3 502
Підписники
Немає даних24 години
-137 днів
-6530 день
Архів дописів
3 501
.
روزی که مطمئن شدم دستتو زخم نمیکنی،
برات یه کاکتوس میخرم
اون روز که برات کاکتوس خریدم بهت میگم
که کاکتوسا چقدر محکمن...
که یه مدت اگه بهشون آب ندی و بهشون بی توجهی کنی هیچیشون نمیشه
و بازم هر روز که از خواب بيدار شی اونجان و دارن بهت لبخند میزنن
و بهت میگم که اگه به کاکتوست بی توجهی کنی،
بعد از روزا و هفته ها و ماهها که دووم آورده و هیچی نگفته،
يه روز صبح از خواب بیدار میشی و میبینی خشک شده...
خشک خشک ! تو اون روز ناراحت میشی، گریه میکنی،
و حتی شاید خودتو مقصر تمام بلاهایی که سر کاکتوست اومده بدونی !
ولی ازون روز به بعد، مهم نیس اگه هر روز بهش آب بدی،
مهم نیست که چقدر براش اشک بریزی...
حتی مهم نیس که بری آسمون و خورشیدو براش بیار پایین...
کاکتوست تموم شده خشک شده و مرده...!
به همین راحتی...
و بزار بهت بگم :
هیچی، مطلقا غم انگیز تر از نگاه کردن به کاکتوسی که،
" خودت " مسبب خشک شدنش بودی نیست...
و از الان بهت میگم، آدما مثل کاکتوسن...
@gitmit
3 501
ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید،
اگه تو خونه باشیم، دستگاه رو خاموش میکنیم،
اگه تو سینما باشیم سالن رو ترک میکنیم.
ما تو زندگیمون هیچ وقت کسانی که،
زحمت اصلی رو برامون کشیدن نمیبینیم.
ما فقط دوست داریم کسایی رو ببینیم،
که برامون نقش بازی میکنند...
@gitmit
3 501
.
بدترین نوع تنفر
تنفر از کسیست که عاشقش بودی،
و روزی جنگیدی تا به همه بفهمانی،
این شخص خوبی هایی هم دارد
ولی او می آید و به بدترین حالت،
خودش را از چشمانت می اندازد
و بد بودن هایش را به جایی میرساند
که به کلی ، قید عشق را می زنی و جایش تنفر مینشانی...
که نه پایانی دارد و نه فراموش میشود...
@gitmit
3 501
من از کجا باید میدانستم
چقدر باید بگذرد، تا باور کنم
گاهی یک نداشتن
همه دلتنگیت می شود،
و گاهی یک تو
همه چیزت را با خودش می برد
و من از تو، تنها، تنهاییم را فهمیدم...
@gitmit
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
