uk
Feedback
قلم سرخ

قلم سرخ

Відкрити в Telegram

Показати більше
9 670
Підписники
+124 години
-57 днів
-3630 день
Архів дописів
استقلالی ها از نیم تای پایین جدول بالا نمیان، درباره تیم های بالا جدول حرف می زنند.دغدغه شما باید این باشه که با موسیمانه چرا تمدید نمیکنن؟

تصورم این است در صحنه آخر پای مرتضی که روی پای نمید طاهرخانی قرار گرفت باعث توقف مهاجم ذوب نشد و باصطلاح پای توقف کننده نبود. بعد از آن حمید طاهرخانی هم به گونه ای شیرجه زد که نمی توانست آن شکل افتادن را مربوط به له شدن با کف پا باشد. به همین دلیل هم داور قانع نشد پنالتی بگیرد

خدادادی در مجموع عملکرد خوبی داشت. اگر بتواند تمرکزش فقط روی فوتبال باشد می توان روزهای خوبی را برایش متصور بود. خلق موقعیت در لحظه آخر نیمه اول هنر خودش بود . در جایی که بزرگترها موقعیت سوزی می کنند یک جوان را با نقد شدید، زیر سئوال نبریم

در شبی که پرسپولیس نه چندان خوب عمل کرد و البته موقعیت هایی هم ایجاد کرد کار به تساوی با ذوب آهن ختم شد. تیم ده نفره ذوبی ها در دفاع خوب کار کرد و پرسپولیس همچنان از روزهای خوب خود دور است. لیگ این فصل دارد از دست می رود

دوچرخه سواران به شمس آذری ها سواری دادند

نیمه دوم ، هر چقدر شمس آذر هدفمند به توپ ضربه زد ، استقلال آشفته و شلخته بود. شاگردان رحمتی روی ضد حمله گل زدند و مقابل بازی مستقیم و بکش بکش استقلال همه سرها را زدند و باز هم موقعیت گل داشتند که از دست رفت. استقلال ، چوب بخور بخواب تعطیلات را خورد

پاگشا در آزادی

استقلال در نیمه اول نه هافبک داشت نه مهاجم. شمس آذر هم زورش نمی رسید که به دروازه استقلال نزدیک شود

