشتر زندگی شان در احساس محرومیت هیجانی گذشته است. ممکن است مادران ( یا سایر نمادهای مراقبتی مهم زندگی )این بیماران توجه زیادی به آنها مبذول داشته اند، اما دوست داشتن یا صمیمیت جسمی را از کودکانشان دریغ کرده اند.
این بیماران در دوران کودکی نه تنها عشق خالصانه و دلبستگی عاطفی را از مادرشان دریافت نکرده اند، بلکه با همدلی و محبت مادر نیز روبه رو نشده اند.
علاوه بر این بیشتر بیماران خودشیفته در جمع همسالان خود راهی نداشته اند یا با آنها تفاوت های زیادی داشته اند. چنین تجاربی در دوران کودکی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته باعث شکل گیری طرح واره هایی مثل محرومیت هیجانی، نقص و انزوای اجتماعی در ذهنشان شده است.
معمولا این بیماران از وجود چنین طرح واره هایی آگاه نیستند یا اگر هم آگاه باشند، این آگاهی بسیار اندک و ناکافی است.
محدودیت های ناکافی
بیشتر بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در دوران کودکی با محدودیت های کافی و مناسب روبه رو نشده اند و معمولا به آنها خیلی خوش گذشته است.
با این حال از لحاظ عاطفی چندان به آنها خوش نگذشته است، بلکه به آنها اجازه داده شده است که هرگونه می خواهند رفتار کنند بدون اینکه به احساس های دیگران توجه کنند و از این لحاظ خیلی خوش به حال آنها شده است.
شاید به آنها اجازه داده شده که با دیگران بدرفتاری کنند یا در صورت قشقرق راه انداختن به خواسته های خود برسند. ممکن است بر فعالیت های آنها مثل کارهای خانه یا مقررات منو رفت و آمد عمدتأ نظارتی نشده است. احساس بی همتایی "" جانشين عشق شده است: این احساسی بی همتایی در فرد خودشیفته در زمان کودکی اش بهترین دستاورد او بوده است. بزرگ شدن در چنین جو و فضایی باعث می شود طرح واره هایی مثل استحقاق و خویشتن داری / خودانضباطی ناکافی در ذهن افراد نقش ببندد.
♻️سابقه بدرفتاری یا آلت دست واقع شدن
بیشتر بیماران خودشیفته در دوران کودکی معمولا از سوی یکی از والدینشان مورد بدرفتاری قرار گرفته اند یا به نحوی آلت دست واقع شده اند.
به عنوان مثال یکی از والدین ممکن است از آنها سوء استفاده جنسی کرده است یا کودکان را وادار کرده نقش همسرش را بازی کنند یا آنها را ترغیب کرده که نیازهای وی به پیشرفت ، موفقیت منزلت و قدرشناسی را به طور جانشینی ارضاء کنند.
بنابراین کودکان بسیاری از این والدین برای جبران افراطی طرح واره های والدینشان به کار گرفته شده اند: ارضاء نیازهای ناکامل والدین مثل رضایت مندی جنسی ، حمایت عاطفی (طرح واره محرومیت هیجانی) یا احساس بی کفایتی (طرح واره نقص) معمولا چنین حوادثی خارج از حوزه هشیاری کودک رخ می دهند.
بیماران در ابتدای درمان می گویند: "دوران کودکی بی نظیری را طی کردم ؛ پدر و مادرم فوق العاده بودند.
آنها واقعا آگاه نیستند که در دوران کودکی، مشکلاتی را تجربه کرده اند. با این وجود، وقتی درمانگر دقیق تر به دوران کودکی این بیماران نگاه می کند پی می برد که والدین نیازهای کودکانشان را درک نکرده اند، اما کودکان به خوبی از پس ارضاء ناسالم والدین برآمده اند.
اغلب درمانگران در کاوش زندگی گذشته این بیماران متوجه می شوند که خود والدین به اختلال شخصیت خودشیفته مبتلا بوده اند.
