𝑺𝒖𝒓𝒓𝒆𝒂𝒍
Відкрити в Telegram
324
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 день
Триває завантаження даних...
Залучення підписників
серпень '26
серпень '26
+1
в 0 каналах
липень '26
+93
в 5 каналах
Get PRO
червень '260
в 5 каналах
Get PRO
травень '26
+2
в 3 каналах
Get PRO
квітень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
березень '260
в 0 каналах
Get PRO
лютий '260
в 14 каналах
Get PRO
січень '26
+16
в 8 каналах
Get PRO
грудень '25
+47
в 13 каналах
Get PRO
листопад '25
+134
в 10 каналах
Get PRO
жовтень '25
+147
в 6 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 02 серпня | +1 | |||
| 01 серпня | 0 |
Дописи каналу
| 2 | نخستین گام برای رسیدن به حقیقت، شک کردن به هر آن چیزیست که به ما آموختهاند.
رنه دکارت | 49 |
| 3 | ویران شده را حوصلهی منت معمار نباشد
ویرانهی ما را بگذارید که ویرانه بماند
صائب تبریزی | 67 |
| 4 | به دریا میماند بودنم،
از اعماق تاریکم
از سطوح روشن
علیرضا بدخشان | 110 |
| 5 | هر بار که چوبهی دار برپا میشود، ساختار قدرت اعتراف میکند که در فهم، محاسبه و حل مشکلات جامعه ناتوان است. چوبهی دار، سریعترین و بیرحمانهترین راه برای پاک کردن صورت مسألهی مشکلاتی است که حکومت توان حل کردن آنها را ندارد.
آرتور کاستلر | 96 |
| 6 | هر چیز که تکلیفش روشن نباشد امن نیست. چه رابطه باشد، چه اعتقاد باشد و چه کشور باشد.
بینام | 90 |
| 7 | در اقلیت بودن
حتی اگر یک نفر باشی،
موجب نمیشود خودت را دیوانه بپنداری.
اگر بین حقیقت و دروغ قرار گرفتی و حتی در مقابل تمام جهان ایستادی و حق را زیر پا نگذاشتی،
دیوانه نیستی.
جرج اورول | 152 |
| 8 | مردم کشور من،
با نفرت به صحنه بوسیدن دو عاشق نگاه میکنند! اما با اشتیاق برای صحنه اعدام جمع میشوند.
با چنین مردمی، زندگی دردناک است.
فریدون فرخزاد | 355 |
| 9 | همه اینها برای من ضربه سختی بود. اما خب، چه میشد کرد؟
راه خودم را ادامه دادم؛ در میان دگرگونیهای جهان، و خودم هم دگرگون شدم.
ایتالو کالوینو | 174 |
| 10 | اعدام در ملاءعام نشانهی اقتدار نیست،
اعتراف عریان به ترس از جامعهای است که
دیگر نمیترسد.
رژیمی که برای بقا محتاج نمایش مرگ در
خیابان است، خیلی وقت است در برابر
شجاعت این ملت شکست خورده. | 593 |
| 11 | خبر بد را صبح خواندیم.
بعد میرویم سر کار،
جواب پیام میدهیم، ناهار میخوریم.
حتی وسط روز به چیزی میخندیم.
و از غروب،
هر کداممان جدا جدا،
از خودمان بدمان میآید.
حالا دو زخم داریم.
اولی خود خبر است.
دومی این جمله که
تمام روز در سرمان تکرار شده:
چرا چیزی حس نمیکنم؟
زخم دوم را خودمان میزنیم.
چند بار در روز.
و دقیقاً همین است که
رمق بلند شدن را از ما میگیرد.
بیتفاوتی یعنی عمق فاجعه را نفهمیدهایم.
اما کرختی یعنی آنقدر فهمیدهایم که احساساتمان از کار افتاده.
کرختی، بیحسی نیست؛ سرریزِ حس است. | 572 |
| 12 | :) | 393 |
| 13 | اندوه بزرگش این بود؛
که چیز زیادی از زندگی نخواسته بود... چیزهایی که برای اغلب آدمها طبیعی بود، برای او به رویا بدل شده بود.
بینام | 209 |
| 14 | اگر او کودکِ درونت را بیدار کند، مرد است و اگر مادرِ درونت را بیدار کند، پسر است.
گیزل برایانت | 276 |
| 15 | پدرم همیشه میگفت: یادت باشه این مملکت رو قانون اداره نمیکنه. نباید بذاری کار به جایی بکشه که از قانون کمک بخوای؛
پدرم قاضی بود.
علی محمد افغانی | 220 |
| 16 | در پشت پرده هر آدم حساس و زودرنجی؛ خروارها تحمّل پنهان است؛
تحمل تحقیر، ناسزا، سرزنش، توهین.
منسوب به داستایفسکی | 227 |
| 17 | تحمل کردن همیشه آسانتر از تغییر کردن است. اما به محض اینکه تغییر کنی، به یاد آوردن چیزی که تحملش میکردی به مراتب دشوارتر خواهد بود.
سوزان سانتاگ | 212 |
| 18 | من آدمِ شدیداً استوری ریپلای کن، آهنگ فرستنده، خوشبرخورد و از ویژگیهای مثبت بقیه تعریف کنی هستم.
چون خیلی به فکر بقیهم؟ خیر.
در واقع من زیاد به کسی جز خودم و یه عدهی محدودی که خیلی دوسشون دارم فکر نمیکنم.
اما از اینکه به آدما حس خوبی بدم و توجه کنم خوشم میاد.
فک کنم خوشمم میاد کسی باهام مهربون باشه و توجه کنه، حتی اگه جای خاصیم در زندگیش نداشته باشم.
بینام | 277 |
| 19 | کمتر کسی میفهمد که غرق شدن او در اندک علایق باقیماندهاش، نه از سر تفریح و سبکسری، بلکه آخرین راه نجات او از رنج زندگی بود.
بینام | 217 |
| 20 | تمام مردم جهان داشتند زندگی میکردند و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم…
عباس معروفی | 395 |
