629
Підписники
+524 години
+807 днів
+8530 день
Архів дописів
629
Repost from 3imar سیمار
...
آبِ یخ معجزه میکنه !!!
ولی واقعا اربعین شیطون بلا چجوریه؟
اندر لاس و لوسهای خشک اسلامی 😂❤
پ.ن: وقتی دین و حیات معنوی انسانها به عادت و تکرار و نمایش «عدد» تقلیل داده شود و معنویت و اخلاقیات دینی، هیچ نمودی در کنشهای اجتماعی ندارد، نتیجه آن میشود که کربلا و عاشورا و اربعین هم به «اربعین توپ و شیطون بلا» و اربعین پارتی تبدیل میشود..
@simar50
#اربعین_شیطون_بلا
#مژده_لواسانی
#بشیر_حسینی
#میکس
#فان_دو_کیو
629
...
کربلای شیطون بلا
یکی از اتفاقاتی که از یاد مردم نخواهد رفت؛ ماجرای کربلای شیطونبلاست. چون لحظهی سربرزدن چاه فاضلاب ریا بود.
مجری بیچاره با وجود اینکه میدانست جلوی دوربین زنده قرار دارد و مومنان شکوهِ ایمان او را در توامانی ریش و انگشتر عقیقاش نظارهگراند، نتوانست زهدنمایی را ادامه دهد. عنان از کف بداد و با عشوه به مهمان زن زیباروی برنامهاش گفت: خیلی خوش گذشت سفر کربلای پارسال. امسال هم یه کربلای شیطونبلا با هم بریم. گونههای مهمان سرخ شد.
چرا لحن مجری مرد، که آن همه ناز درش بود، بیش از آنکه لوندی و دلبری به حساب آید، ریا به حساب آمد؟
چون همین مجری شیطونبلا، همیشه در حال تاختن به ما کافران بود که ایمانتان کجاست؟ سال گذشته پس از اعتراضات شهریور از تمامی تریبونهایی که در اختیار داشت اعم از تلویزیون و توییتر و ... دستور داد که بسه. تحمل ما ته کشیده. واه واه، ما دیگه زیادی تحمل کردیم. بزنید لتو پار کنید این وحشیارو. مرسی اَه.
همه میدانند کربلای شیطونبلا استعاره از چیست. دلبری هیچ هم بد نیست. همه میدانند حق هر کسی است که هر جایی را که دلش میخواهد، شیطونبلا برگزار کند.
همه میدانند اصلا انسان واقعی یعنی هرازگاهی شیطونبلایی. بیش و کماش به خود انسان ربط دارد و بس.
اما چرا مردم از این مجری شیطونبلایی را نمیپذیرند و از سعید کنگرانی در فیلم در امتدادشب، چرا. یا بنافلک هر چقدر به خانم لوپز ، شیطونبلایی کند همه لبخند میجوشد و از کار این مجری، همه عُق.
فقط یک علت دارد: ریا
علت را در فیلم ببینید. زن بیچاره حجابی را هم که ضامن حفاظت است! بر سر و تن دارد. مکان هم مقدسترین جای عالم.
ملت دیگر شما را نمیخواهد. علت؟ همان که لینکن گفت« ملتی که زمام امورش را به دست ریاکاران بسپارد، در جهنم خواهد زیست، در جهنم خواهد مرد»
#زهرا_عبدی
@simar50
629
...
ای زیبایی
که به تلخیها شیرینی میبخشی
به دلمان خوشآمدی
آمدی و
خشممان را
به شاخههای پرشکوفه بدل کردی
حالا چه فرقی دارد که بر زندگیمان
باران سنگینی ببارد
یا که برف
بعد از آن که عشق را آموختیم
همهی فرداها
به رنگ تلخی هم که باشد
مهم نیست
#عدنان_یوجل
ترجمه: مجتبی نهانی
@simar50
#شعر_جهان
#کیمره_زیبا
#موبایل_گرافی
#شهریور۱۴۰۲
629
بیحجاب در فضا
#گوشه (@gooshe )
وقتی فضاپیماهای پایونیر ۱۰ و ۱۱ در اوایل دهه ۷۰ میلادی به فضا پرتاب شدند، یک لوح آلومینیومی با روکشی از طلا به بدنه این فضاپیماها پیچ شد تا اگر روزی هوشی فرازمینی به این فضاپیماها دسترسی پیدا کرد، با تجزیه و تحلیل نقشهای حکاکیشده روی این لوحها، مثلا بداند که آدمیانی روی سیاره زمین زندگی میکنند که نر و مادهشان همچین شکل و شمایلی دارند یا برای هیدروژن چنین فرمولی ساختهاند، یا جای خورشید را در منظومهٔ خورشیدی، اینطور پیدا کردهاند.
