uk
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Відкрити в Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу جمع مدیران نامدار ایران

Канал جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 27 549 підписників, посідаючи 2 261 місце в категорії Бізнес та 12 325 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 27 549 підписників.

За останніми даними від 12 липня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -131, а за останні 24 години на 4, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 30.03%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 5.96% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 8 272 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 1 642 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 13 липня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Бізнес.

27 549
Підписники
+424 години
-347 днів
-13130 день
Архів дописів
جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers
جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

راز وابستگی تولید ما چیست مصاحبه رادیو اقتصاد با دکتر پاک طینت 17تا17:30را ازدقیقه 23دنبال کنید http://webapp.iranseda.ir/Epg
راز وابستگی تولید ما چیست مصاحبه رادیو اقتصاد با دکتر پاک طینت 17تا17:30را ازدقیقه 23دنبال کنید http://webapp.iranseda.ir/EpgRecordArchive.aspx?VALID=TRUE&epgId=140040826&chid=19 @esfahaneconomy

🔴دیزی درباز گربه را بی‌حیا می‌کند ✍️دکتر محمد فاضلی ✅ ضرب‌المثل «در دیزی باز است، حیای گربه کجا رفته؟» را حتماً شنیده‌اید. کار حکومت و سیاست‌گذاری عمومی نباید بر مبنای ضرب‌المثل باشد و بالاخص نباید بر اساس این ضرب‌المثل بنا شود اما سیاست‌گذاری عمومی در ایران به طرز عجیبی بر همین اساس بنا شده است. ✅ سیاست‌گذار در ایران دیزی‌های بسیاری بار گذاشته که هر کدام حاوی گوشت‌های بسیار است. سیاست‌گذار دیزی ارز حاصل از فروش نفت را بار گذاشته که در آن ارز 4200 تومانی هست، صنعت پتروشیمی و فولاد بار گذاشته که به آن‌ها گاز خوراک پتروشیمی با قیمت بسیار ارزان‌تر از قیمت گاز در بازار واقعی واگذار می‌کند. سیاست‌گذار برق را با قیمتی بین حدود دوسوم تا یک‌چهارم قیمت واقعی به مصرف‌کننده می‌دهد (بسته به محاسبه یا عدم محاسبه قیمت سوخت)، بیمه‌ها را به صندوق پرداخت نظام سلامت تبدیل کرده و شأن نظارت بیمه در کنترل هزینه‌های درمان را به حداقل ممکن رسانده است، و با تضعیف جایگاه نظام‌های ارزیابی اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی به سیاستمداران، پیمانکاران و طراحان پروژه‌ها و سازه‌ها اجازه داده است هر جور دل‌شان می‌خواهد برای هزینه کردن منابع عمومی و محیط‌زیست چاله بکنند. این‌ها همه دیزی‌های درباز هستند. ✅ سیاست‌گذار نظام حقوق و دستمزد را شفاف نمی‌کند و دسترسی به حقوق مدیران دولتی امکان‌پذیر نیست. شرکت‌های خصولتی ایجاد شده‌اند که هم از منابع عمومی و قواعد حاکم بر دولت بهره می‌برند و هم نظام پرداخت حقوق و دستمزد و پاداش و بقیه مزایای‌شان خصوصی است، مصداق عینی شترگاوپلنگ. در دیزی تسهیلات تکلیفی، بورسیه تحصیلی، اختیارات ویژه مقامات برای استخدام نیروی انسانی و همین‌طور الی آخر نیز باز است. ✅ سیاست‌گذار علاوه بر دیزی‌های اقتصادی، دیزی‌های درباز سیاسی هم بار گذاشته است. سیاست در ایران عرصه تریبون‌هایی است که صاحبانش حق دارند سخن بگویند بی‌آن‌که مسئولیت عواقب و تأثیرات سخن را بپذیرند. سیاست دیزی درباز معادل «اختیار بی‌مسئولیت» است. اختیار بی‌مسئولیت آدمی را به بهره‌برداری بی‌رویه و مطابق میل و سلیقه شخصی از اختیار وسوسه می‌کند. ✅ آدم‌ها در این «جامعه و سیاست دیزی‌های درباز» دائم وسوسه می‌شوند و شیطان سه شیفت کار می‌کند. دیزی‌های درباز دائم رایحه وسوسه‌انگیزی در هوا پخش می‌کنند که آدم‌ها عین گربه‌ای که میان ده‌ها دیزی درباز پرگوشت در حال جوش رها شده باشد، به جوش و خروش می‌افتند. سیاست‌گذار درست در همین بلبشو انتظار دارد گربه باحیا باشد. سیاست‌گذار انتظار دارد ارز با بیش از نصف قیمت بازار آزاد توزیع کند و واردکننده اخلاق‌مدار از خیر تفاوت قیمت بازار ارز دولتی و آزاد بگذرد، یا مصرف‌کننده بی‌توجه به قیمت برق با رعایت منافع ملی و استانداردهای محیط‌زیستی مصرف کند. ✅ سیاست‌گذار همه یافته‌های اقتصاد، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی درباره کوتاه‌‌مدت‌نگر بودن آدمی و حتی آموزه‌های دینی درباره نفع‌طلبی آدمی و هشدار کتب دینی درخصوص خسران‌های این خصیصه آدمیزاد را نادیده می‌گیرد و در «جامعه و سیاست دیزی‌های درباز» دائم آدمیان را به رعایت اخلاق اقتصادی و اداری توصیه می‌کند. عاقبت کارش را هم می‌بیند: جامعه‌ای که هر روز بیشتر از دیروز اخلاقش تحت تأثیر شرایط اقتصادی برآمده از کردار و رفتار سیاست‌گذار تضعیف شده است. ✅ اخلاق اقتصادی، اداری و سیاسی (همان حیای گربه) و حتی کلیت اخلاق در اکثریت آدمیان، بیش از آن‌که تحت تأثیر دانسته‌ها و آموخته‌ها و نصایحی باشد که فرد می‌خواند و می‌شنود، از زندگی واقعی و زیست جمعی‌اش حاصل می‌شود و عرصه زندگی اقتصادی شاید بیش از هر چیز تعیین‌کننده اخلاق افراد است. «جامعه و سیاست دیزی‌های درباز» که آدمیان در آن دائم وسوسه می‌شوند، بی‌اخلاقی را به صورت نظام‌مند ترویج می‌کند. اکثریت مردم اخلاق را نه در کتب درسی و پای منبر واعظ، بلکه در جریان زندگی واقعی می‌آموزند. نمی‌شود سیاست‌های رانت‌زا داشت، اختیار بی‌مسئولیت توزیع کرد، قدرت بی‌نظارت پدید آورد و مصرف بی‌قیمت یا کم‌قیمت را تسهیل نمود و انتظار داشت جامعه اخلاقی باقی بماند. ✅ اکثریت هتاکان، اختلاس‌گران، رانت‌خواران و خلاصه گربه‌هایی که به بی‌حیایی متهم‌اند، محصول «جامعه و سیاست دیزی‌های درباز» هستند. بسیاری از آن دیگران نیز که دست به این کارها نمی‌زنند فقط خوش‌شانس بوده‌اند که به آشپزخانه (عرصه قدرت) – که دیزی‌ها را در آن بار گذاشته‌اند – راه نیافته‌اند، وگرنه آن‌ها نیز راه و رسم بی‌حیایی را می‌آموختند یا به‌کار می‌بستند. انتظار عمل اخلاقی در «جامعه و سیاست دیزی‌های درباز» آب در هاون کوبیدن است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 عجیب‌ترین شغل‌های جهان که اين روزها در ايران باب شده‌اند! ❇️ پیچیدن عمامه به زیباترین شکل در آگهی‌ که این روز‌ها در صفحات مجازی دست‌به‌دست می‌شود، نوشته شده است: «با عرض سلام خدمت روحانیت معزز، پیچیدن عمامه متنوع در طرح‌های مختلف (متناسب با سلیقه شما) پذیرفته می‌شود.» با شماره‌ای که ذیل این آگهی درج شده بود، تماس گرفتیم. مبلغ بستن عمامه از ۴۵ تومان شروع می‌شود و نسبت به مدلی که انتخاب کنید قیمت این کار تا ۸۰ تومان هم اضافه می‌شود. البته خود بحث عمامه (نوع جنس، متراژ و...) هم بر قیمت آن تاثیر می‌گذارد. ❇️ دادزن‌ دادزن‌ها كه براي مغازه‌ها مشتري جمع مي‌كنند در مشهد بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار