uk
Feedback
قلم سرخ

قلم سرخ

Відкрити в Telegram

Показати більше
9 682
Підписники
+624 години
+67 днів
-3530 день
Архів дописів
استقلال در مرحله بعد حریف مس شهر بابک خواهد بود😂

برد مقتدرانه ستاره های میلیون دلاری مقابل ابرقدرت فوتبال آسیا، پادیاب .‌این تیم ساپینتو را باید تحسین کرد بخصوص گلر رئال مادرید را. عاااااالی بودید

فکرشو نمیکردن این بلا سرشون بیاد

چه جوگیری هستن استقلالی ها😂😂

بله. کاپیتان....

تیم لیگ دویی ،ده نفر استقلال را فرسوده کرد. ۱۵۰ دقیقه بازی....

خودکشی کردن تا با پنالتی گل مساوی را زدند. ستاره های میلیاردی

مبلغ قرارداد آدان😂

پزشکی قانونی فقط به مرجع قضایی پاسخ می دهد و نمی تواند درباره اطلاعات پرونده اشخاص بیانیه و اطلاعیه رسمی صادر کند زیرا مکلف به حفظ اسرار مردم است.

تیم ملی امروز بیش از آن‌که یادآور تغییر نسلی باشد، تصویر آشفتگی و بی‌برنامگی را به نمایش می‌گذارد. مجموعه‌ای از بازیکنان که نه هماهنگی فکری دارند و نه طرحی در میدان قابل شناسایی است؛ نه خطوط تیم انسجام ساختاری دارند و نه بازیکنان درک مشترکی از فلسفه بازی مربی. در چنین شرایطی، صرف ادعای «تغییر نسل» نه نشانه پیشرفت است و نه توجیهی برای نتایج ضعیف. تغییر نسل، زمانی معنایی دارد که انتقال تجربه، بازسازی تدریجی ترکیب و طراحی آینده‌نگر در پسِ آن دیده شود، نه این‌که نتیجه صرف ناپایداری و واکنش‌های آنی باشد. امیر قلعه‌نویی در مقام سرمربی، می‌کوشد از این واژه چون سپر دفاعی استفاده کند، حال آن‌که تیمش در ساختار فنی، آرایش تاکتیکی و حتی شجاعت فردی فروپاشیده است.آنها در تورنمنت دوستانه از زدن پنالتی شانه خالی می کنند. بازیکنان در زمین بی‌هدف حرکت می‌کنند و تیم فاقد امضای فنی مشخص است. در چنین وضعی، حضور در جام جهانی نه فرصت اعتلای فوتبال ایران، بلکه بیم آن می‌رود که به زنگ تفریح حریفان بدل شود؛ صحنه‌ای برای آزمایش برنامه‌های رقیبان نه نمایش اقتدار یک تیم ملی. فوتبال ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری، نه قربانی تغییر نسل، بلکه قربانی فقدان تفکر نظام‌مند در مدیریت فنی تیم ملی است.

گیر نده امیرخان میلاد محمدی مثل خودت پنالتی زد در فوتبال، چرخه‌ای تکرارشونده از لحظه‌های تلخ و شیرین است؛ از نسلی به نسل دیگر، اشتباه‌ها و درخشش‌ها همچون میراثی ناخواسته منتقل می‌شوند. میلاد محمدی در بازی با ازبکستان همان چیزی را تجربه کرد که امیر قلعه‌نویی سی‌وهفت سال پیش، در ۱۹ اسفند ۱۳۶۷، در دربی جام حذفی چشید. آن‌روز قلعه‌نویی تازه از قطر برگشته بود و می‌خواست در پرسپولیس بازی کند، اما علی پروین نپذیرفت و او سر از استقلال درآورد. غلامحسین مظلومی، مربی وقت، او را در حساس‌ترین بازی ممکن – دربی – به میدان فرستاد و سرنوشت، بی‌رحمانه به ضربه‌ای از یازده‌قدم گره خورد. توپ او آرام در دستان وحید قلیچ نشست و همان ضربه و البته توپ به بالای دروازه رفته شکورزاده کافی بود تا استقلال در یک چهارم حذف شود. حالا اما گذر زمان با همان طعنه پنهانش برگشته است. قلعه‌نویی در مقام سرمربی تیم ملی، از میلاد محمدی گلایه دارد که چرا پنالتی را به نرمی زد؛ بی‌آن‌که شاید به یاد بیاورد خودش روزی با همان ضربه آرام، جامی را از دست داده بود. فوتبال دقیقاً همین است؛ مجموعه‌ای از تکرارها، عبرت‌ها و قصه‌هایی که هر بار با چهره‌ای تازه رخ می‌نمایند، اما در عمق خود همان حقیقت همیشگی را پنهان دارند: هیچ‌کس از داوری لحظه‌ای که در آن ایستاده مصون نیست. بی دلیل گیر نده جناب امیر اردشیر. میلاد شبیه خودت پنالتی زد. دقیقا شبیه خودت.

