گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
Відкрити в Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
Показати більше604
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+430 днів
Архів дописів
پس بدانید که به حقیقت خدا یار و یاور شماست و خدا بهترین یار و یاری دهنده است. سوره انفال. آیه ۴۰
کردهای نجیب, بخش مهمی از گلستان ایران بزرگ و سربلنداند
ایران زادگاه ما, خانه ما و خاکش جایگاه آرامش ابدی ما است
...و بترسید از بلایی که چون آید تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد ...(قرآن. سوره انفال. آیه ۲۵)
و نکته ظریف اینکه مخاطب این سخنان خداوند, اهل ایمان است و نه دیگران
آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
@KDproblems
خدایا
من لنا غیرک...جز تو کسی را نداریم
ایاک نعبد وایاک نستعین
فقط توراعبادت می کنیم
و فقط از تو درخواست یاری داریم
خدایا خودت حافظ مان باش
مطالعه این کتاب ارزشمند را به بخشداران. دهیاران و اعضای محترم شوراهای روستایی توصیه می کنم
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
خواهشمندم این کلیپ را حتمأ ببینید
😒یتیمان وفقرا را هرگز فراموش نکنیم😒
مخصوصأ این روزها
👇👇👇👇👇👇
اگر در حوزه روابط بین الملل کتابی مطالعه نکرده اید. لطفا کتاب دکتر سیف زاده را بخوانید. پیش تر نیز پیشنهاد مطالعه کتاب حقوق بین الملل مطرح شد.باتشکراز دکتر اشرافی برای معرفی این کتاب
@KDproblems
فرضیه سازی: صرف داشتن فکر استراتژیک بدون توان مدل سازی و مرتبط کردن متغیرهای موثر توسعه نمی تواند تضمین بخش موفقیت باشد. تجربه هفتاد سال برنامه ریزی در ایران و قریب سه دهه برنامه ریزی مناطق نشان می دهد که تاکنون هیچ مدل و الگوی منسجم شفاف و قابل دفاعی برای استان های کشور طراحی نشده است
در جمعبندی به عرض می رسانم: مادام نظام برنامه ریزی کشور و مناطق، مسلح به فکر استراتژیک نشوند، مادام سیستم مدیریت کشور دیدگاه و نگرش اسراتژیک پیدا نکند توسعه جامع پایدار و متوازن مناطقی مثل کردستان و ایلام و.. تحقق نخواهد یافت. منظور من از دیدگاه، تفکر و نگرش استراتژیک، برخورداری از ذهنیت استراتژیک است. یعنی باید منطق اسرتاتژیک و رقابتی اندیشی در وجود مدیران لانه کند. مشاهده می شود در دهه های اخیر گاه اسناد و طرح هایی با نام استراتژیک در مراجع سیاست گذاری ملی و منطقه ای تنظیم می شود و تقریبا بخش عمده از روش ها و متد استراتژیک در آن لحاظ می شود اما چون در بطن آن ها، نگرش استراتژیک وجود ندارد و بر فرض رقابتی بودن فعالیت ها و نقش ها استوارنیستند، چه در مرحله تنظیم سند و چه در مرحله اجرا موفقیت استراژیک حاصل نمی شود. منظور من از موفقیت استراتژیک این است که برنامه ریزان کشوری و منطقه ای بگویند مثلا طی چهل سال گذشته رتبه توسعه یافتگی استان هایی نظیر کردستان، ایلام و کرمانشاه در مقایسه با استان های برخوردار، چه میزان تغییر کرده است؟ اگر مشاهده می شود نه تنها پیشرفتی حاصل نشده است بلکه گاهی عقبگرد نیز بوجود آمده است اما باز متولیان امر داعیه توسعه دارند به خاطر فقدان تفکر استراتژیک است. این سوال، که یک سوال استراتژیک است، راه را بر مقایسه امروز با دیروز می بندد زیرا فقط مقایسه امروزخود با دیروزخود یک انحراف استراتژیک است چرا که در عمل اگر یک فرد، سازمان، منطقه یا کشور هیچ حرکتی هم نداشته باشد بلاخره امروزش با دیروزش فرق خواهدکرد اما ارزیابی این که رتبه آن در میان رقبا و همگنان از دیروز تا امروزچه تغییری نموده است این یک شاخص استراتژیک است. امری که متاسفانه در میان برنامه ریزان و مجریان کشور و مناطق مختلف کشور، غریب است!
