uk
Feedback
SevenHells

SevenHells

Відкрити в Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Показати більше
487
Підписники
Немає даних24 години
-47 днів
-1030 день
Архів дописів
Repost from Crocodile rock
زندگیم از وقتی قبول کردم پول ندارم پس دیگه فرق نمیکنه بلک فرایدی باشه یا یه روز عادی

چنل پرایویت زدم چرت‌وپرت بگم. اینجا خیلی تعداد بالاست روم نمی‌شه. 🙏 موقتی لینکش رو تو کامنتای همین پست می‌ذارم بعدا برمی‌دارم. اگر مایل به کسشر هستید در خدمتم. 🙏

پاشید لفت بدید می‌خوام اینجا رو به آتیش بکشم و حتی از این هم روزمره‌های چرت‌وپرت‌تری بذارم 🙏

البته فقطم این نیستا. کلا یکی از علائم من بودن اینه انگار. از کودکی تا همین سن پیرخر، از دوست و آشنای دور تا خانواده، هیچ‌کس حاضر نیست به حرفم گوش کنه. نشون به اون نشون که ۱۲ سالگی التماس می‌کردم من رو ببرن پیش مشاور یا دکتر چون حالم خوب نیست و اصرار داشتن که ریشهٔ مشکل من با قطع‌کردن اینترنت خونه حل می‌شه و وقتی در ۲۴ سالگی‌م فهمیدن اختلال خلقی دارم گریه می‌کردن که چرا زودتر نگفتی یه کاری برات بکنیم. حرص و فشار.

مثلا من دانش فنی که ندارم، ولی به آقای صابخونه می‌گم اینجوری که من سرچ کردم، مشکل از فلان‌جای پکیج به نظر می‌آد. باید بگیم تعمیرکار بیاد. می‌خنده می‌گه نه چیزی نیست. دو سه بار دیگه که بهش می‌گم پکیج اینجوری شده و تعمیر می‌خواد، برگشته به من می‌گه من سرچ کردم مشکل از فلان‌جای پکیجه باید بگیم تعمیرکار بیاد. ای من ریدم به این زندگی که چند روز ما باید سرما و بی‌خوابی بکشیم که تو یه گوگل باز کنی.

وای چقدر بدم می‌آد وقتی یه حرفی می‌زنم جدی گرفته نمی‌شه و بعد چند روز بعد یکی دیگه می‌آد همون حرف من رو به خودم می‌زنه و دنبال اینه که بگم آفرین، تو کشفش کردی. من نفهم هستم و تو بسیار فهیم هستی و حالااااا که تو این حرف رو زدی، متوجه درستی حرفت می‌شم.

و وقتی که دو متر زیر [خاک] باشم و کرم‌ها قلبم را بخورند، مزهٔ عشقی که به تو دارم را خواهند چشید و تا ابد دنبال [چشیدن دوبارهٔ] شیرینی‌اش خواهند گشت.

به‌سوی تک‌تک پست‌های ai و «آرتسست‌های» ai و «مهندس پرامپت»های ai بی‌مایه‌اند و ناراحت‌کننده. با نفرت و احترام. 🙏
به‌سوی تک‌تک پست‌های ai و «آرتسست‌های» ai و «مهندس پرامپت»های ai بی‌مایه‌اند و ناراحت‌کننده. با نفرت و احترام. 🙏

دیدین وقتی عصبانی و ناراحت هستید و خودتون رو به‌زور نگه داشتید که گریه نکنید، و یهو پاتون می‌خوره به گوشهٔ میز و همون رو یک ساعت می‌شینید گریه می‌کنید؟ من در چند روز اخیر همه‌ش در این حالت بودم. مثل تلاش برای نگه‌داشتن پشم شیشه با چسب کاغذی، تلاش می‌کنم خودم رو نگه دارم. ولی پرز به پرز، وجودم مدام از هم می‌پاشه.

قوری‌م شکست. از دنیایی که شیشه توش می‌شکنه خسته‌م. این شکنجه تا کجا ادامه داره خدای بزرگ؟ توان مقابله با کوچک‌ترین مشکل رو هم ندارم دیگه.

از روزی که سوپ رفت، یک روز کاملا آفتابی نداشته خونه‌مون. بارون هم نمی‌آد. قشنگ مشخصه آسمون هم دلش تنگه. :(

نان و بیسکوییت خواستید در خدمتیم. 🙏

امشب رفته بود روی کابینت‌های بالایی، و داشت محاسبه می‌کرد چجوری بپره تو سقف. آیا اونجای سقف سوراخی وجود داشت؟ خیر. فقط چون صدای میز و صندلی همسایه بالایی از اونجا می‌آد، فکر می‌کرد می‌شه یه راهی بهش پیدا کرد.

لوبیاشاه دچار اضافه‌وزن شده. غذاشو که کم می‌ریزیم، می‌ره با دیوار دعوا می‌کنه و سعی می‌کنه بره از تو سقف غذا شکار کنه. :)))

photo content

لوبیاشاه دقیقا بابت طبع سلطنتی‌ش شده لوبیاشاه. از وقتی این روکش ساتن رو کشیدم رو این بالش، از روش تکون نمی‌خوره. رخت‌خواب سات
لوبیاشاه دقیقا بابت طبع سلطنتی‌ش شده لوبیاشاه. از وقتی این روکش ساتن رو کشیدم رو این بالش، از روش تکون نمی‌خوره. رخت‌خواب ساتن باید بخرم برا خانومی.

SevenHells - Статистика та аналітика Telegram каналу @se7enhells