uk
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Відкрити в Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу جمع مدیران نامدار ایران

Канал جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 27 587 підписників, посідаючи 2 283 місце в категорії Бізнес та 12 296 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 27 587 підписників.

За останніми даними від 02 липня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -128, а за останні 24 години на 3, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 25.14%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 5.69% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 6 938 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 1 569 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 03 липня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Бізнес.

27 587
Підписники
+324 години
-257 днів
-12830 день
Архів дописів
🔴روزی که پول ملی، بادبادک شد! 🖋سهند ایرانمهر ‍ ‍ آلمان ۱۹۲۳. آلمان بعد از جنگ اول جهانی که سیاستمداران هوادار صلح و تعامل با یادآوری تبعات مخرب ماجراجویی و هزینه بالای مخاصمه با جهان، پیشتازان عرصه سیاست بودند اما تبعات فشار اقتصادی دوران جنگ و انزوا، دامن کشور را رها نکرده بود و‌روزهای سخت و‌پیش‌بینی نشده‌ای در راه بود. دولت برای جبران مشکل، محدودیتی برای چاپ پول بدون‌ پشتوانه از سوی بانک مرکزی وقت آلمان (رایش‌ بانک) قائل نبود زیرا بانک مرکزی غیرمستقل و وابسته به دولت به خود اجازه می‌داد که در بازار دخالت کند در نتیجه با هدف افزایش توان رقابتی صادرات دست به تضعیف پول ملی زد، این باعث بروز تورم بزرگ طی سال‌های ۲۹۲۱ تا ۱۹۲۳ در آلمان و فروپاشی اقتصادی شد. خوش‌بینی مردم و سیاستمدارانی که به صلح پس از جنگ امید بسته بودند به ناامیدی مطلق انجامید و تازه معلوم شد که تبعات هزینه‌های سنگین مخاصمه و ورود به جنگ چیزی نیست که به صرف پایان جنگ خاتمه یابد‌. متفقین هم فشار اقتصادی بر آلمان را تداوم دادند و برخی‌چون فرانسه قسمت‌هایی از خاک آلمان (روهر) را اشغال کردند و هیچ محدودیتی را علیه اقتصاد آلمان دریغ نکردند. غرور آلمانی زیربار فشار اقتصادی، جریحه‌دار شده بود. پول ملی اسبابِ‌ساخت‌بادبادک یا سوخت اجاق شده بود و سیاستمدارانی که از صلح سخن می‌گفتند، خائنین به وطن معرفی شدند. سیاست تعامل، حالا «اصرار بر عملی احمقانه و بزدلانه» تلقی می‌شد و بحران اقتصادی هم هدیه آسمانی که حزب نازی، نشانه دیگری از همراهی خداوند برای بیداری مردم آلمان تلقی می‌کرد. بحران مالی ۱۹۲۳ و این باور عمومی چنان موازی هم حرکت کردند که برنده انتخابات سال ۱۹۳۲ حزبی بود که در انتخابات۱۹۲۸ کمتر از ۳ درصد آرا را بدست آورده بود و پس از پیروزی ۱۹۳۲ با نام رهبر خود آدولف هیتلر به حزب اول آلمان تبدیل شد. آدولف هیتلر، حالا می‌توانست سرش را بالا بگیرد و هم بی‌کفایتی سیاستمداران اهل تعامل را به رخ بکشاند و هم جسورتر شدن بریتانیا و فرانسه را، در نتیجه بار دیگر، جنگ و رویارویی التیام‌بخش غرور لگدمال شده معرفی شد و جنگ دوم جهانی رقم خورد تا ویرانی آلمان کامل‌تر شود. درس این دوره سخت برای سیاستمداران میانه‌رو و اهل تعامل جهان که پس از بحرانی داخلی و خارجی‌ به دولت مستعجلی می‌رسند این بود که قدرت ویران‌کننده و در کمینِ شرایط شکننده اقتصادی و اجتماعی را در مسیر جراحی‌های بزرگ اقتصادی فراموش نکنند. درس ملت‌ها از این ماجرا این بود که با مشاهده کُندی بهبود شرایط اقتصادی پس از بحران‌خارجی به صرافت و توهم کارآ بودن مخاصمه و ماجراجویی دوباره نیفتند. اقتصاد آلمان نیز در آن ماجرا آموخت که همواره مانع دخالت دولت و بانک مرکزی در بازار شود و در این راه چنان سخت بگیرد که اصطلاح « وسواس اقتصاد آلمانی» بر سرزبان‌ها بیفتد. اروپا نیز( برخلاف آمریکا) البته از این ماجرا درس گرفت و آن این بود که فشار را بر طرف ضعیف ماجرا آنچنان سخت نکند که نتیجه آن به حاشیه رفتن میانه‌روها و بر آمدن تندروها شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 فصل خوبِ فحش‌دادن! ✍️ احسان محمدی ◾️وقتی آدم‌ها نومید و خشمگین می‌شوند دیگر کسی حوصله تحلیل ندارد. تیتر را می‌خوانند و فحش می‌دهند، عکس را می‌بینند و فحش می‌دهند، راه می‌روند و فحش می‌دهند، دیوار کوتاهی را پیدا می‌کنند و فحش می‌دهند، آدم بی‌خطری پیدا می‌کنند و فحش می‌دهند ◾️ انکار خشم سرگردان در فضای این روزها خطاست. انکار هر حقیقی خطاست. مثل کسی که مقابل پذیرش بیماری‌اش مقاومت می‌کند و تنها فایده این کار، فرصت دادن به بیماری برای عمیق‌تر و وسیع‌تر شدن است. برای اینکه در سلول‌های