احســاس💕 زیبـــا 🎵
Відкрити в Telegram
« ازدل شعـرتاعمق نغمه، احسـاس زیـبا جاری است.» تو بیش کنی کم را، از دل ببری غم را 🍂 مولانا
Показати більше717
Підписники
+324 години
-17 днів
-330 днів
Архів дописів
در جهانی که تهیدست برون باید رفت
ساده لوح آن که غم رفتن اسباب خورد
کرد دخل کج احباب ز جان سیر مرا
تا به کی ماهی من طعمه ز قلاب خورد؟
🍂صائب تبریزی
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند کان کس که گفت قصهٔ ما هم ز ما شنید ما باده زیرِ خرقه نه امروز میخوریم صد بار پیرِ میکده این ماجرا شنید ما مِی به بانگِ چنگ نه امروز میکشیم بس دور شد که گنبدِ چرخ این صدا شنید پندِ حکیمْ محضِ صَواب است و عینِ خیر فرخنده آن کسی که به سَمعِ رضا شنید حافظ وظیفهٔ تو دعا گفتن است و بس در بَندِ آن مباش که نشنید یا شنید 🍂حافظ
تو آفتاب ملکی و هر جا که میروی
چون سایه از قفای تو دولت بود دوان
بیطلعت تو جان نگراید به کالبد
بینعمت تو مغز نبندد در استخوان
🍂حافظ
.
خوش
نشستی بہ دلم
عطرِگرانقیمتِ عشق.....
بر تو وُ
صبـح دل انگیز ِ
چو الماس سلام
🍂عبدالرحیم_نوروزی
نرگس آتش پرستی داشت شبنم میفروخت با همان چشمی که میزد زخم مرهم میفروخت زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر داشت یوسف را به مشتی خاک عالم میفروخت زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر مرگ را همچون شراب کهنه کم کم میفروخت در تمام سالهای رفته بر ما روزگار شادمانی میخرید از ما و ماتم میفروخت من گلی پژمرده بودم در کنار غنچهها گلفروش ای کاش با آنها مرا هم میفروخت 🍂فاضل نظری
@ehsasezibaa💤
✨
.
هر بستهای گشاده شود آخر از کمند
الا دلی که بستیش از تارِ موی خویش
🍂فروغی بسطامی
طپش جایی و دل جایی و سر جایی و خود جایی
ندارد تیغ او چون من شهید مشهدآرایی!
🍂غنیمت_پنجابی
دیگران ، چون بروند از نظر ، از دل بروند...
تو چنان ،در دل من رفته ، که جان در بدنی...
🍂سعدی
و من آنان را
به صدای قدم پیک بشارت دادم
و به نزدیکی روز
و به افزایش رنگ
به طنین گل سُـــــرخ
پشت پرچینِ سخنهای درشت...
🍂سهراب_سپهری
