uk
Feedback
𝗟𝗼𝗮𝗱𝗶𝗻𝗴...

𝗟𝗼𝗮𝗱𝗶𝗻𝗴...

Відкрити в Telegram
2 166
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-3130 день
Архів дописів
دونه به دونه‌یِ ❪ضربانِ قَلـــبت❫ باید پیش مَن بزنه الکی که نیست ❪تـــــو∞❫ سَـهم منـی...♡‌‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ♥️ https://t.me/ghalbyakhi735

پنجشنبه است برایِ صرف یک قهوه‌ دو نفره ندارمت برایِ قدم زدن در عصر ندارمت.. برایِ لوس بازی ‌هایِ زنانه‌ ام ندارمت به اندازه‌ آپلود کردنِ عکست در صفحه‌ ام ندارمت..!! نیستی برایِ تماشایِ فیلم پنجشنبه شب نیستی.. برایِ یک سلفیِ دو نفره‌ عاشقانه نیستی.. می بینی چقدر نیستی؟! چقدر ندارمت؟! پنجشنبه است، تو هستی اما من ندارمت..♡‌‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ♥️ ‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌ https://t.me/ghalbyakhi735

گرگ آمد گرگ اما یک شبان بیدار نیست ایل مست خوابِ مرگ و گزمه ای هوشیار نیست می رود خون از گلوی بره های نیمه جان آغلی آغشته در خون کس پیِ تیمار نیست بر سَرِ آهو میان بزم نیش و رقصِ چنگ جز هیاهوی شغال و خنده ی کفتار نیست هر کسی از خواب می خیزد و می گوید چرا در جوابش غیر تیغ و حلقه های دار نیست تهمت آیینه بودن بر جبینِ هر که خورد بر سرش جز بارش ویرانگر احجار نیست این چنین ایام خونینی که می بینم به چشم در میانِ قصه ها یا خاطر اعصار نیست می برند و می کشند و می درند و می خورند لیک نامِ رفتگان در دفتر آمار نیست ابر می آید ولی افسوس در این شوره زار غیر رعد و برقِ دیو و بارشِ دیوار نیست دائم الذکری که هر دم قصه گوید از خدا از چه در صد گفته اش نیمی زِ  یک کردار نیست حوری و غلمان و خواب و خور کفایت شیخ را چون بهایم را چنین اندیشه عیب و عار نیست با قلم گفتم ، بیا بنشین و بنشان شعله را گفت هرگز شیر در افسانه ی افسار نیست لب فرو بندم که گر قاضی زند نقش قلم حکم همچون من بجز پیچدنِ طومار نیست نازنین 🫠 https://t.me/ghalbyakhi735

