uk
Feedback
دکتر توحید ملک زاده Dr.tohid melikzade

دکتر توحید ملک زاده Dr.tohid melikzade

Відкрити в Telegram

Azərbaycan tarixinə görə yazılarım لینک مجله بین المللی و تخصصی " مطالعات تاریخ آذربایجان " www.azerturkhistory.ir @tohidmelikzade ارتباط با من tohidmelikzade@yahoo.com

Показати більше
4 019
Підписники
+124 години
+77 днів
-730 день
Архів дописів
مجله بین المللی «مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک» منتشره از اورمیه با مجوز از وزارت ارشاد از علاقمندان امور علمی و اجرایی مجله، دعوت به همکاری می نماید. علاقمندان لطفا با دکتر توحید ملک زاده با تلگرام @tohidmelikzade تماس حاصل نمایند Urmiyada nəşr olunan və İrşad Nazirliyinin icazəsi ilə fəaliyyət göstərən «Azərbaycan və Türk Tarixi Tədqiqatları» beynəlxalq jurnalı, jurnalın elmi və inzibati işlərinə maraq göstərən şəxsləri əməkdaşlığa dəvət edir. Maraqlananlar xahiş olunur ki, Dr. Töhid Məlikzadə ilə Telegram @tohidmelikzade vasitəsilə əlaqə saxlasınlar. --- Urmiye'de yayımlanan ve kültür bakanlığından izinli olan Uluslararası «Azerbaycan ve Türk Tarihi Araştırmaları» Dergisi, derginin bilimsel ve idari işlerine ilgi duyanları iş birliğine davet etmektedir. İlgilenenlerin Dr. Tohid Melikzade ile Telegram @tohidmelikzade üzerinden iletişime geçmeleri rica olunur. ****" Urmiyada nəşr olunan və İrşad Nazirliyinin icazəsi ilə fəaliyyət göstərən «Azərbaycan və Türk Tarixi Tədqiqatları» beynəlxalq jurnalı, jurnalın elmi və inzibati işlərinə maraq göstərən şəxsləri əməkdaşlığa dəvət edir. Maraqlananlar xahiş olunur ki, Dr. Töhid Məlikzadə ilə Telegram @tohidmelikzade vasitəsilə əlaqə saxlasınlar. https://t.me/melikzadeh

مردم آذربایجان باید همیشه کوچکترین تحرکات از اربیل و سلیمانیه را رصد کنند. دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh انهدام گاه به گاه لانه های جاسوسی در اربیل و کوهستان قندیل موجی از خوشحالی در آذربایجان را به ارمغان می آورد ولی چرا؟ غرب آذربایجان در طول تاریخ هم از نظر امنیتی و هم از منظر استراتژیکی دروازه شرق و غرب بوده و گذرگاه فرهنگهای مختلف به شمار می آید.  در قرون اخیر با تشکیل دو دولت ترک صفوی و عثمانی در شرق و غرب این منطقه، آذربایجان اهمیت سیاسی ویژه ای نیز کسب کرد. علیرغم تاخت و تاز مرتب سالیانه عشایر کوهستانهای غرب آذربایجان به مناطق شهری آن، رشد فرهنگ و تمدن منطقه و حتی رواج تجارت در سایه امنیت ایجاد شده توسط اقتدار دولتی در دوره قاجاریه مثال زدنی بود. در قرون معاصر حمله شیخ عبیدالله با سی هزار داوطلب عشایر از حکاری عثمانی به اورمیه تا مراغه و بناب را شاید بتوان اولین حرکت سیستماتیک عشایر برای زورآزمایی در آذربایجان به حساب آورد. غافلگیری سرداران آذربایجانی از این حرکت ناپخته و محکوم به شکست، ناشی از باور به عدم انجام حرکات کودکانه تروریستی بود علیرغم اینکه عشایر به قدرت و پتانسیل نظامی آذربایجان آگاه بودند. تیمورپاشاخان ماکویی فرمانده قشون آذربایجان اعزامی برای دفع شیخ و قشونش طی نامه ای مفصل اوضاع احوال آذربایجان را به شاه شرح داده و تقاضای نیروی کمکی نمود. ناصرالدینشاه 17 مهر 1259  طی تلگرافی به تیمورپاشاخان نوشت: « تلگراف مفصل تو را خواندم. حقیقت این است همه شما گویا دیوانه شده اید، مثل سفاهت شیخ عبیدالله. شیخ یا دیگری کیست که این طور جسارتها بکند. چهار تا کرد چرا شماها را این قدر دست و پاچه و کم دل کرده است که این طورها عرایض و تلگرافها عرض می کنید؟ همان ماکو و خوی و سلماس و ارومی باید جواب هزار نوع این امور را بدهد چه رسد به آذربایجان. نمی دانم چه خبر شده است که این قدر بی غیرت شده اید؟ یعنی چه؟ ....».  فتنه شیخ عبیدالله،( گزارش وقایع حمله اکراد به صفحات آذربایجان در دوره قاجار)، انتشارات مجلس، 1390، ص: 148. پس از این دستورات قاطع ناصرالدینشاه، در مدتی کوتاه بساط موجدین آتش بازیهای کودکانه برچیده شد اتباعش دربه در شد و شیخ در عثمانی دستگیر و در تبعید مرد. شرارتهای عشایر در مشروطه خواهی آذربایجان، جنگ جهانی اول و پس از آن با سرکردگی سیمیتقو ادامه یافت و اینها موضوعاتی نیست که از دید مردم آذربایجان بدور مانده باشد. شرارتهای عناصر ضدانقلاب در منطقه از اواخر سال ۱۳۵۷ش نیز اظهر من الشمس می باشد. تاریخ نشان می دهد دو منطقه قندیل و اربیل پاشنه آشیل استان آذربایجان غربی بوده و حساسیت مردم به این دو اسم، بخاطر اطلاع از تاریخ منطقه و آسیبهایی است که در طی قرون گذشته از این ناحیه دیده اند. در چند سال اخیر تروریسم با استفاده از بلبشوی ایجاد شده توسط داعش و به مدد اسلحه های ارسالی غرب در صدد رسیدن به آبهای گرم مدیترانه برای دسترسی به آبهای آزاد بود که ناکام ماند و اخیرا نیز با حملات دول آمریکا و اسرائیل و تاکید استفاده این دو دولت متخاصم از کارت گروهکهای کردی،گروهکهای تروریست کردی تلاشهای مذبوحانه خود را برای ارعاب مردم شدت بخشیدند. مردم آذربایجان غربی تلاشها برای پاکسازی قومی در شمال سوریه، تزریق صدها میلیارد تومان پول مشکوک به قلب اورمیه تحت عنوان سرمایه گذاری ، فراری دادن ترکها و اعراب از کرکوک، زیاده خواهی فرهنگی- قومی در آذربایجان و مشخصا اورمیه، حمله به مرزبانان و ایجاد رعب و وحشت قومی در منطقه برای ترک منطقه، حملات به پاسگاههای انتظامی توسط گروهکهای خشن کردی، تلاش بر حذف نام آذربایجان و بجای آن نوشتن استان اورمیه و یا آ.غ و یا آ.ش، تاریخ سازی کذایی بچگانه از عشایر، چاپ تمبر با نقشه کذایی در اربیل و رواج آن در استان آذربایجان غربی، سوق بیش از هزار دانشجو برای به اصطلاح تحصیل در دانشگاه اورمیه ولی در عمل مطالعه روند اشغال نرم غرب آذربایجان، ترجمه و نشر کتب به اصطلاح تاریخی اکراد منتشره در اربیل و سلیمانیه در شهرهای آذربایجان،  کارشکنی در احیا دریاچه اورمیه، تلاش نرم برای تسلط بر امورات بهداشتی و اداری منتطقه، پولشویی ها در قالب نهادهای خیریه و دهها مورد دیگر  همگی سناریوهایی هستند که متوهمین قندیل و اربیل خوابشان را دیده اند.درخواست رسمی تدریس زبان شمال عراق( معلوم نیست کدام لهجه) از سوی قندیل نشینان به مقامات استان آذربایجان غربی، آرم نقشه موهوم قندیل نشینان و تلاشهای شدید رسانه ای داخلی در یادداشتهایی که اربیل را پایتخت کشوری چون  اروپایی معرفی می کند و در مقایسه شمال عراق به کمتر از  آلمان و اروپا راضی نیست همه و همه مسائلی است که از اربیل نشأت می گیرد. که صد البته از نگاه هوشیار مردمان آذربایجان دور نمی ماند. ۱۰ تیر ۱۴۰۵ https://t.me/melikzadeh

