کانال دکتر اکبر زواری رضائی - دانشگاه اورمیه
Відкрити в Telegram
مطالب حسابداری و مالی و تاریخی و حقوقی تماس با من: @Urmis
Показати більше710
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+1430 день
Архів дописів
بیتردید، ایرانیان حق دارند به کوروش بزرگ، داریوش بزرگ و هزاران سال تمدن و فرهنگ خود افتخار کنند. اما افتخار به گذشته، زمانی معنا و ارزش واقعی پیدا میکند که پلی برای ساختن آینده باشد، نه جایگزینی برای آن.
شاید بزرگترین درس این مقایسه آن باشد که تاریخ، سرمایهای ارزشمند است، اما سرمایه به خودی خود ثروت نمیآفریند. ملتهایی موفقترند که بتوانند میراث گذشته را به فرصتهای امروز و فردا تبدیل کنند.
ایران برای بازگشت به جایگاهی که شایسته تاریخ و تمدنش است، بیش از هر چیز به حکمرانی کارآمد، اقتصادی رقابتی، اولویت به منافع ملی، تعامل سازنده با جهان، احترام به آزادیهای شهروندان، سرمایهگذاری در آموزش، علم و فناوری و ایجاد امید برای نسل جوان نیاز دارد. زیرا در نهایت، ملتها نه با آنچه دو هزار و پانصد سال پیش بودهاند، بلکه با آنچه امروز برای شهروندان خود میسازند، در تاریخ قضاوت خواهند شد.
Repost from N/a
وقتی یک پیج اینستاگرامی میلیاردی به ارث میرسد...
تا چند سال پیش، وقتی صحبت از ماترک و مالیات بر ارث میشد، معمولاً ذهنها به سمت املاک، خودرو، حسابهای بانکی و سهام میرفت.
اما امروز اقتصاد دیجیتال، داراییهای جدیدی ایجاد کرده است؛ داراییهایی که گاهی ارزش اقتصادی آنها از بسیاری از اموال سنتی بیشتر است.
یکی از این داراییها، پیجهای اینستاگرامی درآمدزا هستند.
حالا یک سؤال حقوقی مطرح میشود:
اگر صاحب یک پیج اینستاگرامی با ارزش اقتصادی قابل توجه فوت کند، تکلیف این دارایی چیست؟
از منظر مقررات مالیاتی، اموال و داراییهایی که در نتیجه فوت شخص به وراث منتقل میشوند، مشمول مالیات بر ارث هستند و قانون مالیاتهای مستقیم، نسبت به «سایر اموال و حقوق مالی» نیز حکم دارد.
بنابراین، اگر یک پیج اینستاگرامی دارای ارزش اقتصادی و قابلیت انتساب به متوفی باشد، میتوان آن را در قالب یک حق مالی مورد بررسی قرار داد.
اما چالش اصلی کجاست؟
شناسایی و ارزشگذاری.
همه داراییهای دیجیتال وضعیت یکسانی ندارند.
برای مثال، مالکیت یک دامنه اینترنتی معمولاً از طریق سامانههای ثبت قابل احراز است؛ اما درباره یک پیج اینستاگرامی، موضوع مالکیت، انتقال و تعیین ارزش اقتصادی پیچیدگیهای بیشتری دارد.
همچنین میان یک پیج متعلق به یک کاربر عادی و یک پیج متعلق به یک اینفلوئنسر یا کسبوکار شناختهشده تفاوت قابل توجهی وجود دارد.
در مورد پیجهای بزرگ، قراردادهای تبلیغاتی، درآمدهای تجاری، سوابق همکاریها و سایر مستندات میتوانند قرائنی برای اثبات ارزش اقتصادی آن باشند؛ اما در مورد بسیاری از پیجهای عادی، شناسایی و ارزیابی این دارایی با دشواری بیشتری همراه است.
به نظر میرسد با توسعه اقتصاد دیجیتال، یکی از موضوعات مهم در حقوق و مالیات، نحوه مواجهه با داراییهایی خواهد بود که وجود خارجی فیزیکی ندارند، اما ارزش اقتصادی واقعی دارند.
به نظر شما، آیا نظام حقوقی و مالیاتی ما برای ارزشگذاری داراییهای دیجیتال آماده است؟
Repost from N/a
امسال هم تاریخ تسلیم اظهارنامههای مالیاتی به تعویق افتاد و از خرداد و تیر به شهریور ماه موکول شد.