بیشتری تکثیر شود و درمان دشوارتر، پردردتر، پرهزینه‌تر. ◾️نومیدی در کسی که توان تغییر و تاب تحمل ندارد، خشونت تولید می‌کند، زورش نرسد، تبدیلش می‌کند به فحش‌! این کار نوعی برون‌ریزی رنج و زهری است که استخوان می‌سوزاند. آدم‌ها نمی‌توانند آن را زیر پوست‌شان انبار کنند، به جایی می‌رسند که برای خلاصی از آن زهر باید به کسی فحش بدهند، فریادی بزنند، اشکی بریزند یا به خدا پناه ببرند. ◾️رفتار انسان‌ها مقابل فشارها متفاوت است. یکی صبوری و شکوری پیشه می‌کند، یکی زندگی‌اش را می‌ریزد توی چمدان و می‌رود هر آنجا که به جز اینجا سرایش شود، یکی سکته می‌کند و می‌میرد، یکی میوه‌های وجودش پژمرده می‌شوند و در خودش فرو می‌رود، یکی به خیابان می‌آید، یکی به بیابان سر می‌گذارد ... تصور اینکه همه مثل هم رفتار کنند عقلانی نیست اما این روزها فصلِ خوب فحش‌دادن است! ◾️«میدونم فحش، درمان نیست اما آدم رو سبک می‌کنه». این را خیلی از کسانی می‌گویند که در شبکه‌های اجتماعی به همه می‌تازند، هیچ جمله‌ای را بدون فحش شروع نمی‌کنند، بدون فحش تمام نمی‌کنند. هم به اصلاح‌طلب، هم اصولگرا، هم به کسی که می‌گوید نباید ناامید شد و هم به کسی که نومیدانه می‌نالد، هم به هنرمندی که کنار مردم است، هم به آن یکی که انگار در کُره دیگری زیست می‌کند... فحش می‌دهند و سبک می‌شوند. دستکم این بار رنج را از روی دوش خودشان برمی‌دارند و روی دوش دیگری می‌اندازند. ◾️بسیاری از این فحش‌دادن‌ها دیگر نشانه بی‌ادب بودن فرد نیست. این نوع جدیدی از فحش است. انگار مکانیسمی است برای کاستن از رنج خود. اگر کسی حوصله کند و برود در #توئیتر کامنت‌های زیر نوشته‌های مسئولان دولتی و غیردولتی را بخواند به این نتیجه می‌رسد که انگار این فحش‌دادن گاهی همان «حق آخ گفتن» است. شاید محترمانه و مودبانه نباشد اما واقعیت دارد. ◾️ روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، سینماگر و فوتبالیست، فعال اجتماعی داخل کشور و دل‌نگران آن طرف مرز این روزها فحش می‌خورند. فرقی ندارد که در ایجاد شرایط فعلی کشور مسئولیتی داشته باشند یا نه، از چپ و راست، از نوچوان و پیر، از زن و مرد فحش می‌خورند... ◾️برای کسی که «واقعاً» می‌خواهد حال مردم را بفهمد، این روزها «فحش» هم جیوه درون دماسنج است. سرعت بالا رفتن آن طبیعی نیست. چیزی زیر پوست این شهر، این کشور، این مردم در حال جوشیدن است... البته شاید کسانی هم معتقدند «فحش» باد هواست و از کتک‌کاری بهتر است! مردم فحش بدهند سبک می‌شوند و فکرهای ناجور توی سرشان جولان نمی‌دهد! 🔸حرف آخر شعری از #خلیل_جوادی: گفته‌ام من دردها را بارها خسته‌ام، خسته از این تکرارها من به در گفتم ولیکن بشنوند نکته‌ها را مو به مو دیوارها با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 چگونه اقیانوس آبی خودمان را بیابیم؟ در بیزینس اصطلاحی هست به نام استراتژی اقیانوس آبی در یک جمله یعنی 《حوزه ای که در آن رقیبی نداری》. کسی که بتواند وارد این حوزه شود پیشتاز است. میخواهم از این اصطلاح برای توضیح رسالت شخصی وام بگیرم. تصور کنید شما پیانو زدن را دوست دارید (من نمی‌دانم به چه علاقه دارید، شما می‌توانید بجای پیانو حرفه مورد علاقه خود را قرار دهید.) اگر در جمعی قرار بگیرید که یک بازیگر ستاره، یک نقاش چیره دست یا یک نوبلیست ادبی حضور داشته باشد و مورد محبت و احترام دیگران، آیا به آنها حسادت خواهید کرد؟ یا آرزو می‌کنید به جای آنها بودید؟ .... اگر پیانو علاقه واقعی شما باشد، قطعا پاسخ پرسشهای بالا " خیر " است. زیرا می‌دانید حال شما با بازیگری یا نقاشی یا...آنقدر خوب نیست که با پیانو زدن خوب است. حسی که از نواختن پیانو در روحتان ایجاد می‌شود جایگزین حسادت، ناراحتی و حسرت نسبت به موفقیت دیگران است. اقیانوس آبی شما، پیانوی شماست. همان جایی که میتوانید پیشتاز باشید و بدرخشید. زیرا علاقه از جنس انرژی است. وقتی با علاقه پیانو می‌نوازی از خودت انرژی ساطع می‌کنی. و این انرژی از جنس عشق، محبت، خیر و روزی است و در پی هم‌بسامد شدن با هم‌جنس خود. به قول حضرت مولانا: جنس بر جنس است عاشق جاودان جاذب هر جنس را هم جنس دان برای یافتن اقیانوس آبی خود به دنبال علاقه های خود بگردید. نکته مهمی که در مسیر جست و جو علاقه باید به آن دقت کنید، پرسیدن سوالات درست است. اینکه کسی دوست دارد بازیگر شود، اما دوست ندارد مدتی در سختی و گمنامی تمرین کند، او در واقع بازیگری را دوست ندارد، بلکه صدای کف زدن تماشاچی ها و چاپ عکسش روی جلد مجله ها را دوست دارد. مارک منسون سرنخ جالبی داده: علاقه ما چیزی است که حاضریم بخاطرش اذیت شویم. اقیانوس آبی در منطقه رنج های ما پدیدار می شود. ✍️اکرم نجاتی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

