uk
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Відкрити в Telegram

...

Показати більше
546
Підписники
+224 години
+27 днів
-230 день
Архів дописів

▪️اینترنت ملی؛ پیش‌درآمد یک فاجعه! ✍️ محمد پارسی ‌‌ 🔻می‌گویند چیزی در راه است؛ شبکه‌ای «ملی»، اطلاعاتی «مطمئن»، و اینترنتی «ایرانی»... اما ما که سال‌هاست واژه‌ها را زندگی کرده‌ایم، می‌دانیم پشت این ترکیب‌های محترمانه، اغلب حقیقتی خشن خوابیده است. ‌‌ 🔒 اینترنت ملی؟ یا قفس نامرئی دیجیتال؟ ایده این است: از جهان جدا شو، برای خودت باش، امن باش، مستقل باش. اما کسی نمی‌پرسد: آیا می‌شوداز  جهان جدا شد و ادای توسعه را درآورد؟ ‌‌ اینترنت ملی اگر روزی به‌تمامی اجرا شود، یعنی: قطع دسترسی آزاد، زنده‌به‌گور کردن کسب‌وکارها، سانسور در ابعاد کره شمالی و حذف مردم از گفت‌وگوی جهانی ‌‌ 🔻 فقط زیرساخت نیست؛ سرنوشت است موضوع فقط کابل و دیتاسنتر نیست؛ حرف از آینده است. حرف از نسل‌هایی‌ست که دیگر نخواهند توانست بی‌اجازه ببینند، بخوانند، بفهمند، و فکر کنند. و در این مسیر، ما نه مستقل، که منزوی خواهیم شد. 🔹 مراقب واژه‌ها باشید؛ دروغ‌ها با اسم‌های شیک می‌آیند «ملی» همیشه نشانه‌ی خیر نیست وقتی آزادی فشرده می‌شود تا در سرور داخلی جا بگیرد، اسمش را می‌گذارند شبکه‌ی ملی اطلاعات اما این همان داستان قدیمی‌ست: زندان با پنجره، سانسور با لبخند، و خاموشی با واژه‌هایی که برق می‌زنند. 🔹 آینده را قطع نکنید کاش تصمیم‌گیران بدانند: آن‌چه در اینترنت جهانی جریان دارد، صرفاً ویدیو و پیام نیست؛ بلکه حیات است. نفس اقتصاد، آموزش، پژوهش، هنر، مشارکت و زیست مدرن است. و قطع آن، نه پیشرفت، که پس‌رفت تاریخی‌ست ‌‌ 🔹 این یک هشدار است! ما هنوز آن‌جا نرفته‌ایم، اما نشانه‌ها پیداست فیلتر پشت فیلتر، اختلال‌ پشت اختلال، و وعده‌های خنده‌دار برای «جایگزین‌های داخلی» راهی که پیش‌روست، خطرناک است. و اگر ادامه یابد، ما شاهد مرگ تدریجی ارتباط خواهیم بود در سکوتی از نوع دیجیتال ‌‌ و اگر گام بردارید، راه بازگشتی نخواهد بود 🔹ما در آستانه‌ یک تصمیم تاریخی ایستاده‌ایم و تاریخ، با هیچ‌کس شوخی ندارد. اگر شبکه‌ای بسازید که مردم را از جهان جدا کند، اگر ارتباط را کنترل کنید به جای اینکه قدرش را بدانید اگر آزادی را در نام‌های فریبنده دفن کنید، آنگاه چیزی که خواهد ماند، نه امنیت است، نه استقلال؛ بلکه جامعه‌ای است خشمگین تر  و فردایی تاریکتر ! و در یک جمله؛ اینترنت ملی، چیزی غیر از فاجعه ملی نیست @simar50 #انتقادات #سیاسی #اجتماعی

