SevenHells
Відкрити в Telegram
468
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-730 днів
Архів дописів
468
اگر دنبال تجسم واقعی خار داشتن هستید، میتونید به من نگاه کنید و دیگه به هیچ کاکتوسی اعتنا نکنید.
468
میگه خب چرا سعی نمیکنی خوشحال باشی؟ چون من گوسفندم و این مسئله قبلا به ذهن خودم نرسیده بود.
468
وقتی ناراحتم چسناله میکنم. خیلی طبیعیه. اومده میگه چسناله نکن. انگار منو استخدام کرده بیام جلوش مطربی کنم. حیوان. برو تو قفست. گستاخ.
468
آره. کلی آدم رفتن دانشمند شدن و تحقیق کردن که آخر توعه چاقال بیای براشون تز بدی بگی نه بابا عیب نداره بچه صحنه های خشن مثل کشتن گاو و گوسفندو ببینه، تو روحیه ش تاثیری نداره.
468
یه جوری سرما خوردم که ویروسا دارن به هم دیگه میگن حاجی پشمام و میرن گوشه ریه هام جیغ میکشن.
468
اندوهی عمیق در قلبم آشیانه ساخته و بی آنکه چیزی بگوید توی چشم هایم زل میزند که یعنی "نمیروم، تو به من محکومی" و من نیز جز نگاه کردن حرفی برای گفتن ندارم.
468
بزدلی کافیه. امروز میرم به کراشم میگم یا باهام ازدواج کن یا واسم پیتزا بگیر. این تنها حالت اعترافه که میدونم ازش پشیمون نمیشم و تهش راضی برمیگردم خونمون.
468
نفرت از گرما اینجوری که به هم اتاقیام میگم ترو خدا دورترین تخت از شوفاژ برا من. بعد شما میای میگی عشاق تابستونو آتیش نزن.
468
کیک پختم پسر. این اولین افتخار من توی یک ماه اخیر بوده. به این میگن موفقیت.
جان؟ ببندم؟ چشم.
468
متاسفانه توی زمینه موفقیت خیلی روی سحرخیزی تاکید میشه. منم برای همینه که موفق نیستم.
- پتو را روی سرش کشیده و میخوابد -