در دوران کودکی بیشتر این بیماران، موقعیت ضد و نقیضی را تجربه کرده اند. دیگران آنها را مورد توجه ، تحسین و تمجید قرار داده اند و همه این تجارب خوب باعث شده که اعتقاد پیدا کنند در دوران کودکی دوستشان داشته اند.
اما معمولا این بیماران محبت اصیل را دریافت نکرده اند؛ آنها در دوران کودکی در حسرت بوسه و نوازش والدین مانده اند. احساس های این کودکان به آنها انعکاس داده نشده است ، درک نشده اند و محبت اصیل را با چشم و گوش خود حس نکرده اند. بنابراین اگرچه از دیگران تأیید گرفته اند، اما عشق واقعی را تجربه نکرده اند: از آنها سوءاستفاده شده است زیرا در صورتی توجه دریافت می کرده اند که به معیارهای خاصی دست پیدا کرده باشند.
از چنین تاریخچه ای در دوران کودکی انتظار می رود که طرحواره هایی مثل بی اعتمادی / بدرفتاری و اطاعت را در ذهن کودک شکل بدهد.
در چنین شرایطی گاهی اوقات یکی از والدین سلطه گر بوده یا از کودک سوءاستفاده کرده است تا او بتواند نیازهای والد را برطرف کند.
https://t.me/third_generation
1 439
طرحواره درمانی برای افراد خودشیفته
بخش دوم
♻️طرحواره های افراد خودشیفته :
طرح واره های اصلی خودشیفتگی همانا محرومیت هیجانی و نقص هستند که جزیی از ذهنیت کودک تنها به شمار می روند. طرح واره استحقاق، جبران افراطی محرومیت هیجانی و نقص است. طرح واره استحقاق بخشی از ذهنیت خود بزرگ منش است. از آنجا که بیشتر بیماران دچار اختلال شخصیت خودشیفته نمی توانند عشق واقعی را تجربه کنند، احتمالا طرح واره های محرومیت هیجانی و نقص تا آخر عمر دست از سر آنها بر نمی دارند. آنها به درستی رفتارهایشان اطمینان کامل دارند و از همین روست که در مکتب محبت ( داد و ستد عشق واقعی)، نمره کمی می گیرند؛ مگر اینکه به درمان تن بدهند یا روابط سالم و بهبود بخشی را تجربه کنند.
برای جبران این طرح واره، بیماران دست به دامن استحقاق می شوند و به خودشان حق می دهند هر کاری بکنند. آنها از افراد نزدیک خود توقعات زیادی دارند، اما در مقابل، کار اندکی برای آنها انجام می دهند. از آنجا که در دوران کودکی شان با محرومیت های زیادی روبه رو شده اند، در حال حاضر بسیار پر توقعانه عمل می کنند تا مطمئن شوند که نیازهایشان برآورده می شود.
به دلیل وجود همین طرح واره محرومیت هیجانی است که این بیماران در شدت سوء تفاهم ها و غفلت های دیگران، اغراق می کنند.
این بیماران دائم از اینکه دیگران درکشان نمی کنند و متوجه نیازهای آنها نیستند، شکایت می کنند.
طرح واره نقص نیز در ذهن افراد خودشیفته شکل گرفته است. بیشتر بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، احساس نقص و بی ارزشی می کنند. به همین دلیل به دیگران اجازه نمی دهند که وارد روابط صمیمی با آنها شوند.
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته درباره صمیمیت دچار دوسوگرایی عاطفی هستند، آنها سالهاست که مشتاق روابط صمیمی هستند، اما به محض اینکه وارد روابط صمیمی می شوند احساس ناخوشایندی به آنها دست می دهد و محبت دیگران را پس می زنند ( می توان این پدیده را تنش بین طرح واره های محرومیت هیجانی و نقص ربط داد. احساس محرومیت، آنها را به سمت روابط صمیمی ترغیب می کند، اما احساس نقص یا بی ارزشی باعث می شود خودشان را از این روابط کنار بکشند).