درخواست رسمی تدریس زبان شمال عراق( معلوم نیست کدام لهجه) از سوی قندیل نشینان به مقامات استان آذربایجان غربی، آرم نقشه موهوم قندیل نشینان و تلاشهای شدید رسانه ای داخلی در یادداشتهایی که اربیل را پایتخت کشوری چون  اروپایی معرفی می کند و در مقایسه شمال عراق به کمتر از  آلمان و اروپا راضی نیست همه و همه مسائلی است که از اربیل نشأت می گیرد. که صد البته از نگاه هوشیار مردمان آذربایجان دور نمی ماند. ۱۰ تیر ۱۴۰۵ https://t.me/melikzadeh

مردم آذربایجان باید همیشه کوچکترین تحرکات از اربیل و سلیمانیه را رصد کنند. دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh انهدام گاه به گاه لانه های جاسوسی در اربیل و کوهستان قندیل موجی از خوشحالی در آذربایجان را به ارمغان می آورد ولی چرا؟ غرب آذربایجان در طول تاریخ هم از نظر امنیتی و هم از منظر استراتژیکی دروازه شرق و غرب بوده و گذرگاه فرهنگهای مختلف به شمار می آید.  در قرون اخیر با تشکیل دو دولت ترک صفوی و عثمانی در شرق و غرب این منطقه، آذربایجان اهمیت سیاسی ویژه ای نیز کسب کرد. ادامه روند تثبیت حاکمیت دولتهای صفوی و عثمانی در دو سوی آن از یکسو و تشکیل خانات مستقل ماکو، خوی و اورمیه ( از اورمیه گرفته تا تکاب افشار) و در دوران قاجاریه تشکیل ولایات اربعه اورمیه، خوی و سلماس و ماکو در غرب آذربایجان ویژگی خاصی بر این منطقه به ارمغان آورد که یکی از آنها هم مرزی با کشورهای روس و عثمانی بود. علیرغم تاخت و تاز مرتب سالیانه عشایر کوهستانهای غرب آذربایجان به مناطق شهری آن، رشد فرهنگ و تمدن منطقه و حتی رواج تجارت در سایه امنیت ایجاد شده توسط اقتدار دولتی در دوره قاجاریه مثال زدنی بود. در قرون معاصر حمله شیخ عبیدالله با سی هزار داوطلب عشایر از حکاری عثمانی به اورمیه تا مراغه و بناب را شاید بتوان اولین حرکت سیستماتیک عشایر برای زورآزمایی در آذربایجان به حساب آورد. غافلگیری سرداران آذربایجانی از این حرکت ناپخته و محکوم به شکست، ناشی از باور به عدم انجام حرکات کودکانه تروریستی بود علیرغم اینکه عشایر به قدرت و پتانسیل نظامی آذربایجان آگاه بودند. تیمورپاشاخان ماکویی فرمانده قشون آذربایجان اعزامی برای دفع شیخ و قشونش طی نامه ای مفصل اوضاع احوال آذربایجان را به شاه شرح داده و تقاضای نیروی کمکی نمود. ناصرالدینشاه 17 مهر 1259  طی تلگرافی به تیمورپاشاخان نوشت: « تلگراف مفصل تو را خواندم. حقیقت این است همه شما گویا دیوانه شده اید، مثل سفاهت شیخ عبیدالله. شیخ یا دیگری کیست که این طور جسارتها بکند. چهار تا کرد چرا شماها را این قدر دست و پاچه و کم دل کرده است که این طورها عرایض و تلگرافها عرض می کنید؟ همان ماکو و خوی و سلماس و ارومی باید جواب هزار نوع این امور را بدهد چه رسد به آذربایجان. نمی دانم چه خبر شده است که این قدر بی غیرت شده اید؟ یعنی چه؟ ....».  فتنه شیخ عبیدالله،( گزارش وقایع حمله اکراد به صفحات آذربایجان در دوره قاجار)، انتشارات مجلس، 1390، ص: 148. پس از این دستورات قاطع ناصرالدینشاه، در مدتی کوتاه بساط موجدین آتش بازیهای کودکانه برچیده شد اتباعش دربه در شد و شیخ در عثمانی دستگیر و در تبعید مرد. شرارتهای عشایر در مشروطه خواهی آذربایجان، جنگ جهانی اول و پس از آن با سرکردگی سیمیتقو ادامه یافت و اینها موضوعاتی نیست که از دید مردم آذربایجان بدور مانده باشد. شرارتهای عناصر ضدانقلاب در منطقه از اواخر سال ۱۳۵۷ش نیز اظهر من الشمس می باشد. تاریخ نشان می دهد دو منطقه قندیل و اربیل پاشنه آشیل استان آذربایجان غربی بوده و حساسیت مردم به این دو اسم، بخاطر اطلاع از تاریخ منطقه و آسیبهایی است که در طی قرون گذشته از این ناحیه دیده اند. در چند سال اخیر تروریسم با استفاده از بلبشوی ایجاد شده توسط داعش و به مدد اسلحه های ارسالی غرب در صدد رسیدن به آبهای گرم مدیترانه برای دسترسی به آبهای آزاد بود که ناکام ماند و اخیرا نیز با حملات دول آمریکا و اسرائیل و تاکید استفاده این دو دولت متخاصم از کارت گروهکهای کردی،گروهکهای تروریست کردی تلاشهای مذبوحانه خود را برای ارعاب مردم شدت بخشیدند. مردم آذربایجان غربی تلاشها برای پاکسازی قومی در شمال سوریه، تزریق صدها میلیارد تومان پول مشکوک به قلب اورمیه تحت عنوان سرمایه گذاری ، فراری دادن ترکها و اعراب از کرکوک، زیاده خواهی فرهنگی- قومی در آذربایجان و مشخصا اورمیه، حمله به مرزبانان و ایجاد رعب و وحشت قومی در منطقه برای ترک منطقه، حملات به پاسگاههای انتظامی توسط گروهکهای خشن کردی، تلاش بر حذف نام آذربایجان و بجای آن نوشتن استان اورمیه و یا آ.غ و یا آ.ش، تاریخ سازی کذایی بچگانه از عشایر، چاپ تمبر با نقشه کذایی در اربیل و رواج آن در استان آذربایجان غربی، سوق بیش از هزار دانشجو برای به اصطلاح تحصیل در دانشگاه اورمیه ولی در عمل مطالعه روند اشغال نرم غرب آذربایجان، ترجمه و نشر کتب به اصطلاح تاریخی اکراد منتشره در اربیل و سلیمانیه در شهرهای آذربایجان، کارشکنی در احیا دریاچه اورمیه، تلاش نرم برای تسلط بر امورات بهداشتی و اداری منتطقه، پولشویی ها در قالب نهادهای خیریه و دهها مورد دیگر همگی سناریوهایی هستند که متوهمین قندیل و اربیل خوابشان را دیده اند.