⭐️ دکلمه ⭐️ اصلا چرا لب های تو رنگ خدا داره؟؟ اصلا چرا حرف میزنی آدم فکر می کنه سرش رو شونه هاته؟ چرا انقدر نزدیکی ولی انقدر دوری چرا حس می کنم اینجایی ولی این همه نداشتن این وسط داره کار رو خراب می کنه اصلن خودت بگو مگه چند تا مثه تو توی دنیا هست که من بخوام ازت بگذرم؟ مگه چقدر فرصت هست بشه رو موهات موج سواری کرد؟ مگه میشه غرق دریای چشمات نشد ؟؟؟ چرا این همه نوشتم این همه گفتم ولی حتی هیچ اتفاقی نیفتاد؟ چرا هیچی عوض نشد چرا هر شب که می‌خوام بخوابم اولین چیزی که تو آسمون بی ستاره چشمام می‌بینم نور ستاره ی دنباله دار چشمای توعه؟ چرا اصلا تو باید باشی، که من بتونم ببینم؟ چرا اصلا هستی،وقتی که هیچ وقت نیستی؟ یه وقتایی فکر می کنم خدا سر کارم گذاشته باهام شوخیش گرفته بعد صداش می زنم میگه چیه؟ چکار داری میگم فیلمم کردی؟ میگه نه میگم خب چرا؟؟ میگه چی چرا؟ میگم این همه نرسیدن نداشتن نخواستن میگه نمی دونم میگم مگه تو خدا نیستی؟ مگه میشه ندونی؟ میگه بچه پر رو من تو کار تو یه نفر موندم یه پوزخند می زنه و سوار بال فرشته هاش میشه و چشمای منه که دنبالش می کنه و تمام... نگام رو از آسمون می دزدم رو میکنم به تو به خودت نه ها به قاب عکست که رو دیواره نگاه می کنم به اون ژست قشنگی که گرفته بودی به همون لحظه ای که بهت گفتم بگو سیب..... بعد خندیدی و من دکمه شات زدم انقدر نگات می کنم که بارون بیاد بارون بیاد تو چشمای تشنه ام چشمایی که سالهاست رد و برق هیچ نگاه عاشقونه ای توش نیست خیس بارون که شد من کم کم آروم میشم مثه همیشه که بدون هیچ کمکی آروم میشدم اصلا من واسه چی باید به عکس خیالی تو، به قاب عکسی که وجود نداره، به خاطره ای که ساخته نشده، هی فکر کنم؟! انقدر فکر کنم که به خودم بگم مگه دیوونه ای؟ اصلا بگو ببینم تو کی هستی که من دارمت و ندارمت اصلا اگه دارمت چرا نیستی؟ چرا من فقط صاحب فکر و خیال تو ام؟ پاشو بسه برو همونجا که تا حالا بودی من این بودن نصفه و نیمه رو نمیخوام من یکی میخوام بمونه کنارم بشینه نه اینکه فقط فکر و خیالش رو داشته باشم. بسه برو..... برو.. وقتی بیا که میخوای بمونی..... نازنین 🫠 ‍ꦿᬉ‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ https://t.me/ghalbyakhi735

یه وقتایی میشینم با خودم خلوت میکنم و تلاش میکنم ذهنم دور کنم از تموم دغدغه هام اما نمیشه.این ذهن آشفته و درگیر،سوارم میکنه و با خودش میبره هر جا دلش میخواد. اون وقت،منم که دست و پا میزنم تا باهاش همراه نشم،اما نمیشه. یه وقتایی انقدر عرصه بهم تنگ میاد که نمی شناسم دیگه خودمو نمیدونم کی ام چی ام کجام یه وقتایی خیلی دلم میخواست آلزایمر میگرفتم و یادم نمی اومد چی به سرم اومده و واسه چی این همه دارم درد میکشم. خیلی سخته که خسته بشی از خودت از خاطراتت از وجودت رو زمینی که دهن باز کرده ببلعه ات. یوقتایی حس میکنم روحم یه روح سرگردون که داره از بالا به زمین و آدماش نگاه میکنه به آدمایی که کوله بارشون پر از حرفای نگفته است،حرفایی که هر کدومشون یه قصه هزار و یک شبه. یه وقتایی قدم میزنم تو خلوت خودمو و مسیرم رو به ناکجاست،یهو به خودم میام میبینم چقدر راه اومدم بی هدف، بی مقصد دلم میخواد بخوابم خواب ببینم درخت خرمالو شکوفه داده لیمو شیرین کنارش،گل کرده هوا یکم گرم تر شده و آفتاب از پنجره تیغ انداخته تو خونه دلم میخواد مامان بعد نماز دستش نگیره به زانوهاش که بلند بشه دلم میخواد مثه اون قدیما بی درد بلند بشه از جاش کاش یه بار دیگه میدیدم همه عزیزام حالشون خوبه،جمعشون جمعِ دلشون شادِ. من دلم دیگه خیلی کوچیک شده اندازه ای که جا واسه گنجیشک گیر کرده لای شاخه های بی برگ درخت حیات نداره. انقدر کوچیک که دیگه هراتفاقی واسم میافته رو بالا میاره و نمیتونه هضم کنه. کاش یه معجزه ای چیزی میشد من ازین حال در می‌اومدم کاش اصلا میشد یه ضربه ای چیزی به مغز آدم می‌خورد تموم دردای آدم رو الک می‌کرد می‌ریخت پائین خلاصه من کم آوردم خیلی خیلی... نازنین 🫠 https://t.me/ghalbyakhi735