آنها معتقدند که برملا شدن هرگونه عیب و نقصی باعث آبروریزی و در نهایت طرد می شود. هرگاه در رسیدن به معیارهای بلند پروازانه خود علنا ناکام شوند از حالت خودبزرگ منشی به حالت حقارت و در نهایت شرمساری می غلتند.
چنین شکست هایی اغلب به افسردگی یا سایر علایم اختلالات محور ا مثل اضطراب با اختلال روان تنی منجر می شود.
علاوه بر این، چنین شکست هایی معمولا پافشاری آنها بر تلاش های بیشتر به منظور جبران افراطی می گردد.
اگرچه طرح واره های محرومیت هیجانی ، نقص / شرم و استحقاق، غالب ترین طرحواره های بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته هستند، اما با این حال طرح واره های دیگری نیز در ذهن آنها شکل گرفته است. طرحواره هایی مثل:
بی اعتمادی / بدرفتاری
انزوای اجتماعی / بیگانگی
شکست خود انضباطی / خویشتن داری ناکافی
اطاعت
تأییدطلبی / پذیرش جویی
معیارهای سرسختانه / انتقادگری افراطی
تنبيه
از آنجا که بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته از جبران افراطی و اجتناب به عنوان سبک های مقابله ای استفاده می کنند، عمدتا بیشتر اوقات از طرح واره هایشان آگاهی ندارند.
📚طرحواره درمانی راهنمای کاربردی متخصصان بالینی نوشته جفری یانگ و همکاران , جلد ۲ , ص ۱۳۴
https://t.me/third_generation
1 439
طرحواره درمانی برای شخصیت خودشیفته
بخش اول
شخصیت #خود شیفته (Narcissistic)كسانی كه دارای این شخصیت اند مردمانی بسیار خودخواه هستند و توجه خاصی به خود دارند. بر پیشرفت استعداد های خود اغراق می كنند و نسبت به دیگران بسیار حسود هستند. برای خود ارج و اعتبار فراوانی قائل اند. خود را بهترین فرد می دانند و اجازه ابراز وجود به كسی نمی دهند و بالاترین حد ناسازگاری را با محیط دارند. كسانی كه به اختلال شخصیت خودشیفتگی دچارند نیاز به تحسین و تمجید دارند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معتقدند كه برتر، استثنایی یا بی همتا هستند و از دیگران نیز انتظار دارند با آنها به همین صورت برخورد كنند، عزت نفس آنها تقریباً به طور ثابتی شكننده است. با خیالپردازی های مربوط به موفقیت نامحدود، قدرت، زیركی، زیبایی و با عشق ایده ال اشتغال ذهنی دارند. خودشیفته ها فاقد درك همدلانه هستند و نمی توانند بفهمند كه دیگران چه احساسی دارند كنار آمدن با یك شخصیت خودشیفته بسیار دشوار است . اینها معمولاً دوستانشان را از دست می دهند .آنها بسیار مغرورند، هیچگاه در صف نمی ایستند و رعایت نوبت نمی كنند و از دیگران توقعات بسیار نا به جا و خود خواهانه دارند.
منبع: سیدمحمدی، یحیی: نظریه های شخصیت؛ شولتز
https://t.me/third_generation
1 439
منابع
✅Nyman, S. J., Nafziger, M. A., & Smith, T. B. (2010). Client outcomes across counselor training level within a multitiered supervision model. Journal of Counseling & Development, 88(2), 204-209.
✅Atkins, D. C., & Christensen, A. (2001). Is professional training worth the bother? A review of the impact of psychotherapy training on client outcome. Australian Psychologist, 36(2), 122-130.
✅Holt, H., Beutler, L. E., Kimpara, S., Macias, S., Haug, N. A., Shiloff, N., ... & Stein, M. (2015). Evidence-based supervision: Tracking outcome and teaching principles of change in clinical supervision to bring science to integrative practice. Psychotherapy, 52(2), 185.
✅Ellis, M. V., Berger, L., Hanus, A. E., Ayala, E. E., Swords, B. A., & Siembor, M. (2014). Inadequate and harmful clinical supervision: Testing a revised framework and assessing occurrence. The Counseling Psychologist, 42(4), 434-472.