قاضی محمد،پیشه وری و جمهوری مهاباد دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh اخیرا تعدادی از نویسندگان تاریخ سعی دارند واقعیت جمهوری مهاباد تشکیل شده در بهمن 1324را قلب کرده و سیستم اداری حاکم بر آنجا را همردیف حکومت آذربایجان وانمود کنند. در حالیکه چنین نبود و فلسفه تشکیل این حکومت موضوعی متفاوت از تشکیل حکومت ملی آذربایجان بود. منطقه ساوجبلاغ در دوران ایلخانان از اقطاعات سرداران ایلخانی بوده و طرغای نامیده می شد. طرغای نام پدر امیرتیمور بود. از دوران صفویه گروهی از عشایر شهر زور به نام مَکری به منطقه طرغای آمده  و در سایه امارات ترکان به زندگی پرداختند. بعدها ساوجبلاغ مرکز ولایت مکری شده و در دوره قاجاریه احکام حکام آن منطقه نیز همچون سایر شهرهای آذربایجان از تبریز صادر می شد. این روند تا اوایل قرن بیستم ادامه داشت و مردم محلی آنجا تحت بروکراسی آذربایجانی به زندگی خود ادامه می دادند. با تاسیس سیستم جدید اداری در ایران نو، ایالت آذربایجان به استانهای غربی آذربایجان و شرقی آذربایجان تقسیم شد و ساوجبلاغ نیز به نام مهاباد تغییر نام داده شده در ترکیب ایالت غربی آذربایجان قرار گرفت.  با حملات شوروی به ایران، استانهای آذربایجان هم به تصرف شوروی درآمد. از همان تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان بوروکراسی اداری رایج در شوروی مد نظر قرار گرفت و و با الهام از تشکیل مناطق خودمختار نخجوان، قره باغ در آذربایجان، قاراچای بالکار و غیره در روسیه، قاراقالپاق در اوزبکستان و غیره منطقه مهاباد نیز در داخل حکومت آذربایجان به صورت خودمختار فرهنگی تشکیل شد و اداره این ناحیه نیز به قاضی محمد از سرشناسان مهاباد سپرده شد. برای اداره منطقه و عشایر کرد آذربایجان نیز وزرایی انتخاب شد که عمدتا از اطرافیان قاضی محمد بود بنابراین سران ایلات و عشایر کرد آذربایجان به این انتصابات اعتراض شدیدی داشتند ولی این وزرا نیز می دانستند که وزارتی ندارند تا وزیری بر آن گمارده شود. این جمهوری خودمختار از نظر اقتصادی، نظامی و پشتیبانی وابسته به حکومت آذربایجان به مرکزیت تبریز بود و مامورین آذربایجان شوروی به عاملیت از شوروی از طریق مقامات اورمیه و تبریز با قاضی محمد تماس داشتند. قاضی محمد به عنوان فرماندار انتصابی و یا حتی بهتر بگوییم امین العشایر اکراد ایفای نقش می نمود.  در مجلس آذربایجان نیز نمایندگان اقلیتهای کرد، ارمنی و آشوری نیز حضور داشتند و مجلسی در مهاباد تشکیل نشد. چاپ اسکناس به نام حکومت آذربایجان در تبریز صورت می گرفت که هم در مهاباد و هم در دیگر مناطق آذربایجان نیز استفاده می شد. تنها مورد مختاریت، بیشتر در تحصیل به زبان کردی و مسائل فرهنگی نمود پیدا می کرد. در این دوران شعرای مهابادی به نامهای هژار و هیمن به زبانهای ترکی و کردی شعر می سرودند و در این منطقه به ایفای نقش می پرداختند. بنابراین از نظر موقعیت اداری، جمهوری مهاباد ذیل حکومت ملی آذربایجان ولی بصورت خودمختار فرهنگی اداره می شد. ۳۱ تیر ۱۴۰۵ https://t.me/melikzadeh

سوال: چه تغییراتی در داخل و خارج ایران رخ داد که آذربایجان از اوج در قاجاریه به حضیض در دوره پهلوی رسید؟ فقط تیتروار بنویسید. گروه آذربایجان تاریخی در بله، ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ دوشنبه ساعت ۲۱ الی ۲۳ برای بحث دوستان باز خواهد شد. https://ble.ir/tohidmelikzade

سفر رضاخان به آذربایجان در خرداد ۱۳۰۴ و تلاش نافرجام برای تغییر نام آذربایجان به آذرباد! دکتر توحید ملک زاده      https://t.me/melikzadeh رضاخان پس از بازگشت از خوزستان و سرکوب شیخ خزعل، سفر به آذربایجان و  عزل محترمانه امیرطهماسبی و آوردنش به تهران را در برنامه کاریش قرار داد.البته رضاخان قصد داشت با یک تیر دو نشان بزند. امیرلشکر عبدالله خان امیرطهماسبی که با توجه به اقداماتش در بین آذربایجانیان محبوب القلوب بود به تهران آورده شد تا در جلب حمایت ترکان آذربایجانی از رضاخان اقداماتی انجام دهد. و همین اینکه امیرطهماسبی نتواند زیاد در آذربایجان رشد کند. سفر رضاخان به آذربایجان در خرداد 1304 آخرین چک لیست وی برای انهدام نظام قاجاریه بود. دو ماه پس از سفر رضاخان به آذربایجان سیل تلگرامها و نامه های اهالی آذربایجان برای خلع قاجاریه به تهران سرازیر شد. نقش فرماندهان ارتش در ساماندهی این تلگرامها در اسناد رسمی منتشر شده ایران بخوبی دیده می شود. آن موقع هم آذربایجان خار چشم دشمنانش بود بنابراین تلاش برای قطع هویت ملی آذربایجان در صدر برنامه های بنیانگذاران نظام پهلوی قرار گرفت. تلاش برای تغییر نام آذربایجان یکی از مهمترین اقدامات آنها بود. سردار سپه در تبریز از اهمیت آذربایجان درباره تغییر نام آذربایجان چنین می گوید: « نظر به اینکه مردم آذربایجان در همه مسائل حساس کشور فعالانه شرکت کرده حتی در دوره جنگ که همرزم برادران نظامی بوده و همچنین عشایر و مردم آذربایجان تا طرح خلع سلاح عمومی همکاری کرده اند و وفاداری و پشتیبانی خود را از دولت مرکزی اعلام کرده¬اند لازم می دانم بر طبق علاقه شخصی خود به این سرزمین با افتخار سفر نمایم. تغییر نام آذربایجان به آذرباد چون اسم آذربایجان بی¬خط نیست و در بعضی جراید قفقاز، آذربایجان ایران را آذربایجان جنوبی نامیده_اند و خطر تجاوز به این سرزمین وجود دارد. برای رفع سوتفاهمات و دفع خطر پیشنهاد می شود که اسم آذربایجان به آذرباد و اهالی آن آذرآبادی نامیده شوند.»( ستاره ایران، شماره 120( 20/3/1304) ص: 1، به نقل از شیری آذر، والیان آذربایجان، ص: 17) با این حال عظمت تاریخ آذربایجان به حدی بود که رضاخان و اعوان و انصارش نتوانستند در این کار ذره ای موفق شوند و چون نتوانستند موفق شوند تلاششان برای جعل زبان مردم آذربایجان تحت عنوان مجعول « آذری» بجای «ترکی» متمرکز شد.   ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ https://ble.ir/tohidmelikzade https://t.me/melikzadeh