💢 8 درس بازاریابی از جِف بِزوس 💯 جف بِزوس، موسس و مدیرعامل افسانه‌ای فروشگاه اینترنتی آمازون، هم اکنون با ثروتی بالغ بر 193 میلیارد دلار، ثروتمندترین فرد در تاریخ جهان است 💯 وی کارش را در سال 1994 و با فروش آنلاین کتاب در یک زیرزمین آغاز کرد و امروزه، بعد از 26 سال، با 280 میلیارد دلار درآمد، در کنار گوگل، اپل و فیس‌بوک، چهار غول فناوری اطلاعات دنیا را تشکیل می‌دهد 💯 تیم مارکتینگ آز، با بررسی نظرات جِف بِزوس در خصوص بازاریابی، 8 درس اصلی از وی را در قالب موشن گرافیک پیوست، برای الگوبردای و تجربه‌آموزی از این کارآفرین موفق، تقدیم شما همراهان عزیز می‌نماید 🔆 مارکتینگ آز؛ ابتدا تا انتهای مارکتینگ واقعی 👇👇👇 ✅ @Marketing_AZ

#تبلیغات

🔴 پیش بینی آینده صنعت خودروسازی براساس روش گذشته گرای ملانصرالدین رهگذری به ملانصرالدین رسیده و از او پرسید که تا فلان مقصد چه میزان راه است؟ ملانصرالدین خطاب به شخص گفت ده قدم عقب‌تر برو و مجددا سوی من بیا. رهگذر پیشنهاد ملانصرالدین را عمل کرد. سپس ملانصرالدین او را از میزان زمان باقیمانده به مقصد مورد نظر آگاه ساخت! هدف ملانصرالدین مشخص بود. او میخواست ببیند که سرعت عادی شخص پرسشگر چقدر است و با ادامه همین سرعت، تا مقصد خود چه میزان زمان نیاز دارد. در واقع ملانصرالدین با بررسی روند حرکت قبلی پرسشگر (گذشته وی)، آینده قابل تحقق برای وی را پیش بینی نمود. با این مقدمه برویم سراغ موضوع اصلی بحث این مقاله یعنی آینده صنعت خودروسازی. «رئیس سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان اعلام کرد برای بهبود وضعیت تولید در دو خودروساز بزرگ کشور ۱۵ هزار میلیارد تومان به عنوان سرمایه در گردشگر به آنان پرداخت خواهد شد!!» شاید سوال شما هم این باشد که با تخصیص 188 هزارتومن از جیب 81 میلیون ایرانی (سهم هرخانواده چهارنفره، حدود 750 هزارتومن) به این خودروسازان، چه آینده متفاوتی برای آنها می توان تصور نمود؟ پاسخ را می توان با روش ملانصرالدین یعنی ارجاع به عملکرد گذشته خودروسازان جهت پیش بینی تاثیر این بسته حمایتی روی آینده خودروسازان به خوبی توضیح داد. با نگاهی به گذشته درمی یابیم که با حمایت های نفتی پیشین و تعرفه های سنگین گمرکی روی خودروهای وارداتی به دو دستاورد کم سابقه رسیده ایم: 1️⃣ افت محسوس کیفیت خودروهای داخلی و ارتقای درجه از مونتاژکاری خودروهای اروپایی به مونتاژکاری خودروهای چینی! 2️⃣ بلیعدن یک سوم درآمد هرخانواده ایرانی! هر خانواده ایرانی در طی 30 سال عمر کاری مفید خود به حداقل سه خودرو نیاز دارد. اگر قیمت هرخودروی رده متوسط تولید ایران را بصورت متوسط 48 میلیون تومن درنظر بگیریم، در طول 30 سال باید 144 میلیون تومن از درآمد یک خانواده ایرانی به حساب خودروسازان واریز شود، یعنی معادل حدود ده سال دریافتی بابت حداقل حقوق اداره کار (یعنی یک میلیون و 200 هزارتومن) یعنی در یک سوم عمر کاری، مشغول بردگی غیررسمی برای خودروسازان هستیم! چنانچه حمایتهای تعرفه ای و گمرکی و حاتم بخشی های نفتی به سبک چند دهه گذشته ادامه پیدا کند، پیش بینی آینده خودروسازی براساس روش گذشته گرای ملانصرالدین چندان دشوار نیست: 1️⃣ تبدیل شدن خودروسازان وطنی به شرکت بازرگانی واردات خودروهای چینی 2️⃣ بلعیدن دو سوم درآمد خانواده های ایرانی! 💡وقتی خودمان را در یک چاله یافتیم، اولین اقدام این است که دست از کندن بیشتر برداریم! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 چرا یک نقشه غلط را به نبود نقشه ترجیح میدهیم؟ «سیگار کشیدن نمیتواند برایت آنقدرها بد باشد؛ پدربزرگ من روزی سه بسته سیگار میکشید و بیشتر از صد سال عمر کرد» 🔅ما معمولاً چنین اظهاراتی را بیان میکنیم تا چیزی را ثابت کنیم. در حقیقت، وقتی اینگونه صحبت میکنیم، در برابر "خطای در دسترس بودن" تسلیم شده ایم. ♨️خطای در دسترس بودن میگوید: ما با استفاده از مثالهایی که خیلی ساده به ذهن می آیند تصویری از دنیا میسازیم، در حالیکه واقعیت این است که صرف اینکه یک اتفاق راحت تر به ذهن ما خطور میکند، دلیل پرتکرار بودن آن نیست. ⭕️بخاطر خطای در دسترس بودن است که ما درک و برداشت صحیحی از ریسکها و خطرات در ذهن خود نداریم. ما پیامدهای چشمگیر، پر زرق و برق و پر سر و صدا را بیش از اندازه محتمل میدانیم و چیزیهایی را که ساکت یا نامرئی باشند در ذهن خود کوچک میپنداریم. ✅مشاوران معمولاً قربانی خطای در دسترس بودن میشوند. آنها اگر به یک مورد کاملاً جدید برخورد کنند، دستهایشان را بالا نمیبرند و با حسرت نمیگویند: «واقعاً نمیدانم چه پاسخی بدهم؟» درمقابل، به یکی از متدهای آشناتر خود رو می آورند، فارع از اینکه مناسب است یا خیر. ♦️خطای در دسترس بودن، یک صندلی ثابت در میز هیأت مدیره شرکتها هم دارد. اعضای هیأت مدیره معمولاً بجای موارد مهمتری مثل حرکت هوشمندانه رقیب، کاهش انگیزه کارمندان یا یک تغییر پیش بینی نشده در رفتار مشتری، در مورد آنچه مدیریت ارائه کرده بحث میکنند. آنها تمایل ندارند در مورد چیزهایی که در دستور جلسه نیست، صحبت کنند. 📝نتیجه گیری: با گذراندن وقت خود با کسانی که متفاوت با تو فکر میکنند و کسانی که تجربه و مهارتشان با تو متفاوت است، از خودت در برابر این اثر محافظت کن. ما برای غلبه بر خطای در دسترس بودن به ورودی هایی از جانب بقیه نیاز داریم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