تومان در روز پول می‌گیرند. برخی حقوق ثابت دارند و مابقی به صورت درصدی هستند و هر چه مشتری بیشتری بیاید پول بیشتری کاسب مي‌شوند. ❇️ شهادت دهنده در دادگاه‌! اگر به دادگاه سری زده باشید، به‌ویژه دادگاه‌های خانواده می‌بینید افرادی هستند که جلوی دادگاه‌ها ایستاده‌اند و زیر لب می‌گویند: «شاهد، شاهد طلاق، داور طلاق، شاهد اعسار، شهادت می‌دهم و...» به درست و غلط بودن این شغل و اینکه درآمد این شغل حلال است یا خیر، کاری نداریم. قیمت هر شهادت در دادگاه چیزی حدود ۵۰ تا ۷۰ تومان است. ❇️ پارکینگ بر پول بگیر! پارک در محل‌هایی مثل جلوی شیر‌های آتش‌نشانی ممنوع است، برخی افراد که عجله دارند خواسته یا ناخواسته در این محل‌ها پارک می‌کنند. افرادی هستند که کمین می‌کنند و وقتي راننده رفت، با جرثقیل تماس می‌گیرند تا ماشین از آن محل به پارکینگ انتقال داده شود. راننده که به محل پارک ماشین برمی‌گردد و متوجه می‌شود ماشینش نیست، جلو می‌آیند و می‌گویند: «ماشین را جرثقیل برد، بیا با موتور به محل پارکینگ ببرمت» و هزینه‌ای بین ۳۰ تا ۵۰ تومان برای این کار از راننده می‌گیرند! ❇️ دست جلوی پلاک بگیر! اين افراد براي ورود متخلفين به طرح ترافيك، با گرفتن حدود ۲۰ تا ۵۰ تومان، دست خود را جلوی پلاک ماشین ميگيرند تا دوربین کنترل ترافیک نتواند پلاک شما را ثبت کند. ❇️ گریه کن! شفل این افراد، تدارک دیدن و مهیا کردن افراد برای حضور در همایش‌ها، مراسم ختم و عروسی و... است و می‌توانند سالن یک همایش را با ظرفیتی بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر پرکنند و به ازای افرادی که در این مراسم حضور دارند، سرویس ایاب و ذهاب، یک وعده غذا و حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان مطالبه می‌کنند که قبل از ورود به سالن این مبلغ باید به افراد پرداخت شود. حق‌الزحمه خودش هم برای هر مراسم چیزی حدود سه تا پنج میلیون تومان است. ❇️ فروش نوبت در صف تعویض پلاک اين افراد صبح زود می‌روند در صف تعويض پلاك نوبت می‌گیرند و بعد که صف طولانی شد به افرادی که عجله دارند، جایشان را می‌فروشند! هزینه فروش نوبت هم بستگی به مدل ماشین دارد. به‌عنوان مثال در بازدیدی که ما از این خرید و فروش نوبت داشتیم قیمت برای پژو ۲۰۶، ۸۰ تومان و برای یک هیوندا ۱۶۰ تومان بود، آقایی می‌گفت: هفته پیش یک BMW که خیلی هم عجله داشت نوبتی را به مبلغ ۳۰۰ هزار تومان از فلان آقا خرید. ❇️ اجاره پکیج و ژنراتور پس از ساخت‌وساز، تا برخی المان‌های مهندسی در ساختمان نباشد پايان كار نميدهند. اما برخی کارفرما‌ها تمایلی به اینکه این وسایل را برای خانه تهیه کنند ندارند. برخی مغازه‌دار‌ها پکیج و ژنراتور کرایه می‌دهند ❇️ پارکبان‌های تقلبی افرادی بدون آنكه هیچ وابستگی‌ای به شهرداری داشته باشند لباس پاركبان مي‌پوشند و از خيابان خدا پول زور می‌گیرند و گویا حتی قانون حریف آن‌ها نمی‌شود؛ چراکه نمی‌توان جرمی برای آن‌ها نوشت تنها از این خیابان به خیابان دیگر می‌روند. ❇️ قلیان موتوری قلیان چاق‌کن شغلی است که این روز‌ها حتی اگر درکنار ساحل هم قدم بزنید برای خودش کاسبی دارد. سرویس تحویل آن مقابل در منزل هزینه‌ای بین ۶۰ تا ۸۰ تومان دارد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 فرايندي به نام پيري وجود ندارد تا مدتی پیش بر این تصور بودند که پیری امری کاملا طبیعی است و گریز از ان امکان پذیر نیست ولی امزوزه با تحقیقات صورت گرفته متوجه شدند که فرایند پیری حاصل و زائیده تفکرات است و از ذهن ما سرچشمه می گیرد در واقع سن بیولوژیک افراداصلا اهمیت ندارد و با فعال کردن فاکتورهای جوانی به راحتی می توان سن بیولوژیک را به تعویق انداخت و فرایند پیری را متوقف کند. در تحقیقات صورت گرفته متوجه شدند قبیله ای در امریکا وجود دارد که برای افراد قبیله سنی تعیین نشده بطوریکه به هنگام تولد افراد قبیله، درختی با آنها کاشته می شود و سن هرفرد بر اساس سن درخت تعیین می شود و برای پی بردن به سن خود می بایست به سن درخت پی ببرند. از انجایی که افراد این قبیله با کلمه سن و فرایند پیری نامانوس هستند و چنین کلمه ای برای انها تعریف نشده لذا ذهن آنها هیچ تصویری از پیری ندارد. در واقع ذهن این افراد برای پیری برنامه ریزی نشده است. ازاینرو تمامی افراد قبیله دارای سن بیولوژیک بالایی هستند ولی از نظر فیزیکی و ظاهری دچار پیری نشده اند. تحقیق دیگری در دانشگاه MIU بر روی 850 نفر از مردان و زنان پیر انجام گرفته در این تحقیق، این افراد را ساکن جزیره ای دور افتاده کردند تا به دور از تکنولوژی امروز باشند. ان جزیره را مجهز به امکانات 60 -70 سال قبل کردند بطوریکه کلیه امکانات موجود در این جزیره در سن 12-13 سالگی انها فراهم بود،امکاناتی از قبیل نوع پوشاک، وسیله ارتباط جمعی، نوع غذا، نوع موسیقی، نوع تفریحات و نوع مسکن و بافت شهر و … چندین ماه این افراد به همین منوال در جزیره زندگی کردند و زمان برای انان 60-70سال به عقب بازگشت. جالب اینجاست که پس از گذشت چند ماه پیرمردان و پیرزنان به زمان بلوغ خود بازگشتند و علائم بلوغ از خود نشان دادند، چرا که ذهن این افراد باور کرد که در زمان جوانی خود به سر می برند‌. لذا طبق تحقیقات فوق به این نتیجه رسیدند که فرایندی به نام پیری وجود ندارد‌. با توجه به مطالب فوق می توان به این مطلب اذعان داشت که فرایند پیری تنها زائیده تفکرات ماست و در واقع برنامه ای است که ما مکررا به ذهن القاء می کنیم و در نتیجه این القائات، می بایست انتظار فرایند پیری را هم داشته باشیم. از این رو کافی است با فعال کردن فاکتورهای جوانی باعث متوقف شدن پروسه پیری شویم. برای این منظور 5 راه وجود دارد: _یکی از راه ها انجام یوگا ومراقبه است. فردی که 5 سال مراقبه انجام دهد 5 سال جوانتر و مراقبه بیش از 5 سال، 12 سال جوانی به همراه دارد و اگر ادامه یاید روند پیری متوقف می شود و روند معکوس رخ می دهد بطوری که وقتی به عرصه اگاهی می رسید شیمی بدن تغییر می کند و جوان می شوید. _ روش دیگر کم کردن استرس است. برای این منظور همیشه با خود فکر کنید این نیز بگذرد، چرا که هیچ غمی پایدار نیست و خواهد گذشت. _برای فعال کردن فاکتور جوانی آن طور که دوست دارید زندگی کنید یعنی زمانی از روز را به خود اختصاص دهید و به مرور این زمان را افزایش دهید‌. _ راه دیگر این است که از کارهایی که انجام می دهید لذت ببرید به عنوان مثال حتی از خوردن چای، وظایف را تیدیل به لذت کنید. _روش اخر یادداشت کردن خاطرات خوش و تجسم آن هاست. با این کار سن بیولوژیک پایین خواهد امد. چرا با تجسم خاطرات خوش، والیوم و اندروفین در بدن ترشح می شود ‌ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

امريكا با داشتن ١٨٧٢ اتاق فكر بيشترين كانون تفكر را در دنيا دارد. ٥ تا از ١٠ اتاق فكر برتر دنيا در آمريكاست جمع مدیران نامدار
امريكا با داشتن ١٨٧٢ اتاق فكر بيشترين كانون تفكر را در دنيا دارد. ٥ تا از ١٠ اتاق فكر برتر دنيا در آمريكاست جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

