uk
Feedback
|•حَرفآی مَنطقی•|

|•حَرفآی مَنطقی•|

Відкрити в Telegram

•|سَختِع دَرک حرفآمون چون ع مَنطق میگیم|• [96/7/2]

Показати більше
311
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-730 днів
Архів дописів
‏یه دیالوگی بود تو فیلمِ شب‌های روشن که میگفت «آدما واسه مخفی کردنِ احساساتشون دلیل دارن، ولی این مخفی‌کردن از همدیگه دورشون میکنه؛ چه دلیلی از عشق مهم‌تره؟!» جدی چه دلیلی از عشق مهم‌تره که همین الان نِمیری بگی دوسش داری؟!

هروقت بکیرت بگیریش،میاد سمتت. دونت ووری

نود و نه درصد آدم‌ها معمولی‌ان. اون یه درصد رو هم خودمون خاص می‌کنیم

به اندازه حرف‌هایی که بهت نمی‌گم ازت دور می‌شم و شاید این انتخاب منه!

‌ ‏تو دنیای موازی بیا به هم عمود باشیم!

- گاهی لازمه‌ی زندگی خوب و آرامش بیشتر اینه که وقتی چیزی آزارت میده در مورد اون با کسی صحبت نکنی. بهتر اینه خودت بهش فکر کنی، به نتیجه برسی و عمل کنی. اما این به منزله این نیست که آدم باید تنها باشه. فقط یک گوشزد خیلی کوچیکه تا فراموش نکنه در آخر باید خودش، خودش رو نجات بده؛ به قول فروغ “از آینه بپرس نام نجات دهنده را”

گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچیزی بودن میشم بجز خودم همین امروز آرزو میکردم که شاپرک گرفتار توی تار عنکبوت گوشه ی اتاقت باشم

کاش می‌تونستم زندگیمو به کسایی که واقعاً می‌خوان زندگی کنن اهدا کنم

سیراب نشدم چون سراب بودی!

یه مرد عاقل بهم‌ گفت: از شروع دوباره نترس، این دفعه از صفر شروع نمی‌کنی، از تجربه‌هات شروع می‌کنی

من میخوام که باشی، نگفتم نیاز دارم، گفتم میخوام باشی و این خواستن بخاطر نیازم نیست بخاطر پیدا نشدن ادمای بهتر از توام نیست اتفاقا بهتر از تو زیاد هست ولی واسه من بهتر نیستن و این بخاطر حسیه که ازت میگیرم

‏یک روز آخرین فردی که تورا میشناخت خواهد مرد، و تو فراموش خواهی شد

به نظرم قشنگترین شکلی که میشه به کسی دوست داشتنمون رو نشون بدیم اینه که بهش ثابت کنیم اون آدم کافیه‌. برای خوشحالی، برای عشق، برای آرامش، برای تکیه کردن، برای پا به پای هم تلاش کردن، برای همه اینا کافیه‌

‌ببین کی برگشته، بختم!

گفت: وقتی باهاش آشنا شدم، احساس کردم بعد از یه سفر طولانی رسیدم خونه... قشنگ بود :)

من شدیدا نیاز دارم گول کسیو بخورم و رویایی رو باور کنم ولی همه‌چیز بیش از حد، واقعی شده.

‌تو با حرفات صابون به دلم نزن، من قول میدم برات کف بزنم

کسی را نیمه‌ی راه ترک نکنید شاید این مسیر او نبوده و فقط به خاطر تو آمده بوده

بعد از مدتی، درد خصوصی میشه و گفتنش به دیگران لطفی نداره. شروع انزوا از همین نقطه‌ست.

نانوا هم جوش شیرین میزند وای ب حال فرهاد