*دانش آموخته مدیریت استراتژیک – عضو انجمن علمی مدیریت استراتژیک ایران
قابلیت تحقق خواهد یافت. کما اینکه در مقاطعی که به بهانه های اولویت بندی یکی از این ابعاد بیشتر در کشور مورد تاکید بوده و سایر ابعاد مورد غفلت قرار گرفته اند، نتایج چندانی حاصل نشده است. و رابعا، توسعه مناطق مختلف یک فرایند چند بعدی جامع و استراتژیک است. بدون وجود نگرش استراتژیک دستاورد بلند مدت و اساسی بدست نخواهد آمد. عملکردچهار دهه اخیر در کشور نشان می دهد که به دلیل فقدان تفکر استراتژیک در برنامه های توسعه منطقه ای، تغییر اساسی و ساختاری در موقعیت توسعه یافتگی مناطق مختلف توسعه نایافته کشور نظیر کردستان، ایلام، آذربایجان غربی و کرمانشاه حاصل نشده است.
پرداختن به تمام موارد فوق الذکر در این یادداشت کوتاه میسر نیست لذا به اتکای رشته تحصیلی و تجربه کاری سی ساله خود، صرفا به جنبه استراتژیک توسعه اشاره می کنم. وقتی سخن از استراتژیک بودن توسعه می شود منظور این است اولا.هرگونه طرح و برنامه توسعه از منظر رقابت و مقایسه نگریسته شود یعنی به جای مقایسه صرف روند گذشته و حال، هر منطقه در مقایسه با مناطق دیگر مد نظر قرار بگیرد. دوم. هدف توسعه استراتژیک ایجاد مزیت رقابتی برای منطقه مورد نظر است. در چنین حالتی برای هر منطقه محورهایی برای توسعه برگزیده خواهد شد که در مقایسه با سایر مناطق از موقعیت مناسب تری برخوردار و اصطلاحا دارای مزیت رقابتی باشند. سوم. کارآیی و اثربخشی به صورت توامان مد نظر قرار خواهد گرفت و تاکید بر یکی منجر به غفلت از دیگری نشود. چهارم. چشم انداز و دورنمای منطقه مورد نظر ودستاورد و نتایج مورد انتظار چنین طرح ها و برنامه هایی به خوبی روشن نماید که آخر کار، آن منطقه در مقایسه با سایر مناطق مورد مقایسه از چه موقعیتی برخوردار خواهد بود. پنجم. و مهمتر از همه اینکه شرایط محیطی شامل رقیبان، منابع، ذینفعان و کلیه نیروهای محیطی اثرگذار بر موقعیت منطقه مورد مطالعه،شناسایی و مورد توجه قرار بگیرد. این موارد را باید در دو سطح ذهنی و عینی، فکری و متدولوژیک، و با استفاده از واقعیات و قضاوت شهودی مد نظر قرار داد.از این منظر می توان مدعی شد برخورداری از تفکر استراتژیک به عنوان پیشنیاز و شرط لازم برای ورود به توسعه هر منطقه خواهد بود.
در مورد ویژگی های تفکر استراتژیک نظریات مختلفی ایرایه شده است که به منظور پرهیز از اطاله کلام به مدل خانم جین لیدکا، از صاحب نظران مدیریت استراتژیک اشاره می کنم. وی مشخصات زیر را برای تفکر استراتژیک بر می شمارد:
داشتن تفکر سیستمی: با بهره گیری از این نگرش مجموعه ای از عناصر و ارزش ها در یک بسته جامع و یکپارچه به صورت هماهنگ دیده می شوند. کل اجزا در راستای یک کل درکنار هم قرار می گیرند اجزای مختلف به جای خنثی کردن اثر یکدیگر مقوم هم بوده و سنرژی و هم افزایی ایجاد می کنند. جزیره ای عمل کردن عناصر توسعه در مناطق مختلف کشور یکی از موانع جدی توسعه بوده است. در مقاطعی نیز که سند استراتژیک تنظیم شده است بدلیل عدم مشارکت کلیه ذینفعان و فقدان آمادگی ذهنی در مدیران و مجریان یعنی نبود تفکر استراتژیک، نتوانسته نتایج مورد انتظار را محقق سازند
تمرکز بر چشم انداز مشترک و اهداف نهایی: یعنی مجموعه عوامل ذیربط اعم از مردم، نهادهای مدنی، بخش خصوصی و دولت یک چشم انداز مشترک داشته باشند تا تمام فعالیت های شان در راستای تحقق چنین چشم اندازی بسیج شود. این تمرکز موجب می شود نیرو و انرژی های مثبت به هدر نرود. متاسفانه پس از گذشت حدود هفتاد سال از برنامه ریزی توسعه در کشور تا کنون هیچ سند چشم انداز جامع و فراگیری برای مناطقمختلف کشور تنظیم نشده است.