کدام کمپانی ها برای استخدام مدرک دانشگاهی نمی‌خواهند؟ 🔹امثال گوگل، اپل شرط داشتن مدرک دانشگاهی برای استخدام را کنار گذاشتند
کدام کمپانی ها برای استخدام مدرک دانشگاهی نمی‌خواهند؟ 🔹امثال گوگل، اپل شرط داشتن مدرک دانشگاهی برای استخدام را کنار گذاشتند جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

🔴 صندوق عقل ملی ✍️ دکتر محمد فاضلی ✅ بزرگان قوم یک بار در برنامه سوم توسعه – سال 1379 - تصمیم گرفتند «حساب ذخیره ارزی» راه‌اندازی کنند تا اضافه درآمدهای نفتی به عنوان سرمایه نسل‌های آینده در آن ذخیره شود. هدف ایجاد ثبات اقتصادی و حفظ سرمایه‌ها بود و دولت علی‌الظاهر می‌توانست تا سقف 50درصد از منابع حساب را صرف تامین اعتبار فعالیت‌های تولیدی صادرات‌گرا کند. نفت که به 120 دلار رسید و پول‌های قلمبه در میانه دهه 1380 به کشور سرازیر شد، ثبات و سرمایه بین‌نسلی کلاً فراموش شد و همان رفت که همگان در دو دولت محمود احمدی‌نژاد شاهد بودند. ✅ اقتصاددانان تجربه «حساب ذخیره ارزی» را که قرار بود به توسعه بخش خصوصی و ثبات اقتصادی بینجامد بد دانسته‌اند. همین تجربه سبب شد صندوقی با عنوان «صندوق توسعه ملی» ایجاد شود که در اساسنامه آن آمده «حداقل معادل سی درصد از منابع حاصل از صادرات نفت (نفت خام، میعانات گازی، گاز و فراورده‌های نفتی) در سال‌های برنامه و ...» به این صندوق واریز می‌شود. منابع دیگر آن هم در اساسنامه آمده است. مصارف صندوق هم اعطای وام به بخش‌های خصوصی، تعاونی و بنگاه‌های اقتصادی متعلق به مؤسسات عمومی غیردولتی برای تولید و توسعه سرمایه‌گذاری‌های دارای توجیه فنی، مالی و اقتصادی است (پنج بند دیگر مصارف هم دارد که این‌جا خیلی مهم نیست.) ✅ اگر سَرسَری هم در اینترنت جست‌وجو کنید، درمی‌یابید که تجربه «حساب ذخیره ارزی» و «صندوق توسعه ملی» هر دو موفق نبوده است. دولت‌ها و مؤسساتی که حق داشته‌اند دسترسی به منابع این دو حساب و صندوق پیدا کنند، انواع و اقسام روش‌ها را به‌کار گرفته و در نهایت منابع آن‌ها را استفاده کرده‌اند و دست آخر بخش خصوصی است که از نرسیدن به منابع صندوق شکایت دارد. ✅ این سال‌ها که منابع بودجه‌ای هم کم شده است، پول قلمبه موجود در صندوق توسعه ملی دائم به صاحبان قدرت چشمک می‌زند. همه طرح و برنامه‌های بزرگ طراحی می‌کنند برای دریافت منابع صندوق توسعه ملی و هر چه طرح‌ها بزرگ‌تر و فضایی‌تر و ژول‌ ورنی‌تر باشند، بیشتر جذابیت پیدا می‌کنند. منابع این گونه حساب‌ها و صندوق‌ها، و سازوکارهای دست یافتن به آن‌ها، منشأ طرح بسیاری از طرح‌های عجیب و ژول ورنی این سال‌ها و روزها در مملکت است. ✅ دو تجربه منجرنشده به توسعه این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که کار ما با حساب ذخیره و صندوق توسعه راه نمی‌افتد. صاحبان قدرت در نهایت راه‌های دست یافتن به آن‌چه را که قرار است ذخیره‌ای برای نسل‌های بعدی باشد می‌یابند. جای خالی صندوق سومی احساس می‌شود: «صندوق عقل ملی». کاش از همان هیجده سال پیش که حساب ذخیره ارزی ایجاد شده بود، یا به جای صندوق توسعه ملی که در نهایت منابعش به همان شیوه‌ای خرج می‌شود که قبلاً در قالب بودجه دولت خرج می‌شد، «صندوق عقل ملی» را می‌شد ایجاد کرد. ✅ صندوق عقل ملی، صندوقی است که عقل وام بدهد، کاربرد عقل را تسهیل کند و مدیران و صاحبان قدرت هم پس از گرفتن «وام عقل» هیچ الزامی به بازگرداندن آن نداشته باشند. «بهره عقل» برای این ملت از بهره هر وام و پولی مفیدتر است. خودم هم نمی‌دانم «صندوق عقل ملی» را چگونه می‌شود ایجاد کرد یا اصلاً شکل و شمایلش چگونه است، اما می‌دانم ما سخت محتاج چنین چیزی هستیم، چیزی که عقل وام بدهد، بی‌حساب و کتاب، عقل‌پاشی کند (به جای پول‌پاشی)، و جایی باشد که مدیران هر چقدر خواستند از آن اختلاس کنند و دست و دلبازانه از آن خرج کنند بی‌نگرانی؛ و برداشت از آن هم مصوبه و مجوز نخواهد. افراد و گروه‌های خاص هم بیشتر از آن وام بگیرند همان گونه از حساب‌ها و صندوق‌های ارزی بیشتر بهره برده‌اند. توسعه اصلاً جایی شکل می‌گیرد که کاربرد عقل مجوز نخواهد و محددیت نداشته باشد و سیاست و اعمال ناشی از بی‌عقلی محدود گردد. ✅ صندوق عقل ملی حتماً چیزی است که در آن ضرورتی به ذخیره کردن نیست، بلکه باید انباشته‌اش را استفاده کرد و هر چقدر استفاده کنید، حال و روز نسل‌های بعدی بهتر می‌شود (درست برخلاف صندوق‌های ارزی و ریالی). فکر می‌کنید شوخی می‌کنم؟ ابداً، کاملاً جدی هستم. سؤال مهم هر ملتی شاید این باشد که چگونه می‌تواند «صندوق عقل ملی» ایجاد کند، اصلاً سؤال از این‌که «صندوق عقل ملی» چیست و چگونه می‌شود آن‌را ایجاد کرد، شاید مهم‌ترین سؤال حکومت و سیاست‌گذاری عمومی باشد. راستی چگونه می‌توان «#صندوق_عقل_ملی» ایجاد کرد؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

سه شریک به نام‌های "کریمی"، "یوسفی" و "موسوی" کارخانه تولید بستنی تاسیس و آن را کیم نامیدند. جمع مدیران نامدار ایران @excelle
سه شریک به نام‌های "کریمی"، "یوسفی" و "موسوی" کارخانه تولید بستنی تاسیس و آن را کیم نامیدند. جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