موسسه آموزش عالی مهرالبرز در ۲۵ رشته دانشکده های مدیریت، مهندسی و فناوری اطلاعات از بین پذیرفته شدگان آزمون کارشناسی ارشد دانشجو می پذیرد: 🍀نخستین موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی الکترونیکی ایران 🍀اخذ مدرک مورد تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری 🍀ارائه خدمات کامل آموزش الکترونیکی (پرتال آموزشی مجهز و محتوای الکترونیکی کروماکی و کلاس ها و پشتیبانی آنلاین) 🍀امکان ادامه تحصیل همزمان با اشتغال 🍀برخورداری از اساتید نمونه دانشگاه های دولتی تهران (دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، شهید بهشتی و... ) و خارج از کشور 🍀تحصیلی مقرون به صرفه با پرداخت شهریه ای کمتر از دانشگاه های آزاد و غیر انتفاعی در چند مرحله 🍀با ۳۰۰۰ دانش آموخته با بیش از ۸۰ درصد اشتغال به کار و همچنین پذیرفته شدگان متعدد داخل و خارج در مقطع دکتری . 🆔@MehralborzPr ☎️021-57658 ⚙️ @MehralborzUni www.mehralborz.ac.ir #کارشناسی_ارشد #ارشد99 #مهرالبرز #اخبارارشد #دانشگاه_مهرالبرز #الکترونیکی #یادگیری_الکترونیکی #مجازی #مدیریت #فناوری_اطلاعات #فنی_مهندسی #الکترونیکی_بودیم_وقتی_مجازی_بودن_مد_نبود

