3 510
Підписники
-224 години
-117 днів
-6030 день
Архів дописів
3 509
يه روزی اما چشم وا ميكني ميبينی ديگه چيزي خوشحالت نميكنه !
ديگه بود و نبود كسي برات مهم نيست !
ديگه مهم نيست چی ميشه كی مياد كی ميره...
مهم های قبلِ زندگيت ديگه برات مهم نيستن...
يه روز مياد ميفهمي خيلی از آدما آدم نيستن...!
ديگه از كسي توقعي نداری...
ميفهمی هيشكی اونجوري كه حرف ميزنه نيست
ميفهمي فاصِلَت رو با آدما حفظ كنی،
چون همه از دور قشنگن...
يه روز مياد ديگه به هر چيزه مسخره ای نميخندی
حتي ديگه ناراحتم نميشب ، اشك نميريزی
يه روز مياد كه ديگه منتظر چيزی نيستي واسه خوشحال شدن...
اگه اون روز اومد، بدون بزرگ شدی...
@gitmit
3 509
برای سلامت روحم، برای حفظ غرورم، برای شعورم،
مدتهاست که آدمها را بدون اغراق به ذهن و قلبم میسپارم،
و میپذیرم آدمها چیزی که من فکر میکنم نیستند،
بیش از ظرفیتشان محبت نمیکنم و توقع ندارم
و جایی برای افسوس خوردن در آینده باقی نمیگذارم.
پذیرفتهام که عشق افسانه است،
دوست داشتن افسانه است،
وفاداری افسانه است
و دلخوش به هیچ افسانهای نمیشوم.
پذیرفتهام همانقدر آدمها
برایم مهم باشند که برایشان اهمیت دارم
و همانقدر آدمها را دوست داشتهباشم که دوستم دارند.
و حالا آرامم، از همیشه آرامتر...
@gitmit
3 509
پرسید: - چه خبر؟ خوبی؟؟
خواستم بگویم: دلم گرفته، خوب نیستم.
بگویم دیشب که بیرون رفتهبودم،
تمام شهر غمگین بود، آدمها مثل قبل نبودند،
پیادهروهای شهر بی روح بود، شهر بیروح بود،
همه چیز بیروح بود...
چشمها از نگاه خالی بودند و لبخندها رفع تکلیف بود.
آدمها بودند، اما انگار حضور نداشتند،
به پشت سرشان نگاه کردم، هیچکس رد پا نداشت،
هیچکس، هیچکس را نمیفهمید،
هیچکس شبیه قبل نمیخندید.
خواستم بگویم: دلم گرفته از اینهمه خفقان و بغض،
از اینهمه تغییر، از اینکه همان پیادهرویی که
دوسال قبل در آن شادترین آدم جهان بودم،
غمگینترین نقطهی شهر بود
و خاطرات روشنی که از آن داشتم،
به هزار و چندصدسال قبل از این باز میگشت.
دیدم سرسری پرسیده، قیافهاش میخورد
حوصلهی شنیدن اینهمه سیاهی و اندوه را نداشتهباشد،
خودم را جمع و جور کردم و گفتم:
خبری نیست، خوبم.
درحالیکه خبرها زیاد بود، خیلی زیاد...
اما کسی از کسی خبر نمیخواست که!
آدمها حوصلهی خودشان را هم نداشتند...
@gitmit
3 509
.
بهم ميگي تحمل كن، درست ميشه.
درست شدن تا يه جايي ارزش داره،
تا يه جايي لبخند رضايت رو لبت مياره.
از يه جايي به بعد حتی اگه همه چيز درست بشه هم
ارزشي نداره تو رو خوشحال نميكنه، تو رو راضي نميكنه.
چيزي كه تو ٥ سالگي تو ويترين مغازه ديدي و خواستي
وقتي ٢٠ سالگي بهت بدن ديگه خوشحالت نميكنه،
غذايي كه يكشنبه هوس كردي وقتي جمعه بهت بدن
ديگه راضيت نميكنه...
حرفي كه امروز بايد آرومت كنه رو
چند روز بعد بشنوي ديگه خاصيت نداره...
@gitmit
3 509
این زندگی بهم یاد داد که:
اگه آدم خوبی باشی همیشه تنهایی،
یعنی هیچوقت هیچکس،هیچ جا منتظرت نیست،
هیچوقت دل کسی برات تنگ نمیشه،
همه خیالشون از حضور همیشگیت راحته.....
برای همینه که هیچوقت اولویت اول کسی نیستی...
بعضی وقتا به سرت میزنه که توام بشی مثل بقیه،
توام بشی ادم بده...
دل بشکونی،بازی بدی،ضربه بزنی،نابود کنی...
ولی اینکارو انجام نمیدی،نه که نتونیا...
دل کسی روشکستن که کاری نداره..
فقط نمیخوای ...
نمیخوای چون میدونی چقدر سخته دلت بشکنه و هیچ کاری نکنی،
سخته دلت بشکنه و صدات در نیاد...
تنها کاری که میتونی و از دستت بر میاد انتظاره...
انتظار برای اینکه اینبار آدم اشتباه این داستان تو نباشی..
@gitmit
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