✅ اقتصاد شتر مرغی ✍️ دکتر حامد پاک طینت "در هیچ کجای دنیا بانک مرکزی نرخ ارز را اعلام نمی کند" "من امروز قیمت دلار را 1226 تومان اعلام میکنم" "بهره وری در شرکتهای دولتی پایین است ، بخش خصوصی باید رشد یابد " "تمام یکصد شرکت اول ایران یا دولتی هستند یا خصولتی" "نام شرکتهای خصوصی که ارز دولتی دریافت کرده اند را نمی گوییم تا به حریم بخش خصوصی خدشه ای وارد نشود" "شبانه دستور داده اند نرخ بلیط هواپیما کاهش یابد" اگر فردی اهل کسب و کار و مختصری آشنا با اقتصاد را در گوشه ای از دنیا بیابیم و با گفتن این جملات از او بخواهیم که حدس بزند این جملات ، کدام خطه از دنیا را به یاد او می اندازد و یا حداقل بگوید این ملک با چه نظام اقتصادی عمل می کند بعید است بتواند به راحتی به آن پاسخ دهد ، مگر آنکه هم میهن عزیز خودمان باشد! جملات را که مرور می کنیم از اقتصاد غلیظ سرمایه داری و کاملا آزاد که ایالات متحده هم به گرد پایش نمی رسد تا اقتصاد کاملا بسته و در حیطه اختیار کامل دولتی که خیابانها و خودروهای کوبا را برای هر مخاطبی تداعی می کند ، می یابیم . ملغمه ای که من نام آن را "اقتصاد شتر مرغی" گذاشته ام . امروز کدام مقام مسئول را در کشور سراغ داریم که سنگ اصل چهل و چهار را به سینه نزند و کدام دارایی فیزیکی و تولیدی مطرح کشور از نفت و گاز و پتروشیمی تا بانک و کشتیرانی و فولاد و خودرو را می یابیم که در حیطه کنترل دولت و شبه دولت نباشد و هر روز صبح که ما مردم و مسئولین چشم می گشاییم در انتظار معجزه ایم و دست به دامان خدا برای آنکه فرجی حاصل شود. در "اقتصاد شتر مرغی" برای تامین برق یارانه ای صنعت فولاد ، مواد اولیه و گاز ثلث قیمت صنعت پتروشیمی ، تخصیص میلیارد ها دلار به نرخ چهار هزار و دویست تومانی برای شرکتهای یک روز تاسیس، پاشیدن صدها هزار میلیارد تومان برای تولید شغلهای خیالی و اختصاص دهها هزار میلیارد تومان به بانکهای ورشکسته از جیب مردم، دولت دیوان سالار و شتر دو کوهان بوده ایم و برای مجبور کردن صنعت فولاد و پتروشیمی به عرضه همه محصولات به مخاطب عمومی و صنعتگر واقعی، ورود ارز حاصل از صادرات به سیستم نیما به نرخ مقرر، متوقف کردن این فرایند دلال ساز، برنامه ریزی برای بهبود کسب و کار، مجوز دادن به موسساتی که ابتدایی ترین علوم بانکداری را نمی دانند و توزیع درست کالایی که با ارز دولتی وارد شده به دست مردم ، دولت ضعیف و بی اختیار بوده ایم و مرغ پر طلا. آنچه بهار اقتصاد ایران را همیشه به تعویق انداخته است مقاومت ذینفعان وضعیت موجود اقتصاد ایران است. فساد، فقر ،بیکاری ،تورم و رکود همه معلول رقابت مخربی است که هر آنکس از عام تا خاص که بتواند برای جذب رانت و برای فعالیتهای اقتصادی خود از آن بهره می جوید. چه اقتصادی بهتر از "اقتصاد شتر مرغی" که می تواند رانت چند ده هزار میلیارد تومانی برای آنها که می توانند از آن بهره جویند فراهم آورد و چه فرصت ذیقیمتی برای ذینفعان این اقتصاد تا در هر دستور و هر بخشنامه و هر تصمیمی ثروت خود را مضاعف کنند. اقتصادی به کام رانت خواران ، به نام مردم ! به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید telegram.me/esfahaneconomy