امسال: ۹۶ مین سالگرد کلنگ زنی شهر جدید سلماس پس از زلزله مخرب سال ۱۳۰۹ دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh بدنبال  زلزله مخرب هفده اردیبهشت سال ۱۳۰۹ و تخریب صد درصدی شهر دیلمان/دیلمقان مرکز ولایت سلماس و کهنه شهر  و دهها روستای دشت و کوهستان سلماس شرایط بحرانی در منطقه حاکم بود. هزاران نفر بی خانمان شده و هزاران نفر زیر آوار فوت و یا زخمی شده بودند. بزرگان و مردمان شهرهای همجوار، در ابتدا اورمیه و سپس خوی در همان ساعتهای اولیه به یاری مردم سلماس آمدند. والی آذربایجان و نخست وزیر بعدی ، علی منصور نیز به سلماس آمد. برآوردهای اولیه از درجه تخریب و بازسازی شهر مایوس کننده بود. دکتر امیراعلم چند روز بعد به سلماس رسید و گزارش مایوس کننده دیگری به تهران ارسال شد: شهر قابل بازسازی نیست و باید مردم سلماس به شهرهای دیگر کوچانده شوند. زمزمه های این خبر به گوش اهالی دیلمقان رسید. درد و غم زلزله را فراموش کرده و همه و یکصدا با ارسال تلگرافهایی به تبریز و تهران مخالفت خود را با کوچ به شهرهای دیگر اعلام کردند. اصرار مداوم مردم کارساز شد و از سوی دولت مهندسین آلمانی جهت جایابی شهر جدید دست به کار شدند. مهندس آذربایجانی، اسدالله خاورزمین تبریزی آخرین نقشه های شهرسازی را ارائه داده و فرم شطرنجی شهرسازی برای شهر جدید پیشنهاد شد. بلافاصله «کمیسیون اعمار»(از ریشه عمران) در سلماس تاسیس شد که می توان هسته اولیه شهرداری سلماس نامید.از هفده اردیبهشت تا نه خرداد یعنی در طی ۲۳ روز کارهای نقشه برداری و تهیه نقشه خیابانها و معابر بطول انجامید. دهم خرداد۱۳۰۹ کلنگ شهر جدید به نام شاهپور با حضور مقامات کشوری و لشکری آذربایجان در محل فعلی شهرداری سلماس  توسط منصور والی آذربایجان به زمین زده شد. تا سال ۱۳۲۴ش یعنی تا برآمدن حکومت آذربایجان شهر شاهپور نامیده شد. به تصویب فرقه دموکرات آذربایجان شهر سلماس نامیده شد. با افول قدرت این حکومت شهر دوباره شاهپور نامیده شد و تا سال ۱۳۳۷ بخشی از شهرستان خوی بود. شاهپور در سال ۱۳۳۷ به شهرستان تبدیل شد و پس از انقلاب اسلامی به سلماس تغییر نام یافت. ۹ خرداد ۱۴۰۵ https://t.me/melikzadeh

در اواخر فاجعه جیلولوق: وقتی که آندرانیک ارمنی به خوی حمله کرد.... دکتر توحید ملک زاده                                         https://t.me/melikzadeh در سالهای 1918/ش۱۲۹۷، تحولات سریع حاکمیتی در ایالات آذربایجانی تحت حاکمیت روسیه تزاری شمال رود ارس مخصوصا در ایالت مسلمان نشین ایروان که اقلیت ارمنی نیز داشت درگیری ها فزاینده ای به بار داشت. اقلیت ارمنی این ایالت سعی داشت با زور و ترور تصفیه نژادی را انجام داده و راه را برای ادامه حکومت ارمنی تحت هدایت حزب ملی گرای داشناک در ایالت مسلمان نشین ایروان هموارتر نماید. زمان نشان داد که ترور و کشت و کشتار در ایروان نتیجه داد و شهر مسلمان نشین و مهد علوم اسلامی و مولد آیات اعظامی که فامیل ایروانی را داشتند تبدیل به شهر صد در صد ارمنی مسیحی گردید. جدای از این، منطقه تحت تصرف ارامنه که جمهوری ارمنستان نامیده  شد، نمی توانست عطش ارامنه متعصبی که رویای هایدات ( سرزمینهای بین دریای خزر و دریای سیاه ) را داشتند برطرف نماید. یکی از این متعصبین که دارای سلاح و چریک بود و حدود جمهوری ارمنستان را قبول نداشت، آندرانیک اوزانیان بود که یک گوش خود را در جنگ با عثمانی ها از دست داده بود و « قولاغی کسیک آندرانیک » نامیده می شد. وی محال زنگه زور را اشغال کرده بود و « وار می منه یان باخان؟» فریاد می کرد. سیاست وی همسو با انگلیس و فرانسه و علیه عثمانی و ترکان آذربایجان بود. وی با هماهنگی متفقین برای کمک به جیلوهایی که در غرب آذربایجان به کشت و کشتار مشغول بودند در اول تیر ماه 1297 از طریق جلفا، علمدار و گرگر و محال یکانات به خوی حمله کرد تا فشار اردوی اسلام عثمانی ها به جیلوهای سلماس و اورمیه را کم کند. مقاومت شجاعانه چند روزه اهالی خوی تحت فرماندهی بزرگان خویی حمله آندرانیک را ناکام گذاشت و اوزانیان با خفت هر چه تمامتر به زنگه زور عقب نشینی کرد. عثمانی ها هم که در جبهه سلماس مشغول قلع و قمع جیلوها بودند موقعی رسیدند که اهالی خوی حملات ارامنه را دفع کرده بودند. توپخانه ارتش عثمانی ارامنه را مجبور به عقب نشینی کرد. اگر آندرانیک خوی را اشغال می کرد و به مسیحیان سلماس می رسید شاید امروزه اوضاع غرب آذربایجان بسیار متفاوت بود. شکست آندرانیک سبب شد تا انگلیسی ها طی اعلامیه هایی که از هواپیماهایشان به سر جیلوهای اورمیه و سلماس ریخته شد اعلام کردند که لازم است از مسیر میاندوآب، صایین قالا و تکاب به مقر انگلیسی ها در همدان فرار کنند. و چنین هم شد آندرانیک نیز چندین سال در مواضع کوهستانی زنگه زور به عملیات تروریستی مشغول شد و در سالهای 1920 تعداد روستاهای مسلمان ترک نشین محال زنگه زور از بیش از 150 روستا  به 115 تنزل کرد. 20 آوریل 1920/ اردیبهشت 1299 آذربایجان برای خارج کردن قوای مسلحه ارمنی از زنگه زور به دولت ارمنستان اولتیماتوم داد. درگیری های قوای آذربایجان با دستجات پارتیزان ارمنی تا سال 1920 یعنی بلشویکی شدن آذربایجان و ارمنستان ادامه یافت. وی برای تصرف نخجوان حتی به با بلشویکها هم همکاری نمود ولی حملات برق آسای عثمانی تمام نقشه های وی را نقش بر آب کرد. در این سالها تعویض اسامی اسلامی- ترکی منطقه ایالت ایروان، زنگه زور و گویچه گول به اسامی ارمنی آغاز شد و منطقه زنگه زور به سییونیک، گویجه گول به سئوان و غیره تبدیل شدند. آندرانیک اوزانیان پس از بلشویکی شدن حکومت ارمنستان و سقوط داشناکها به آمریکا فرار کرده و  در سال ۱۹۲۷ش در ۶۲ سالگی در شهر فرزنوی کالیفرنیا مرد.داشناکها خواستند جسد وی به ارمنستان منتقل شود که با مخالفت ارامنه بلشویک به فرانسه منتقل شد. در سال 2000 میلادی بقایای جسد وی از گورستان پرلاشز فرانسه به ایروان منقل شده دفن گردید. وی همراه با یپرم خان ارمنی از اعضای برجسته فدراسیون انقلابی ارامنه ( داشناکسوتیون) بود. بزرگداشت مقاومت قهرمانانه اهالی خوی در برابر ارامنه بایستی از خاطره ها برون نرود. ۹ خرداد ۱۴۰۵ https://t.me/melikzadeh