✅Alfonsson, S., Parling, T., Spännargård, Å., Andersson, G., & Lundgren, T. (2018). The effects of clinical supervision on supervisees and patients in cognitive behavioral therapy: a systematic review. Cognitive behaviour therapy, 47(3), 206-228.
✅Liness, S., Beale, S., Lea, S., Byrne, S., Hirsch, C. R., & Clark, D. M. (2018). The Sustained Effects of CBT Training on Therapist Competence and Patient Outcomes. Cognitive Therapy and Research, 1-11.
✅Hsu, C. L., Best, J. R., Davis, J. C., Nagamatsu, L. S., Wang, S., Boyd, L. A., ... & Liu-Ambrose, T. (2018). Aerobic exercise promotes executive functions and impacts functional neural activity among older adults with vascular cognitive impairment. Br J Sports Med, 52(3), 184-191.
✅Walker, M. P., & Stickgold, R. (2004). Sleep-dependent learning and memory consolidation. Neuron, 44(1), 121-133.
✅Chow, D. L., Miller, S. D., Seidel, J. A., Kane, R. T., Thornton, J. A., & Andrews, W. P. (2015). The role of deliberate practice in the development of highly effective psychotherapists. Psychotherapy, 52(3), 337.
✅Ericsson, K. A., Hoffman, R. R., Kozbelt, A., & Williams, A. M. (Eds.). (2018). The Cambridge handbook of expertise and expert performance. Cambridge University Press.
✅Goldberg, S. B., Babins-Wagner, R., Rousmaniere, T., Berzins, S., Hoyt, W. T., Whipple, J. L., ... & Wampold, B. E. (2016). Creating a climate for therapist improvement: A case study of an agency focused on outcomes and deliberate practice. Psychotherapy, 53(3), 367.
https://t.me/third_generation
1 439
چطور مهارت بالینی خود را -بدون هدر دادن پول و زمان- افزایش دهید؟
ترجمه و تالیف: علی فیضی
دوست دارید مهارتهای خود را در زمینۀ رواندرمانی افزایش بدهید؟ به نظرتان کدام یک از گزینههای زیر میتواند بهترین انتخاب باشد؟
الف. در یک کارگاه دو یا سه روزه شرکت کنید.
ب. در یک رویکرد درمانی خاص از یک متخصص شناختهشده نظارت بالینی سنتی (سوپرویژن) دریافت کنید، یعنی گزارشی از درمانجو/درمانجویان خود به او ارائه داده و راهنماییهای برای بهتر کار کردن از او دریافت کنید.
پ. یک کتاب راهنمای درمانی یا دستهای از مقالات مطالعۀ موردی را بخوانید.
ت. ورزش آیروبیک انجام بدهید یا چرت بزنید.
اگر گزینههای الف، ب یا پ را انتخاب میکنید پس به دنیای عملکرد متوسط یا یا متوسط به پایین خوش آمدید. شواهدی پژوهشی وجود دارند که نشان میدهند که متاسفانه آموزش حرفهای رایج و معمول –حتی در کشورهای جهان اول- منجر به افزایش مهارت بالینی چشمگیری نمیشود (نیمن، نفزیگر، اسمیت، 2011؛ اتکینز و کریستینسن، 2001).