اما برای گروهی از مردم، ایدههای درخشان طراحی و ساخت پایونیرها مهم نبود؛ گروهی از دینداران، فریاد وامصیبتا سر دادند که چه نشستهاید که ناسا با پول مالیات مردم، ناموس بشر را لخت و عور در معرض دید «آدم فضاییها» قرار داده. گروهی از شبهعلم پَسندان و توطئهیابان هم فریاد سر دادند که دولت در پی انجام آمیزش انسان و «بیگانگان فضایی» و ایجاد چیزی شبیه شترگاوپلنگ انسانی-فضاییست.
گروهی هم که نگران وضعیت زن در فضا بودند، اعتراض کردند که چرا مرد ِ برهنه، دست راستش را بالا آورده اما زن برهنه دستبهران ایستاده است.
گروهی از بیشزرنگان و اشتباهگیران، شاکی شدند که با نشان دادن عکس لُختی انسان به «موجودات فضایی»، رمز و راز انسان را به «آدمفضایی»ها نشان میدهیم و از آنها رَکَب خواهیم خورد. از دید این عزیزان ِ اشکالگیر بهدست، اهل فضا، قادر به درآوردن لباس انسان نیستند.
«پایونیرها» نتیجه شور و شوق و دانش نسل جوانی از دانشمندان، طراحان و مهندسان ناسا بودند که سال ۱۹۷۷ دو شاهکار طراحی و مهندسی ساخت بشر را در برنامه وُیجر به فضا فرستادند.
حالا انسان میتوانست بهجای پیچکردن یک لوح حکاکیشده، ۱۱۶ تصویر و چند ساعت صدا را روی صفحه گرامافونی با روکش طلا ذخیره کند و مثل بطریای که در آن پیامی برای یابنده احتمالی نوشتهشده، به اقیانوس آسمان بسپارَد.
وُیجر۲ تا این لحظه، بیش از ۴۶ سال است که به مسیرش ادامه میدهد و هنوز از طریق آنتنهایی در استرالیا، با زمین در ارتباط است. ناسا سابقهٔ درخشانی در ساخت فضاپیما و پویشگرهایی دارد که خیلی بیشتر از عمر مفیدشان کار کردهاند؛ مثل مریخنورد آپورچینیتی، که برای یک عملیات سهماهه طراحی شد اما حدود ۱۵ سال کار کرد.
ماجراهایی که وُیجرها از سر گذراندهاند، برای ساخت چند فیلم و نوشتن چند کتاب کافیست؛
--- فویل آلومینیومی معمولی که از یک مغازه خریدهشد و در آخرین لحظهها دور کابلهای حیاتی فضاپیما پیچیده شد و از آسیب پرتوها و میدانهای مغناطیسی شدید، به ابزار دقیق آن، تا امروز جلوگیری کردهاست.
--- فرمانهای اشتباهی که به هر دو وُیجر فرستاده شد و تقریبا ارتباط آنها را با زمین قطع کرد اما با فرستادن یا «بمباران کدهای اصلاحی» دوباره آنها را به راه راست هدایت کرد. (آخرین مورد همین یک ماه پیش بود.)
--- رفع اشکال روغنکاری چرخدندههای تنظیم دوربین وُیجر که باعث شد عکسهای محو از زحل بگیرد. این اشکال با فرستادن کُدهایی از زمین، حل شد.
اما هیچکدام از این شگفتیها، به اندازه کافی برای دلواپسان انسان ِ برهنه، جالب نبود؛ اینبار طراحان ناسا که چشم دلواپسان همیشگی پوشش انسان را دور دیده بودند، پیشنهاد دادند بین ۱۱۶ عکسی که از آدمیان گوناگون روی زمین، روی صفحههای طلایی ذخیره میشود، عکسی واقعی از زن و مردی برهنه هم گذاشته شود.
خبر به گوش دردمندان و دلواپسان رسید؛ فریاد واشریعتا سر دادند که چه نشستهاید که ناسا میخواهد برای «آدمفضایی»ها، محتوای «پورنوگرافی» بفرستد.
عکس برهنه حذف شد و طرح زن و مرد برهنهای که بر لوح آلومینیومی پایونیر حکاکی شده بود، با کمی تغییر روی لوحهای طلایی وُیجر ذخیره و به جایی فرستادهشد که به احتمال زیاد، دست انسان به آن نخواهد رسید. این بار، زن دست راستش را بالا آورده و مرد، دستبه ران است.
@simar50
629
...
مردی به دندان پزشک خود تلفن می کند و به خاطر وجود حفره بزرگی در یکی از دندان هایش از او وقت می گیرد.
موقعی که مرد روی صندلی دندان پزشکی قرار می گیرد، دندان پزشک نگاهی به دندان او می اندازد و می گوید: نه یک حفره بزرگ نیست! خوردگی کوچکی است که الان برای شما پر می کنم.
مرد می گوید: راستی؟ موقعی که زبانم را روی آن می مالیدم احساس می کردم که یک حفره بزرگ است.
دندان پزشک با لبخندی بر لب می گوید: این یک امر طبیعی است، چون یکی از کارهای زبان اغراق است!
نگذارید زبان شما از افکارتان جلوتر برود.
@simar50
#ایز_محسن
#طنز_استندآپ_کمدی
#مهران_غفوریان
#دابسمش