موسسات آمریکایی و انگلیسی ها در آذربایجان سال 1927/1306 به نقل از گزارشات مامور ترکیه دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh « انگلیسی ها در آذربایجان تشکیلات مهمی ندارند. فقط شرکت تجارتی شرق یک مرکز در تبریز دارد. این مرکز توسط مامورینش کالا و بار جمع می کند. در خوی و سلماس و اورمیه و ساوجبلاغ مامورینی دارد که عمدتاً مسلمانان محلی هستند. کسانی که در تبریز به شغل کمسیونچی مشغولند "چارل صاحب و استیونس عزه ی" هستند. از این میان چارل از سی سال پیش در تبریز بوده و در مواقع ضروری وکالت کنسول را نیز بر عهده می گیرد. انگلیسی ها غیراز تبریز در جای دیگر کنسولگری ندارند. در آذربایجان کار اطلاعاتی و تبلیغاتی ایشان را داشناق ها و احتمالاً مامورین مدارس آمریکایی انجام می دهند. گندکاریی که انگلیس ها از قدیم الایام می خواستند توسط آسوری و نسطوریها درحوالی اورمیه انجام دهند در سایه فعالیت و معاونت دینی و فرهنگی آمریکایی ها به تدریج پیشرفت می کند. انتظار می رود در اینجا یک مقدار دیگری آسوری و نسطوری و حتی ارمنی جمع شود و اقدام بر له و حمایت آسوری ها به فعالیت بپردازند. مع هذا درست شدن مملکت آسوری قبل از درست شدن کردستان کوچک در عراق به نظر کمی مشکل است. بدون شک شورش سیمیقو در مناطق کردنشین آذربایجان، تعرض عشایر "پشت دری" به سردشت و قیام "سالارالدوله" نمودی از فعالیت سیاسی انگلیسی ها در منطقه است. تبلیغات و تجربیات کردی درمیان کردها وتشکیلات بوجود آمده در عراق کار انگلیسی هاست. در میان کردان آذربایجان واسطه باشعور و فعال این مشکلات سیمیقو می باشد. در مورد تبلیغات و فعالیتهای کردی اگرچه در مبحث کردها به تفصیل بحث شد اما در مورد این مساله بایستی از نزدیک تحقیق شود. فعالیت آمریکایی ها که ظاهراً در پوشش دینی و انسانی است عبارت است از تاسیس مدارس و بیمارستان. آمریکایی هادر تبریز و اورمیه هم مدرسه و هم بیمارستان و در ساوجبلاغ فقط بیمارستان دارند. مدرسه اورمیه نه کلاسه با 240 پسر و 180 دختر می باشد. تعداد دانش آموزان پسران بدین شرح است: 180 آسوری، 40 ترک و 30 ارمنی. دراین مدرسه تبلیغات پروتستان می رود. بچه مسلمان ها هم در تمام آیین های مذهبی آنها شرکت می کنند. در آخر سال به هر دانش آموز مسلمانی که مدرسه را تمام کند یک انجیل هدیه می دهند. فارغ التحصیلان این مدرسه به تبریز می روند در این جا تدریسات تماماً انگلیسی است. فارغ التحصیلان تبریز نیز درصورت تمایل می توانند برای تحصیل به صورت مجانی به آمریکا بروند. برای دیگران هم در دوایردولتی کار پیدا می شود. در اورمیه یک مدیر مدرسه آمریکایی، یک دکتر پزشک و دو معلم وجود دارد. به مدارس روستاهای آسوری، نسطوری آمریکائی ها کمک می کنند. در مریضخانه ها مداوا عمومی و مجانی است. در ساوجبلاغ می خواهند یک مکتب باز کنند.بدون شک چون در اینجا هیچ ارمنی و آسوری زندگی نمی کند پس هدفشان شکار بچه های کرد می باشد. در بیمارستان حالیه یک دو دکتر به نام chalk آلمانی هست. چند مادام هم در نزدش هست. در جنگ جهانی اول در "چاناق قلعه" و در "ماردین " هم یک بیمارستان آلمانی وجود داشت. وی ترکی می داند. احتیاجی نیست که تحقیق زیادی کنیم که این موسسات آمریکایی در پشت ماسک دینی و انسانی اش چه آرزوهای سیاسی بزرگی دنبال می کند. اگر چه بعضی مامورین ایرانی به اینها شبهه و شکی ندارند ولی چرا حکومت تدابیر جدی در برابر این کارها نمی کند و یا نمی تواند بکندنمی دانیم. با جنایاتی که اینان در گذشته نزدیک در آذربایجان انجام داده اند معلوم است پشت سر موسسه های آمریکایی که به نام دین و مدنیت ایجاد شده چه کمیته های خون آشامی لانه دارند.....» کتاب: آذربایجان در اوایل پهلوی، ترجمه دکتر توحید ملک زاده، اختر تبریز 1388: ص: 109 بله: https://ble.ir/tohidmelikzade تلگرام: https://t.me/melikzadeh