🔴 تاريخچه بيك خانواده رفوگران سال‌ها در تجارت نوشت افزار و خودکار مشغول بودند.علي رغم مخالفت ميرزاعلي سرانجام #علي_‌اکبر_رفوگران پدرش را براي تاسيس كارخانه قانع نمود. در پاریس به دیدار بیک، موسس و رییس کارخانه بیک رفت. بيك گفت: آقای رفوگران چه کاری می‌توانم برایتان بکنم؟ وی که از قبل برای این لحظه خود را آماده کرده بود، گفت: «آقای بیک، یک ماشین تزریق پلاستیک از آنها که اضافه دارید به اضافه یک قالب خودکار دسته دوم به من بفروشید و پولش را همین الان بردارید، من می‌برم تهران اگر توانستم تولید را به سطحی برسانم که مورد رضایت شما باشد، اجازه تولید خودکار بیک در ایران را به من بدهید، اگر نتوانستم ماشین تزریق را نگه می‌دارم و قالب را به شما برمی‌گردانم تا سر فرصت به هر کس خواستید بفروشید و بعدا پولش را به من بدهید.» بیک لبخندی زد و گفت این پشتکار را به شما تبریک می‌گویم. قالب بدنه خودکار از میلان ایتالیا و ماشین تزریق پلاستیک متناسب با ظرفیت آن قالب از نورنبرگ آلمان خریداری شد بدنه برای نصب به آلمان فرستاده شد. علی‌اکبر رفوگران در مراحل انجام کار در کارخانه آلمانی حاضر بود تا از نحوه کارکرد دستگاه اطلاع پیدا کند وقتی به ایران برگشت، شرکت صنعتی «قلم خودکار» را تشکیل داد،با خرید یک قطعه زمین در تهران نو با سرعت ساخت کارخانه را شروع کردند در سال ۱۳۴۲ افراد تحصیلکرده فنی بسیار کم بودند. دستگاه تزریق پلاستیک که امروزه از ساده‌ترین دستگاه‌ها در فرآیند تولید است، آن روزها برایشان بسیار پیچیده بود. فروش شرکت از تعداد ۵۰۰ هزار در سال ۱۳۴۱ به بیش از ۱۰۰ میلیون افزایش یافت. علی‌اکبر رفوگران برادر کوچکش حسن را به کارخانه بیک آورد برای اینکه کارآزموده شود. از کارگری شروع به کار نمود بعدها به سرپرست، مدیر و مدیرعامل شرکت ارتقا یافت. پس از چند سال علی‌اکبر قسمت اعظم سهامش را در کارخانه بیک به برادرش حسن واگذار نمود.شرکت بیک برای توسعه فعالیتش در اوایل دهه شصت کارگاهی برای ساخت «خودکارهای» تبلیغاتی به وجود آورد و بر همین اساس، با یکی از مشتریان قراردادی بست آن سال‌ها، قیمت فروش را نهادهای دولتی تعیین می‌کرد، شرکت نتوانست تعهداتش را به موقع انجام دهد. پس از سپری شدن زمان تعهد، مشتری قرارداد را فسخ نمود و صاحب بیک مجبور شد سود به عنوان دوره زمانی پیش‌پرداخت به مشتری بپردازد در عین حال کالای تولیدی نیز همچنان در دستش باقی بود. به نظر می‌رسد نقش مهم کارآیی #نهادهای_بخش_دولتي، در موفقیت یا عدم موفقیت بخش خصوصی به غایت حائز اهمیت است. هرگونه طراحی در جهت تحول در حوزه بخش خصوصی پیش نیازهایی دارد که اولویت اول، به کارکرد درست و سریع نهادهای حوزه عمومی برمی‌گردد. #کارخانه_مدادسازی پس از چند سال که مشغول تولید خودکار بود، پیشنهاد خرید کارخانه مداد به وی شد. کارخانه مداد سوسمار را در آغاز فرمان فرمائیان در ایران تاسیس و بعدها به بنیاد پهلوی واگذار شد. آنان به علت زیاندهی شرکت تصمیم به فروش کارخانه گرفتند. وی کارخانه را به صورت نقد و نسیه خرید. فقدان دانش فنی در تولید مداد مرغوب عامل زیاندهی شرکت بود.او به این نتیجه رسید بدون کمک یک مدادساز باسابقه خارجی کاری از پیش نمی‌برد. چون آن زمان مداد سوسمار نشان از کارخانه «فابرکاستل» در نورنبرگ آلمان وارد و مارک آن بسیار مشهور بود، به فکر تولید آن در ایران افتاد. وی به آلمان رفت و با راضی کردن روسای فابرکاستل آلمان، امتیاز ساخت آن را گرفت. تولید وی به گونه‌ای مرغوب بود که بازار تهران تا مدت‌ها نمی‌دانست که کالای خریداری، ساخت رفوگران می‌باشد. مداد سوسمار را با همان کیفیت ساخت آلمان در ایران تولید کرد. مداد سوسمار تولید کارخانه رفوگران همچون تولید خودکار بیک مقام اول فروش را در بازار داخلی به علت #قیمت پایین و #مرغوبیت داشت #عطر_بیک رفوگران با کمک خواهرزاده‌اش «مهندس کاتوزیان» موافقت بیک را جلب کرد تا عطر بیک را در ایران تولید کند. او باور داشت می‌تواند محصولی با کیفیت عطرهای گران‌قیمت خارجی را با قیمت بسیار کمتر در ایران تولید نماید.رویکردش این بود که مخارج گمرکی واردات عطر به ایران زیاد بود و کاهش قیمت با تولید آن در ایران امکان‌پذیر بود، همچنین کشور ایران جمعیت جوان زیادی دارد که بسیاری از آنها قدرت خرید عطرهای گران‌قیمت خارجی را ندارند. سال ۱۳۷۷ با هدف تامین مواد اولیه موردنیاز و ایجاد زمینه‌های صادرات به بازار کشورهای همجوار، کارخانه دیگری توسط رفوگران جهت تولید نوک خودکار بیک با مشارکت شرکت بیک فرانسه در شهرستان فیروزکوه احداث شد. واردات كالاي بي كيفيت چيني ، افزايش افسار گسيخته بهاي ارز و موانع كسب كار در ايران براي اين كارآفرين هم مخاطراتي ايجاد كرده است با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴همگان دانند ! ✍️ دکتر امیر ناظمی (فرانسيس گالتون در ۱۹۰۶ از یک مسابقه تفریحی توانست نتایج بزرگی بگیرد. در این مسابقه افراد در مقابل ۶ پنس می‌توانستند وزن گاوی را که می‌دیدند، حدس بزنند. بهترین حدسی که به واقعيت نزدیک بود، برنده مسابقه بود. مجموعا ٧٨٧ نظر داده شده بود. گالتون و می‌خواست ببیند «عقل جمعی» چه قضاوتی کرده است. او فکر می‌کرد عدد میانگین پیش‌بینی فرسنگ‌ها از واقعیت فاصله داشته باشد، چرا که از ديد او افراد خنگ و عقب مانده اکثريت قاطع را تشکيل می‌دادند. ميانگينِ نظرات جمعيت ۱۲۱۲ پوند بود و وزن واقعی گاو ۱۲۰۸ پوند بود! گالتون نوشت: «قضاوت‌های جمعی و دموکراتيک از اعتبار بيش از انتظاری برخوردارند». ⭕️یک نمونه داخلی: جام‌جهانی ۲۰۱۸ در برنامه‌ی تلویزیونی امسال جام‌جهانی، مسابقه‌ی پیش‌بینی نتایج برگزار شد. بر اساس آنچه فردوسی‌پور اعلام کرد بیش از ۱۰ میلیون نفر در این مسابقه شرکت کردند. من به همراه دانشجویانم برای سنجش آزمایش گالتون، نتایج مسابقه را بر اساس اپلیکیشن برنامه که ۵ پیش‌بینی نخست را منتشر می‌کرد، تحلیل کردیم و متوسط پیش‌بینی همین ۵ مورد را برای هر بازی محاسبه کردیم. نحوه محاسبه اینگونه بود: ابتدا میانگین وزن‌دار تفاضل را در نظر گرفتیم، سپس تیم بازنده بر اساس پیش‌بینی‌ها را صفر گل و تعداد گل تیم برنده را معادل تفاضل درنظر گرفتیم. نتیجه شگفت‌آور بود. بر اساس سیستم نمره‌دهی این برنامه ما می‌توانستیم تنها با اعلام میانگین نظر افراد، ۴۸.۷۵٪ امتیاز کل را کسب کنیم! به این ترتیب اگر کسی فقط میانگین نظرات را درج می‌کرد، با ۴۰۵ امتیاز رتبه‌اش زیر ۱۰هزار می‌شد. یعنی «عقل جمعی» از ۹۹.۹٪ تک تک ما مردم بهتر پیش‌بینی می‌کند! ⭕️دموکراسی و عقل جمعی دموکراسی حاصل باور عملی مردم به این واقعیت است که «عقل جمعی» از عقل تک تک آن‌ها بهتر است، هرچند در میان این جمع پر باشد از افرادی که حتی اسم یکی از بازیکنان تیم‌ها را نمی‌دانند! ما چاره‌ای نداریم تا باورکنیم دموکراسی و عقل جمعی بهتر از ۹۹.۹ درصد تک تک ماها برآورد می‌کند! امروز در دنیا بر اساس آنچه «دموکراسی مستقیم» (Direct Democracy) می‌نامند، در برخی از کشورها بسیاری از موضوعات از طریق همه‌پرسی تعیین تکلیف می‌شود؛ مثلا در سوئیس موضوع پرداخت یارانه نقدی یا در سوئد برای تغییر واحد پول یا در انگلستان در خصوص خروج از اتحادیه اروپا از طریق همه‌پرسی تعیین تکلیف می‌شود، چون باور کرده‌اند که عقل جمعی از ۹۹.۹٪ افراد نتیجه‌ی بهتری می‌دهد یا به قول بزرگمهر «همه چیز را همگان دانند»! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴"فرق خواندن و خواندن" ✍️پدرام سلطانی 🔰فهمیدی فلان هنرپیشه به رحمت خدا رفت؟ اووه بابا خیلی عقبی! نیم ساعت پیش خبرش درومده! دیدی تو مجلس اون نماینده به وزیر چی گفت؟ دلار چقدره؟ مرغ گرون شد. یارو رو که 1000 میلیارد بدهی بانکی داشت گرفتن. 📕این جملات شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟ اینها برشی از حرفهای هر روز و همه روز ما هستند. درواقع این حرفها متن زندگی ما شده اند. زندگی همه ی ما متأثر از این اخبار است و چون تعدادشان مرتباٌ در حال افزایش است بخش زیادی از هوش و حواس ما اسیر آنها شده است. 