548
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+430 день
Архів дописів
548
اسپانیایی ها وقتی میخوان
دلتنگیشون رو نشون بدن میگن:
توانایشو ندارم که بهت فکر نکنم...
من چقدر ناتوانم...
#همین_قد_قشنگ👌☺️
https://t.me/NasimAtaei
548
...
اثر فشار اقتصادی بر افول ارزشهای اخلاقی
#محمدرضا_یوسفی
گسترۀ سرقت های کوچک و بزرگ، نزاع های خیابانی، کودک آزادی، خشونت نسبت به زنان، احتکار برخی کالاهای ضروری مردم، انواع کلاهبرداری، رواج دروغ، خیانت در خانواده، خودکشی. رشوه، اختلاسهای بزرگ و کوچک، وعده های دروغین، خلف وعده ها، گزارش های خلاف واقع، نشانه هایی از افول اخلاقی جامعه است. اما خطرناکتر از این همه، بی تفاوتی جامعه نسبت به این اخبار است گویی اینها مسائل عادی زندگی شده، دیگر حساسیت کسی را بر نمی انگیزاند.
علل متعددی برای افول ارزشهای اخلاقی در جوامع وجود دارد. اما فشار اقتصادی عامل مهمی است که در مطالعات تجربی نیز تایید شده است. وقتی کسی ارزشهای اخلاقی را نادیده می گیرد، الزاماً تحت فشار مالی نیست. با وجود این، فقر و محرومیت و مشکلات مالی، از جمله مهمترین عواملی هستند که میتوانند نظام ارزشهای اخلاقی را به هم بریزند. بحرانهای اقتصاد به ویژه در صورت تداوم، تا اندازۀ زیادی در رشد آسیب های اخلاقی و اجتماعی در جامعه، نقش دارند.
معمولا مردم دوست دارند اخلاقی زندگی کنند. اما وقتی شرایط اقتصادی رو به وخامت میگذارد و درآمدها کفاف هزینه های عادی زندگی را نمی دهند، پایبندی به اصول اخلاقی دیگر ساده نیست. نگرانی از دست دادن شغل، ابتلا به بیماری، حقوق پایین و مانند آن بیتردید فشار روحی زیادی به فرد وارد می کند. در این شرایط، افراد انگیزۀ عدول از اصول اخلاقی را پیدا می کنند. اما تنها چیزی که مانع آنان میشود، وجدان اخلاقی است. برای بسیاری از مردم ارتکاب رفتارهای غیراخلاقی در ابتدا آسان نبوده، ندای درونشان آنان را آزار می دهد. اینجاست که انسان سعی می کند وجدان خود را آرام کند. در این شرایط، فرد با توجیهاتی سعی می کند، از قبح عمل غیر اخلاقی خود بکاهد.
گاه با این توجیه که به خاطر تامین ضروریات و حداقل های زندگی خانواده ناچارم، گاه با تغییر کلمات مانند تغییر رشوه به هدیه، گاه با این توجیه که همه همینطورند، گاه با این ادعا که اقتضای سیستم همین است، گاه با این سخن که دارم حق خودم را از جامعه می گیرم و حقم بیش از اینهاست، گاه این توجیه که هزاران میلیارد اختلاس در کشور میشه که دزدی من در این میان گم است و مانند آن، فرد سعی میکند تا رفتار خود را توجیه و وجدان خود را آرام کند. بنابراین با این توجیهات، اقدام به عمل خلاف اخلاق بدون عذاب وجدان رخ می دهد و با توجه به شرایط بحرانی جامعه، زمینۀ پذیرش آن در میان مردم فراهم می شود. بدینسان از نظر گروههایی از مردم، محرومیت دلیلی موجه برای بیاخلاقی خواهد بود. و این یعنی معیارهای ارزیابی عمل اخلاقی در جوامع بحران زده نیز آسیب دیده است و مردم نیز قضاوتی منفی نسبت به چنین متخلفانی ندارند.
آسیب چنین وضعیتی به طبقات محروم اختصاص ندارد. در شرایط فشار اقتصادی، حتی طبقاتی که توانایی مالی مناسبی دارند نیز انگیزۀ زیرپا گذاردن اصول اخلاقی را بیشتر پیدا می کنند. رفتارهایی مانند دروغ گویی برای فرار از مالیات، ....
548
دانلود آهنگ هیچکس مثل تو نبود از معین با متن ترانه از رسانه بست موزیک
https://bests-music.ir/218/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%AA%D9%88-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%86/
548
...
دور عقب ماندگی...