اعلان تشکیل جمهوری آذربایجان در سال ۱۲۹۷ شمسی(به مناسبت ۱۰۸ مین سالروز تشکیل جمهوری آذربایجان) دکتر توحید ملک زاده                    https://t.me/melikzadeh       https://ble.ir/tohidmelikzade تا انقلاب بلشویکی روسیه در اکتبر 1917(پاییز ۱۲۹۶ شمسی) کل منطقه آذربایجان شمال ارس و جنوب ارس در کنترل قوای روس قرار داشت  و در اوایل سال 1918(زمستان ۱۲۹۶ش) به تدریج نیروهای روسیه آذربایجان و مناطق قفقاز را ترک کردند.  با فروپاشی سیستم حکومتی روسیه تزاری و خلا قدرت در آذربایجان آنسوی ارس زمینه برای قدرتمند شدن نیروهای محلی آذربایجان آماده تر شد. با عقب نشینی روسها از آذربایجان به تدریج قوای ارمنی برای کسب استقلال متشکل شده و کاظم قارابکیر برای دفع حملات ارامنه به نخجوان به منطقه لشکرکشی کرده و  بدین ترتیب نخجوان به تصرف قوای عثمانی درآمد.   ۷ خرداد ۱۲۹۷ش/ ۲۸ می ۱۹۱۸ نخبگان آذربایجانی از جمله محمدامین رسول زاده، فتحعلی خان خویلو ، علیمردان توپچی باشوف، احمد آغااوغلو همراه با طبقه ائلیت آذربایجان در شهر گنجه اعلام استقلال کرده و تشکیل دولت جمهوری آذربایجان را اعلام کردند. این جمهوری نخستین جمهوری در جهان اسلام محسوب می‌شود که حق رای را برای زنان برابر با مردان مساوی اعلام کرد .جمهوری آذربایجان اولین دانشگاه نوین آذربایجان را در باکو دایر کرد. شاعر مارش این دولت احمد جواد و موسیقی آن از ان موسیقیدان برجسته آذربایجان عزیر حاجی بیگوف می باشد. وی خالق اپراها و نمایشهای موزیکال کوراوغلو، آرشین مال آلان و مشهدی عیباد می باشد. از سال 1918 با تاسیس جمهوری آذربایجان در شمال ارس دوباره نام محمدامین رسول زاده در مطبوعات ایران پیچید. محمدامین رسول زاده در انقلاب مشروطیت و سیستماتیک کردن انقلاب در ایران قاجاری نقش مهمی داشت. گروهی از هم حزبی های سابقش از جمله ملک الشعرای بهار و دیگران در مقابل تمایلات ترک گرایانه وی موضع تندی گرفته و اطلاق آذربایجان به شمال رود ارس را جعلی اعلام نمودند. البته تمام روزنامه های ایران در مقابل اطلاق آذربایجان به جمهوری جدید واکنش منفی نداشتند مانند روزنامه رعد سید ضیالدین طباطبایی که در فاصله 1298 شمسی تا فروردین 1299 در سمت هیئت فوق¬العاده به باکو سفر کرده و با حقایق چگونگی تاسیس این جمهوری از نزدیک آشنا شده بودند. با تلاشهای سیدضیا دولت ایران قاجاری و دولت آذربایجان درصدد تشکیل کنفدراسیون بودند که با مخالفت گروههای ایرانشهری گرای آن زمان ناکام ماند. اتحاد سیاسی ایران و آذربایجان می توانست نقطه عطفی در تاریخ منطقه باشد. رسول زاده در روزنامه آچیق سوز که در شماره ۴۰ روزنامه رعد به تاریخ ۲۲ دی  ۱۲۹۶ /۱۹۱۸ ژانویه چاپ شده بود هدف از مختاریت اعلانی آذربایجان را خودمختاری ولایات ایروان، کنجه و باکو در شمال ارس معرفی می کند و گلایه می کند از روزنامه هایی که فرافکنی کرده و مختاریت آذربایجان ایران را تلقین می نمایند.  ملک الشعرای بهار نیز در روزنامه نوبهار به تاریخ ۳دی ۱۲۹۶ش ضمن بیان خواسته های حزب مساوات،  از ترکی گرایی و استقلال طلبی آذربایجان ناراحت شده انتقاد نموده از « آقای رسول زاده محرر ایران دوست » که با نیات مساواتچی ها همراهی می کند  توصیف می کند. این جمهوری بدنبال حملات بلشویکها به باکو تبدیل به حکومت شورایی آذربایجان شده و یکی از جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی گردید. در همان روزهایی که تلاش برای تاسیس دولت آذربایجان در گنجه و باکو ادامه داشت در غرب آذربایجان فجایع جیلولوق با شدت تمام ادامه داشت. ۶ خرداد ۱۲۹۷ش فاجعه قتل عام روستای عسگرآباد اورمیه رخ داد و پیش قراولان قشون عثمانی برای استخلاص مردم اورمیه و سلماس از دو محور جنوب اورمیه و از محور خوی- قطور حملات خود را به جیلوها و قوای مسلحه مسیحی شروع نمودند تا با عملیات گازانبری این قوای مسلحه مسیحی دست نشانده انگلیس- فرانسه – روس و آمریکا را نابود کنند. در ماههای بعدی علیرغم مقاومت قوای مسلحه مسیحی پیشروی های قوای عثمانی بیشتر شده و حملات آندرانیک ارمنی به خوی با مقاومت جانانه اهالی خوی دفع شد... با فشار قوای عثمانی، ۸ مرداد ۱۲۹۷ش جیلوها با حمایت قوای مسلحه، ارومیه را تخلیه و با راهنمایی مستشاران انگلیسی از مسیر سولدوز، میاندوآب، صایین قالا وارد بیجار و همدان شده و از آنجا توسط انگلیسی ها به کمپ بعقوبه در بغداد هدایت شدند تا در ماههای آینده از قدرت نظامی این دستجات شقی استفاده کنند... ( برای اطلاع بیشتر مراجعه به کتاب : آذربایجان در جنگ جهانی اول یا فجایع جیلولوق دکتر توحید ملک زاده انتشارات اختر تبریز) ۶ خرداد ۱۴۰۵ https://t.me/melikzadeh https://ble.ir/tohidmelikzade

شماره اسفند ۱۴۰۴ مجله «مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک» منتشره از اورمیه به مدیرمسئولی و سردبیری دکتر توحید ملک زاده به آدرس زیر بزودی منتشر خواهد شد. www.azerturkhistory.ir https://t.me/melikzadeh