خیلی منتظرت موندم.... 💫 https://t.me/ghalbyakhi735

💫 به عشقتون خیانت نکنید قلب شکستن تاوان داره💔🫠 ‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‌‎‌ ‌💫 https://t.me/ghalbyakhi735

💫 ‌ ‌ ι lιve ιn downтown вυт ι нave god υp мy мιnd بچه‌ پایینم‌ ولی‌ بالایی‌ رو دارم (: 💫 ‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌
💫 ‌ ‌ ι lιve ιn downтown вυт ι нave god υp мy мιnd بچه‌ پایینم‌ ولی‌ بالایی‌ رو دارم (: 💫 ‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‌‎‌ ‌‌https://t.me/ghalbyakhi735

گاه دلـــــــم ميگيرد ازصداقتـــــم كه نمیدونم لایق کیست... گاه دلــــــــم تنگ ميشودبراي وعــــده هايي كه ميدانستم نيست اما برای دلخوشيم كافــــی بود.... گاه دلــــــــم ميگيرد از سادگـــــي هايم.... گاه دلـــــــم ميسوزد برای وفـــــــاداری هايم... گاه دلـــــم ميسوزد براي اشكهايم..... گاه دلـــــــم ميگيرد از روزگــــــــــاري كه درآنم.... اين نبـــــــــــــــود آنچه درانتظارش بــــــــــــــــودم... https://t.me/ghalbyakhi735♥️

از ""رفاقت"" میگویند ولے رفیق نیستند... ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﺣﮑﻢ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﮕﻮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﺍﺯ ﺣﺲ ﺍﺕ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻨﺪ... ﺗﺤﻘﯿﺮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺣﻘﯿﺮﻧﺪ... ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺍﻧﺪ... ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﻭ ﻣﻦ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻢ... ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﻫﺎﺳﺖ... ﺳﺮ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﻌﻨﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ... ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺗﺮﺳﯿﻤﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ... ﻭ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺁﻫﻨﮕﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪ.....چہ بے محبا بر سرت خراب میشوند. این نامردے هاے روزگار..✌️ https://t.me/ghalbyakhi735♥️

هرگز نخوری غصهٔ حرف دگران را گور پدر هر که بخواهد بدمان را https://t.me/ghalbyakhi735♥️
هرگز نخوری غصهٔ حرف دگران را گور پدر هر که بخواهد بدمان را https://t.me/ghalbyakhi735♥️

🍃🌸صـبح شـد☀️ 🍃🌸الهی که خـیـر باشد 🍃🌸بـرای تمام اهل زمـین            ســــ🥰🖐ـــلام 🍃🌸صبح زیبـاتون بخیرو نیکی 🍃🌸پنج شنبه تون پر از نور‌ و روشنی https://t.me/ghalbyakhi735♥️

به من صبح بخیر نگو فقط لبخند بزن لبخندت، تمامِ عمرم را بخير میکند... https://t.me/ghalbyakhi735♥️
به من صبح بخیر نگو فقط لبخند بزن لبخندت، تمامِ عمرم را بخير میکند... https://t.me/ghalbyakhi735♥️

هر صبح خیال تو را با چای سر می‌کشم این یک چای خیال پهلوست...♡‌‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ♥️ ‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌https://t.me/ghalbyakhi735
هر صبح خیال تو را با چای سر می‌کشم این یک چای خیال پهلوست...♡‌‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ♥️ ‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌https://t.me/ghalbyakhi735

. صبـح که می شود خورشید از سمت چشمان تـو به تاریکی پایان می دهد و آغازی میشود برای تولد هرروز من🤍🤗 #صبح_بخیر_جان_دلم ♡‌‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ♥️ ‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌https://t.me/ghalbyakhi735

تمام دوستت دارم‌هایم برای توست شعر می‌کنم و هر روز صبح بر گلبرگ‌های تنت می‌نویسم...♡‌‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ♥️ ‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌https://t.me/ghalb
تمام دوستت دارم‌هایم برای توست شعر می‌کنم و هر روز صبح بر گلبرگ‌های تنت می‌نویسم...♡‌‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ♥️ ‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌https://t.me/ghalbyakhi735