فرصتجویی هوشمندانه: در تفکر استراتژیک کشف و درک فرصت های فراروی و استفاده بهینه از آن ها رمز موفقیت است. به استناد نظریه استراتژی اقیانوس آبی، رفتن دنبال فرصت های ناشناخته و پنهان مانده از دید دیگران،شاخصی جدی در ایجاد ارزش رقابتی و رسیدن به مزیت های رقابتی برای هر منطقه به شمار می رود. نمونه بارز بی توجهی به این اصل در دهه های اخیر بهره برداری نکردن از فرصت هم مرزی استان های غربی کشور با عراق که می توانست زمینه مناسبی برای توسعه این مناطق باشد تا جایی که می توان مدعی شد که غفلت از این امر موجب تبدیل شدن آن فرصت به تهدید شده است.
تفکر در افق زمانی بلند مدت: جوامعی که درگیر امور روزمره خود هستند و از پرداختن به مسائلی که در دراز مدت موقعیت بهتری برای آن جامعه فراهم میکند معمولا از قافله رقابت عقب مانده اند. توجه به افق زمانی طولانی یکی از عوامل جدی توسعه استراتژیک است. روزمرگی و آینده نگر نبودن یک از موانع جدی توسعه مناطق توسعه نایافته است. تغییرات مکرر و مستمر مدیران ارشد این مناطق مصداق بارز این وضعیت است چرا که غالبا تغییرات مدیریتی در کشور ما موجب قطع شدن روندها شده و کمتر مشاهده می شود مدیران جدید ادامه دهنده راه مدیران قبلی باشند.
توسعه متوازن و جامع نیازمند تفکر استراتژیک
سید هاشم هدایتی*
توسعه از جمله شاخص های قابل قبولی است که پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای عقب مانده و ناپیشرفته به عنوان یک الگوی پیشرفت و موفقیت ملی به کار رفته واز سه منظر شرقی(شامل کشورهای وابسته به بلوک کمونیسم)، غربی( وابسته به بلوک غرب سرمایه داری) و جهان سوم(وابسته به کشورهای مدعی مستقل بودن از دو بلوک شرق و غرب که بعدها در قالب جنبش غیر متعهدها ظهور یافت) مطرح شده است که با وجود فراز و نشیب های زیاد و با وجود فرو ریختن مرزبندی های سه گانه فوق، هنوز هم به عنوان شاخص اصلی مقایسه میزان موفقیت این کشورها خودنمایی می کند.این شاخص که چارچوبی برای تقسیم بندی کشورها، شمرده می شد بعدها در درون هر کشور نیز به کار رفته و آن را به مناطق توسعه یافته و توسعه نایافته دسته بندی نمود. مبنای این تقسیم بندی وجود فاصله جدی اقتصادی و رفاهی و فرهنگی و اجتماعی بین نواحی مختلف این کشورها است. در کشور ما نیز از چند دهه پیش، مقایسه شاخص های مختلف مناطق و استان های کشور، یک دسته بندی توسعه محور را بوجود آورد که تحت عنوان مناطق توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و توسعه نایافته(یاعقب مانده) معرفی شده اند. البته این دسته بندی نسبی بوده و اختلاف نظر هایی را در مورد میزان صحت آن بوجود آورده و در دولت های مختلف برداشت های متفاوتی از آن ارایه شده است. کما اینکه در یک دهه اخیر تلاش زیادی شده است که با دستکاری در شاخص های جزئی تر ، واژه عقب ماندگی برای هیچیک از مناطق و استان های – حتی – محروم به کار نرود و هنوز هم سیستم برنامه ریزی کشور در مجلس،دولت و وزارتخانه های مختلف از دسته بندی استان های "توسعه یافته و کمتر توسعه یافته" استفاده می شود. غافل از اینکه نه به کار بردن واژه توسعه یافته ، یک منطقه محروم را به منطقه ای توسعه یافته تبدیل می کند و نه به کار نبردنش موجب عقب ماندگی آن می شود. آنچه قابل قبول است، نسبی بودن این تعابیر است. با این وصف می توان گفت که مناطق کاملا توسعه یافته و یا کاملا توسعه نایافته در عینیت جامعه ایرانی وجود ندارد لذا مناسب تر است گفته شود میزان توسعه یافتگی یا توسعه نایافتگی یک منطقه چقدر و چگونه است. با این نگاه و با پذیرش این برداشت از سیستم مدیریت کشور که استان هایی نظیرکردستان، ایلام و...