در حال حاضر تنها باشگاه ایرانی که پنجره آن بسته استقلال خوزستان است.

توافق با منتظر محمد پنجره را باز نمی کند در پرونده استقلال و منتظر محمد مسئله اساساً به وجود یا عدم وجود تعهد قراردادی فعال میان باشگاه و بازیکن بازمی‌گردد، نه به پرداخت مطالبات. فیفا با بررسی اسناد، خروج نام منتظر محمد از فهرست رسمی مسابقات را فعل نقض‌کننده تشخیص داده و بر همین اساس فسخ یک‌طرفه بازیکن را موجه دانسته است؛ اینجا بازیکن فسخ کرده و عامل فسخ و زمینه ساز فسخ ، باشگاه استقلال بود.زیرا در منطق فیفا، عدم ثبت بازیکن برای حضور در مسابقات به منزله عدم ایفای اصل تعهد قراردادی از جانب باشگاه تلقی می‌شود و این خود موجبی برای موجه بودن فسخ از سوی بازیکن است. بنابراین استقلال تا هنگامی که نتواند اثبات کند بازیکن در لیست رسمی ثبت شده و از حق حضور در رقابت‌ها محروم نگردیده، در مقام نقض‌کننده قرارداد باقی می‌ماند و حکم فیفا به قوت خود خواهد ماند. استقلال اگر اعلام کند منتظر محمد در لیست بوده، تعداد خارجی های آنها از سقف قانونی خارج می شود پس منطقی نیست که او در لیست بوده باشد. راه احیای موقعیت حقوقی باشگاه تنها از طریق اثبات مستند ثبت نام بازیکن در فهرست مسابقات و ارائه گواهی رسمی از سازمان لیگ یا فدراسیون داخلی ممکن است؛ چرا که اگر بتواند نشان دهد بازیکن رسماً در اختیار تیم بوده و خود از ایفای تعهد خودداری کرده، آنگاه فسخ او غیرموجه شناخته می‌شود. در غیر این صورت، توافق یا مصالحه هیچ اثر حقوقی بر ماهیت فسخ ندارد و پنجره نقل و انتقالات همچنان بسته می‌ماند تا زمانی که در CAS دلایل فنی و مستندات ثبتی جدید ارائه شود که رأی فیفا را از حیث توصیف فعل تخلف اصلاح کند.فراموش نکنیم که فیفا هم یک پای دعوی است و از رای خود دفاع می کند.

