ɹǝʞɔᴉʇs ʎuunɟ
Відкрити в Telegram
فانی استیکر تبلیغ ندارد.😊 Admin : @funnysticker_bot انگیزشی شعر موزیک استیکر طنز اگه باهامون همراه باشین خوشحال میشیم، اگه لفت دادین ،بازم ممنون از اینکه تا بحال بودین . خوش باشین فقط همین.😍 @funnysticker
Показати більше319
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
+130 день
Архів дописів
دو اصل روانشناسی هست که
درعین سادگی واقعا تأثیرگذار و مفیدن؛ یکیش اینه که تو بیست و یک روز میشه یه عادت جدید پیدا کرد و تو نود روز میشه یه سبک زندگی ساخت و در نهایت تو سه ماه میشه خیلی راحت کل زندگی رو تغییر داد! دومیش اینه که اگه چیزی بیشتر از یه روز ناراحت و اذیتت کرد تا به روز دوم نرسیده درموردش حرف بزن... مطمئن باش اگه ناراحتیتو تو خودت بریزی بدتر میشه. درضمن یاد بگیر چیزایی که یاد گرفتی رو بنویسی چون اثرش دوبرابر میشه…
یه چیز جالب خوندم که:
کوسههای داخل آکواریوم بیشتر از ۴۰ سانتی متر رشد نمیکنند.
در حالیکه همونا تو اقیانوس رشدشون به چهار متر هم میرسه
میخواستم بگم که
بزرگ شدنت به محیطی که توش فعالیت میکنی
و آدمایی که باهاشون ارتباط داری، خیلی بستگی داره
با دقت بیشتری انتخابشون کن ...
رابطه ی من و چایی جوریه که انگار همیشه بهم میگه تو برو بشین، من به جات همه ی غصه هاتو میخورم...
میگن زندگی همیشه
سختترین جنگهاشرو
تقدیم قویترین سربازهاش میکنه.
ولی من دلم نمیخواست
یک سربازِ قوی باشم
دلم میخواست یک گلفروشِ عاشق باشم
سر کوچهای که تو توش زندگی میکنی.
امروزه را نمیدانم ولی در سنتی ترین شکل سرو غذاهای شمال، میوه های جالیزی در اوج گرمای تابستان، به اشکال مختلف می آمدند روی سفره ناهار و شام.
خورشت ناهارهای تابستانه، سبک بود و معمولا بدون گوشت قرمز.
و اگر هم گوشت داشت، معمولا مرغ محلی و با طبع خنک. مثلا مسمای آلو، مرغ ترش با سبزیهایی که فقط دستفروش های بازارهای شمال، درست به عمل آوردنشان را بلد بودند.
اغلب خوراک از گیاه بود، ترش تره. باقالی قاتق (به قول طبع ظریف خانم رزا منتظمی: گل در چمن) ، سیرواویج (برگ سبز سیر تازه، واویج یعنی سرخ شده. با تخم مرغ های زده شده در زردچوبه فراوان. عطر بهشت)
برنج را کته میگذاشتند. به ته دیگ کم رنگ کته هم میگفتند: سُخته، که جدا میگذاشتند در یک بشقاب.
کنار برش ماهی شور که انگار دوست تمام خوراکها بود، خیار محلی را حلقه میزدند.
و وقتی که مانویم سفره میگذاشت، برشهای سرد خربزه یا طالبی را مثلثی می چید کنار غذا.
یا رنده میکرد، میگفتش پالوده. در قدحی با چند قالب یخ و یک قاشق گلاب. کاسه های کوچک سفالی را کنار بشقاب ها میگذاشت.
سبزی های تازه را نمدار می گذاشت وسط میز. ترب سفید و سرخ را کنارشان به قول خودش خاج (قاچ) میکرد.
سرآخر بطری آب سرد را میگذاشت کنار لیوانها.
و این مجموعه پررنگ پرزحمت، در نظرش ناهار کوچک ساده ای بود برای یک روز خیلی معمولی تابستان. که اگر به حاجی مزه میداد که اغلب هم میداد، وقت شکرگزاری لقمه آخر، میشنید: امروز ناهار ما ملکوتی بود.
و همه اینها ختم میشد به خواب نیمروز مجاور پنجره رو به حیاط خلوت که در گرمترین روزها هم نسیم خنک را همراه قوقوی کبوترهای جلد، میریخت توی سایه اتاق.
فردوس، دمی ز وقت آسوده ماست....
-25 نوامبر
استاد تهدید و ارعاب فقط آقای سعدی :)
اونجا که میگن:
دُشنام همی دَهی به سعدی
من با دو لبِ تو كار دارم..
سهمِ ما از دنیا
از خیام پرسیدند: حاصلِ این همه رفت و آمد چیست؟
نگاهی به دستهای خالیاش کرد و گفت: هیچ!
و چقدر این "هیچ"، سنگین است. تمامِ دویدنهای ما، تمامِ استرسها و شببیدار ماندنها، آخرش منتهی میشود به یک سکوتِ مطلق.
کاش لااقل در این فاصله، کمی کمتر سخت میگرفتیم. دنیا نه با آمدنِ ما تکان خورد، نه با رفتنمان آوار میشود. آرام باش رفیق، تو فقط یک پلکزدن از تاریخِ کائناتی…
یک عده هستند که وقتی
کنارشان از عشق صحبت میکنی
میخندند و میگویند عشق؟؟؟
عشق دیگر چیست؟؟؟مگر وجود دارد؟؟
جمع کنید این بساط را عشق کجا بود...
نگاه به خنده این آدم ها نکن،
این خنده شان از هزار گریه بدتر است...
این ها جگرشان برای عشق سوخته که
این طور از عشق میگویند
این آدم ها زمانی عاشق بودند ولی با
چشمهای خودشان خیلی چیز ها دیدند،
خیلی چیزها شنیدند و انگشت خود را
در حلقشان کرده و هر چه عشق و
احساس بود بالا آوردند...
از همان زمان متنفر شدند از عشق از
محبت از هر چه احساس...
این ها یک روزی یک جایی باز هم عاشق میشوند
ولی خدا میداند چقدر طول میکشد
تا از ته دلشان بار دیگر به کسی اعتماد کنند...
|کسی نمیتونه بگه اگه به جای یه اتفاق، اتفاق دیگهای میافتاد، زندگی چه شکلی از آب درمیاومد. آخرش تنها چیزی که برامون میمونه اینه که سرجامون بشینیم، فیلم زندگی رو تماشا کنیم و دعا کنیم که سالن درستی رو انتخاب کرده باشیم.
جناب مارتینی
پیترو گروسی|
از هر آدم رذلی بپرسید ترجیح میدهد با رذلی مثل خود سروکار داشته باشد یا آدمی بزرگوار و خوشقلب؟
پاسخ میدهد با آدمی بزرگوار و خوشقلب!
پیروزی فضیلت در همین است ...
ابله
#داستایوفسکی
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