برای تار و پود از هم گسیخته شنل سلطان ...شاید خودمان هم مقصریم ، علی آقا! 🖌عبدالصمد ابراهیمی ۱-آنهایی که چهل سالگی را رد کرده اند، با مرد چشم تیله ای فوتبال ایران ، خاطرات فراموش ناشدنی دارند . روزگاری که فریاد علی سلطانِ سکوهای امجدیه و آزادی، حنجره های آن تیفوسی های بی تکرار را پر می کرد. چه آن دورانی که عدد ۷ ، نماد پروین و کاپیتان پرسپولیس بود و چه آن ایامی که عادت داشت روی نیمکت بنشیند و نه گل زدن و نه گل خوردن ، تکانش ندهد، او یک چهره بی نظیر بود.او همیشه سلطان بود. ۲-بت پروین در دهه ۸۰ و با قد کشیدن نسل جدید هواداران ، رفته رفته تیشه خورد. نسل ما، فوتبال اروپایی چندانی نمی دید، بک راست پرسپولیس و سر زدن کریم باوی را با سبک بازی رئال و بایرن قیاس نمی کرد، کعبه آمال مان ورزش و مردم بهرام شفیع بود، اما این جوان‌ترها-نوجوان ها- شب ها می نشستند پای فوتبال خارجی ها و فردایش چه تحلیل ها که از دفاع خطی مدرن و استقرار دو هافبک میانی در طول هم، که نداشتند. دنیای آنها، جای سلطان پروری نبود.کیف می کردند مقابل بزرگترها عرض اندام کنند. ۳-پروین کم کم شد یکی مثل بقیه پیشکسوتان. نه که خودش مقصر نباشد. بود هم، ولی خودمانیم. ما هم حواس مان نبود که سلطان دارد پیر می شود و راست گفته اند که پیری، نسخه ای از کودکی است. توجه می خواهد و اگر حواست به او نباشد درد می کشد.خود زنی می کند و بت ش را می خراشد. مردی که گوشه چشمش و یک نگاه تندش ، همه آن رختکن پر از شرورهایی مثل مژدبا، مری فنونی، وحید قلیچ ، کرمانی و دیگران را ساکت می کرد حالا شده بود لقلقه زبان نوجوان ها و هر کس می رسید به او ضربه ای می زد. نه اینکه خودش مقصر نبود، بود ولی ما هم حواس مان نبود که او را جای درستی بگذاریم. یک جای محفوظ و محترم. نه آن جای مدیر فنی با طعم کشک و دوغ!باشگاه فوتبال بود، لبنیاتی که نبود. ۴-علی سلطانِ مامان نصرت، اگر نبود امروز پرسپولیسی وجود نداشت. می گویند کنار پرسپولیس کم نفع نبرده. باشد، قبول. باغبان بی سود، خودش آفت است.‌در همه این سالها شماره ۷ او را بر تن عبدالله ریاحی، میثم سلیمانی، علی عسگر و بادامکی هم کردیم. هیچکس هم نخواست همان اول کار یک جای مناسب برای سلطان بی بدیل دهه های گذشته تعریف کند. خودش هم که خدا خیرش بدهد. هر جا دید فضا مناسب است پا به توپ شد تا همه را دریبل بزند. حرمت امامزاده ، را متولی اش نگه نداشت ، باشد. ما نگه داریم.پروین هر چه باشد، برای نسل ما و قدیمی ترها یک بت بود. قطارش را اگر از ریل مدرن خارج شده، به ریل برگردانیم . یک جایی آن صدر مجلس، آن بالا بالاها، روی یک صندلی مخمل سایبان دارِ خاصِ سلاطین، جایش بدهیم و سلطان سلطان از زبان مان نیافتد. نگذاریم دورش خلوت شود. پادشاه اگر ، تاج و تختش لرزید ، دلش هم می لرزد. نگذاریم با خودش تنها بماند که اگر بماند در بازی اسم و فامیل ، مکرر با "تارتار" و "ربیعی " و "الهامی" جمله سازی می کند.مشق شب تلخی است این اسم و فامیل بازی ها. سلطان، همیشه سلطان است . حتی اگر مهدی هاشمی وار در آن سریال دهه شصتی، جایش را با شبان عوض کنند باز هم سلطان است. حرمتش، حرمتش، حرمتش را خودش هم اگرحفظ نکرد ما حفظ کنیم. ۵-به استقلال نگاه کنید. پیشکسوتانی که بعضا فقط ده دقیقه لباس آبی بر تن کرده اند ادعاها دارند در آن اردوگاه. در پرسپولیس اگر خیلی ها که در دل مدعی اند و در ظاهر ساکت، حرفی نمی زنند هنوز هم از پروین حساب می برند. حواس مان به علی سلطان خاطرات مان باشد. او بزرگ بوده، کوچکش نکنیم. دنیای بدون پروین، دنیای استقلال بدون منصورخان و حجازی است. یک جای وحشتناکی که باید تیمت را در دنیای مجازی با محمد نوری ، مهدی فنونی زاده ، وحید قلیچ و امیر حسین صادقی ارنج کنی تا برایت توئیت در حد ۱۲ ساله ها کنند و هی بگویند سلام به اونایی که عاشقونه دوستشون دارم.نه، با هم حواس مان به سلطان باشد. تلاش کنیم خودش هم حواسش به خودش باشد.سلطان به سلامت باد.

باور کردنی نیست استقلالی ها شادی بعد از بازی گودرزی بازیکن سابق استقلال را پست کردن ، میگن این بازیکن قلبا استقلالیه....... بعد با این برای ما کری میخونن. قلبا؟ شما گرونترین خرید های تیمتون مهرداد محمدی و رامین رضاییان هفت جدشون پرسپولیسی بوده ، مهرداد بوقچی ما بوده . دارید با چی کری می خونید آخه؟ بزرگ بشید. دوران کودکی را رد کنید. داشته های خودتون چیه؟ باخت های مکرر به خیبر؟.... بده شیش

بدون تعارف، تاروپود منسجم پرسپولیس آسیب جدی دیده باید رفت دنبال کارزیربنایی. دنبال ساختن بازیکن و جذب جوان‌ترها. با این مسیری که داریم میریم ته کار نابودیه یه مدیر کاربلد و نترس که اسیر جو و فضای مجازی و دلال ها نباشه باید بیاد وسط گود.