📗ما ایرانیها بر طبق براوردهای گوناگون در زمره ی ملل کمتر اهل مطالعه و خواندن هستیم. اما اگر هرکداممان برشی به اشتغالات روزمره ی خود بزنیم کم نمی خوانیم. همه ی ما مرتباٌ در حال رصد اخبار و وقایع هستیم. مرتباٌ از این کانال به آن کانال تلگرام یا پرسه در سایر شبکه های اجتماعی و سایتهای خبری و خبرواره ای. پس ما می خوانیم اما مفید نمی خوانیم. برای یک ایرانی که مرتب در نگرانی از آینده به سر می برد و در بستر یک جامعه ی ناآرام و پر تب و تاب سیر می کند خواندن از سر ترس است و نگرانی. برای اینکه ببیند چه می شود؟ که چه می گوید؟ آیا درست می شود یا نه؟ گران می شود؟ کم می شود؟ دعوا می شود؟ برکنار می شود؟ محاکمه می شود؟ مچش گرفته می شود؟ فشار بیشتر می شود؟ ووو 📘تصور کنید اگر ایرانی یک رایانه هم می بود نه یک انسان، حافظه اش باید مدام درگیر اطلاعات آنی می شد و ظرفیتش در دریافت اطلاعات تفصیلی کاهش می یافت. ما به کم مطالعه کردن متهمیم اما هنگامی که ما را با ژاپن، سوئد، فنلاند و انگلیس مقایسه می کنند، این مؤلفه را نمی سنجند، که آنها چقدر نگران فردا هستند و از سر نگرانی وقتشان به مطالعه اخبار، که کم ارزش ترین نوع اطلاعات در جهان امروز محسوب می شود، می گذرد و ما چقدر. 📙خواندن یک ایرانى از سر نگرانی است و خواندن یک ژاپنی یا آلمانی از سر نیاز به دانستن و یا وسیله ای برای پرکردن اوقات فراغت. اصولاٌ داشتن استرس و مشغله ی ذهنی فراوان اجازه ی تمرکز بر خواندن یک متن طولانی و با آن ماندن را نمی دهد. حواس، پرت هزاران موضوع و مشکل می شود. 📚شاید سالها باید بگذرد تا ما تک تک آسیبهایی که به فرهنگ و رفتار ایرانیان از بابت نداشتن یک زندگی کم دغدغه و بدون استرس و نگرانی، خورده است را بشناسیم و بفهمیم. ما در تمام این دوران فقط در تحریم، ستیز یا چالش نبوده ایم. ما فرصتهای یاد گرفتن، بزرگ شدن، با مهارت شدن و شکوفا شدنمان را فدا کرده ایم. اکنون می شود درستتر داورى كرد که چرا ایرانیان اهل علم و اندیشه، نخبگان، دانشجویان ممتاز، المپیادیها، پژوهشگران و دیگر اهالی دانش و دانایی کوچ می کنند. آنها ایران را خانه ی خوبی برای کتاب خواندن و بکار بستن آموخته های خود نمی بینند. یکبار دیگر سئوالات صدر این نوشته را بخوانید! همه ی ما اخبار لحظه به لحظه ی کشور را می خوانیم و از بریم، ما گروگان اخبار مسلسل وار این کانال و آن سایت و شبکه شده ایم. ما همگی استاد تبادل اخبار شده ایم و مهارت خود را با فرستادن فوری خبر به دیگران به رخ می کشیم. ملتی که آینده ی خود را در خبر جستجو می کند به اندازه ی عمر خبر عمق دانش می یابد. بدل می گردد به جعبه ی متحرکی از خبر و شایعه و تحلیل های ضد و نقیض و گمانه زنیهای قمارگونه ی خبرسازان و خبربازان. ثبات، آرامش، دوری از جنجال و فروافتادن از تیتر یک اخبار جهانی، پیش نیاز خواندن و درست و بیش خواندن است. ما فعلاٌ فرصتی برای افزایش متوسط زمان مطالعه ی خود نداریم، اخبار زیادی در راه است.... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴من و ناتاشا ✍️ مجتبی لشکربلوکی سه هفته پیش از دفتر مرکزی زنگ زدند و گفتند یک کارمند جدید برایمان می‌فرستند تا بار کار کمتر شود. اسمش ناتاشا است. ناتاشا از آن اسم هایی است که آدم دلش می‌خواهد خودش را در عسل گناه غرق کند. مثل اسم شیدا و شهلا و کامبیز. همه‌ همکارهایم مثل گرگ دندان تیز کرده بودند تا ناتاشا بیاید و دو هفته‌ پیش، آمد. آمد توی اتاقم تا خودش را معرفی کند. درست حس کسی را داشتم که وسط یک رویای شیرین، ساعت چهار صبح بیدارش کنند برای خوردن سحری. یک زن قوی و عضلانی توی چهارچوب در ایستاده بود که قطر بازویش یک شماره از دور کمر من بزرگ‌تر بود. موقع دست دادن انگار می‌خواست انگشت‌های آدم را ادغام کند توی هم. پشت موهایش را دم اردکی گذاشته بود و آدم را یاد امین حیایی می‌انداخت. جلوی آدم که می‌ایستد، دست‌هایش را گره می‌زد توی هم و تا جایی که تاندون‌هایش کشش داشت، پاها را از هم فاصله می‌داد. درست انگار که میدان آزادی جلوی آدم بیاستد. همان روز اول رفتم کنار میزش ایستادم تا یادش بدهم چطور فلکه طراحی کند. یک پیراهن مردانه‌ چهارخانه گشاد پوشیده بود. بعد تازه فهمیدم که یک خالکوبی بزرگ دارد. یک داس و چکش قرمز و آبی .... همان‌جا فهمیدم که یک پهلوانِ کمونیست همکارم شده که موقع احوال‌پرسی با لهجه‌ جنوبی می‌گوید what’s up dude و خنده‌اش را با یوهاها شروع می‌کند. خیلی قوی و رسا. حالا دو هفته است که با ما کار می‌کند. تازه فهمیدم که بزرگ‌ترین نقصان رفتاری من، پیش‌قضاوت است. ترجیحم بر این است که همه چیز را در همان ده دقیقه‌ی اول حلاجی کنم، قضاوت کنم، حکم صادر کنم و پرونده را مختومه کنم و بروم سراغ مورد بعدی. اما توی این دو هفته متنبه شدم. ناتاشا یک‌شنبه‌ آخر هر ماه می‌رود اطعام ایتام. با یک گروه آدم شبیه به خودش. بعد از زلزله‌ هائیتی، یک ماه تمام آنجا رفته بابت کمک. زلزله‌ بم که آمده بود، ویزا گرفته بود برای ایران. که البته دولت فخیمه سه روز بعد ارجاعش دادند. آفریقا را مثل کف دستش می‌شناسد و عضو یکی دو موسسه‌ مبارزه با گرسنگی در آن‌جاست. یک دختر پنج ساله هم به فرزندی قبول کرده که یک پا ندارد. در ضمن هر روز درِ کنسرو لوبیای شارلوت (آن یکی همکارمان) را باز می‌کند. چون زور شارلوت نمی‌رسد. نسبت قواره‌ شارلوت به ناتاشا، مثل قواره‌ی باطری نیم‌قلمی است به باطری ماشین. نهایتا این‌که از بودن ناتاشا این‌جا خیلی خرسندیم. دنیا پر است از آدم‌های قلمی و قشنگ که در همان ثانیه اول آدم عاشق‌شان می‌شود. البته فقط به درد همان ثانیه اول می‌خوردند و مثل آپاندیس هیچ کاربرد حیاتی در دنیا ندارند. این‌جا بیشتر ناتاشا لازم داریم. (برگرفته از نوشته کوتاهی از فهیم عطار) اینستاگرام را که باز می کنی، پر است از آدم های خوشحال و خوشگل، تصاویر حسرت انگیز و تجربیاتی که آدمی دلش برای شان قنج می رود. اصولا بعد از اینستاگرام آدم ها به دو دسته تقسیم شدند: دسته اول: آدم هایی مانند عروس آن آقازاده که در اینستاگرام با کیف گوچی و لباس های گران قیمت عکس می گذارند و یا فلان خانم وابسته به یک خاندان معروف که از تجربه هلیکوپترسواری خود در کالیفرنیا فیلم به اشتراک می گذارند. و دسته دوم هم آدم هایی که می روند و عکس و فیلم دسته دوم را با ذوق و یا حسرت نگاه می کنند. راستش را بخواهید دسته اولی ها قبل از اینستاگرام هم بوده اند. به عنوان مثال استاد دانشگاهی که 300 مقاله تولید کرده است اما یک مورد آن به منجر به گره گشایی از کار مردم نشده است همان کارکردی را در جامعه دارد که یک سلبریتی با عکس های اینستاگرامی اش! اما من می خواهم از دسته سوم صحبت کنم: که آن ها را ناتاشا می نامم. این ها همان کسانی هستند که دنیا را جای بهتری می کنند. آن ها مبارزه می کنند. فریاد می زنند. چارچوب های تنگ و تلخ قدیمی را می شکنند. آن ها کارشان نیست که در اینستاگرام تصاویر گورخوابی و کارتن خوابی را ببینند و سری از تاسف تکان بدهند و سپس بروند به پیج یک سلبریتی برای فراموش کردن تلخی کارتن خوابی. ناتاشاها، کمپین راه می اندازند، خیریه تاسیس می کنند. کسب وکار جدید راه اندازی می کنند. مسوولیت اجتماعی سرشان می شود. شبکه سازی می کنند. شکست می خورند. رانده می شوند. تهدید و تحقیر می شوند اما خسته نمی شوند. دوباره و دوباره برمی خیزند. دوران سختی را در پیش خواهیم داشت. اینجا و اکنون بیشتر ناتاشا لازم داریم. ناتاشاها از آسمان نازل نمی شوند. خلق هم نمی شوند. آدم های معمولی یک روز تصمیم می گیرند که ناتاشا باشند و به عنوان جانشین خداوند در این جهان، جهان بهتری از آنچه تحویل گرفته اند تحویل دهند ولو در حد کاشت یک درخت یا فراهم کردن یک کانکس برای یک زلزله زده. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴قلب شکسته ارج ✍️علی‌اصغر سعیدی 🔻مهندس سیاوش ارجمند (دوم مرداد 1307 - دوم مرداد 1397)، آخرین مدیر کارخانه ارج تا سال 1357 و برادر کوچک خلیل ارجمند بنیانگذار شرکت ارج، دوم مرداد سال جاری درگذشت. سیاوش در دوم مرداد سال 1307 در تهران در خانواده‌ای بوروکرات به دنیا آمد. او تحت تاثیر برادرش خلیل بود. وقتی خلیل ارجمند، کارخانه ارج را تاسیس کرد سیاوش به دبستان تربیت می‌رفت. اما هر روز برای دیدن کار کارگاه برادرش از مدرسه به کارخانه می‌رفت و از کودکی به سه کار اصلی این کارخانه یعنی آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری علاقه و آشنایی پیدا کرده بود. از همان کودکی برادرش الگویی برای او بود. مانند برادرش رشته مهندسی مکانیک خواند و دانشجوی ممتاز دانشکده فنی دانشگاه تهران شد. 🔻سیاوش ارجمند تعریف می‌کرد که سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش در نوجوانی، مرگ زودهنگام برادرش بوده است. مهندس خلیل ارجمند در مهرماه سال ۱۳۲۳ هنگام بازدید از نحوه کار پمپ‌های آبی که به امید کشیدن آب در چاهی در جنوب تهران گذاشته بود درون چاه افتاد و درگذشت. سیاوش با مرگ خلیل احساس می‌کرد اداره کارخانه بر عهده اوست و به کارهای کارخانه سرکشی می‌کرد. در سال ۱۳۳۰ مهندس اسکندر ارجمند، برادر بزرگ‌ترش به کارخانه پیوست اما در سال ۱۳۳۲ این مسوولیت را به مهندس سیاوش ارجمند داد که بعد از ادامه تحصیل مهندسی الکترونیک، در رشته فشارقوی از آلمان و گذراندن دوره یک‌ساله کارآموزی‌اش در شرکت زیمنس به ایران برگشته بود. با شروع مدیریت سیاوش دوره توسعه سریع و مدرن کارخانه ارج شروع شد. او خط تولید محصولات شرکت را تغییر داد و به تولید محصولات خانگی پرداخت. او کارخانه ارج را در مسیر توسعه قرار داد تا آنجا که ارج بزرگ‌ترین کارخانه لوازم خانگی ایران و خاورمیانه شد. 🔻در دهه ۱۳۳۰ تولیدات مختلفی از جمله بخاری ارج از تولیدات اولیه و ماندگار بود. مهندس سیاوش ارجمند تعریف می‌کرد که اولین محصول خانگی ارج به معنای تولید انبوه در سال ۱۳۳۸ تولید شد. بعد از آن تولید کولر ارج بود. او در مسافرتی که به آریزونای آمریکا کرد به کالایی برخورد که به سادگی می‌توانست درجه حرارت را تا بیش از 10 درجه کم کند. کولر آبی ارج بر اساس این محصول ساخته شد. 🔻یک سال بعد از تولید کولر ارج، آبگرمکن برقی ۵۰گالنی ساخته ارج به بازار آمد. اگرچه مهندس رهنما در کارخانه پلار اصفهان قبلاً آن را می‌ساخت اما تولید آن توسط ارج به توسعه بهداشت شخصی مردم و افول خزینه و حمام‌های عمومی که عامل شیوع بسیاری بیماری‌ها بود کمک شایانی کرد. کارخانه ارج در دوران مدیریت سیاوش ارجمند اولین شرکت ایرانی بود که شروع به تولید یخچال برقی کرد. 🔻برخلاف اظهارنظرهای رایج و ساده‌انگارانه برخی محققان و روشنفکران، محصولات این کارخانه مونتاژ و کار کارگران سرهم‌بندی کردن قطعات وارداتی نبود بلکه مهندسان شرکت برای تولید هر محصول ماه‌ها مطالعه می‌کردند. صادرات محصولات ارج به کشورهای اروپای شرقی و کشورهای خلیج‌فارس نشان داد که با وجود محصولات خارجی ارج توانسته بود سهم قابل توجهی از بازار مصرف این کشورها را به دست آورد. ارج در سال ۱۳۵۸ مشمول قانون حفاظت از صنایع نشد اما بعداً با ناآرامی‌های کارگری که نیروهای سیاسی چپ تندرو در آن ایجاد کردند تحت مدیریت سازمان صنایع قرار گرفت و دوره افول خود را آغاز کرد. 🔻وقتی در سال 1395 خبر بسته شدن کامل شرکت ارج در رسانه‌ها منتشر شد، سیاوش ارجمند نوشت: خبر بسته شدن شرکت صنعتی ارج قلبم را شکست و شوکی بود برای من و بسیاری از مهندسان و کارگرانی که سال‌ها برای ساختن این شرکت سخت کار کرده بودند. او می‌گفت صاحبان فعلی کارخانه ارج گویا مشتری برای فروش ارج پیدا نکردند و با او تماس گرفتند و حاضر شدند کارخانه‌اش را با تخفیف مخصوص به خودش بفروشند. با اینکه هنوز علاقه‌مند به کار در ایران بود اما کهولت سن دیگر اجازه چنین کاری را به او نمی‌داد و سرانجام دوم مرداد سال جاری در 90سالگی در شهر نیویورک درگذشت. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 چرا نظر مخالف در محیط کار مفید است؟ 🔸داشتن اختلاف‌نظر بخش اجتناب‌ناپذیر، طبیعی و سالم ایجاد رابطه با دیگران است. هیچ محیط کاری که بدون تعارض و اختلاف‌نظر باشد وجود ندارد. شاید رویای کار کردن در یک مدینه‌فاضله صلح‌آمیز را داشته باشید اما این محیط برای سازمان مناسب نیست، همچنین برای خود شما و کارتان هم مناسب نیست. در واقع نظرات مخالف اگر خوب مدیریت شوند، نتایج مثبت بسیاری خواهند داشت. در اینجا به ذکر چند نمونه می‌پردازیم: ▪️نتایج کاری بهتر وقتی شما و همکاران‌تان همدیگر را به چالش می‌کشید و همواره می‌پرسید آیا راه‌حل بهتری هم وجود دارد؟ این اختلاف‌های مبتکرانه می‌تواند به راه‌حل‌های جدید منجر شود. ▪️موقعیت‌های یادگیری و رشد همان‌قدر که به چالش کشیده شدن ایده‌هایتان در شما احساس ناراحتی به‌وجود می‌آورد، به همان میزان برای شما موقعیت یادگیری فراهم است. با گوش دادن و دریافت بازخورد می‌توانید تجربه کسب کنید، با مسائل جدید روبه‌رو شوید و به عنوان یک مدیر تکامل یابید. ▪️بهبود روابط وقتی در فضای تضاد با هم کار می‌کنید، با افراد و اطرافیان خود احساس نزدیکی بیشتری می‌کنید و درک بهتری از آنچه برای آنها است به‌دست می‌آورید و متوجه می‌شوید چه موضوعاتی برای آنها مهم است و ترجیح می‌دهند چگونه کار کنند. ▪️رضایت شغلی بالاتر وقتی از مخالفت کردن سازنده درباره موضوعات در محیط کار ترس نداشته باشید، احتمالا برای رفتن به محل کار خوشحال‌تر هستید. از آنچه انجام می‌دهید راضی‌تر خواهید بود و از رابطه با همکاران لذت خواهید برد. ▪️یک محیط کاری فراگیرتر اگر مایل هستید تنوع و فراگیر بودن در سازمانتان وجود داشته باشد، باید برای مخالفت کردن آماده باشید. هرچند گروه‌های همگن از لحاظ کارآیی مطمئن‌تر هستند، گروه‌های متنوع اغلب در انجام وظایف موفق‌تر عمل می‌کنند. 🔸اگر شما شخصی هستید که از تضاد دوری می‌کند، احتمالا با خواندن این مقاله ناامید شده‌اید اما خوشبختانه این امکان وجود دارد که با به‌کارگیری تکنیک‌هایی در ارتباط با تضاد راحت‌تر باشید. در اینجا به ذکر چند نمونه‌ می‌پردازیم. ▪️احساس نیاز به دوست داشته شدن را کنار بگذارید بیشتر افراد دوست دارند که مورد علاقه دیگران باشند. این یک امر طبیعی است. به جای آنکه سعی کنید محبوبیت خود را افزایش دهید، بر احترام تمرکز کنید (هم دادن و هم گرفتن آن). اگر خودتان راحت‌ باشید و به این نتیجه برسید که احترام مهم‌تر از دوست داشته شدن است، در این صورت برای تیم خود الگویی خواهید شد که مخالفت کردن اشکالی ندارد و فضای بازتری برای بیان ایده‌های آنها مطرح می‌شود. ▪️بر تصویر بزرگ تمرکز کنید در مخالفت کردن اگر با آن به عنوان یک مساله شخصی روبه‌رو شوید، کار مشکلی است، اما تضاد‌ها در محیط کار اغلب با تفاوت‌ها روی اهداف و فرآیندها آغاز می‌شوند. به نیازهای کسب‌و‌کار فکر کنید. ▪️مخالفت کردن را با نامهربانی همسان فرض نکنید اغلب افراد پذیرای شنیدن نظرات مخالف و متفاوت هستند اگر شما این نظرات را با فکر و با احترام ارائه کنید. ▪️یک الگو پیدا و از آنها تقلید کنید خوشبختانه همیشه حداقل یک شخص در زندگی شما هست (مثلا یک همکار، فامیل یا دوست) که در رک بودن و صداقت در بیان اندیشه‌ها و نظراتش بدون حاشیه‌سازی سرآمد باشد. به آن شخص دقت کنید. ببینید چه می‌کند و بعد از او تقلید کنید. 🔸از هر تاکتیکی که استفاده می‌کنید، ابتدا آن را در مقیاس کوچک امتحان کنید. در گفت‌وگوهایی که ریسک کمی دارند صریح و رک باشید و ببینید چگونه پیش می‌رود. خوشبختانه خواهید دید که بهتر از آنچه انتظار داشتید، پیش خواهد رفت و اگر این گونه نشد، می‌توانید از آن موقعیت یاد بگیرید و دوباره امتحان کنید. گاهی اوقات مخالفت کردن همان کاری است که طرف مقابل انتظار دارد شما انجام دهید. البته تا زمانی که این کار را با احترام و یکدلی انجام دهید. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

