احســاس💕 زیبـــا 🎵
Відкрити в Telegram
« ازدل شعـرتاعمق نغمه، احسـاس زیـبا جاری است.» تو بیش کنی کم را، از دل ببری غم را 🍂 مولانا
Показати більше715
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-230 днів
Архів дописів
به دل گفتم کدامین شیوه دشوار است در عالم
نفس در خون تپید و گفت: پاسِ آشناییها ...
🍂بیدل_دهلوی
🍂زمزمه شب در سکوتِ شب، دل از هیاهوی روز میگریزد، و واژهها، آرامآرام، در گوشِ ماه نجوا میکنند: «خدایا، امشب را پناهِ دلهای خسته کن، و فردا را روشنتر از امید…» 💤
.
از حباب آموز همت را که با صد احتیاج
خالی از دریا برون آرد سبوی خویش را
🍂صائب تبریزی
خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد
ساحتِ کون و مکان عرصهٔ میدانِ تو باد
زلفِ خاتونِ ظفر شیفتهٔ پرچم توست
دیدهٔ فتحِ ابد عاشقِ جولانِ تو باد
ای که انشاءِ عطارد صفتِ شوکتِ توست
عقل کل چاکرِ طُغراکشِ دیوانِ تو باد
طِیرهٔ جلوهٔ طوبی قدِ چون سروِ تو شد
غیرتِ خُلدِ بَرین ساحتِ بُستانِ تو باد
نه به تنها حَیَوانات و نَباتات و جَماد
هر چه در عالمِ امر است به فرمانِ تو باد
🍂حافظ
ای که رویت چو گل
و زلف تو چون شمشادست
جانم آن لحظه که
غمگین تو باشم شادست
🍂مولانا
کوه پرسید ز رود
زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست ؟
گفت : در رفتن من
کوه پرسید : ومن ؟
گفت در ماندن تو
بلبلی گفت : ومن ؟
خنده ای کرد و گفت :
در غزلخوانی تو
آه از آن آبادی
که در آن کوه روَد،
رود، مرداب شود
و در آن بلبل سرگشته
سرش را به گریبان ببرد ،
و نخواند دیگر
من و تو بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز،
در خواندن من،
ماندن تو ،
رفتن یاران سفر کرده ی ما نیست
بـــــــــدان!
🍂صحرا کلهر