شاید تصور شود که این تأخیرها فرقی برای دولت ندارد و در نهایت دولت به پول خود(مالیات) میرسد.
مسئله این است که قانون بودجه (در اینجا درآمدها) فقط برای ۳۶۵ روز (سال مالیاتی) نوشته میشوند. پس اگر دولت قرار بوده از اول خردادماه که فصل تسلیم اظهارنامه و «پرداخت مالیات» است، سال مالی جدید (درآمدهای جدید) خود را آغاز کند ولی به هر دلیلی این درآمدها سه ماه به تأخیر بیافتند،
یعنی سه ماه دولت باید از جیب خودش بخورد و چون دولت جیبی ندارد که بخواهد از آن ارتزاق کند،
نتیجه اینکه دولت ناچار است برای گذران امورات خود به درآمدهای غیرواقعی مثل چاپ پول یا فروش اوراق قرضه متوسل شود. و نتیجه این روشها هم چیزی نیست جز تورم!
به این دقتِ نظرها «انضباط مالی» میگویند که برای دولت مدرن از نان شب واجبتر است. البته که از نظر ما کلاً انضباط امری سوسول بازی و دون شأن است.
*زندگی چیست؟*
*شبی در خلوت تنهایی، میان خواب و بیداری، روح مرا شوق دانستن فرا گرفت.*
*از بزرگان ادب و اندیشه پرسیدم: "زندگی چیست؟"*
*خیام* خندید و گفت: نسیمیست میان دو نیستی، بنوش پیش از آنکه بگذرد.
*فردوسی* بانگ زد: میدانِ نبرد است، برای پاسداری از خاک جاویدانی به نام میهن و نیکنامی و خردورزی.
*مولانا* گفت: رقصِ آفرینش است، اگر دل بلرزد.
*حافظ* آرام در گوشم گفت: زندگی لحظهایست میان باده و بیداری، میان غم و شادی، فرصتی کوتاه برای رندی و پیوند زدن میان شیرینی و تلخی هستی.
*سعدی* گفت: مدرسهی صبر و مهر است، اگر شاگردِ دل باشی.
*شمس* گفت: آتشی است که اگر نسوزی، نمیتابی.
*عطار* آهی کشید: سفری است از خود تا خدا، و بازگشتی بیپایان.
*نظامی* گفت: کاروانیست گذرا، تنها آنان که در راه عشق و دانایی گام برمیدارند، از این گذرگاه نامی جاودان میبرند.
*صادق هدایت* گفت: چراغیست لرزان در اتاقی تاریک، که هر لحظه ممکن است خاموش شود، اما انسان با وسواس و ناامیدی، همچنان نگاهش میکند.
*سهراب* گفت: شستنِ چشم است در آبِ حضور.
*فروغ* گفت: تولدی دیگر است، هر صبح که بیدار میشوی.
*شاملو* گفت: زندگی فرصت کوتاهی ست برای دوست داشتن و مبارزه کردن برای انسان بودن و آزاد زیستن.
*سیمین دانشور* گفت: شعلهایست که در سردترین شبها باید زنده نگهش داشت.
*ابتهاج* گفت: سایهای است که با نور معنا میگیرد.
*عباس معروفی* گفت: تردیدیست که به یقین نمیرسد، اما راه میسازد.
*شجریان* گفت: نغمهای میان درد و امید، میان “بیا تا گل برافشانیم” و “مرغ سحر ناله سر کن.” زندگی یعنی آوازِ ماندن در جهانی که بیصدا شدن آسان است و فریاد زدن هزینههای سنگین دارد.
*محمود دولتآبادی* گفت: زندگی یعنی رنج، یعنی ایستادن در برابر باد، با دستان خالی، اما دلی پر از حرمت انسان.
*بیضایی* گفت: صحنهای است، که در آن باید نقشِ خود را کشف کرد.
*احمد محمود* گفت: زندگی یعنی ایستادن در میان باد و باران تلخیها، با امیدی که شاید هیچ کس جز خودت نمیتواند حفظش کند.
*مسعود کیمیایی* گفت: زندگی یعنی ایستادن، حتی وقتی سقوط حتمیست؛ یعنی حفظ مرام و معرفت، در جهانی که همه اهل معاملهاند.