را کمتر توسعه یافته نامیده اند تلاش خواهم کرد در این یادداشت نه چندان مفصل یکی از پیشنیازهای توسعه این مناطق – که فقدانش به یک مانع جدی در مسیر این مناطق تبدیل شده است – را مورد بحث قرار دهم. امید است صاحب نظران و منتقدان فهیم و عالم آشنا با این مقوله آن را از جنبه های مختلف، اقتصادی، جامعه شناختی و مدیریتی تحلیل نموده و ضمن ارایه طریق به برنامه ریزان ملی و محلی ، آگاهی بخشی به جامعه را به عنوان یک اصل در این فرایند جدی بگیرند چرا که امروزه در عمل به اثبات رسیده است که هرگز دولت ها به تنهایی نتوانسته اند مسیر توسعه یک کشور و منطقه را به پیش ببرند وچه بسا نقش "بخش خصوصی و نهادهای مدنی "اگر بیشتر از دولت ها نباشد کمتر از آن نخواهد بود.
مایکل تودارو صاحب نظر برجسته توسعه می گوید: برخلاف تصور اولیه ای که در آغاز توسعه را، بیشتر در قالب رشد اقتصادی معنا می کرد و تولید ناخالص ملی، درآمد سرانه و معیارهای کمی دیگررا از مهمترین شاخص های آن می دانست، پس از گذشت حدود هفت دهه ،اینک جریان توسعه یک فرایند چند بعدی، جامع و استراتژیک به شمار می رود. شاهد این مدعا کشورهایی هستند که درقالب چنین برداشتی توانسته اند به توسعه نسبی قابل قبولی دست یافته و در مقابل کشورهایی که صرفا با معیار رشد اقتصادی جریان توسعه را پی گرفته ، تاکنون نتوانسته اند غبار عقب ماندگی را از سرزمین خود بزدایند. به علاوه در این مدت صاحب نظران و محققان عرصه توسعه نیز به این قناعت رسیده اند که تک بعدی نگری جریان توسعه را با موانع جدی روبرو می سازد. از جمله تودارو سه ارزش اصلی " معاش زندگی، اعتماد به نفس و آزادی" به معنای "قدرت تامین نیازهای اساسی، افزایش سطح زندگی، احساس شخصیت و مستقل بودن، و توانایی و گسترش دامنه انتخاب "را به عنوان سه رکن توسعه نام می برد. بنا به تعاریف جدیدی که ارایه شده می توان گفت: اولا ، توسعه یک فرایند است و هرگز نمی توان در یک مقطع خاص بااجرای چند پروژه آن را محقق ساخت ،ثانیا ، توسعه صرفا با شاخص های اقتصادی سنجش منحصرنمی شود بلکه یک فرایند چند بعدی شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است و لذا غفلت از هر یک از این ابعاد موجب ناتمام ماندن جریان توسعه می شود، ثالثا ،جریان توسعه یک فرایند چند بعدی جامع است و لذا نمی توان در برنامه ریزی های منفک اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یا سیاسی به صورت جزیره ای آن را طراحی و به پیش برد بلکه در این جریان ابعاد مختلف توسعه در یک تعامل و انسجام درونی و مرتبط ،
فرا رسیدن ماە مبارک رمضان. ماه تزکیه نفس و تخلق به اخلاق الله را به همه عاشقان رب العالمین و محبان انسانیت تبریک عرض می کنم. دعا کنیم دلهایمان برای نزول رحمت الهی مهیا شود.
@KDproblems
جلسه نهایی درس مدیریت استراتژیک منابع انسانی دوره DBA دانشگاه صنایع و معادن ایران در ساری. همزمان با بازدید از کارخانجات گروه صنعتی فولاد جویبار. امروز