اورمیه شهر همیشه بیدار: تشکیل کمیسیون جنگ در اورمیه برای دفاع از شهر در برابر حملات و زیاده خواهی های عشایر در سال ۱۲۹۷ شمسی دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh اورمیه در طی تاریخ از بدو تاسیسش همواره مورد هجوم اقوام زیاده خواهی همچون آشوری ها، ساسانی ها، رومی ها و.... بوده که با مقاومت شدید و هوشمندانه مردمش مواجه شده است. امروزه این مقاومت و ایستادگی باید سرمشقی برای اهالی دیگر شهرهای آذربایجان نیز باشد. پس از فجایع جیلوق و سرکوب آنان در تیر-مرداد ۱۲۹۷ ش،  براساس پیمان صلح برست لیتوفسک قوای عثمانی آذربایجان و اورمیه را ترک کردند. فرمانده قوای عثمانی قبل از ترک اورمیه در جلسه ای از بزرگان شهر خواست مقداری سلاح برای روز مبادا تهیه کنند. سران بی بصیرت شهر بلافاصله گفتند که ما دولت داریم و با کسی سرجنگ نداریم!. و بلافاصله پس از تخلیه اورمیه توسط عثمانی در آبان ۱۲۹۷، عشایر مسلح کرد به سرکردگی سیمیتقو حملات خود را به شهر آغاز کردند. « مردم برای بدست آوردن آذوقه مختصر مجبور شدند اشیاء نفیس خود را به قیمت نازلی بفروشند. نان هر کیلو ۷ قران تمام میشد ، از یک طرف نیز اکراد آب شهر را از قریه بند قطع نمودند ، تا مردم از بی آبی تلف شوند . در این جریانات عده ای از گرسنگی و سختی مردند و یک نوع نگرانی آمیخته به وحشت مردم را فرا میگرفت در بیرون شهر نیز هر روزه به عده اکراد اضافه میشد و حلقه محاصره تنگتر میگردید و شب ها به قلعه شهر هجوم می آوردند و بیش از بیش شدت عمل نشان میدادند . مردم ناچار شدند راه حلی جهت دفاع از شهر برگزینند در این باره کمیسیونی به نام کمیسیون جنگ تشکیل گردید که اعضای آن عبارت بودند از : حاجی میرزا غلام فقهی – آقای میرزا خلیل افشار – محمد تمدن آقای کرم علیخان زمانی – و میرزا صادق خان فخیم الملک و چند نفر دیگر .... با تصویب این کمیسیون عده کثیری از تفنگچیان داوطلب به ۷ دروازه شهر تقسیم شدند که شب و روز به نوبت در اطراف قلعه شهر ارومیه و تابیه ها ( برج ها ) کشیک میدادند .» این کمیسیون همچنین « با جدیت تمام مشغول تعمیر دیوارهای بدنه شهر گردید و یک دستگاه باروت کوبی و تهیه فشنگ در پشت خانه های حکومتی دائر ساختند و آن حیاط را تبدیل به قورخانه نمودند.» ( محل مزبور فعلا پاساژ معماری و جلالی می باشد و زمانی به نام حیاط حرمخانه سردار مشهور بود. کاویانپورٰ احمد، تاریخ ارومیه،تهران ،۱۳۷۸، ص: ۳۲۶)« در مورد تعیین رئیس کمیسیون جنگ تشت آراء بوجود آمده بود ، برای رفع اختلاف قرار شد که ریاست آن در اوقات شب با جاج نظم السلطنه ( امیر تومان ) و قبل از ظهرها با  حاجی شهاب الدوله و بعد از ظهرها با حاجی عزیز خان امیر تومان باشد و چون ماه رمضان و مردم و اعضای کمیسیون و روسای آن روزه میگرفتند نوبت ریاست را طوری قرار دادند که آنها بتوانند از استراحت نسبی برخوردار باشند . ولی مسئله مشکلی پیش آمد و آن ضعف قدرت مادی برای خرید فشنگ و تفنگ و باروت و پرداختن مواجب به تفنگچیان مدافع شهر بود. در این مورد نیز چاره ای برای محصورین باقی نمانده و سیم تلفن ارومیه طهران را نیز قطع کرده بودند ناچار۳۰۰۰  تومن از مستر پاکارد بعنوان قرض اخذ گردید و آقایان میرزا محمود مجتهد و حاج میرزا فضل الله مجتهد در برابر اخذ پول به دکتر پاکارد قبض رسید دادند و بمعیت ضیاء الدوله ( فرماندار ) قول دادند که بعد از محل جمع آوری اعانه ، یا وصول اعتبار از مرکز پرداخت نمایند . پس از تهیه پول یکی از حیاطهای فرمانداری را محل ذوب و پر کردن فشنگ و تهیه باروت اختصاص دادند و مردم سلاح و مهمات مورد لزوم را از آنجا تهیه میکردند . به دستور کمیسون محل ترکها و فرسودگیهای دیوار قلعه و بالای برج ها نیز تعمیر شدند دیگر جای نگرانی نبود .» (تمدن، محمد، اوضاع ایران در جنگ اول یا تاریخ رضائیه، موسسه مطبوعاتی تمدن، اورمیه، ۱۳۵۰،ص: ۳۲۸) ۱۷ دی  ۱۴۰۴ https://t.me/melikzadeh

براساس تقویم ترکان باستان، سال۱۴۰۵ سال : آت ایلی ( سال اسب)میباشد.  دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh تقویم بسیار قدیمی حیوانات  که در ایران بطور رسمی کاربردی حداقل ششصد ساله دارد پایه¬ای ترکی دارد. قدیمی ترین اثر دال بر استفاده از این سیستم تقویمی در سنگنوشته های ترکی « اورخون» نوشته شده به زبان ترکی قدیم در ۱۳۰۰ سال قبل ، موجود است. پس از اسلام در آثار ابوریحان بیرونی نیز به این سیستم تقویم اشاراتی شده ولی شرح آن به طور کامل در کتاب مشهور دیوان لغات الترک محمود کاشغری به شرح زیر آمده است: يكي از خاقانهاي ترك مي‌خواهد كه تاريخ وقوع جنگي را بداند، ولی ممكن نمي‌شود. از اينروي با ملتش مشورت مي‌كند و در قورولتای اعلام مي‌دارد كه همانطور كه ما درباره تاريخ وقوع اين جنگ دچار سردرگمي شديم آيندگان نيز سردرگم خواهند شد. بنابراين ما اكنون به تعداد دوازده (ماه و) برج آسمان دوازده سال را نامگذاري مي‌كنيم، تا سالهایمان را از گذر اين تقویم بفهميم. اين در ميانمان يادگاري باشد. ملّت هم پيشنهاد خاقان را تأييد مي‌كند. خاقان به اين مناسبت به شكار مي‌رود و فرمان مي‌دهد كه حيوانات را به سوي رود «ايلا» برانند. مردم حيوانات را به تنگنا انداخته به سوي رودخانه مي‌رانند. بعضي از اين حیوانات را شكار مي‌كنند و تعدادي از آنها خود را به آب مي‌زنند. دوازده حيوان از آن ميان از آب مي‌گذرند. نام هر يك از اين حيوانات به سالي داده مي‌شود. نخستين اين حيوانات سيچان (موش) بوده ... نام نخستين سال «سيچغان ييلي» (سال موش) گذاشته مي‌شود. بعد نام حيواناتي كه يكي بعد از ديگري از آب گذشته بودند به ترتيب به سالها داده مي‌شود: «اود ييلي» (سال گاو) و ... تركمنها نیز روايت پند‌آميزي در مورد پيدايش سالشمار حيواني دارند. روزي تمامي حيوانات به پيشواز سال جديد مي‌روند. شتر كه به قد و بالاي خودمغرور شده بود گفت: «حتماً پيش از همه سال جديد را خواهم ديد.» امّا موش كوچك با زرنگي تمام روي سر شتر جهيده و پيش از همه، سال جديد را مي بيند. شتر كه مات و مبهوت مانده بود، از تمامي دوازده حيوان دوره كه موفق به مشاهده سال جديد شده بودند عقب مي‌ماند و بدين ترتيب غرور شتر باعث مي شود كه جايي در دوره سالها نداشته باشد .اين روايت به مدد مايه اخلاقي و پندآميز آن كه نهي از غرور است، در ميان تركمنها نسل اندر نسل نقل شده و بصورت ضرب‌آلمثل درآمده است: «دويه بوينونا بويسانيپ ييلدان كور قاليپدير!» يعني (شتر به علّت مباهات به گردنش از مشاهده سال جديد محروم ماندهاست). عموما اعتقاد بر این است که سالها با ویژگی هر یک از حیوانات همراه می باشد. نام سال‌های دوازده‌گانه حیوانی ترکی که در ایران به کار می‌رفته با تلفظ قدیمی، به ترتیب عبارت بوده است از: سیچقان ایل (سال موش) اود ایل (سال گاو) بارس ایل (سال پلنگ) توشقان ایل (خرگوش) لوی ایل (سال نهنگ) ایلان ایل (سال مار) یوند ایل (سال اسب) قوی ایل (سال گوسفند) بیچین ایل (سال میمون) تخاقوی ایل (سال مرغ ) ایت ایل (سال سگ) تنغوز ایل (سال خوک) این سیستم تقویمی از دوران صفویه رسما در تقویم هجری شمسی و در اسناد رسمی بکار رفت. در سال۱۳۰۴ شمسی با آغاز سلطنت پهلوی و در راستای مقابله با نشانه های ترکی در ایران، از تقویم رسمی خارج گردید. با اینحال هنوز هم بصورت غیررسمی براساس سنتی دیرین هر سال تقویم حیوانی در تقویمهای نجومی اعلام  می گردد و اهالی آذربایجان و ایران برای تفال از این نامگذاری استفاده می کنند. یونت/آت یا اسب در افسانه های ترکان سمبول وفاداری، نجابت، تحرک و خروش است. در اسطوره های ترکان اسب به مثابه بالهای مردم ترک است جهت پرواز. جالب اینکه چهار هزار سال قبل هورری های آذربایجان اسب را اهلی کرده و بدین ترتیب نامشان را بعنوان انسانهای تمدن ساز بشری در حافظه تاریخ جهانی ثبت کرده اند. ۹ اسفند ۱۴۰۴   https://t.me/melikzadeh