*و من، در میانِ این همه صدا و نوا، دریافتم که زندگی: "سفری کوتاه میان نخستین نفس و آخرین نگاه است."*
Repost from N/a
💠 بایدها و نبایدهای مالیاتی در پرتو قانون الزام به ثبت رسمی معاملات غیر منقول
Repost from N/a
💠 ۱۰۰ درصد جرایم مالیاتی ناشی از اختلال بانکها بخشیده شد
رئیس کل سازمان امور مالیاتی اعلام کرد: جرایم مالیاتی مؤدیان، ناشی از تأخیر در پرداخت بدهیهای مالیاتی سررسید شده به خاطر اختلال در شبکه بانکی، مشمول بخشودگی ۱۰۰ درصدی شده است.
در این بخشنامه آمده است: با توجه به اختلال پیش آمده در سیستم بانکی کشور و به منظور تکریم و تسهیل امور مؤدیان مالیاتی، آن دسته از مؤدیانی که به دلیل اختلال مذکور موفق به پرداخت وجه چکهای تسلیمی بابت تسویه بدهی مالیاتی خود در سررسید نشدهاند، در صورت پرداخت وجه چکهای بلااقدام یا جایگزین کردن آنها تا تاریخ ۳۰ تیر ماه، مشمول بخشودگی ۱۰ درصدی جرایم تأخیر در پرداخت مالیات خواهند شد.
اقدامات اجرایی برای چکهای مربوطه که از سوی مؤدیان مالیاتی صادر شده، تا ۳۰ تیر ماه موضوعیت نخواهد داشت.
💬 وارن بافت در مورد ثروت و شادی:
"اگر با داشتن ۵۰,۰۰۰ یا ۱۰۰,۰۰۰ دلار خوشحال نیستید، با داشتن ۵۰ میلیون یا ۱۰۰ میلیون دلار هم خوشحال نخواهید شد."
یک مقدار معینی از پول میتواند شما و اطرافیانتان را امنتر احساس کند، اما بعد از آن نقطه، هیچ ارتباطی بین ثروت و شادی وجود ندارد.
بافت میگوید: "من آدمهای ثروتمند زیادی میشناسم و آنها خوشحالتر نمیشوند فقط به خاطر اینکه خیلی ثروتمند شدهاند. آنها وقتی خوشحالترند که دیگر لازم نباشد نگران پول باشند. این همان خطی است که مهم است."
#وارن_بافت
✔️ لینک کانال در بله
✍ @Behinbourss | بِهین بورس
مصاحبه | وارن بافت و عدم علاقه به بیتکوین
وارن بافت، یکی از بزرگترین سرمایهگذاران تاریخ، در اردیبهشت ۱۴۰۱ اعلام کرد به عقیده او بیتکوین هیچ ارزش ذاتی ندارد و حتی اگر تمام آن را با ۲۵ دلار به او پیشنهاد دهند، هرگز نخواهد خرید.
در دنیایی که تورم ارزش پول را به شدت کاهش میدهد، سرمایهگذاران به دنبال داراییهایی هستند که بازدهی واقعی و ملموس داشته باشند. استدلال اصلی "بافت" این است که داراییهایی مانند زمینهای کشاورزی یا املاک، کالا یا خدمات تولید میکنند (مانند غذا یا اجارهبها)، در حالی که یک ارز دیجیتال صرفاً بر اساس امید به فروش با قیمت بالاتر به شخص بعدی معامله میشود و هیچ ارزش افزودهای ندارد.
این نگاه سنتی به بازار، تضاد عمیقی با جریان ورود سرمایههای کلان به صندوقهای قابل معامله وال استریت دارد.
Repost from N/a
رسیدگی سیستمی؛ فرصت یا چالش؟
این روزها یکی از پرتکرارترین موضوعات بین فعالان اقتصادی، اعتراض به نتایج رسیدگی سیستمی اظهارنامههای عملکرد است.
نگارنده معتقد است موضوع را از دو زاویه باید بررسی نمود:
از یک سو، سازمان امور مالیاتی با توسعه رسیدگی سیستمی تلاش کرده است فرآیند رسیدگی را از وابستگی به سلیقه اشخاص دور کرده و بر پایه دادههای سامانه مؤدیان، اطلاعات بانکی، معاملات فصلی و سایر پایگاههای اطلاعاتی انجام دهد. این رویکرد، در صورت صحت دادههای ورودی، میتواند موجب افزایش عدالت، سرعت و وحدت رویه شود.
از سوی دیگر، تجربه عملی نشان میدهد که هر الگوریتمی به اندازه کیفیت دادههایی که دریافت میکند، قابل اتکاست. اگر اطلاعات ورودی ناقص، تکراری یا فاقد تبیین اقتصادی باشد، طبیعی است که نتیجه محاسبات نیز محل اعتراض مؤدیان قرار گیرد.
در بسیاری از پروندهها، منشأ اختلاف نه در فرمولهای رسیدگی سیستمی، بلکه در مواردی مانند:
طبقهبندی نادرست فعالیت (اینتاکد)
عدم شناسایی صحیح ماهیت برخی تراکنشهای بانکی
مغایرت اطلاعات سامانههای مختلف
یا نبود امکان ارائه توضیح برای شرایط خاص هر پرونده است.
به همین دلیل، رسیدگی سیستمی نباید پایان رسیدگی تلقی شود؛ بلکه باید آغاز یک رسیدگی مبتنی بر داده باشد؛ جایی که در صورت اعتراض، امکان بررسی مستندات و اصلاح خطاهای احتمالی وجود داشته باشد.
اعتماد مؤدیان زمانی تقویت میشود که علاوه بر استفاده از فناوری، فرآیند رسیدگی شفاف، قابل فهم و قابل راستیآزمایی باشد. وقتی مؤدی بداند یک عدد چگونه محاسبه شده و بتواند مستندات خود را ارائه کند، حتی اگر نتیجه نهایی تغییر نکند، احساس عدالت بیشتری خواهد داشت.
به باور من، آینده نظام مالیاتی نه در حذف رسیدگی سیستمی است و نه در اتکای کامل به آن؛ بلکه در ترکیب هوشمندانه داده، قانون و قضاوت حرفهای است.
شفافیت بیشتر در الگوریتمها، آموزش مؤدیان و کارشناسان، و تقویت فرآیند رسیدگی به اعتراضات، میتواند هم اعتماد عمومی را افزایش دهد و هم کیفیت وصول مالیات را ارتقا بخشد.
مالیات زمانی پایدار است که هم قانون اجرا شود و هم اعتماد حفظ گردد.
❖ دیگه اشتراک نخر! کرک اسپرد رو با گوشیت خودت حساب کن
قبل از اینکه حتی یه ریال رو سهام پالایشی سرمایه گذاری کنی یا یه خط تحلیل بنویسی، یه سؤال ساده از خودت بپرس: میتونی این عدد رو رو کاغذ خودت دربیاری؟
این متن رو تا آخر بخون، چون بعدش دیگه هیچوقت این تیتر سادهانگارانه رو باور نمیکنی که نفت گرون شد، پس سهام پالایشگاهی هم رشد میکنه.
خب دوستان عزیزم، بذارید یه چیزی رو ساده براتون باز کنم.
یه نانوایی رو تصور کنید: آرد میخره، نون میفروشه. سودش نه به قیمت آرده، نه به قیمت نون؛ به فاصلهی این دوتاست.
پالایشگاهها هم دقیقاً با همین منطق کار میکنن، با یه تفاوت مهم برای ایران: پالایشگاه اینجا نه نفت خام میخره، نه فرآورده میفروشه؛ بیشتر شبیه یه حقالعملکاره. خوراک نفت رو تحویل میگیره، بنزین و گازوئیل تحویل میده و در ازاش یه دستمزد مشخص برای پالایش دریافت میکنه.
همین فاصلهی بین ارزش خوراک و ارزش فرآوردهست که کرک اسپرد رو میسازه و حاشیه سود پالایشگاه رو تعیین میکنه.
هرچی این فاصله بیشتر باشه، پالایشگاه بیشتر سود میبره.
نکتهی جالب اینجاست که با روشی که الان بهتون یاد میدم، برای حساب کردن این عدد هیچ اشتراک و سایت پولی لازم ندارید؛ فقط با یه سرچ ساده و چندتا ضرب و تقسیم، خودتون درش میآرید.
اول سه تا عدد رو پیدا کنید
همهی سایتهای داخلی و خارجی این اعداد رو رایگان در اختیارتون میذارن:
◈ نفت WTI: حدود ۷۰ دلار هر بشکه
◈ بنزین: حدود ۳ دلار هر گالن
◈ گازوئیل: حدود ۹۷۰ دلار هر تن
قدم اول: همه رو یه واحد کنیم
یه قانون کلی تو صنعت نفت هست: هر بشکه معادل ۴۲ گالنه. پس اول باید بنزین و گازوئیل رو هم به بشکه تبدیل کنیم.
◈ گازوئیل رو از تن به بشکه تبدیل کنید، میشه ۱۳۰ دلار
◈ ارزش بنزینِ یه بشکه: ۳ ضربدر ۴۲ میشه ۱۲۶ دلار
قدم دوم: میانگین بگیرید
از هر بشکه نفت هم بنزین درمیاد هم گازوئیل، پس میانگینشون رو حساب میکنیم:
(۱۲۶ + ۱۳۰) ÷ ۲ = ۱۲۸ دلار
این میشه ارزش کل فرآوردههایی که از یه بشکه نفت درمیاد.
قدم سوم: هزینه رو کم کنید
۱۲۸ دلار منهای ۷۰ دلار = حدود ۵۸ دلار
تمومه. همین ۵۸ دلار میشه کرک اسپرد؛ سودی که پالایشگاه از هر بشکه میبره.
این ۵۸ دلار یعنی چی؟
وقتی این عدد رو داشته باشم، دیگه برام مهم نیست نفت ۶۸ دلاره، ۷۰ دلار یا هر عدد دیگهای. چشمم فقط به همون حاشیه سوده، چون داستان اصلی همونجاست:
◈ بالای ۵۰ دلار باشه، یعنی دورهی خوب پالایشگاههاست. تقاضا برای سوخت بالاست، اقتصاد داره خوب میچرخه.
◈ زیر ۲۰ دلار باشه، یعنی فشار و رکود. مصرف افت کرده و بازار سرد و در رکوده.
با عدد امروز، یعنی ۵۸ دلار، تو یه بازار داغ و پرتقاضا هستیم؛ به همین خاطر انتظار از سود پالایشگاهها هم بالا رفته.
البته این رو هم بگم که این اختلاف، غیرطبیعی و موقتیه و در آینده تعدیل میشه؛ یا حتی اگه این شرایط ادامه پیدا کنه، ممکنه دولت تو فرمول پالایشگاهها تغییراتی بده. بههرحال نمیشه که دولت کسری بودجه داشته باشه ولی پالایشگاهها تو ناز و نعمت باشن، میشه؟
در آخر
دفعهی بعد که تو اخبار شنیدید نفت گرون شد یا نفت سقوط کرد، فریب تیتر رو نخورید. گوشیتون رو بردارید، سه تا عدد رو پیدا کنید، یه ضرب و تفریق ساده بزنید و از خودتون بپرسید: پالایشگاهها الان چقدر دارن سود میکنن؟
این متن رو برای اون دوستی بفرست که رو سهام پالایشی نشسته، یا اون یکی که کارش تحلیل بنیادیه؛ شاید براش تازه باشه، شاید هم قبلاً میدونسته، بههرحال یه بار دیگه مرور کردنش ضرر نداره.
یه لایک کافیه تا بفهمم اینجور آموزشها به دردتون میخوره یا نه.
✍🏽 حساب کن ...
@topoli
📉 فروش گسترده در بازارها؛ حدود ۱ تریلیون دلار سرمایه در ۳۰ دقیقه از بین رفت
💬 پس از اعلام آمریکا مبنی بر لغو مجوز صادرات نفت ایران، موجی از فروش شدید در بازارهای جهانی شکل گرفت و حدود ۱ تریلیون دلار از ارزش سهام، فلزات گرانبها و رمزارزها در مدت تنها ۳۰ دقیقه کاهش یافت.
🥇📉 طلا با افت ۱.۳۳٪ مواجه شد؛ حرکتی که حدود ۳۷۲ میلیارد دلار از ارزش بازار این فلز را کاهش داد.
🥈📉 نقره نیز ۲.۶۷٪ سقوط کرد و حدود ۸۵ میلیارد دلار از ارزش بازار آن کاسته شد.
💻📉 شاخص نزدک (Nasdaq) با افت ۱.۸۷٪ حدود ۴۸۶ میلیارد دلار از ارزش بازار خود را از دست داد.
📊📉 شاخص S&P 500 نیز ۰.۴۶٪ کاهش یافت که معادل حدود ۳۱۳ میلیارد دلار کاهش ارزش بازار است.