#مصطفی_مهرآیین
۱- بحران کلیدی این کشور " دور عقب ماندگی" است. دور عقب ماندگی چه معنایی دارد؟ در کلیتی به نام نظام سیاسی "جمهوری اسلامی" زندگی میکنیم که ریشه عمدهی مشکلات و بحرانهای کشور است و در عین حال همین نظام سیاسی به طور دورهای این ذهنیت را در شما ایجاد میکند که بیایید با انتخاب رئیس جمهور در حل مشکلات کشور سهیم شوید و آرام آرام و به طور تدریجی تغییرات را ممکن کنید. ما میدانیم تا این کلیت تغییر نکند هیچیک از ابعاد خرد این کشور تغییر نمیکند و در عین حال میدانیم تا جزییات و ابعاد خرد را تغییر ندهیم آن کلیت تغییر نمیکند.
به این وضعیت میتوان گفت ؛ گرفتار شدن در وضعیت " دور عقب ماندگی"
تا کل درست نشود، اجزا درست نمیشوند و تا اجزا درست نشوند کل درست نمیشود.
پرسش همه این است: چگونه می توان این چرخهی دور عقب ماندگی را شکست و اندکی در آرامش زندگی کرد؟
۲- مشکل وقتی جدیتر میشود که نظام سیاسی به دلیل ضعف کارآمدی و ستمی که بر مردم روا داشته از مشروعیت برخوردار نیست و مردم جامعه نیز به دلیل تنفری که از نظام سیاسی در وجود خود درونی ساختهاند، باوری به این نظام سیاسی نداشته و به کمتر از سقوط آن راضی نمیشوند.
باز پرسش آن است با چنین نظام سیاسی و مناسک آن چون انتخابات چگونه میتوان برخورد کرد؟
اگر این مناسک تنها مکانیسم اصلاح جزء به جزء سیستم باشد چگونه باید با آن برخورد کرد؟ آیا راهی جز انتخابات در شکل شورای نگهبانیِ آن برای ایجاد تغییر در کلیت نظام سیاسی وجود ندارد؟
مهمترین پاسخ به این پرسش در مفهوم " جامعه مدنی" یا " قدرت جمعی مردم" نهفته است به خصوص آنکه میدانیم سیاست در معنای حکمرانی عقلانی در کشور ما پایان یافته است.
۳- جامعه مدنی چه می.تواند بکند؟
مردم چه میتوانند بکنند؟
مردم در ابتدا باید اعتماد به نفس کاذب نظام سیاسی مبنی بر وجود حمایت همیشگی مردم را از نظام سیاسی بگیرند و وجود این حمایت را منوط به پاسخگویی حکومت در برابر خواستههایشان سازند. اینکار تنها با گفتن " نه" دائمی به نظام سیاسی و مناسکهای مختلف آن از قبیل انتخابات و شرکت در راهپیمایی و ...ممکن میشود.
دوم، مردم باید دائما به بیان مسالمت آمیز مطالبات و خواستههای خود در فضای مدنی بپردازند تا "حکومت را به شکل خود درآورند".
اینکار نیازمند مطالبهگری دائمی مردم در حوزههای متفاوت زندگی اجتماعی ست که خود نیازمند شورمندی و تلاش مستمر مردم است.باید به سان یک عاشق برای دست یافتن به معشوق و زندگی خوب شور داشت و وفادار بود.
تغییرات سیاسی جز با وجود سوژهی وفادار شورمند در فضای مدنی ناممکن است.اگر زندگی خوب میخواهید باید با وجود همهی مشکلات تا بینهایت خوب زندگی کنید.
۴- بنابراین، داشتن زندگی سیاسی شورمندانه تحول آفرین چندان کار سخت و پیچیدهای نیست: اول با حکومت همکاری نمیکنید، دوم از حکومت خواستههایتان را به طور مستمر میخواهید. برخورد اول به حکومت میگوید چون مردم با تو نیستند ضعیفی و چون مردم با هم هستند قویاند.برخورد دوم به حکومت میگوید خواستههای مردم را برآورده کن و گرنه از تو عبور میکنند. در چنین وضعیت هیچ مدل از سرکوب نمیتواند به کمک یک نظام سیاسی بیاید و آن را از ایجاد تغییر در خود بازدارد: نظام سیاسی یا به شکل مردم متحد خود در میآید یا مردم از آن عبور خواهند کرد.همهی آنچه همچون مساله حجاب یا به استادیوم رفتن زنان یا تغییر برخی حکم های قضایی یا به عقب راندن گشت ارشاد و....در این سالها در جامعه ممکن شده است حاصل فعالیت های مردم،خصوصا زنان و جوانان در فضای مدنی است.
کاش همهی مردم از زنان و جوانان بیاموزند که چگونه شورمندانه خواستههای خود را پیگیری کنند.زنان و جوانان در یک چیز مشترکند: داشتن شور و داشتن ایدهی تغییر.
تا احساس ظلم نکنی کاری نمیکنی.زنان و جوانان ما احساس ظلم داشتند.همهی مردم باید احساس ظلم کنند تا تغییر ممکن شود.
#سیاست_شناسی
@simar50
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