#تبلیغات

🔴 «قلم‌چی»؛ از کجا به اینجا رسید؟ سال ۷۲ اتفاقی مهم در تاریخ کنکور ایران رقم می‌خورد؛ یک حادثه‌ی شیرین کنکوری؛ اولین آزمون به شیوه‌ی قلم‌چی در زیرزمین دبستان آزادگان، خیابان بوستان چهارم در منطقه پاسداران تهران برگزار شد و نزدیک به ۶۰ نفر هم داوطلبانه آمدند و در آن شرکت کردند کاظم قلم‌چی، در دی‌ماه سال ۱۳۳۴، در میدان خراسان تهران متولد شد. مادر و خاله‌های قلم‌چی فرهنگی بودند، کاظم قلم‌چی زیاد از پدر خود که حدود ۳۰ سال از او دور بوده صحبت نمی‌کند و بیشترین تاکید وی بر روی نقش مادرش در زندگی اوست. او مردی است که زندگی پرحادثه‌ای داشته و تمایل چندانی به بازگویی حوادث زندگی خود ندارد. او مجبور بود برای کمک به مادر و برادرش تابستان‌ها کار کند و برای دبیرستان هم سراغ مدارس شبانه برود. خودش در معدود مصاحبه‌هایی که انجام داده است میگوید: «از دوران دبستان، تابستان که شروع می‌شد می‌رفتم سر کار. حقوقم کم بود اما بالاخره به یک دردی می‌خورد. سه سال آخر دبیرستان بود که دیگر کار کردن تابستان‌ها به تنهایی کفافمان را نمیداد. همین شد که روزها کار می‌کردم و شب‌ها درس می‌خواندم» اولین تدریس زندگی‌اش در ده سالگی انجام شد. سعید شبقره، استاد معارف و یکی از همراهان دائمی کانون فرهنگی آموزش می‌گوید: «از ابتدا به شدت به تدریس علاقه داشت. آن طور که من از تعریف‌هایش شنیده‌ام، دوران دانشجویی با یک دوچرخه سراغ تدریس خصوصی می‌رفته». قلم‌چی سپس با تنی چند از دوستانش کار تدریس خصوصی را در آموزشگاهی با نام البرز پی می‌گیرد و رسما تبدیل می‌شود به یک معلم تدریس خصوصی. سال ۷۲ اتفاقی مهم در تاریخ کنکور ایران رقم می‌خورد؛ یک حادثه‌ی شیرین کنکوری؛ اولین آزمون به شیوه‌ی قلم‌چی در زیرزمین دبستان آزادگان، خیابان بوستان چهارم در منطقه پاسداران تهران برگزار شد و نزدیک به ۶۰ نفر هم داوطلبانه آمدند و در آن شرکت کردند. شبقره از آن روزها میگوید: «قلم‌چی با سرمایه زیر صفر و در واقع همان حقوق معلمی شروع کرد. ساختمان سید خندان را اجاره کرد و برای گروه بسیار کمی از داوطلبان آزمون برگزار می‌کرد. به گفته خودش غیر عادی به نظر می‌رسید بچه‌هایی که یک عمر از امتحان فراری بودند در روز جمعه بیایند و داوطلبانه امتحان دهند!». او متوجه شده بود چیزی حدود ۷۵ درصد بچه‌ها امکان استفاده از کلاس‌های کنکور را ندارند و خودشان درس می‌خوانند؛ بنابراین احساس کرد بهترین حالت ممکن طراحی برنامه منظمی است که کمک‌شان کند تا به صورت خودآموز پیش بروند و در نوع خواندنشان نظم ایجاد کنند. از اینجا به بعد برنامه‌ای که قلم‌چی برای آینده‌اش در نظر دارد، این است؛ به جایی برسد که اگر کسی نام او را بشنود، یاد آموزش به معنای کلی‌اش بیفتد. حالا دیگر او آرزو دارد به جایی برسد که دانش‌آموزان روش فکر کردن را بیاموزند و بتوانند برای خودشان برنامه‌ریزی کنند… با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

اول تشخیص، بعد درمان! اگر مشکل کسب و کارتان را نمیدانید، چکاپ و تحلیل آن را به ما بسپارید. 🩺 ✅ این چکاپ برای کمک به کسب و کارها رایگان شده است. ارزش واقعی چکاپ : 200هزار تومان 📲وویس تحلیل جواب چکاپ شما، توسط آنالیزورهای متخصص شرکت، از طریق واتس اپ برایتان ارسال میشود. لینک چکاپ:👇👇 https://oghyanooseabi.com/business-analysis-test-2/ آدرس کانال ما:👇 @Oghyanooseabi

