SevenHells
Відкрити в Telegram
463
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-530 днів
Архів дописів
463
قبلترا همیشه میخواستم موهامو بلند کنم بیاد تا رو شونه هام گوشواره بزارم
دستم پر انگشتر های خفن و دور گردنم چنتا گردنبند بزرگ بزارم.
کت چرم بپوشم از این این زلم زیمبودارا که راک استارای دهه ی 60_70میلادی می پوشیدن.
زیر کُتم هیچی نمیپوشیدم که کُل پَشمو پیله های تَنَم مَلوم بشه.
یه شلوار نایلونی براقم می پوشیدم، با از این کفشای چرم دَس دوزِ خفن.
همیشه ی خدام یه عینک آفتابی رو چشام میزاشتم؛ حتی تو خواب؛ درست مث slash .
یه گیتار الکتریکم میخریدم.
یه گروه راک معروف تاسیس میکردم و آلبوم هام فروش میلیونی میکرد و جز 100گروه برتر بیلبورد میشدیم.
و همینطور سیگار بکشم و دائما کوکائین و ویسکی بزنم.
آخرشم با مواد مخدر اوردوز کنم بمیرم و جاودانه بشم.
ولی هیچ وقت نمیدونی سرنوشت چه برنامه ای واست داره
دست تقدیر خیلی عجیب، با روزگار ما بازی میکنه.
میگن "اگه میخوای خدا رو به خنده بندازی از برنامه ها و آرزوهات بهش بگو"
آره از آرزوها و برنامه هام داشتم میگفتم.
ولی همینکه موهام داشتن بلند میشدن؛ موخوره افتاد و ریزش موهام زیاد شد و تمام آرزوهام به چاک اُضما رفت 😭
@hajv1