برای تیم ملی و اظهارات قلعه نویی چرا برخی منتظر باخت تان هستند؟ پس از پیروزی تیم ملی فوتبال ایران برابر تیم ملی کیپ ورد در پنالتی ها، در تورنمنت امارات و اظهارات سرمربی تیم ملی مبنی بر آنکه «عده‌ای منتظر باخت تیم بودند تا حمله کنند»، ضرورتی درنگ‌آمیز پدید می‌آید تا نسبت میان تیم ملی و افکار عمومی، به‌ویژه در سطحی فراتر از هیجان مسابقه، بازنگری شود. اگر آن گروه منتظر شکست، دشمنان تیم ملی‌اند، اساساً طرح نام و داوری‌شان بی‌وجه است؛ زیرا دشمنان، نه در دایره تأثیر مثبت، جای دارند و نه در تراز نقد واقعی. اما اگر آنان دلسوزانی‌اند که از سر دغدغه ملی و آرزوی پیشرفت فوتبال کشور، به عملکرد فنی یا مدیریتی انتقاد دارند، آنگاه پرسش بنیادین متوجه خود کادر فنی تیم است: چه مسیری پیموده شد که جمعی از دلسوزان، انتظار شکست را به امید اصلاح مقدم دانستند؟ در چنین مواردی، منشأ بحران عموماً در گسست میان خواست مردم و تصمیم مدیران است. تیم ملی چنان‌که از نامش پیداست، تبلور اراده و عاطفه ملت در میدان ورزش است؛ هر اندازه سرمربی و بازیکنانش از حس و داوری جامعه فاصله بگیرند، تیم از «ملی» بودن تهی می‌شود و صرفاً به «تیمی رسمی» بدل خواهد شد که برای مردم، نه شور که تشریفات می‌آفریند. می‌توان پذیرفت که نقدهای تند و نامنصفانه، گاه آزارنده است. اما راه درمان در نالیدن از منتقد نیست، بلکه در تبدیل آن اعتراض‌ها به سرمایه‌ای برای بهبود است. مسئول فنی تیم ملی، همانند هر صاحب منصب عمومی، باید بداند که اعتماد عمومی نه امتیازی پیش‌فرض، بلکه اعتباری اکتسابی است؛ با هر گفتار یا رفتار قابل تقویت یا زوال. در نهایت، تیم ملی زمانی مایه‌ی غرور جامعه خواهد بود که مردم، خود را در پیروزی‌هایش سهیم و در ناکامی‌هایش شریک بدانند. این همدلی، نه با نتیجه، بلکه با منش و صداقت به‌وجود می‌آید. هرگاه میان منتقد و متولی، زبان احترام و پرسش جای زبان تخریب و مظلوم‌نمایی را بگیرد، فوتبال ایران نیز از حاشیه‌های انفعالی رها و به مدار بالندگی بازخواهد گشت. از خود بپرسید اگر این تیم مقابل استرالیا و آن جدال معروف بود کسی برای موفقیتش به خیابان می آمد؟ بیایید نفراتش و میزان محبوبیت شان را قیاس کنیم: گلر آن تیم: احمدرضا عابدزاده گلر این تیم:؟ هیچی ولش کن. بی خیال..... این تیم حتی یک استاد اسدی هم ندارد.

شاید تعویق بازی با تراکتور و آماده تر شدن تیم اوسمار هم قابل بررسی باشد. البته که این فقط یک نظر است.

پرونده پژمان در مرحله تحقیق در دادسرا است. دادسرا چند روز قبل قرار بازداشت موقت صادر کرد که در اعتراض به آن، دادگاه کیفری قرار را به وثیقه تبدیل کرد. پس خبر صدور حکم برائت در دادسرا صحت ندارد زیرا دادسرا فقط مرجع تحقیق است و پرونده برای حکم باید به دادگاه برود که کار یک روز و یک هفته نیست. پژمان به ایران بازگشته تا شایعات فرار را عملا رد کند.

رامین رضاییان احتمالا باید تغییر رشته بده ساپینتو در نبود حردانی احتمالا به فیکس کردن جواد زرینچه بیشتر از رامین رضاییان فکر خواهد کرد. و فوتبال جای تکنیک و تاکتیک است نه شو...

گفت و گوی من با عبدالصمد ابراهیمی؛ وکیل و کارشناس حقوقی فوتبال را در "اعتماد" بخوانید https://www.etemadonline.com/tiny/news-
گفت و گوی من با عبدالصمد ابراهیمی؛ وکیل و کارشناس حقوقی فوتبال را در "اعتماد" بخوانید https://www.etemadonline.com/tiny/news-746739 کانال: #فیرپلی👇 @roozbeh_delavar

استیناف هی توضیحات میفرسته رو سایت فدراسیون هی بدترش میکنه یک کلام بگید گفتند بازی با تماشاگر باشه گفتیم چشم. ‌ اینکارا چیه

این بند ناظر بر اجرای احکام است نه صدور احکام. چه ارتباطی به بحث رای تصحیحی دارد؟
این بند ناظر بر اجرای احکام است نه صدور احکام. چه ارتباطی به بحث رای تصحیحی دارد؟