جستارهای ابوالفضل خطیبی
Відкрити в Telegram
شاهنامهپژوه و عضو هيئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی سخنرانیها ونوشتهها در زمینه شاهنامهشناسی و ایرانشناسی @dr_khatibi_abolfazl کارنامه علمی: https://t.me/dr_khatibi_abolfazl/576 تماس با گرداننده کانال: @parvaneh_esm 09100079566
Показати більше4 239
Підписники
Немає даних24 години
+137 днів
+3330 день
Архів дописів
کتاب یکی اُرموی مردِ شهنامه دان (جشن نامۀ چهل و پنج سالگیِ دکتر سجّاد آیدِنلو عضو هیئت علمیِ دانشگاه پیام نور اورمیّه)، به کوششِ دکتر رضا غفوری و به همّت
 فهرست، مقدمه و سال شمار جشن نامه سجاد آیدنلو.pdf
نشر ادبیّات در 1118 صفحه و به قیمتِ 14800000 ریال متنشر شد.
فروش در تهران: کتابفروشی توس
پخش برای کتابفروشیها: پخش دوستان
خرید مستقیم از ناشر: 09196148651
@dr_khatibi_abolfazl
+1
🔴 نشانِ ملّی «شیر و خورشید»
۱) نشانِ شیر و خورشید در هگمتانه، ۱۳۰۰ سال پیش از اسلام
۲) مُهر دورهٔ هخامنشی:
ایزدبانو آناهیتا در برابر اردشیر دوم (یا سوم) ایستاده بر شیر و در میانِ خورشید یافته شده در خطهٔ آناتولی
اگر به خانه شیر آمده است شید رواست
بدانکه خانه شیداست شیر بر گردون
قطران تبریزی
@IranDel_Channel
💢
شیر شمشیر به کف
میدانیم پیش از انقلاب اسلامی در میان پرچم سهرنگ ایران، شیری شمشیر به کف نقش شده بود و از پشت او خورشید رخ مینمود. شیر و خورشید به لحاظ نجومی پیشینۀ کهنی دارد و بارها در شاهنامه از آن سخن رفته است. بر پایۀ نظرِ قدما، هنگامی که خورشید در برج اسد قرار میگیرد، نزدیکترین فاصله به زمین را دارد و درخشندگی و گرمای آن به اوج میرسد. دربارۀ شمشیر در چنگالِ شیر، کریستنسن در کتاب معروف خود، ایران در زمان ساسانیان، پیشینۀ کاربرد آن را به زمان ساسانیان میرساند. کریستنسن به بیت مورد نظر خود ارجاعی نمیدهد، ولی به احتمال فراوان به بیت زیر نظر داشته است. در داستان عرض کردن کیخسرو، هنگامی که پهلوانان ایران با درفشهای خود از برابر پادشاه میگذرند، درفش گودرز چنین توصیف شده است :
درفش از پس پشت او شیر بود / که جنگش به گرز و به شمشیر بود
کریستنسن در مصرع دوم به جای «جنگش»، احتمالاً بر اساس تصحیح فوللرس یا ژول مول ، «چنگش» خوانده است و از همین رو نوشته است که «در شاهنامه از درفشی ذکر به میان آمده مزیّن به صورت شیری که در چنگال خود گرزی و شمشیری دارد » (ص301)، ولی تردیدی نیست که خوانش کریستنسن و برداشت او از این مصراع درست نیست و همین صورت در متنِ شاهنامه، تصحیحِ استاد خالقی درست است . مصراع یادشده به لحاظِ دستوری، خوانش «چنگش» را برنمیتابد و گذشته از این، قرینۀ دیگری نیز هست که خوانش «جنگش» را تأیید میکند: در این بخش از شاهنامه، افزون بر توصیف درفشهای پهلوانان، فردوسی در بارۀ برخی از آنان توضیح میدهد که هر یک در کاربردِ کدام سلاح مهارت داشتند. در اینجا میگوید: گودرز در جنگ، با گرز و شمشیر میرزمید و به قول امروزیها سلاح سازمانی او گرز و شمشیر بود. در جای دیگر، دربارۀ گُستَهم میگوید: «همه نیزه بودی به جنگش به چنگ» (ب301). از این رو، پیشینۀ نقشِ شیرِ شمشیر به کف بر پرچم ایران نباید چندان قدیمی باشد و نگارنده نتوانست نشانی از آن را در زمانی پیش از دورۀ قاجار بیابد. گفتهاند در این نقش، شمشیر نشانِ ذوالفقار حضرت علی (ع) است که با لقب آن حضرت نیز تناسب دارد.
بعد از تحریر: دوست نازنینم دکتر علی محمودی پس از خواندن این یادداشت، طرحی از نقشهای جام طلای حسنلو (مربوط به اوایل هزارۀ دوم پیش از میلاد) را برایم فرستادند و یادآور شدند که در برابر یک بانوی شیرسوار سه خنجر به سه اندازۀ مختلف قرار دارد، ولی این نکته را باید توجه کرد که این شیر و شمشیرها لزوماً ارتباطی با شیر شمشیر به چنگ ندارد و اگر هم ارتباط داشته باشد، انقطاع زمانیِ حدود 3200 سالۀ میان این دو نقش را نمیتوان توجیه کرد، مگر آنکه شواهدی بیشتری بتوان یافت. روی کفل شیر حسنلو، نقش صلیبِ شکسه هم جالب است.