در مورد نظارت بالینی چطور؟ اوضاع خیلی بهتر نیست و شواهد کمی مبنی بر اثربخشی نظارت بالینی وجود دارد (هالت و همکاران، 2015). حتی اگر کمی بیشتر در این مورد جستجو کنیم بعضی حقایق ناخوشایند خودشان را نشان میدهند. مثلا در یک مطالعه در آمریکا (الیس، 2013) معلوم شد از 363 درمانگری که نظارت بالینی دریافت میکردند 93 درصد ایشان آنچه دریافت میکردند ناکافی بود و 35 درصد نظارت بالینی آسیبزایی دریافت میکردند. یکی از جدیدترین مطالعاتی هم که دربارۀ ارتباط نظارت بالینی و اثربخشی درمانگر در حوزۀ درمانهای شناختی رفتاری انجام شده نشان میدهد که دریافت نظارت بالینی به شایستگی مهارتی درمانگر منجر میشود اما بر اثربخشی بیشتر کار او بر درمانجو تاثیری ندارد (آلفونسون و همکاران، 2018). آخرین مطالعهای هم که دربارۀ ارتباط نظارت بالینی و اثربخشی بیشتر درمانگر انجام شده (لینس و همکاران، 2018) بین نظارت بالینی و اثربخشی بیشتر درمانگر ارتباط مثبتی یافته است اما دو نکتۀ اساسی وجود دارد که بهتر است در نظر بگیریم: اولا نظارت بالینی به صورت گروهی و فردی بوده ، دوما طولانی بوده (حدود 70 ساعت) و سوما مبتنی بر بازخورد دادن بر اساس نسخۀ ضبطشدۀ جلسات بوده است؛ یعنی فرایندی متفاوت از آنچه نظارت بالینی سنتی ارائه میدهد. البته این مطالعه مبتلا به ضعفی اساسی است و آن نبود گروه کنترل است که نتیجهگیری در مورد اثربخشی منحصر به فرد نظارت بالینی بر اثربخشی رواندرمانگر را با دشواری روبهرو میکند.
البته از طرف دیگر یافتههایی وجود دارد که نشان میدهد انجام ورزش آیروبیک یا چرت زدن نیمروزه برای انجام تکالیف پیچیدۀ شناختی و افزایش ظرفیت یادگیری مفیدند (هسو و همکاران، 2018، واکر و استیکگولد، 2004). دارید نتیجه میگیرید که گزینۀ خوابیدن و ورزش کردن از همه بهتر است؟ صبر کنید! خوشبختانه هنوز میتوان به افزایش یادگیری از طریق آموزش و نظارت بالینی امیدوار بود. اگر آموزش و نظارت حاوی مولفۀ مهمی به نام یادگیری و #تمرین_عامدانه باشد میتوان به تسلط بلکه استادی در مهارتهای بالینی امیدوار بود. نقش تمرین عامدانه در رسیدن به تسلط بر مهارت در حرفههای گوناگونی از شطرنج گرفته تا موسیقی شناخته شده است و خوشبختانه بررسی سودمندی این روش در رواندرمانی نیز مورد توجه قرار گرفته است (چاو و همکاران، 2015)؛ آنچنان که یافتههای این مطالعه نشان میدهد میزان تجربه، جنسیت، حرفه، صلاحیت کسب شده، تعداد مراجع، میزان یکپارچگی نظری، هیچ کدام پیشبینیکنندۀ موفقیت درمانگر بر اساس گزاش مراجعان نیستند و همراستا با یافتههای پژوهشی در انواع حرفهها و مهارتهای گوناگون، در مورد موفقیت در رواندرمانی نیز آنچه پیشبینی کننده است مقدار زمانی است که درمانگر صرف بهبود مهارتهای درمانی خود به شکل تمرین عامدانه میکند. مطالعۀ دیگری نیز نشان داده است که بهبود مهارتهای بالینی درمانگر مشروط به دو نکته است: یکی این که به صورت منظمی بر نتایج کار خود به صورت جلسه به جلسه نظارت کند و دیگر این که بر اساس بازخوردهایی که از این طریق و نیز یک یا چند مشاور ماهر میگیرد برای بهبود مهارتهای خود دست به تمرین عامدانه بزند . (گولدبرگ و همکاران، 2016). حال بیایید به این بپردازیم که تمرین عامدانه چیست. در این متن صرفا به مولفههای تمرین عامدانه میپردازم و امیدوارم در نوشتههای بعدی کاربرد عملی تمرین عامدانه برای بهبود مهارت رواندرمانی را توضیح دهم. تمرین عامدانه شامل پنج مولفۀ مهم (اریکسون و همکاران، 2018) است:
1. مشاهدۀ عملکرد خود
2. بارخورد گرفتن از عملکرد خود
3. تشخیص خردهمهارتهای خاص
4. تمرین مکرر آن مهارتها
5. ارزیابی نتایج عملکرد خود
https://t.me/third_generation
1 439
اطلاعيه ✨✨✨✨
گروه روان حامی
#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی_تهران
✳️كلاس هاى فرزند پرورى ويژه مادران باردار و داراى نوزاد ٠تا ٦ماه
✳️مدرسين :
متخصصين مامايي و روانشناسان كودك
١-جمعه ٢١ دي ماه ٩٧ با امكان حضور پدر
از ١٠ صبح تا ١٣:٣٠ همراه پذيرايي
٢- يكشنبه ٢٣ دي ماه از ١٠تا ١١:٣٠
يكشنبه ٣٠ دي ماه از ١٠ تا ١١:٣٠
جهت رزرو و ثبت نام با شماره هاى:
٠٩١٢٥٧٠٥٩٨٢
٠٩٣٧١٥٧٨٠٥٧
محدوده شريعتى ،ميرداماد
🌷🌷🌷
https://t.me/third_generation
1 439
معلم دیوانه ای که در کلاس با وحشیگری دانش آموز خودش را تحقیر میکند
بلانسبت معلم
۱۶ دیماه ۹۷
@mohammad_reza_mahdavi
1 439
معلم وحشی که به سر و صورت شاگرد خود مشت و لگد میزند
بلا نسبت معلم
۰۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۳
https://www.tabnak.ir/fa/news/478926/آیا-شنیدهاید-معلمی-به-صورت-شاگردش-لگد-بزند
@mohammad_reza_mahdavi
1 439
⭕️سرکوب عواطف، سلامت روان را به خطر می اندازد
➖ شخصی که مرتباً واکنشهای عاطفی خود را سرکوب می کند، سریعتر بیمار می شود.
➖ حتی می توان این فرضیه را نیز مطرح کرد که اگر مردان به طور متوسط هفت سال کمتر از زنان عمر می کنند، به این خاطر است که کمتر از راه گفتگو، عواطف و احساسات خود را ابراز می کنند. این در حالی است که در جامعه ما سکوت به هنگام تحمل مشکلات، برای مردان صفتی ممتاز محسوب می شود!
➖ ابراز وجود خلاق از جمله شیوه های مهم درمان است. ابراز وجود امکان می دهد که افکار و عواطف به جریان بیفتند.
➖ وقتی درجا می زنیم و متوقفیم، در واقع خلاف جریان زندگی عمل می کنیم.
➖ اقدام به ابراز وجود قبل از هر چیز به دلیل آن که یک حرکت است، جریان حیاتی را تسهیل می کند.
➖ به همین دلیل هم مشاهد شده که در بعضی موارد، تغییر محیط اجتماعی یا کاری می تواند آثار مفیدی در رفع افسردگی داشته باشد. "حرکت یا تغییر"، همان قانون موجودیت ماست...
📚 کتاب «قربانی دیگرانیم و جلاد خویش (کالبد شکافی روان شناختی اسطوره ی ایزیس و ازیریس)
https://t.me/third_generation
1 439
✳️
عرض سلام واحترام خدمت دوستان بزرگوار
سرفصل های جلسه گپ و گفت روزجمعه ، بیست و یکم دی ماه با موضوع" تکنیک های ارتباط موثر" به صورت ذیل میباشند ⬇️
🔺پیرو برگزاری جلسات پیشین با محوریت تمرکز بر خویشتن، یکی از اساسی ترین موانع موفقیت در ارتباط موثر و پیرو آن عواقب مخرب در حوزه روابط احساسی، انتخابی، روابط زوج و حوزه های شغلی موارد اجرایی ذیل بررسی و به مشارکت قرار گذاشته خواهد شد.