سیاوش ارجمند برادر کوچک خلیل ارجمند بنیانگذار شرکت ارج که آخرین مدیر این کارخانه در دوره پیش از انقلاب بود، در سن 90 سالگی در
سیاوش ارجمند برادر کوچک خلیل ارجمند بنیانگذار شرکت ارج که آخرین مدیر این کارخانه در دوره پیش از انقلاب بود، در سن 90 سالگی در شهر نیویورک دارفانی را وداع گفت روحش شاد و یادش گرامی @excellentmanagers

یادش گرامی باد جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

✅همه می دانند ✍️نیما نامداری 📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی آنچه این روزها بسیاری از مدیران دولتی انجام می‌دهند تلاش برای کاری کردن است. می‌خواهند نشان دهند تمام تلاش‌شان را می‌کنند،در چنین اوضاعی معمولاً مهم نیست چه کسی چه کاری می‌کند. مهم این است که کاری بکند. این فشاری است که افکار عمومی بر آنها وارد می‌کند. رسانه‌ها مدام فشار می‌آورند که مسوولان کجا هستند و چرا کاری نمی‌کنند. خبرنگار صدا و سیما میکروفن را دست می‌گیرد و به کوچه و خیابان می‌رود می‌پرسد مثلاً قیمت سیب‌زمینی پارسال چند بوده و امسال چند است و در نهایت نتیجه می‌گیرد که مسوولان خواب هستند و نظارت کافی ندارند و... از بام تا شام در سراسر مملکت مدام مردم می‌پرسند مسوولان کجا هستند و چرا کاری نمی‌کنند؟ خب بفرمایید! مسوولان اینجا هستند ! از ممنوع کردن خرید و فروش ارز تا حرکت به سمت کوپن. اخیراً وزارت صنعت دستور داده بر سردر مغازه‌هایی که گران‌فروشی کرده‌اند پلاکارد یا برچسب زده شود که گران‌فروش رسوا شود! دقیقاً همین کار در سال 1354 به دستور فریدون مهدوی وزیر وقت بازرگانی انجام شد. از فریدون مهدوی تا محمد شریعتمداری ظاهراً همه مسوولان صرفاً خواسته‌اند نشان دهند که وسط میدان هستند و دارند کاری می‌کنند. اما واقعاً چقدر این تلاش‌ها برای کاری کردن مفید فایده است؟ مدیران دولتی هم انسان‌هایی معمولی هستند. وقتی روی آنها فشار است که کاری کنند طبعاً مثل هر انسان دیگری موارد زیر را در تصمیم‌گیری خود مدنظر قرار می‌دهند: 1- مدیران دولتی وقتی می‌خواهند کاری کنند به انتخاب‌های واقعی روی میز نگاه می‌کنند. مدیران دولت عموماً افراد مبسوط‌الیدی نیستند. ده‌ها نهاد بی‌ربط و باربط به آنها دستور می‌دهند.نظام ناکارآمد، فشارهای سیاسی، مداخلات نظارتی و کنترلی نهادهای غیرمسوول،و عوامل دیگر مهم‌ترین موانع مدیریت موثر در دولت هستند 2- مدیران دولتی وقتی می‌خواهند کاری کنند به شرایط و زمینه سیاسی و اقتصادی نگاه می‌کنند. مثلاً وقتی کشور انتخاب کرده که تعامل با دنیا ضرورتاً چیز مفیدی نیست طبیعی است مدیر دولتی هم این واقعیت را مبنا قرار می‌دهد. وقتی کشور انتخاب کرده که سرمایه‌داری را تحمل نکند مگر از سر ناچاری، طبعاً مدیر دولتی هم همین نگاه را دنبال می‌کند. وقتی عوام‌گرایی مسائل پیچیده رایج‌ترین شیوه اداره کشور است طبعاً مدیر دولتی هم این الگو را تقلید می‌کند. وقتی در اداره کشور، چندان کاری به تجربیات دنیا نداریم طبعاً او هم ذیل همین روال عمل می‌کند. مدیر دولتی وقتی می‌بیند جهت‌گیری کلان مدیریت کشور در مسیر سهم دادن به جریان‌های سیاسی صاحب قدرت است، وقتی می‌بیند استناد به دانش و تجارب موفق دنیا کمکی به متقاعد شدن صاحبان قدرت نمی‌کند، وقتی می‌بیند بدیهیات سیاستگذاری مراعات نمی‌شود، وقتی می‌بیند کسی نگران آینده اقتصاد نیست طبعاً او هم سری را که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندد 3- مدیران دولتی وقتی می‌خواهند کاری کنند به سوابق و تجربیات پیشین نگاه می‌کنند.آنها نگاه می‌کنند به مدیران سالمی که زندگی‌شان از راه کارمندی دولت می‌گذرد و هشت‌شان گرو 9‌شان است. به مدیران باسوادی که اهداف بلندمدت داشته‌اند نگاه می‌کنند که چگونه کنار رفتند. به ناسپاسی نظام دولتی نسبت به مدیران جسور و موفق قدیمی نگاه می‌کنند. به انبوه بوروکرات‌های بی‌عمل نگاه می‌کنند که قدر می‌بینند و کسی هم از آنها انتقاد نمی‌کند؛ کسانی که به واسطه سال‌ها حضور در رده‌های میانی مدیریت کشور توانسته‌اند شبکه‌ای از روابط برای خود ایجاد کنند و به اتکای این شبکه هم امنیت و هم منفعت خود را تضمین می‌کنند بی‌تردید همه در دولت میدانند سیاستهای تعزیراتی اخیر نه‌تنها قیمتها را کاهش نمی‌دهد بلکه زمینه را برای انواع فساد ایجاد می‌کنند. اخیراً دوستی تعریف می‌کرد عده‌ای در برجهای شمال تهران پارکینگهای ساکنان برج را اجاره و خودروهای خارجی را در آنها انبار می‌کنند. واقعاً چه کسی فکر می‌کرد خودرو کالای تعزیراتی شود؟ چه کسی فکر می‌کرد خرید و فروش سکه به ایجاد اختلال در نظام اقتصادی تعبیر شده و مجازات اعدام در پی داشته باشد؟ دولت ایران گرفتار پدیده درخودماندگی شده است یعنی انبوه منابعی که صرف اداره کشور می‌شوند عملاً هدر می‌روند.در چنین وضعیتی معمولاً دولت‌ها دچار استیصال و روزمرگی می‌شوند و به سراغ راهکارهای وصله‌پینه‌ای ضعیف برای مشکلات اساسی و جدی می‌روند فساد هم مزید بر علت است.گسیختگی اجتماعی هم فشار را بر دولت بیشتر کرده، انتظارات روزبه‌روز بیشتر می‌شود و بدلیل کاهش همبستگی اجتماعی، قابلیت دولت کمتر هم می‌شود. در این شرایط راهکارها خود به بخشی از مشکل بدل می‌شوند. اقدامات مقطعی و از سر استیصال دولت نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه تبعات ناخواسته آنها شرایط را بدتر می‌کند/تجارت فردا به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید telegram.me/esfahaneconomy

🔴 اخلاق بردگی و اخلاق اربابی ✍️ کارل گوستاو یونگ اخلاق بردگی یعنی همین چیزی که نود درصد مردم بهش معتقدند؛ اخلاقی که می‌گوید در مهمانی‌ها و جمع فامیل لبخند بزن، اگر عصبانی می‌شوی، خوددار باش و فریاد نزن، وقتی دخترعمویت بچه‌دار می‌شود برایش کادو ببر، وقتی دوستت ازدواج می‌کند بهش تبریک بگو، وقتی از همکارت خوشت نمی‌آید، این را مستقیم بهش حالی نکن، برای این که دوستت، همسرت، برادرت ناراحت نشوند خودت را، عقاید و احساساتت را سانسور کن، برای به دست آوردن تأیید و تحسین اطرافیان، لباسی را که دوست داری نپوش، اگر لذتی برخلاف شرع و عرف و قوانین جامعه بشری است آن را در وجودت بُکُش و به خاک بسپار، فداکار، مهربان، صبور، متعهد، خوش برخورد و خلاصه، همرنگ و همراه و هم مسلک جماعت باش. اما اخلاق اربابی، کاملا متفاوت است. افرادی که به اخلاق اربابی پایبندند، از نظر روان‌شناسی، آدم‌هایی هستند که به بالاترین حد از بلوغ روانی رسیده‌اند و قوانین اخلاقی را نه از روی ترس از خدا و جهنم و قانون و پلیس و همسر و پدر و مادر و نه به طمع پاداش و تشویق اجتماعی، که برمبنای وجدان خودشان تعریف می‌کنند. البته وجدان شخصی این افراد، مستقل، بالغ، صادق و سالم است، اهل ماست‌مالی و لاپوشانی نیست، صریح و بی‌پرده است و با هیچ‌کس، حتی خودشان تعارف ندارد. بزرگترین معیار خالقان اخلاق اربابی برای اعمال و رفتارشان، رسیدن به آرامش و رضایت درونی است. اخلاق اربابی مرزهای وسیع و قابل انعطافی دارد و هرگز خشک و متعصب نیست. برای توده‌هایی که مقید و مأخوذ به اخلاق بردگی هستند، اخلاق اربابی، گاه زیبا و تحسین برانگیز، گاهی گناه آلود و فاسد و در اکثر مواقع گنگ و نامفهوم است. افرادی که به اخلاق اربابی رسیده‌اند تاوان این بلوغ را با تنهایی و طرد‌شدگی پس می‌دهند. آن‌ها به رضایت درونی می‌رسند ولی همیشه برای اطرفیانشان، دور از دسترس و غیرقابل درک باقی می‌مانند! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers