3 364
Підписники
-224 години
-197 днів
-3030 днів
Архів дописів
3 363
.
خُرداد پر حادثه یعنی،
گیر کردن چَشم منِ حقیر به حرف زدنت،
به اینکه چقدر جمله های قشنگی بکار میبردی،
یعنی وقتی چشمانت را نگاه میکردم،
نبضم تندتر میزد،
یعنی بی محلی هایت...
یعنی موهات، موهات لعنتی...!
خُرداد پر حادثه یعنی رفتنت در ماهِ آخر بهار...
وگرنه که باقی حوادث تاریخ ساختگی است،
بیخودی نامشان را حادثه گذاشته اند...
@gitmit
3 363
اردیبهشتم که اردی بجهنم شد...
لااقل این خرداد بیا...!
نگذار قلبم از دوری تیر بکشد...
نگذار این حسرت به تیر بکشد...!
@gitmit
3 363
.
یک روزایی هست،
فقط نیاز داری به یك گوشه دنج از کل دنیا.
گوشه ای که بشه فقط برای چند دقیقه دور شد از مشغله ها
و بدون هیچ فکر و خیالی فقط نشست و غرق شد
تو طعم عجیبِ قهوه و به قدم هایی که باید برای آینده برداری
و مسیری که قراره طی کنی فکر كرد...
بايد بشینی تمام چیزایی که باعث ناراحتیت میشن
و خستگیتو بیشتر می کنن رو تک به تک بریزی دور.
آدم گاهی احتیاج داره به یک گوشه دنج،
که بشینه با خودش صحبت کنه بگه :
آهای “من” حالت خوبه؟ دلت چی میخواد الان؟
نبینم خسته باشی، میگذره این حالِ بد...
تموم میشه این سردرگمی، این بلاتکلیفی،
با هم همه چیز رو درست میکنیم...
آخه میدونین، گاهی وقتا،
هیچ کس جز خود آدم، نمیفهمه دردش چیه...
@gitmit
3 363
به آدمهای مهربان زخم نزنید
چون گوشه قلب خدا زخمی میشود...
آدمهای مهربان در مقابل خوبی هایِ یکطرفه
هرگز احساس حماقت نمیکنند
چون خوب بودن برای آنها عادت شده...
@gitmit
3 363
.
نفس کشیدن از جایی سخت میشه
که نخوای با سرنوشت کنار بیای.
اونجاست که میفهمی جنگیدن با تقدیر
آدمو افسرده میکنه.
یه روزی که خیلی هم دور نیست،
میشینی زندگیت رو جمع و تفریق میکنی و میبینی،
یه عالمه آرزو روی دستت مونده
با یه دنیا حرف که توی این سالها،
دونه دونه توی خودت ریختی.
ظلم یعنی،"تقدیر"آدمهایی که
سهم هم نبودن،
اما خیلی اتفاقی به هم برخوردن،
تا با یه دنیا حسرت اسم همدیگرو به گور ببرن.
@gitmit
3 363
لحظهها میگذرند؛
گرم باشیم و پر از فکر و امید؛
عشق باشیم و سراسر خورشید.
زندگی همهمهی مبهمی از
رد شدن خاطرههاست...
هرکجا خندیدیم،
هرکجا خنداندیم
زندگانی آنجاست...
@gitmit