... گفتند آفت دین ؛ دروغ است ! #جعفر_بخشی_بی‌نیاز  ساخت کاباره در کنار کلیسا با سرعت بالایی داشت انجام می‌شد.‌ بانیان کلیسا اما کمپینی را علیه این ساخت‌ و ساز و صاحب آن آغاز کردند تا بنا یا متوقف شد یا ویران، و همین هم شد. شب قبل از افتتاح، هوا طوفانی شد و صاعقه به جانِ ساختمان کاباره افتاد و آن را از بیخ و بن ویران کرد. ساکنان کلیسا به جشن نشستند و به ریشِ صاحب کاباره خندیدند. صاحب کاباره تمام مکاتبات و عکس و فیلم‌های دعا و نیایش برای خرابی سازه‌اش را طی یک شکایتی علیه کلیسا به دادگاه داد و خواستار دو میلیون دلار به عنوان غرامت به این دلیل که کلیسا با التماس و توسل به دعا و نيايش خود، مسئول از بین رفتنِ سرمایه‌اش بوده‌ شد. کشیش پر ادعای کلیسا و مشاورانش که از این شکایت غافلگیر شده بودند با تجربه‌ترین و قوی‌ترین وکیل را برای این پرونده انتخاب کردند. وکلایی که با ادله ادعا داشتند دعا و نیایشِ کشیش و کلیسا هیچ تأثیری بر روند خرابی این کاباره نداشته. در نهایت هم از قاضی خواسته بودند به این بازی مسخره پایان داده تا کلیسا را تبرئه کند. جالب آنکه کشیش کلیسا و مشاورانش در نزد قاضی در دادگاه قویا هر گونه ارتباط بین دعاهای خود و ويرانی کاباره با رويدادهای دنيوی قبل و بعد از آن را به شدت انکار کردند و گفتند دعا کیلویی چند.  قاضی اما به دقت همه چیز را بررسی کرد. حرفها را شنید و استدلال‌های دو طرف را سبک سنگین کرد. در نهایت حکم داد با این مضمون که؛ واقعا نمی‌دانم آیا این پرونده را درست قضاوت خواهم کرد یا نه و آینده‌گان در این مورد در باره ام چه خواهند گفت. با اینکه شخصا اعتقاد دارم ؛ دعا و نیایش هیچ تأثیری در حوادث طبیعی ندارد ؛ اما از روی شواهد و مدارک به نظر می‌رسد که ما یک فرد گناهکارِ کاباره‌‌ساز داریم که به شدت به قدرت دعا و نیایش اعتقاد دارد و آن طرف یک کلیسا با تمام پیروان و اسقف و کشیش داریم که مطلقا به دعا و نیایشی که خود میخوانند و بر بوق و شیپورِ آن می‌دمند ايمان و اعتقادی ندارند. پس حکم بر محکومیت کلیسا و پیروانش به دلیل دروغ‌گویی و دو‌رویی و تزویر و ریا می‌دهم و آنان را رسوا می کنم. @simar50 #حکایت  #مذهبی #دروغ

بارون ایلماه قاسمی @simar50 #آهنگ

photo content

‌‌... ایران‌گرایی #امید‌_فراغت پس از انقلاب‌ اسلامی‌۵۷، هویت ایران با پسوند اسلامی شناخته شد و ایران‌ اسلامی در ذهن همگی تبدیل به شناسه ایرانیان شد. با وجود اینکه #ایرانیت و اسلامیت در کنار هم می‌آیند اما از دو مکتب و دو روش و منش مجزا از هم تشکیل شده است و کسی نمی‌تواند این واقعیت را تحریف کرده و به تعبیری ایرانیت و #اسلامیت را در یک ظرف تحلیل و تفسیر کند. پرسش مهم و قابل تامل این است چرا پس از جنگ ۱۲ روزه اسراییل و جمهوری‌ اسلامی، مداحان ، سخنرانان و بسیاری از مسئولان، هویت ملی‌گرایی را به رخ کشیدند و شعرهای حماسی ملی‌گرایی در هیاتهای‌مذهبی خوانده شد؟ پاسخ این است: آنان می‌دانستند تعهد و تعلق میهنی ایرانیان در تار و پود روح و روان‌شان، نهادینه است. بنابراین بر‌انگیختن احساسات میهنی و ملی‌گرایانه تنها راه برای ایجاد اتحاد و یکپارچگی ملت ایران محاسبه شده است. پرسش دیگر این است چرا باید شنیدن واژگان ملی‌گرایی از دهان مداحان، روحانیت و همچنین مسئولان‌ جمهوری‌ اسلامی، تعجب بیشتر جامعه ایران را به همراه داشته باشد؟ پاسخ این است که: در این ۴۶ سال، فقط به بعد اسلامیت توجه شد و به تعبیری ایران و نمادهای‌ ایرانی در ایران به هر دلیلی گم و پنهان شده بود! با وجود اینکه ایرانیان در ایران زندگی می‌کنند و زبان‌شان پارسی است اما به ندرت بتوانند آدرسی از کوچه و خیابان‌های محل سکونت‌شان بدهند که در آن از نمادهای ایرانی استفاده شده باشد . بالاخره در دهه‌ی سوم پس از انقلاب‌ اسلامی‌۵۷، نام‌های جمهوری‌ اسلامی با تکرار و البته سخت‌گیری، جانمایی شد و دیگر اثری از نمادهای ایرانی باقی نماند. وقتی مسئولان‌جمهوری‌اسلامی، ایران را با پسوند اسلامی در مجامع بین‌المللی نام می‌بردند قاعدتا باید با وجود اختلاف مکتبی، بین ایرانیت و اسلامیت توازن و تعادل برقرار می‌کردند. اینکه مسئولان، مدام گزاره‌ی ایران‌ اسلامی را به رخ می‌کشیدند اما در واقعیت، اثری از ملی‌گرایی در سیاست‌های خرد و کلان و به تعبیری در سیاست‌ داخلی موجودیت پیدا نمی‌کرد، باید می‌دانستند که در مواقع بحران، تنها واقعیتی که احساسات جامعه ایران را برانگیخته می‌کرد فقط و فقط گزاره‌ی ملی‌گرایی و ایران است. پس از ۴۶‌ سال، اکنون شرایط به گونه‌ای شده که اگر مسئولان، مداحان، روحانیت و ...هرچه از ملی‌گرایی بگویند، نتیجه‌ی عکس برایشان دارد و به تعبیری جامعه، چنین گفتاری را #راه‌دررویی از مشکلات‌شان می‌دانند. @simar50 #ایران‌گرایی #هویت #ابزار