____________________________________________________________
. فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، تهران، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1386: 3/20/289.
. همان، به کوشش یوهان اگوستوس فوللرس (Joannes Augustus Vullers)، لیدن، بریل، 1877: 2/785/311؛ کریستنسن در همین صفحه در مواضع دیگر چند بار به همین تصحیح ارجاع داده است.
. همان، به کوشش ژول مول، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، 1369: 2/293/305.
. کریستنسن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ غلامرضا رشیدیاسمی، تهران، امیرکبیر، 1367: 301.
. در داستان رستم و سهراب نیز درفش گودرز شیرپیکر توصیف شده است (همان: 2/159/520) و در آنجا نیز از شیر شمشیر به چنگ یا گرز به چنگ سخنی نیست:
یکی شیرپیکر درفشی به زر / درفشان یکی در میانش گهر
@dr_khatibi_abolfazl
در زیر فلک نشاط ما چیست
رقص بره و دکّان قصّاب
برداشت از درسگفتار رستم و اسفندیار
https://t.me/dr_khatibi_abolfazl/1794
ابوالفضل خطیبی
منبع: ویژه نامه نامه فرهنگستان (فرهنگ نویسی) مهر 1388 شماره 2
رازی که سروش در گوش فریدون میگوید:
«در شاهنامه آمده است که هنگامی که فریدون گرز گاو سار را بر سر ضحّاک کوبید، ناگهان سروش بیامد و در گوش فریدون رازی گفت که او را نکشد (فردوسی، ج ۱، ص ۸۴، بیت ۴۷۷). در شاهنامه، به این پرسش که چرا فریدون ضحّاک را نکشت، پاسخ داده نشده است. اما در متون پهلوی آمده است که، اگر ضحّاک به دست فریدون کشته میشد، جهان پر میشد از خْرَفْستَر، (شایست ناشایست، ص ۲۴۸) یعنی جانوران موذی مانند مار، کژدم، سوسمار، وزغ و سمور آبی، که بنابر سنّت زردشتی باید نابود شوند. نبرد فریدون و گرشاسپ با ضحّاک بن مایه هند و اروپایی دارد و اسطوره های مشابهی در میان این اقوام دیده می شود. در همه موارد با اژدهایی اهریمنی روبه رو هستیم که بی نظمی و آشوب و ناامنی را بر جهان حاکم میکند و پهلوان/ ایزدی گندآور او را به بند میکشد و امنیّت و نظم را به جهان باز میگرداند (برای بحثی درباره این نظر، نک: خطیبی، ص ۵۶-۵۸).
اما «راز» در بیت مورد نظر در شاهنامه در مورد نکشتن ضحّاک، بیگمان به علّتی که در متون پهلوی برای این کار فریدون آمده است، مربوط نمیشود. واژهٔ راز در متنهای پهلوی مربوط به دستهای از رازهای دینی است که معمولاً با عرصههای آفرینش و فرجامشناسی و نیز آگاهی از شیوهٔ خاصّ نبرد با دیوان و اهریمن ربط دارد (شاکد ص ۴۹-۵۶). بنابر روایات موجود در متون پهلوی، در زمان رستاخیز، ضحّاک به سفارش اهریمن، پیش از آنکه فریدون برخیزد، بند میگسلد و یک سوم از آفریدههای اورمزد را میبلعد. پس آب و آتش و گیاه از اورمزد میخواهند تا فریدون را برای زدن ضحّاک زنده کند، اما اورمزد به سروش مأموریّت میدهد که به جای فریدون، گرشاسب را برای مبارزه با ضحّاک بیدار کنند (زند بهمن یسن، فصل ۹، بند ۱۳-۲۴ ؛شایست ناشایست، ص ۶۱-۶۰). بنابراین، آن رازی که، در شاهنامه سروش در گوش فریدون می گوید همان است که در این روایت میبینیم که بنابر تقدیر ازلی، کشتن ضحّاک نه در آن زمان به دست فریدون به انجام می رسید و نه در هیچ زمان دیگری.»
ابوالفضل خطیبی، دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی ج ۵ ص۷۳-۷۴
@dr_khatibi_abolfazl
انجمن مهر شاهنامۀ مازندران
نسخه ق: دستنویس دارالکتب قاهره، به نشان 6006 س. مورخ 741. مورد استفاده در تصحیح شاهنامه دکتر جلال خالقی مطلق
با سپاس از آقای دکتر شاپوران
@anjomane_mihr
@dr_khatibi_abolfazl
انجمن مهر شاهنامۀ مازندران
نسخه س2: دستنویس کتابخانه طوپقاپوسرای در استانبول. H1510. مورد استفاده در تصحیح شاهنامه دکتر جلال خالقی مطلق
این نسخه توسط آقای دکتر علی شاپوران و به منظور مصارف شخصی علمی تهیه شده است و کیفیت نسخه از این جهت کمی پایین آمده است.
