SevenHells
Відкрити в Telegram
484
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-1230 день
Архів дописів
484
من یه جوری ام که خود دقیقه ۹۰ التماسم میکنه پاشم کارامو انجام بدم، ولی میرم یوتوب و در مورد اینکه چجوری دقیقه نودی نباشم ویدئو میبینم و بازم کارامو انجام نمیدم.
484
درونم کودکی زندگی میکند که میرقصد؛ با هر نوایی که دیگران را به رقص در نمیآورد میرقصد و میچرخد و دامنش توی هوا پخش میشود و تن نحیف و کوچکش را کش و قوس میدهد و میشکند و میافتد و میجهد. اطرافش از آسمان و درخت پر و پرتر میشود و او با وقار میایستد و زیبایی میآفریند و میخندد و میخروشد. غمگنانه است که فقط من میتوانم شکوهی که خلق میکند را ببینم و غمگنانه تر اینکه، وقتی به او فکر نمیکنم دیگر وجود ندارد و تنها وقتی به او فکر میکنم که غمگینم. دخترک مهربان و غمگینم...
484
در اضطراب پنهان در میان نتهای آرامشبخش شوپن، به تو فکر میکنم، پیراهن تو را بغل میکنم، مینشینم گوشهای خلوت و تاریک و چشم هام را میبندم. این نزدیکترین چیز به آغوش توست. بوی پیراهنت را نفس میکشم و به این فکر میکنم که اگر بودی تا صبح با چشم هام تو را میبوسیدم و تک تک این نتها را برات میخواندم. آنقدر دور تو میگشتم تا فرشته بشوم و آنقدر برایت قصه جن و پری میگفتم تا پلکهات سنگین شوند و آنقدر نوازشت میکردم تا وقتی نفسهات یکنواخت شوند. تو را میکشیدم و چشمهای تو را مینواختم، تا در تمام تاریخ جاودانه شوی و از صدات مجسمه ای میساختم، مرمرین، تا هیچ گاه فراموش نشود و تمام دنیا را پابرهنه میگشتم تا قصههای تورا تمام ملتها بشنوند؛ به اندازه اقیانوس برایت میگریستم و به اندازه تمام بادهای جهان برایت میخندیدم، تا بعدها، همه افسانه دختری را بگویند که عاشقی عقلش را ربوده و عاشق مردی شده که دلتنگیاش عقل آدم را میکشد...
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