تو عرفان طهماسبی ما را هوای اوست که ما را هواست او ... #رضا_براهنی @simar50 #ریمیکس

... سه گیوتین بالای سر جمهوری اسلامی #حمید_آصفی در اینجا قصد دارم به وضعیت فوق‌العاده خطرناکی بپردازم که جمهوری اسلامی در آن گرفتار شده است. وضعیتی که می‌توان آن را با سه تیغه مرگبار توصیف کرد: سه گیوتین که به‌طور همزمان بالای سر حکومت قرار گرفته‌اند و یکی پس از دیگری در حال فرود آمدن‌اند. گیوتین اول: اسرائیل اگر جمهوری اسلامی بار دیگر به‌سوی تشدید غنی‌سازی یا حرکت مخفیانه به‌سمت ساخت بمب هسته‌ای برود، دیگر تردیدی نیست که اسرائیل وارد عمل خواهد شد. اسرائیلی که امروز تسلط اطلاعاتی قابل توجهی بر داخل ایران دارد؛ از خرابکاری در تاسیسات هسته‌ای گرفته، تا ترور دانشمندان و حتی تهدیدهای مستقیم به اقدام نظامی. این تهدید کاملاً جدی است، و با توجه به سیاست‌های دولت ترامپ، این‌بار حمایت ایالات متحده نیز پشت این تهدید خواهد بود، آن هم به‌مراتب قوی‌تر از گذشته. گیوتین دوم: اسنپ‌بک یا مکانیسم ماشه تا ماه اکتبر، فرصت محدودی برای توافق میان ایران و اروپا باقی مانده است. در غیر این صورت، مکانیسم ماشه می‌تواند فعال شود و تمامی تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل بازگردند. یعنی بازگشتی کامل به دوران پیش از برجام، آن هم بدون هیچ ابزار دفاعی و بدون هرگونه پشتوانه‌ی حقوقی یا بین‌المللی. گیوتین سوم: فروپاشی اقتصادی حال تصور کنید که هر یک از دو سناریوی بالا محقق شود: حمله‌ی اسرائیل یا بازگشت تحریم‌های شورای امنیت. پیامد آن، چیزی جز انفجار اقتصادی نخواهد بود. تمامی شاخص‌های کلان اقتصادی دچار اختلال می‌شوند: نرخ تورم، نرخ ارز، معیشت عمومی، سرمایه اجتماعی، و در نهایت، افزایش شدید احتمال اعتراضات گسترده و انفجارهای خیابانی. اما پرسش اصلی اینجاست: چرا حکومت نسبت به این تهدیدهای جدی، چنین بی‌تفاوت است؟ پاسخ روشن است. جمهوری اسلامی اصولاً در برابر تغییر موضع مقاومت می‌کند؛ نه فقط به دلیل ایدئولوژی حاکم، بلکه به‌خاطر ساختار ناکارآمد، شلخته، و غیرپاسخ‌گوی قدرت در رأس نظام. در همین روزها، برخی از چهره‌های پیشین حکومتی نظیر وزرا و نمایندگان پیشین، از «لزوم اصلاح حکمرانی» سخن گفته‌اند. اما آیا واقعاً این هشدارها به گوش نهادهای تصمیم‌گیر می‌رسد؟ هنوز نه. حتی دیپلمات‌هایی نظیر عباس عراقچی نیز همچنان همان مواضع قدیمی را تکرار می‌کنند: تأکید بر "حق غنی‌سازی" بدون آن‌که درک کنند امروز زمانِ شعار دادن نیست؛ اکنون زمان انتخاب میان «حق» و «نیاز» است. در این لحظه، جمهوری اسلامی در برابر یک تصمیم تاریخی قرار دارد: یا باید از بخشی از برنامه‌های خود عقب‌نشینی کند و شاید بتواند امتیازاتی نیز کسب نماید، یا باید خود را برای فروپاشی آماده کند. جمع‌بندی: آمریکا امروز دست بالا را در معادلات دارد. اسرائیل آماده‌ی اقدام است. اروپا نیز در حال عقب‌نشینی است. و مردم ایران، امید چندانی به ساختار باقی‌مانده ندارند. حکومت هنوز درنیافته است که فرصت دیپلماسی، نوعی امتیاز است و باید پیش از آنکه دیر شود از آن بهره‌برداری کرد. سه گیوتین بالای سر جمهوری اسلامی بالا رفته‌اند. فقط یک پرسش باقی است: کدام‌یک زودتر فرود خواهد آمد؟ @simar50

Amin Bani - Nashod.mp38.63 MB