#تبلیغات

🔴 قرار بود با سواد شویم.... یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه... قرار بود با سواد شویم... روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم... قرار بود با سواد شویم... بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم،‌ به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم... گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم... قرار بود با سواد شویم... از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم... استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم. قرار بود با سواد شویم... دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم فقط می خواهم چند سوال بپرسم... ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟ ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟ ما چقدر سواد رابطه داریم؟ ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟ ما چقدر سواد انسانیت داریم؟ ما چقدر سواد زندگی داریم؟ قرار بود با سواد شویم ... 👤حسین حائریان با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 از صبح جمعه تا صبح شنبه؛ آموزش و پرورش بی‌خبرتر از روحانی ✍️مصطفی داننده 🔹رییس جمهور روحانی صبح جمعه از ماجرای گران شدن بنزین خبردار شد. گویا این شیوه خبردار شدن به مذاق برخی از مدیران خوش آمده است و آنها هم از سیستم مطلع شدن صبحگاهی استفاده می‌کنند. 🔹 رئيس مرکز هماهنگي آموزش و پرورش با سینه‌ای ستبر از پشت قاب تلویزیون به مردم می‌گوید:« والدین شنبه صبح قبل از حرکت فرزندان به سمت مدرسه با مدرسه تماس بگیرند تا ببینند باید مدرسه بروند یا خیر.» 🔹زمانی که ما مدرسه می‌رفتیم و برف می‌آمد، تقریبا از شیوه همین آقای رئیس استفاده می‌کردیم. مادر محترم زنگ می‌زند تا ببیند، مدرسه دایر است یا نه که معمولا برخلاف این سال‌ها برف اگر تا کمر می‌آمد و آموزش علم تعطیل نمی‌شد. 🔹حالا استفاده از این شیوه آن هم در زمانی که عصر ارتباطات می‌نامندش، کمی عجیب است. بدتر از آن اینکه از تعطیلی مدارس تا به امروز کم کم سه ماه می‌گذرد واقعا آموزش و پرورش و ستاد ملی کرونا نباید فکری به حال سال تحصیلی جدید می‌کردند؟ 🔹واقعا نمی‌شد در این مدت کارگروهی تشکیل و شیوه‌نامه رفتن دانش آموزان به مدارس را تدوین می‌کرد؟ شنبه صبح زنگ بزنند یعنی، ما هیچ کاری در این مدت نکردیم! 🔹وقتی کرونا این چنین سفت و سخت وارد میدان شده است، این همه بی‌تدبیری و ناهماهنگی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ خانواده‌ها در این روزها کم استرس دارند، بی‌مدیریتی و بی‌برنامگی هم به آن اضافه شده است. 🔹اگر تصمیم گرفتن برای مردم سخت است، چرا این همه برای رسیدن به کرسی ریاست تلاش می‌کنید؟ وقتی می‌بینید از پس یک برنامه ریزی ساده برای وضعیت تحصیلی دانش آموزان عاجز هستید، بی‌خیال مدیریت شوید که هم خود را نجات داده‌اید و هم مردم را. 🔹فکر می‌کنم وقتی اولیای دانش آموزان، صبح شنبه زنگ بزنند و از مدیران مدرسه سوال کنند که وضعیت امروزشان چگونه است، با این پاسخ روبرو شوند که اجازه بدهید، ما به اداره زنگ بزنیم تا ببینم دستور چیست! 🔹واقعا فکر می‌کردم وقتی سال تحصیلی جدید آغاز شود، ستاد ملی کرونا و وزارت آموزش و پروروش، برنامه‌ای مدون تهیه و به دانش آموزان ارائه می‌کند. زهی خیال باطل که فراموش کردم اینجا ایران است و تصمیم گیران همیشه دقیقه 90 به فکر می‌افتند و به دنبال راه چاره می‌گردند. 🔹ماجرای کنکور کم بود حالا داستان مدرسه هم اضافه شد. شاید این کار آنها بی‌حکمت هم نباشد. مدیران کشور به دانش آموزان و دانشجویان می‌گویند، فکر نکنید که درس می‌خوانید و همه چیز تمام می‌شود، نه! استرس و بی‌برنامگی جز جدانشدنی سبک زندگی شماست. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 فیلمی که ترامپ را به دردسر خواهد انداخت سریال جدیدی بر اساس کتاب خاطرات رییس سابق اف بی ای ساخته شده که قرار است تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به نمایش دربیاید و ناگفته‌هایی را بازگو کند. در سایه ناآرامی‌های اخیر ایالات متحده آمریکا و تقریبا دو ماه قبل از انتخاباتی که دونالد ترامپ و جو بایدن در آن به رقابت با یکدیگر می‌پردازند، سریال «قانون کومی» قبل از انتخابات پخش می‌شود تا حقایقی را برای نخستین بار افشا کند. بنابر گزارش الجزیره، «هر جای دنیا که باشی فقط نیمی از ماجرا را می‌دانی...» ؛ این شروع