❇️اهمیت و جایگاه خویشتن در فاکتور های ارتباطی
❇️بررسی ارتباط دو فاکتور عشق ورزی و لذت با ارتباط موثر
❇️بررسی و آموزش انواع نوازش های روانی
❇️آموزش استفاده از اجزاء ارتباط موثر و نوع اجرایی کردن آن ها
❇️آموزش مدیریت کردن نیاز به قدرت افراد در ارتباطات بین فردی
❇️اجرایی کردن تکنیک ها در جلسه گپ و گفت توسط افراد داوطلب ( رول پلی)
1 439
رباتهای مشاور، رقیب مشاوران انسان میشوند!
با افزایش نیاز به مشاوره، رباتهای مشاور نیز در کنار انسانها به درمان مراجعان میپردازند.
نیاز به مشاورهای انسان، راه را برای ورود حمایت احساسی رایانهها از راه صحبت آنلاین هموار کرده است. "آیدان جونز"(Aidan Jones)، مدیر اجرایی موسسه خیریه "ریلیت"(Relate) گفت: "ربات سخنگو" یا "چتبات" میتواند در برخی موارد، زوجها را مانند یک مشاور انسان راهنمایی کنند. به همین دلیل، متخصصان عقیده دارند که برخی افراد میتوانند مسائل خود را جایی بیرون از یک اتاق مشاوره مطرح کنند.
رباتهای مشاور موسوم به "ووبوت"(woebot) از جمله ربات "الی"(Ellie) در حال حاضر در ارتش آمریکا مورد آزمایش قرار گرفتهاند تا به سربازان مبتلا به "اختلال استرسی پس از آسیب روانی"(PTSD) کمک کنند.
جونز افزود: ما باید مشاوره با کمک تعامل غیرانسانی را بررسی کنیم. هوش مصنوعی میتواند تعامل با مراجعان متفاوت و حاضر شدن در محیط را بیاموزد تا به یک مشاور انسان شباهت داشته باشد.
موسسه ریلیت، یک سرویس گفتگوی زنده دارد که در هر سال، به بیش از 15 هزار نفر کمک میکند. به گفته جونز، مشاوران موسسه باور دارند که با استفاده از این روش، مراجعان سریعتر از زمانی که در اتاق مشاوره هستند، درباره مشکل خود صحبت میکنند.
"هری بنسون"(Harry Benson)، مدیر پژوهش یک بنیاد ازدواج گفت: شکی نیست که میتوان ماشینها را برای گوش دادن و یا صحبت کردن برنامهریزی کرد اما به نظر نمیرسد این روش در مشاوره دادن به زوجها، کارآمد و یا به اندازه یک درمانگر، مورد اطمینان باشد. جایگزینی ماشین به جای انسان در حوزه مشاوره، کار بسیار دشواری است.
ایده مشاوره با سربازان، پیشنهاد پژوهشگران "دانشگاه کالیفرنیای جنوبی"(USC) بود که ماهها به تحلیل نحوه برقراری ارتباط عاطفی سربازان پرداخته بودند.
اگرچه در حال حاضر، بررسیهایی برای ارزیابی سلامت روان وجود دارند اما افسران نظامی میتوانند مخالفت خود را با آن اعلام کنند.
ارتش آمریکا در جستجوی روشهای جدیدی برای متوقف کردن خودکشی سربازان مبتلا به اختلال استرسی پس از آسیب روانی است.
پژوهشگران پس از مجموعهای آزمایش و مصاحبه دریافتند که پاسخهای سربازان به رایانه، جامعتر و صادقانهتر از پاسخ آنها به درمانگران هستند.
ربات الی به خاطر داشتن شباهت ظاهری با انسان، میتواند بدون منتقل کردن احساس قضاوت شدن، به مراجعان مشاوره بدهد. این ربات، با سربازان و کهنهسربازانی که در جنگ شرکت داشتند، صحبت کرد و سربازان پس از اطمینان از افشا نشدن نامشان، نشانههای بیماری خود را با آن مطرح کردند.
"گیل لوکاس"(Gale Lucas)، روان شناس پژوهشی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و نویسنده ارشد این پژوهش گفت: ما باور داریم که صحبت با یک ربات مشاور میتواند برای کهنهسربازان سودمند باشد.
مرجع : خبرگزاری ایسنا
https://t.me/third_generation
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