🪙📉 بازار رمزارزها نیز تحت فشار قرار گرفت و حدود ۲۷ میلیارد دلار از ارزش کل بازار کریپتو کاهش یافت.
⚠️ این واکنش شدید نشان میدهد بازارها در شرایط فعلی بهشدت نسبت به تحولات ژئوپلیتیک، انرژی و ریسکهای مربوط به عرضه نفت حساس هستند.
✔️ لینک کانال در بله
✍ @Behinbourss | بِهین بورس
حران کسبوکارها تو سال ۱۴۰۵ فقط یه چیز نیست…
ولی یه نکتهش آنقدر توی ذوق میزنه که دیگه نمیشه نادیده گرفت:
قدرت خرید مردم خیلی خیلی کم شده.
هر کاری میکنی، هر محصولی میفروشی، هر خدماتی ارائه میدی…
اگه این واقعیت رو جدی نگیری، تموم میشید.
به قول خاویر میلی رئیسجمهور آرژانتین
تنها چپی که داره درست کار میکنه پای چپ مسی هستش
اویدورما ، اویاندیرما
فوتبالین باشلاندیغی گوندن بری، سیاستچیلر اقتصادچیلار، قومارچیلار و مافیالار اوز چیخارلارینی ساغلاماق اوچون دونیا دا یئنی بیر آلانین آچیلدیغینی آنلادیلار.
فوتبال دونیانین الی-قیسا و یوخسوللارینین ان سئودیی ائیلنجه ساییلدیغینا گوره دونیانین بیر چوخ دولتی طرفیندن قوللانیلماغا و یونهتیلمهیه و او یونتیمدن تورهندیریلن باخیش آچیلاری اولوسلارین آراسیندا یئرلشدیرمهیه قازانیلاجاق آلان بللهدیلر.
بریتانیا، برزیل، آمریکا، پرتاغال و بیر چوخ اولکهده اون گورولن سیاستلر چرچیوهسینده ایشیچیلری و توپلومون آشاغا کسیملرینین باشلارینی قاتماغا سیاستچیلرین قوللاندیغی ان بویوک دستک اولوب ؛ پوپولیسم و دماگوژی دوغرولتوسوندا اولان سیاستلرینی توپلوما سیزدیرداراق چیخارلارینی ساغلایاراق اولکهلرینی سیاستلریایله بسلهمهیی بئجردیلر
بیر سیرا اولکهلرین سیاستچیلری فوتبالی ایستدیکلری اوزره قولانسادا بیر سیرا دولتلر و اولکهلرده فوتبالین اتکیلرین دن اتکیلهنن سیاستلر و دولت ده گوروندو.
ایسپانیادا آیریمجی دوشونجهلریایله بسلهنن کاتالانلار فوتبال آدلی آلانی اوز سیاستلری ایله دوغرو یونلندیریب و سسلرینی اورادان قیشقیراراق هرکسه بیلدیردیلر.
یوگسلاوی فوتبال دان اتگیلهنیب داغیلان ایلک اولکه اولدو. صیربلار و کورواتلارین بیر اولکهده اولدوقلاری آما بیریسینین سیاسی اوستونلوگونون اولماسی اوزونو فوتبال دا گوزه چکهرک صیربلار و کورواتلارین اورتاسیندا اولان یانقینی آلولاندیران ، صیربلار اوچون اویاندیریجی و کورواتلار اوچون صیربلاری قارشیسیندا دایاندیریجی سیاستلره زورلایاراق ، استادیوم سکیلرینده اولان اوتو خیابانلار داشیاراق یوگسلاوینی پارچالاقلا سونوجلاندیریلدی.
فوتبال و سیاست بیربیریایله قارشیقارشیا اولان آلانلار تانینیر. هر دوروم دا فوتبالین اویدوروجو یوخسا اویاندیریجی اولماغی اونو قوللانان سیاستچیلرین قوردوغو اویونلاردان تورهنیر.
فوتبالین بیرلشدیریجی یوخسا آیریمجی اولاجاغی ، دوستلوقلارین قورولاجاغی یوخسا دوشمانلارین تورهنهجهیی ، سیاستچیلرین ایستهدیکلرینه باغلی اولاراق ، فوتبالی قوللانیلماغا وارلیق قیلان اورتامدیر.
@turtweet
پرسش و پاسخ شماره ۱۳۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
در این پرسش و پاسخ فنی، به این سوال پرداخته شده است که آیا تغییر نرخ ارز تالار اول (حواله) به نرخ تالار دوم که در تاریخ ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ توسط بانک مرکزی اعلام شده، بهعنوان یک رویداد تعدیلی در تهیه صورتهای مالی منتهی به ۳۰ آذر ۱۴۰۴ محسوب میشود یا خیر؟
#پرسش_و_پاسخ_شماره_۱۳۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۸
در این پرسش و پاسخ فنی، به نحوه انعکاس آثار ناشی از جنگ در صورتهای مالی و چگونگی برخورد حسابرس با این موضوع در گزارش حسابرسی پرداخته شده است.
✅️ بند ۱۲ ماده ۱۴۸ قانون مالیات های مستقیم در خصوص مستهلک نمودن #زیان اشخاص حقیقی و حقوقی
#مالیات
بعضی کشورها را باید از سیاستشان شناخت، بعضی را از تاریخشان و بعضی را از اقتصادشان؛ اما نروژ را میشود از تماشای «ارلینگ هالند» هم تا حدی فهمید.
ارلینگ هالند فقط یک فوتبالیست نروژی نیست، او به شکلی عجیب، خودِ فرهنگ نروژ را بازی میکند.
بیرحم، اما بیادعا. مؤثر، اما بینیاز از نمایش. او به زمین نمیآید تا قهرمان داستان باشد، میآید تا وظیفهای را که بر عهدهاش گذاشتهاند، با بیشترین دقت انجام دهد. اگر گل زدن با یک لمس ممکن باشد، همان یک لمس کافی است. اگر دویدن لازم باشد، میدود. اگر لازم نباشد، انرژیاش را خرج نمایش نمیکند.
این فقط یک سبک بازی نیست، اگر بخواهیم استعارهوار نگاه کنیم، میتواند بازتابی از نوعی اخلاق کار باشد.
نروژ، پیش از آنکه کشوری ثروتمند باشد، سرزمینی سخت و پراکنده بود. قرنها مردمش در میان کوهستانهایی زندگی کردند که روستاها را از هم جدا میکرد، زمستانهایی که ماهها زمین را در سکوتی سنگین فرو میبرد و دریایی که هم روزیبخش بود و هم بیرحم. طبیعت در اینجا هرگز مهربان نبود، اما در عین حال برای هیچکس تفاوتی قائل نمیشد. برف میان ثروتمند و فقیر تمایزی نمیدید و کوهستان برای غرور انسان اهمیتی قائل نبود. در برابر طبیعت، همه به یک اندازه آسیبپذیر بودند.
در چنین جهانی، مسئلهی اصلی زندگی درخشش فردی نبود، بلکه توان ادامه دادن در کنار یکدیگر بود.
جامعهای که هر زمستان ناچار بود برای ادامهی زندگی به اعتماد، تقسیم مسئولیت و اتکای متقابل تکیه کند، بهتدریج ارزشهایی متفاوت ساخت. انسان را نه با میزان ادعا، بلکه با میزان قابلاعتماد بودنش میسنجید. کسی که خود را از دیگران بالاتر میدید، فقط متکبر نبود، بلکه تهدیدی برای انسجام جمع بود.
از دل همین تجربهی تاریخی، بعدها نوعی حساسیت فرهنگی شکل گرفت که در قرن بیستم در قالب مفهومی به نام «قانون یانته» توصیف شد، نه یک قانون رسمی، بلکه نوعی نقد اجتماعی. این مفهوم را نویسندهی دانمارکی-نروژی، آکسل ساندموسه، در رمان A Fugitive Crosses His Tracks مطرح کرد. او در واقع نوعی روحیهی اجتماعی را توصیف میکرد.
یانته در سادهترین برداشتش نمیگوید بلندپرواز نباش یا موفق نشو. هشدارش جای دیگری است: مبادا موفقیت، تو را از جامعهای که تو را ساخته جدا کند.
یانته تلاشی است برای مهار یکی از قدیمیترین وسوسههای انسان، اینکه دستاوردهایش را به دلیلی برای برتری بر دیگران تبدیل کند. یادآوری میکند که هیچ استعدادی، هرقدر هم بزرگ باشد، جای فروتنی را نمیگیرد و هیچ موفقیتی، انسان را از قواعد همزیستی معاف نمیکند.
شاید به همین دلیل است که در جوامع اسکاندیناوی، احترام اجتماعی کمتر به نمایش قدرت یا ثروت گره خورده و بیشتر به یک پرسش ساده نزدیک است: «آیا میشود روی تو حساب کرد؟»
این شاید عمیقترین تعریف سرمایهی اجتماعی باشد، جامعهای که پیش از آنکه شیفتهی افراد درخشان باشد، به انسانهای قابل اعتماد نیاز دارد. اعتماد نیز محصول خوشبینی نیست، محصول فروتنی است. جامعه فقط زمانی میتواند به اعضایش اعتماد کند که هر فرد بپذیرد جهان حول محور او نمیچرخد.
شاید مهمترین سرمایهای که نروژ در کنار ثروت نفتی توانسته حفظ و بازتولید کند، همین اعتماد اجتماعی باشد.
هالند فوتبال را تا حدی با همین منطق بازی میکند: ساده، مستقیم و کارآمد. نه برای اینکه صحنه را تصاحب کند، نه برای اینکه هر حرکتش به نمایش تبدیل شود، بلکه برای اینکه وظیفهاش را انجام دهد.
اما مسئلهی اصلی هالند نیست.
مسئله این است که هر جامعه، دیر یا زود باید تصمیم بگیرد چه چیزی را بیشتر تشویق میکند: انسانهایی که بیشترین توجه را جلب میکنند یا انسانهایی که بیشترین مسئولیت را میپذیرند.
نروژ، در تصویر ایدهآل و روایتشدهاش سالهاست به سمت پاسخ دوم متمایل شده است—نه با حذف فردیت، بلکه با محدود کردن میل به برتریجویی.
و شاید همینجاست که روایت کامل میشود: جامعهای پیشرفته نه جایی است که در آن همه دیده شوند، بلکه جایی است که کمتر کسی مجبور باشد برای دیدهشدن، از مسئولیت خود فاصله بگیرد، جایی که انسانها بتوانند بیهیاهو زندگی کنند، کار کنند و سهم خود را ادا کنند. در چنین جامعهای، ارزش انسانها نه با میزان توجهی که به دست میآورند، بلکه با اعتمادی سنجیده میشود که در دیگران میسازند.
اگر مدیر بهای تمامشده بودید، مسی را میخریدید یا رونالدو را؟
سالهاست بحث «مسی یا رونالدو» تمام نمیشود.
اما اگر از زاویه بهای تمامشده به ماجرا نگاه کنیم، سؤال کمی فرق میکند:
آیا خرید یک دارایی ارزشمند، بهتنهایی باعث افزایش بهرهوری سازمان میشود؟
مسی با آرژانتین قهرمان جهان شد؛ رونالدو با پرتغال هرگز به این عنوان نرسید.
آیا این یعنی رونالدو دارایی کمارزشتری بود؟
به نظر من نه.
در بهای تمامشده، عملکرد یک دارایی را باید در کنار فرآیندها، سیستم و تیمی که در آن فعالیت میکند سنجید. بهترین دارایی دنیا هم اگر وارد یک سیستم ناکارآمد شود، الزاماً بهترین خروجی را ایجاد نمیکند.
از طرف دیگر، نگاهی به نروژ و هالند بیندازید.
احتمالاً بدون هالند، نروژ حتی به جام جهانی هم نمیرسید؛ اما حضور هالند بهتنهایی هم تضمینکننده قهرمانی نیست. برای موفقیت، او به یک تیم هماهنگ، فرآیند درست و ساختاری کارآمد نیاز دارد.
کارخانهها هم دقیقاً همینگونهاند.
گاهی تصور میکنیم با خرید یک دستگاه گرانقیمت، استخدام یک مدیر برجسته یا جذب یک نیروی متخصص، همه مشکلات حل میشود.
در حالی که اگر فرآیندها، فرهنگ سازمانی و سیستم تولید آماده نباشند، فقط بهای تمامشده سرمایهگذاری را افزایش دادهایم، نه بهرهوری را.
دارایی ممتاز، شرط لازم است؛ اما شرط کافی نیست.
Repost from N/a
منشأ ریسک مالیاتی، فقط قوانین نیست.
تصمیمهای مدیریتی، ضعف کنترلهای داخلی و نداشتن برنامهریزی، ریسک را قبل از رسیدگی ایجاد میکنند.
ریسک مالیاتی، قبل از اداره مالیات، داخل شرکت متولد میشود.