هیجان‌انگیز تیزر سریال جدیدی است که واقعیاتی از رابطه دونالد ترامپ با جیز کومی ـ مدیر سابق FBI (اداره تحقیقات فدرال) ـ و اختلافات میان آن‌ها به تصویر می‌کشد. این سریال به طور دقیق وقایع انتخابات سال ۲۰۱۶ میلادی و قبل از آن را بررسی کرده است. تیزر این سریال فضای مضطرب آن زمان و درگیری میان ترامپ و کومی را نشان می‌دهد. در تیزر این سریال سرپرست سابق FBI اندرو مکابی به همکارانش می‌گوید: ۱۵ روز به انتخابات ریاست جمهوری مانده است. ما باید ۳۴۹ ایمیل را بررسی کنیم تا معلوم شود آیا کسی از میان نامزدهای ریاست جمهوری متهم می شود یا خیر. سریالی که دست ترامپ را قبل از انتخابات رو می‌کند بخش‌هایی از این تیزر همچنین ترامپ را نشان می دهد که پس از پیروزی با کومی تماس گرفته و او را به کاخ سفید دعوت می‌کند تا از حسن نیت او و FBI مطمئن شود. اما پس از آن روابط متشنج میان کومی و ترامپ نمایان می‌شود. این سریال بر اساس کتاب خاطرات جیمز کومی به نام «یک وفاداری بالاتر: حقیقت، دروغ و رهبری» (A Higher Loyalty:Truth,Lies, and Leadership) ساخته شده است. در این کتاب جیمز کومی رییس سابق FBI چالش‌هایی که در طول زندگی و در مدت ریاستش در این سازمان تجربه کرده است و رابطه اش با ترامپ را شرح می‌دهد. سریال «قانون کومی» از شبکه «شوتایم» در دو قسمت پخش خواهد شد. این سریال چهار ساعته ۲۷ و ۲۸ سپتامبر پخش می‌شود؛ یعنی زمانی‌که تنها ۶ هفته به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانده است. در ابتدا قرار بر این بوده که پخش آن پس از انتخابات باشد اما بیلی ری کارگردان این سریال خواسته است تا کارش را قبل از انتخابات نمایش دهند. جیمز دانیل که جایزه امی را برای بازی در این سریال و در نقش کومی کسب کرده است، مایکل کلی، بن کینگزلی و برندن گلیسون که نقش دونالد ترامپ را بر عهده دارد، از بازیگران سریال «قانون کومی» هستند. نویسندگی و کارگردانی این سریال را بیلی ری کارگردان آمریکایی بر عهده داشته است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 چالش اگر برای نجات جان ۱۰۰ نفر دو راه حل مقابلتون باشه 1️⃣نود نفر نجات پیدا میکنن و ده نفر جانشان رو از دست میدن 2️⃣با احتمال پنجاه درصد همه صد نفر نجات پیدا میکنن و با احتمال پنجاه درصد همه صد نفر جانشان را از دست میدن حال اگر عزیزان شما هم در بین این صد نفر باشن کدام راه حل رو انتخاب میکنید قبل پرداختن به این چالش بیایید بازی کنیم از بین دو بازی ذیل، کدامیک را انتخاب می کنید؟ 🅰️ بازی اول: اگر برنده بازی باشيد، جايزه شما يكصد هزار تومان است و اگر هم باختيد، كه هيچ. 🅱️ بازی دوم: اگر برنده بازی باشيد، جايزه شما سيصد هزار تومان است و اگر هم باختيد، بايد يكصدهزار تومان پرداخت كنيد. اينكه تصميم بگيريم وارد كدامیک از این دو بازی (تصميم) شويم، يك نمونه متداول از تصمیم‌گیری های هر روزه ماست كه ممكن بارها و بارها در موضوعات مختلف كاری و زندگی شخصی، بر سر این دو راهی انتخاب قرار بگيريم. اميد_ریاضی يا ارزش مورد انتظار، مفهومی در نظريه احتمالات است كه از مجموع حاصلضرب احتمال وقوع هر يك از حالتهای ممكن در مقدار آن حالت، بدست می‌آید. اکثر افراد، از بين دو بازی فوق، ترجيح می‌دهند، بازی اول را انتخاب كنند در حاليكه، امید ریاضی در بازی اول، ۵۰ هزار تومان و در بازی دوم، ۱۰۰ هزار تومان است. يعنی اينكه در بازی دوم، دو برابر بازی اول، پول بدستمان می‌رسد. در چالش هم اگر بخواهیم با اتکا به امید ریاضی تصمیم گیری کنیم ارزش مورد انتظار در حالت اول (0.9*100)-(0.1*100)=90-10=80 ارزش مورد انتظار در حالت دوم (0.5*100) - (0.5*100) =50-50=0 #کاربردریاضی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔻 تحلیل بنیادی بازارهای جهانی هرروز در کانال UtoFX : ✅ از مطرح ترین سایت‌های دنیا مثل #بلومبرگ هر روز خبر و تحلیل میذاریم ✅
🔻 تحلیل بنیادی بازارهای جهانی هرروز در کانال UtoFX : ✅ از مطرح ترین سایت‌های دنیا مثل #بلومبرگ هر روز خبر و تحلیل میذاریم ✅ ما هر روز بهتون میگیم واسه بازارهای دنیا کدوم خبر مهم‌تره که فقط همونها رو زیر نظر بگیرید. ✅ پیش‌بینی بانک‌های سرمایه‌گذاری بزرگ دنیا از آینده‌ی فارکس و سهام رو ارائه می‌کنیم که بدونید روی چی سرمایه‌گذاری کنید. ❇️ روزانه، سه بازار #فارکس ، #طلا و #نفت را تحلیل می‌کنیم. برای عضویت وارد لینک زیر شوید:👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEXEXsxmTbdj3a65DQ