@anjomane_mihr
@dr_khatibi_abolfazl
شب "صلح و شاهنامه "در نشست های بخارا
سخنرانی دکتر خطیبی
دوازدهم تیر ۱۳۹۷
@dr_khatibi_abolfazl
غزلی ما امروز از پایاننامۀ کارشناسی ارشد خود با عنوانِ «استفاده از داستان کوتاه برای آموزش مهارتِ خواندن به فارسیآموزان خارجی» در دانشگاه علّامه طباطبایی در رشتۀ آزفا (آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان) دفاع جانانه کرد، بانمرۀ 20. همانجا استادانش پیشنهاد کردند تا بر اساس یافتههای پژوهش خود، برای این رشته کتاب درسی بنویسد. فریبا از شوق عملاً میگریست. اما من نه. یاد بچگیهایش افتادم و زمان چه زود گذشت، مثلِ برق و باد. گویی همین دیروز بود، در همین سن که میبینید روزهای چهارشنبه از صبح تا شب باید منزل میماندم و از غزلی نگهداری میکردم. در همین زمان مقالۀ ابونصر مشکان را برای دایرةالمعارف بزرگ اسلامی مینوشتم و باید زود میرساندم ، ولی غزلی امان نمیداد که دست به قلم ببرم. بالش را گذاشتم روی پاهایم و او را نیز هم، ولی هرچه لالایی خواندم و آرامآرام تکانش دادم خوابش نبرد که نبرد؛ تا اینکه مدتی طولانی به چشمهایش خیره شدم و هیپنوتیزمش کردم. غزلی خوابش برد و مقالۀ ابونصر مشکان تمام شد!
برداشت از صفحه فیس بوک دکتر خطیبی
به مناسبت زادروز غزل بانو
@dr_khatibi_abolfazl
[بیت۴۲۵۹] میدانیم خسرو انوشیروان از دیرباز به دادگری مشهور خاصّ و عام بوده و داستانهای بسیاری از دادگری او در منابع باقی مانده است. ولی در دورۀ معاصر به تأثیر اندیشههای اومانیستی و سوسیالیستی قرن بیستم با استناد به داستان کفشگر، دادگری انوشیروان را به سخره گرفته و میگیرند و او را مخالف باسواد شدن عامه مردم دانستهاند حال آنکه محتمل است که اصلاً چنین اتفاقی روی نداده بود، بلکه این حکایت را فقط برای این ساخته اند که بگویند دبیر باید از خانواده نژادگان باشد. گذشته از این، در این حکایت نه با سواد آموزی مردم غیرِ نژاده، که با دبیر شدن آنها مخالفت شده است همین نیز حتمی نبود( ← هشتم ۷۸/ ۱۰۰۷) این البته دو موضوع جداگانه است. از سوی دیگر - چنانکه دیدیم- در اندرزهای خود انوشیروان بیتهای فراوانی هست حاکی از اینکه او کلّ مردم را بی آنکه به طبقه خاصّی اشاره داشته باشد یا طبقه دیگری را محروم کند، به سواد آموزی و دانش اندوزی ترغیب میکند. دو نکته جالب دیگر از این حکایت برمیآید: یکی اینکه در آن زمان تاجر عمده کفش یا به اصطلاح امروزی کارخانه کفش سازی -البته نه به وسعت امروزی- نیز وجود داشت. دیگر، توجّه به اهمیّت ثروتمند بودن همه مردم کشور، نه فقط طبقه اشرافی (ب ۴۲۴۱) که در شاهنامه بازهم مثال دارد(← ب ۳۷۱۶-۳۷۱۸) که گفته شده دارایی شخصی بیش از انوشیروان بوده و انوشیروان خشنودی خود را از این مسئله ابراز می کند؛ ب۳۸۸۹ - ۳۸۹۱؛ نیز ← ششم ۴۸۶ /۹۲۰ –۹۲۱؛۵۰۶/ ۱۲۱۱- ۱۲۵۷).
داستان نوشین روان
یادداشت های شاهنامه بخش سوم ص۳۷۷؛
ابوالفضل خطیبی
(تصحیح دفتر هفتم و یادداشتها را از داستان نوشینروان از بیت۲۸۴۸ تا پایان دفتر هفتم را زنده یاد دکتر خطیبی انجام دادهاند.)
@dr_khatibi_abolfazl
« اندیوشهر، سورستان، گندشاپور، سوراب: تصحیح چند نام جغرافیایی در شاهنامه»
ابوالفضل خطیبی
چون من در این دیار، جشن نامۀ استاد دکتر رضا انزابی نژاد، به کوشش محمدرضا راشد محصل، محمدجعفر یاحقی و سلمان ساکت، سخن، 1389.
@dr_khatibi_abolfazl
«بررسی مشکلات تصحیح شاهنامه»
اکبر ایرانی، جویا جهانبخش، علی رواقی، ابوالفضل خطیبی
مرکز پژوهشی میراث مکتوب
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۴
@dr_khatibi_abolfazl
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