نه با مهرداد خانبان رفاقت و دوستی دارم نه دشمنی. فقط برام جالبه جایی که این همه حرف و حدیث پشت سرت باشه که ترکیب را لو میده و در تعیین مربی و آوردن بازیکن پشت پرده نقش داره و ..... واسه چی باید بمونی؟ همه اون حرفها هم که دروغ باشه باز به تهمت و جنگ اعصابش می ارزه؟ لابد می ارزه

به هواداران استقلال حسودی ام میشه همیشه تا هفته دهم دوتا کودتای درون تیمی دارند کلا جام ها را بیخیال میشن وزیر و وکیل و وصی را عامل بدبختی شون می دونن بعد میشینن یه کنار واسه تیم های بالای جدول که با هم بازی دارن کری میخونن دوست دارم تا این حد غافل از احوال دل خویشتن باشم خیلی خوبید خوش به حالتون

حالا آقای درویش بفرما سرمربی چه شد؟

باختیم و عمده دلیل باخت، فنی بود. خ ب نبودیم و اگر می بردیم هم باید می گفتیم خوب نبودیم. هافبک ها اصلا روز خوبی نداشتند. درباره گل هم حرفی نزنیم بهتر است

تازه دفاع چپ تخصصی فرستادیم تو زمین

چرک ترین سپاهان تاریخ

با این نوع بازی و کار تیمی : ۱.بهتر که آقا کریم قبول نکرد سرمربی بشه ۲.چه جوری قراره گل بزنیم؟

در این ۳۵ دقیقه بازی با سپاهان یه حرکت اصولی از العملود ندیدیم عجیبه نوع بازی اش

#منهای زندگی سلام بر ابراهیم، سلام بر نبوی سوم ابتدایی بودم. معلم مان حاج ضرغام افتخاری بود. خیلی دوستش داشتم. همین حالا هم بعد از سی و شش ، هفت سال، خیلی دوستش دارم. او بود که تشویقم کرد که انشاهایت خوب است. بیشتر بخوان و بنویس. و من شروع کردم به خواندن. فراتر از سنم کتاب و مجله می خواندم. کم کم با نویسنده ها خو می گرفتم. سید ابراهیم نبوی را که شناختم فهمیدم طنز یعنی چه. خوب، درست و گل درشت می نوشت. بهنود را هم می خواندم. عطا مهاجرانی و قلمش هم برایم دلنشین بود. ابراهیم افشار فقط ورزشی نمی نوشت و من هم فقط ورزشی خوان نبودم. و من میان همه اینها سعی می کردم بیشتر بخوانم و کمتر بنویسم. نمی خواستم از نیمکت شاگردی جدا شوم. دیشب که شنیدم نبوی رفته دنبال صادق هدایت دلم بدجوری گرفت. یاد شب هایی افتادم که دهها بار "سالن هشت" نبوی را خوانده بودم ، پر از معجون بغض و لبخند بود برایم. غم غربت چه ها کرد با طنزپرداز رویایی روزهای دانش آموختگی ام. شاگرد کودنی بودم. از او خیلی یاد نگرفتم و حالا با نبودنش بیشتر این حسرت را حمل می کنم که چرا زیادتر و بهتر نیاموختم. از روز دادگاهش که تا گفت یک داستان بگویم همه حضار زدند زیر خنده چه خاطره ها ماند. همه می دانستند داستان گفتن او ، دفاعیه نیش و نوش دار است .نگفته، باید می خندیدی به آن همه قدرت طنز. خودکشی یک ابرقدرت قلم و رسانه در این روزهایی که تی وی ملی، کفن هبه می کند دردآور است. چه پایان تلخی . چه تلخی بی پایانی. دلمان زود برایت تنگ شد مرد دوست داشتنی. سلام علی ابراهیم....