uk
Feedback
حــرفــــ دل

حــرفــــ دل

Відкрити в Telegram

Показати більше
3 499
Підписники
Немає даних24 години
-117 днів
-6430 день
Архів дописів
عاشق هم بمونین همیشه که این روزها تکرار نمیشه... #یلداتون_پر_از_عشق🍉❤️ @gitmit

. "یلدا" می رسد تا با نفس های زمستانی و سردش، آدم ها را برای گرم شدن به هم نزدیک کند، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ، در شبی سرد و برفی، وقتی عزیزترین های زندگی‌ات کنارت نشسته اند، و با تماشا و همصحبتی شان، عشق می کنی... وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه، یک عمر خاطره‌ی خوب برای روزهای دلگیری ات پس انداز می کنی و هر کجا که تنها و بی پناه شدی، یادت می افتد تو کسانی را داری، که به اندازه ی تمامِ دانه های برف برایت آرزوهای خوب دارند، و دلگرم می شوی به حمایتِ آنهایی که دورند، و از هرچه نزدیک است، به تو نزدیک تر... یلدا یعنی؛ آدم ها برای سلامتِ نفس و جانشان، و برای زنده ماندن؛ "عشق" می خواهند، و شاید ناب ترین حالتِ عاشقی، از سمتِ کسانی باشد که کنارشان قد کشیده ای، و جزءِ لاینفکِ بهترین خاطراتِ تواند... همان ها که با گرمیِ حضورشان، جهان را جای بهتری می کنند برای زیستن... یلدا یعنی؛ قدرِ با هم بودن ها را بدانیم، که بیشتر کنارِ هم باشیم، که حواسمان به ناب ترین های زندگی‌مان باشد ! ای کاش هیچ خانه ای خالی از عشق نباشد و آدم های خوب، هرکجا که هستند و هرکجا که می روند؛ شاد و خوشبخت باشند... که شاد بودن، حقِ هر آدمی، و گرم ماندن، حقِ هر خانه ای ست... #یلداتون_به_گرمی_تابستون🍉 @gitmit

به گمانم یلدا ماجرای دختریست، که در یکی از شب های زمستان، بخاطر دلتنگی اش، یک دقیقه بیشتر از خدا گرفت...! تا معشوقه اش را در
به گمانم یلدا ماجرای دختریست، که در یکی از شب های زمستان، بخاطر دلتنگی اش، یک دقیقه بیشتر از خدا گرفت...! تا معشوقه اش را در دل شب پیدا کند. #یلدا_مبارک🍉 @gitmit

آخ تو شبِ یلدای منی دیوونه ی دوست داشتنی #یلدا_مبارک🍉 @gitmit

. بوی یلدا را میشنوی؟ انتهای خیابان آذر، باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان، قراری طولانی به بلندای یک شب، شب عشقْ بازیِ برگ و برف... پاییز چمدان به دست ایستاده عزم رفتن دارد، آسمان بغض میکند، میبارد... خدا هم میداند که عروس فصلها، چقدر دوست داشتنی‌ست... دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد، آخرین نگاه بارانی‌اش را، به درختان عریان میدوزد... دستی تکان میدهد، قدمی برمیدارد سنگین و سرد، کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز، و تمام میشود پاییز... ای زيباترين روزهای عاشقی، رفتنت به خیر... سفرت بی خطر... #یلداتون_پیشاپیش_مبارک❤️🦋❄️ @gitmit

من شب های عاشقی را، بلند و طولانی دوست دارم. و بوسه ها را، شیرین و سرخ... شمرده و دانه دانه، شبیه انار... پس قرارمان باشد شب
من شب های عاشقی را، بلند و طولانی دوست دارم. و بوسه ها را، شیرین و سرخ... شمرده و دانه دانه، شبیه انار... پس قرارمان باشد شب یلدا... می خواهم کمی بیشتر دوستت داشته باشم... @gitmit

کیفیت موبایل❤️

📺 ســــريال : دل 🔺 قسمت : 3 ✅ کیفیت 1080 #دل @gitmit

📺 ســــريال : دل 🔺 قسمت : 3 ✅ کیفیت 480 #دل @gitmit

از حال این روزای من پیداست خوبم که تو خوبی و میخندی... #امیر_عظیمی دلبستگی #کلیپ @gitmit

همه بارونو دوست دارن، من اما نمِ موهاتو... @gitmit

. پاییز جان حالا که تنها چند روزِ دیگر مهمان ما هستی، باید بگویم، تو تقصیری نداشتی... ما آدم ها خیلی چیز ها را خراب کردیم، ساده و حواس پرت بودیم، آنجا که باید وا نمی دادیم وا دادیم، آنجا که باید رها می کردیم سخت گرفتیم... ما در لحظه زندگی کردن را بلد نبودیم، امروز را در دیروز گذراندیم، و فردا را قبل از امروز دلشوره گرفتیم... ما رویا داشتیم اما شجاعتِ جنگیدن برای رویاهایمان را نداشتیم... ما خودمان را دوست نداشتیم و دوست داشتنِ دیگری را بلد نبودیم، ما بندبازی بودیم که تعادل نداشتیم... ما رفیق می خواستیم اما رفاقت را چرتکه انداختیم... ما همراه می خواستیم اما با هم بودن را به تکرار و عادت آلوده کردیم... ما به دنبال عشق بودیم اما اطرافمان را خوب نگاه نکردیم... ما قول دادیم اما دل به قول هایمان ندادیم... ما عاشق شدیم اما نگهدارِ عشق نبودیم، ما عشق را بازیچه کردیم... ما ماندن بلد نبودیم و از رفتن هیچ نمی دانستیم... ما حرف داشتیم اما قهر کردیم، ما گفتگو را بلد نبودیم... ما حق داشتیم اما جراتِ باز پس گرفتنش را نداشتیم... ما زیاده خواه بودیم و قدر شناس نبودیم... ما فراموشکار بودیم، به جای درس گرفتن از اشتباهاتمان آن ها را هر روز و هر ماه و هر سال تکرار کردیم، فصل ها را بهانه کردیم تا ضعف هایمان را بپوشانیم... پاییز جان تو همیشه زیبا و شکوهمند و پُر تب و تاب بودی این ما بودیم که تو را دلگیر کردیم... ‌ @gitmit

در این روزهای رو به انتهای آذر، در این سوز و سرمای فصل ِ برگ‌ریزان، و در میانِ تمام درختانی که زمستان ِ پیش رو را با سپیدی ِ
در این روزهای رو به انتهای آذر، در این سوز و سرمای فصل ِ برگ‌ریزان، و در میانِ تمام درختانی که زمستان ِ پیش رو را با سپیدی ِ رخسارشان می‌شناسند، لبخند هایمان چه گرم تر می‌گردند... اگر که تنها یک دلیل، برای دوستیمان، برای کنارهم بودمان، و برای تپیدن ِ قلب هایمان، وجود داشته باشد... ‌ @gitmit

به همه میگم فقط تویی، تو تاجِ سرم... @gitmit

. مهمان روزهای آخر است... همان پاییزی که بودنش چنگی به دل نزد... پادشاه زیبایی ها بود و هزاران بهانه داشت برای قرارهای عاشقانه مان... میتوانست برگ ریزان خیابان هایش، بهانه ی قدم زدن هایمان باشد... و باران های بی هنگامش بهانه ی زیر یک چتر ماندن... میتوانست سرمایش بهانه ی در آغوش کشیدنمان باشد و عصرهای دلگیرش بهانه ی دو قهوه و حرف های ناتمام... اما آنقدر سرد بر روزهایمان تابید... آنقدر بی رحمانه نبودن ها را به رخ تنهاییمان کشید، که حالا در آخرین روزهای بودنش، هزاران آدم، با هزاران "امید جامانده در پاییز"، چشمهایشان را روی تمام درهای آمدن، و برای همیشه ماندن میبندند... @gitmit

من آرامم و دلتنگ... میدانی آدم، دلتنگ باشد و آرام یعنی چه؟ یعنی رفتنت را باور کرده... یعنی آدم شده، منطق قاطی جنونش شده... می
من آرامم و دلتنگ... میدانی آدم، دلتنگ باشد و آرام یعنی چه؟ یعنی رفتنت را باور کرده... یعنی آدم شده، منطق قاطی جنونش شده... میدانی آدمِ مجنونِ منطقی کیست؟ کسی که خاطره ها را ته یک کمد قایم کرده، میدانی یک کمد پر از خاطره های تلخ شده یک آدمِ آرامِ منطقیِ مجنونِ دلتنگ یعنی چه...؟ یعنی کسی که یک بمب ساعتی بسته به خودش، تمام روزهای نبودنت را انتحاری سر کرده @gitmit