Echoes
Відкрити в Telegram
1 085
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-2030 день
Архів дописів
1 085
به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
که بر و بحر فراخ است و آدمی بسیار
گرت هزار بدیعالجمال پیش آید
ببین و بگذر و خاطر به هیچکس مسپار
مخالط همه کس باش تا بخندی خوش
نه پایبندِ یکی کز غمش بگریی زار
کسی کند تن آزاده را به بند اسیر؟
کسی کند دل آسوده را به فکر فگار؟
چو طاعت آری و خدمت کنی و نشناسند
چرا خسیس کنی نفْسِ خویش را مقدار؟
وگر به بند بلای کسی گرفتاری
گناه توست که بر خود گرفتهای دشوار!
چه لازم است یکی شادمان و من غمگین
یکی به خواب و من اندر خیال وی بیدار؟
مثالِ گردنِ آزادگان و چنبر عشق
همان مثالِ پیادهست در کمندِ سوار
«مرا رفیقی بباید که بار برگیرد
نه صاحبی که من از وی کنم تحملِ بار»
اگر به شرط وفا دوستی به جای آورد
وگرنه دوست مَدارش تو نیز و دست بِدار!
کسی از غم و تیمار من نیندیشد
چرا من از غم و تیمار وی شوم بیمار؟
چو دوست جور کند بر من و جفا گوید
میان دوست چه فرق است و دشمنِ خونخوار؟
«به راحتِ نفسی، رنجِ پایدار مجوی
شبِ شراب نیرزد به بامدادِ خمار»
زمام عقل به دست هوای نفس مده
که گرد عشق نگردند مردم هشیار
من آزمودهام این رنج و دیده این زحمت
ز ریسمان متنفر بود گزیدهٔ مار
چو دیده دید و دل از دست رفت و چاره نماند
نه دل ز مهر شکیبد، نه دیده از دیدار
نگفتمت که چنین زود بگسلی پیمان
مکن کز اهل مروت نیاید این کردار
کدام دوست بتابد رخ از محبت دوست؟
کدام یار بپیچد سر از ارادت یار؟
فراق را دلی از سنگ سختتر باید
کدام صبر که بر میکَنی دل از دلدار؟
هرآنکه مهر یکی در دلش قرار گرفت
روا بود که تحمل کند جفای هزار
دِرَم چه باشد و دینار و دین دنیی و نفس
چو دوست دست دهد، هرچه هست هیچ انگار
دگر مگوی که من ترکِ عشق خواهم گفت
که قاضی از پس اقرار نشنود انکار!
«هر آدمی که نظر با یکی ندارد و دل
به صورتی ندهد، صورتیست بر دیوار»
#سعدی
@e_choes
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