#تبلیغات

🔴 کشورِ اَپل یا اژدهای اَپل؟ ✍️محمدرضا اسلامی 🔹با وجودِ بلایی که کرونا بر سر اقتصاد جهان آورده، «خبرِ جدید» مبنی بر افزوده شدنِ «ارزشِ» اپل به «دوهزار میلیارد دلار» بهانه ای است که تاملی دوباره در این بحث داشته باشیم. 🔹دوسال پیش، خبری منتشر شد که ابعاد اقتصادی شرکت اپل را نشان می داد. آن زمان در یادداشتی به موضوع ارزش شرکت اپل پرداخته شد. در آن یادداشت از اپل به عنوان یک «کشور» یاد شد و نه شرکت! 🔴 چرا کشور اپل؟ 🔹نگاهى به بودجه كشور عربستان سعودی، به ما نشان می دهد که "چرا" باید شرکتی مانند اپل را فراتر از «شرکت» ببینیم و نگاهی در حدِّ قد و قواره یک کشور، به آن داشته باشیم: شركت آرامكو (نفت)عربستان در نيمه اول همان سال ٣٤ميليارد دلار سودِ فروش نفت داشت در حالی که اپل در آن سال ۴۸ میلیارد دلار «سودِخالص» داشت! (لينك) یعنی فرزندانِ عبدالعزیز سعودی که در عربستان برروی نفت نشسته اند و طلای سیاه را بی ملال و بی زحمت از دل زمینِ بیرون می کشند و بی عرق جبین می فروشند به یک سبد اقتصادیِ ۳۴ میلیارد دلاری باید فکر کنند، حال آنکه هیات مدیره اَپل بر روی یک سود ۴۸ میلیارد دلاری برنامه ریزی می کنند. 🔹ماجرا اما متوقف نماند! آن یکی (شاهزاده آل سعود) در این دو سالی که گذشت، هر سال (حدودا) همان مقدار نفت از دل زمین بیرون کشیده و فروخته، ولی هیات مدیرۀ اپل ظرف دو سال گذشته، ارزشِ «شرکت» را از هزارمیلیارد دلار، به دو هزار میلیارد دلار افزایش داده است. ابعادِ ذکاوت و توانمندیِ «هیات مدیره» اپل در این مقایسه است که نمایان می شود. 🔴 مسئله «تکنولوژی» است یا «انسانی» است؟ 🔹«اپل» یک شرکت «فن آوری» محسوب می شود. شرکتی که همچون ساحرانِ روزگارِ مصر قدیم، پیوسته در کار «سحر» و ساحری است و هر لحظه به شکلی این بتِ عیّار برآید. تفاوت این سِحر با ساحرانِ پیرامونِ موسی این است که اپل «محصول» تولید می کند و دایم به «کار جدید» مشغول است. اما این یک اشتباه کلیدی است که گمان کنیم «ماجرایِ اپل»، «ماجرای تکنولوژی» است. ماجرا، قبل از محصول و قبل از تکنولوژی، بحثِ انسان است. اینکه هيأت مديره اى كه گردشِ مالى به عظمتِ گردش مالىِ يك كشورِ نفتخيز را هدايت مى كنند، چطور دچار اختلافات مهلك و چرخۀ منازعاتِ بى پايان داخلى نمى شوند؟ چطور کودتا نمی شود بین اینها؟! چطور چنین هیولای بزرگی از قدرت و ثروت، اهالیِ هیات مدیره را مَست نمی کند و «مستیِ قدرت» به بدمستی نمی کشد و زد و خوردی رخ نمی دهد؟! 🔴 اژدهایِ اپل؟ 🔹در انیمیشن سینمایی «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» (How to Train Your Dragon) که برای کودکان تولید شده، سازندۀ کارتن، عنوان بسیار زیبایی را برای کارتن انتخاب کرد: «مهارِ اژدها» . حکایتِ بشر، همیشه حکایتِ مهار اژدها بوده؛ اینکه چطور و به چه فرمولی باید اژدها را مهار کرد. از اژدهای نفس تا اژدهای قدرت... بشر همیشه در یک تقلّای بی پایان بوده که «برای مهارِ اژدها چه باید کرد»؟! مثلا گفته می شود که «دموکراسی» تلاشِ ناقصِ بشر بوده برای کنترل و مهارِ اژدهای حاکمیت. 🔹مساله اساسی در این بحثِ اپل اینجاست که «قبل از» آنکه به موضوع از زاویه «مهندسی الکترونیک» یا کامپیوتر یا برق یا ... هر «مهندسیِ دیگری» نگاه کنیم، باید به موضوع از زاویه «تعاملِ انسانی» نگاه کنیم. باید از خود بپرسیم که چطور بین فرزندانِ عبدالعزیز بر سرِ «قدرت» دعوا می شود و عموزاده های سعودی به جانِ هم می افتند ولی در بینِ آقای «تیم کوک» (مدیرعاملِ سحرخیز!) با آرتور لوینسون، (مدیر عملیات) جِف ویلیامز «ساز و کاری» برقرار است که شرکت «متلاشی» نمی شود؟ 🔹بحث، قبل از آنکه بحثِ «کالا» باشد، بحثِ انسان است و «روابط انسانی» دریغ که بهترین و نخبه ترین دانشجویانِ ما در این سالها (عموما) برای خواندن «مهندسی برق» و «الکترونیک» و «کامپیوتر» و ... (اساسا برای "مهندسی" ) عازم ایالات متحده شدند و ما در این سالها از دانشِ «شرکت داری» و مهارتِ «باهم کارکردن» و سازوکارِ «حقوقی» بنگاههایی مانند اَپل، تقریبا هیچ نمی دانیم. 🔹دریغ است که از جزئیات اختلافاتِ مابین شاهزاده ولید بن طلال و شاهزاده بن سلمان بیشتر می دانیم تا «ساز و کار حقوقیِ» حاکم بر شرکت اوبر و اپل و آمازون و لیفت و ... 🔴 اپل و حاکمیت 🔹یک نکته دیگر هم در این بحث مهم است و آن مسئله «حاکمیت و بنگاه اقتصادی» است. به نظر می رسد که یک تعریفِ مشخص از موضوع "همزیستیِ" حاکمیت با بخشِ خصوصیِ فیل پیکر باید شکل گیرد تا مشخص باشد که حدّ و حدود «بزرگ شدنِ» بخشِ خصوصی تا کجاست؟! 🔹اگر حاکمیت بخواهد اضافه بر «مالیات» بر شانه و گردنِ بخشِ خصوصی چیزی «دیکته» کند، این حدّ و حدود باید کاملا شفاف باشد. اگر نباشد، هرگز بخشِ خصوصی از حدّ و حدودی بزرگتر نخواهد شد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

یک ذهن خیلی شلوغ نمی تواند عملکرد خیلی بالایی داشته باشد. احتمالا شما هم با افرادی برخورد داشتید که فوق العاده افراد خلاق و باهوشی هستند، اما در زندگی شان هنوز دستاورد چشمگیری ندارند و یا اینکه با گذشت سالها هنوز موفق نشده اند کار مورد علاقه خود را پیدا کنند. زمانی که با چنین افرادی صحبت می کنید می‌گویند که ایده خیلی خوبی به ذهنشان رسیده و درمورد آن توضیح می دهند، پس از چند روز که مجددا آن را می بینید، درباره ایده جالب دیگری که کاملا متفاوت از ایده قبلی است صحبت می کنند. چنین افراد خود را ملزم نمی کنند که بر یک موضوع تمرکز کنند و دائما از این شاخه به آن شاخه می روند و تعداد زیادی پروژه های ناتمام دارند. تمرکز فکری نقش بسیار زیادی بر نتایج و دستاوردهایی که در زندگی کسب می کنیم، دارند. اگر هنگام انجام هر کاری عادت کنیم که ذهن خود را فقط بر آن موضوع متمرکز کنیم، عملکرد بسیار بالایی خواهیم داشت. زمانی که فعالیتی را شروع می کنید، نباید به ذهن خود اجازه دهید تا درمورد موضوعات دیگر فکر کند. رویاپردازی در هنگام انجام فعالیت های مهم را کنار بگذارید و سعی کنید به خود یادآوری کنید که تمرکز ذهن نباید منحرف شود و فقط باید به فعالیت کنونی تمرکز کند. معمولا زمانی که مشغول به کاری می شوید ذهنتان دائما به فکر کارهای دیگر می افتد، بهترین کار در این حالت این است که آن کارها را در جایی یادداشت کنید و به فعالیت اصلی خود بپردازید. از کتاب:شکستن مرزهای عملکرد چگونه در یک روز کارهایی انجام دهیم که دیگران در یک هفته قادر به انجام آن نیستند؟ نوشته: ژان بقوسیان با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers