3 512
Підписники
-124 години
-117 днів
-6130 день
Архів дописів
3 513
در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری
که نباید توقعی داشته باشی، مگر از خودت.
متوجه میشی،
بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد،
متوجه میشی،
روی بعضی هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد
میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت
و این اصلاً تلخ نیست، شکست نیست،
آگاه شدن نام دارد
ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی،
این آگاهی دردناک است... اما تلخ هرگز.
@gitmit
3 513
دارم به این فکر میکنم که هر کدوم از ما آدما
چهرهی واقعی هیچکدوم از آدمای اطرافمون رو نمیبینیم...
ممکن یه آدمی که ما خیلی دوستش داریم
کابوس یه نفر دیگه باشه...
ممکن دختری که ما قبولش داریم
زندگی یه پسرُ نابود کرده باشه...
پسری که ما بهش میگیم بامعرفت و درجه یک،
ممکن کاری با یه دختر کرده باشه
که ثانیههای زندگی اون دختر تا آخر عمر تلخ شده باشه
و با خودش بگه کاش هیچوقت این پسر رو تو زندگیم نمیدیدم...
هرچقدر آدم خوبی باشی، آدم بد یه قصهای...
@gitmit
3 513
روزای زيادی بايد بگذره تا آدم قانع بشه
فقط خودش هست و خودش.
تا باورش بشه از بقيه بهجز يه اسم
و چندتا خاطرهی كوچيك چيزی براش نمیمونه.
بيست سال! چهل سال! هفتاد سال زندگی،
فقط برای تلمبار كردن اسم روی اسمه.
برای جايگزين كردن خاطره جای خاطره.
اما حاصل جمع همشون میشه صفر...
يه روز میشينی عمرت رو ورق میزنی،
سير تا پيازت رو واسه خودت تعريف ميكنی.
اينجاس كه میفهمی، چقدر برای هيچكس نگران شدی.
چقدر برای هيچكس غصه خوردی.
چقدر برای هيچكس دلتنگ شدی.
چقدر برای هيچكس دعا كردی.
چقدر با تمام وجود براي هيچكس بودی.
یه روز به خودت ميای و به اطرافت نگاه میكنی..
هيچكس نيست، دقيقا «هيچكس...
@gitmit
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