جلوه های سمبولیسم اندیشه ترکان در آثار مادی-معنوی آذربایجان دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh ترکان قدمتی به درازای بشریت دارند و بنابراین سمبولیسم، روشی برای بیان ایده های انسان تورک به شمار می آید. سمبولیسم نقوش تورکی در آثار مادی ترکان هم از این قبیل است. یکی از بارزترین اثر تمدنی ترکان، فرش می باشد که قدمت آن به درازای عمر انسان و جامعه ترکان است. تمدن کورگان یکی از تمدنهای بزرگ ترکان می باشد که برای بررسی تاریخ ترکان قدیم مطالعه آنها حائز اهمیت می باشد. کورقانها مزار بسیار بزرگی بودند که برای تامین آسایش افراد متوفی وسایل رفاهی  و زندگی ، خوردنی و حتی اسب و سلاح در این مزار گذاشته و هر کس به فراخور وسع و تواناییش خاک به قبر می ریخته تا به صورت تپه در می آمد. طبیعی است هر چه شخص مهمتر بود تپه بزرگتر می بود. وسایل مکشوفه از این قبرهای بزرگ نیز بسیار با اهمیت است. یکی از مهمترین آثار کشف شده کورقانها، فرش پازیریک می باشد که از اهمیت زیادی برخوردار است. این فرش نفیس از سلسله گورهای بزرگی واقع در آلتای که پازیریک نامیده می شوند بدست آمده است. باستانشناس روسی، سرگئی ایوانوویچ رودئنکو در اکتشافات باستانشناسی خود در محوطه پازیریک به این فرش دو هزار و سیصد ساله رسید که در درون یخ قرار داشت. گویا سالیانی بسیار دور آب از طریق مجرایی به زیر کورقان نفوذ کرده و محوطه کورقان یخ بسته بود. باستانشناسان معتقدند این فرش برای پوشش جسد یک نجیب زاده ساکایی بکار رفته بود. با کشف این فرش، یکی از آثار فرهنگی بشریت که  از مزار یک خاقان ساکا بدست آمد به دنیای جدید معرفی گردید. 8/1 در 2 متر، ابعاد این فرش قرمز رنگ می باشد که از پنجمین کورقان آن محوطه باستانی بدست آمد. مطالعات دانشمندان نشان می دهد این فرش متشکل از یک میلیون و دویست و پنجاه هزار گره ( ایلمک) می باشد. تیپ گرههای این فرش هم امروزه در میان ترکان آذربایجانی رواج دارد و بسیار شبیه فرش هریس می باشد. نقشهای این فرش نیز بسیار جالب است: از نقوش طبیعی نظیر حیوانات و گلها تا تصویر زنی مقدس نشسته بر روی تخت که در دستش درخت حیات دارد و در روبرویش ترک نجیب زاده¬ای سوار بر است. پروفسور آغاسی معتقد است این زن مقدس شامانی بوده یا صفت « اولو کام کاتون». دم اسبها به صورت گره هونی بسته شده است. افسار دارد ولی  رکاب ( اوزنگی ) ندارد چرا که جامعه بشریت آن زمان رکاب را کشف نکرده بود. تقریبا هزار سال بعد اوزنگی را ترکان هون به جامعه بشریت به ارمغان آوردند. جالبترین نقش دیگراین فرش،  24 خانه به مثابه 24 قبیله ترکان اوغوز می باشد. این فرش نفیس حالیه در موزه آرمیتاژ سن پطرزبورگ به نمایش درآمده است. ۴ اسفند ۱۴۰۴ https://t.me/melikzadeh

رضاشاه: از سرباز صفری تا شاهی که  طی بیست سال حکومت، ۴۴ هزار قطعه ملک ایرانیان را غصب کرد. دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh یکی از وجوه به عمد مغفول مانده در تاریخ نگاری دوره پهلوی موضوع غارت املاک ایرانیان در طی سلطنت رضاخان بود. رضاخان میرپنج افسر قزاق که طی کودتای سوم اسفند به تهران آورده شد و سردار سپه شد ، نه ملکی داشت و نه کارخانه ای، نه وجه نقدی چشمگیر در خارج و احیانا در خانه اش، ولی روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ که امکان زورگویی و ستمگری برای او باقی نماند و با هدایت محمدعلی فروغی به نفع پسرش مجبور به استعفا شد تا « تاج کیانی در دست نژاد اصیل باشد »، با تملک حاصلخیزترین نقاط کشور در مازندران، گیلان و سایر نقاط کشور، بزرگترین مالک کشور ایران شده و با در دست داشتن ذخایر نقدی در بانکهای انگلستان، آمریکا و آلمان یکی از ثروتمندترین مردان جهان گردیده بود. تعداد این املاک تا رقم ۴۴۰۰۰ سند هم اعلام شده است. ص: ۱۰۲. ولی وی این همه ملک را چگونه تصاحب می کرد؟ بسیار راحت. از طریق دولت و وزارت دارایی. بدین صورت که وزارت دارایی به صاحب ملک اخطار قانونی می کرد که مقرر است وی نباید در فلان منطقه ملکی داشته باشد و بایستی املاک خود را به شخص صلاحیتداری که کمیسیون دولتی  تعیین می کرد بفروشد والا وزارت دارایی املاک وی را متصرف خواهد بود. بدین ترتیب چون شخص نمی توانست ملک را بفروشد وزارت دارایی املاک را تصرف کرده قباله را به اسم رضا پهلوی ثبت می کردند. نمونه اسناد این نقشه ها در کتاب ذیل موجود است. رضاخان در شرکت نفت انگلیس و ایران نیز سهامدار بود و سپرده رضاشاه در بانکهای خارج نیز ۳۶۰ میلیون دلار آن زمان بود.ص: ۱۰۴ بااینحال فرزند رضاخان در کتاب ماموریت به وطنم ، رضاخان آزمند را بصورت فرشته ای معصوم بصورت زیر چنین تصور می کند: « پدرم با کمال سرافرازی از تجملات مسرفانه سلاطین قاجار پرهیز می کرد. و در تمام دوره سلطنت خود اغلب لباس ساده نظامی می پوشید. جورابهای او بافت ایران و از نوع متوسط و چکمه هایش کوتاه و کارکرده بود....» ص: ۱۱۰ البته تنها پس از یک روز از خلع رضاشاه از سلطنت، نمایندگان شرافتمند و روزنامه نگاران زبان در کام فرو برده شروع به افشای غارتگری های شاه سابق نمودند. مستندات این غارتها در کتاب زیر موجود است. کتاب « گذشته چراغ راه آینده است» پژوهش از جامی چاپ دهم ۱۳۹۰ انتشارات ققنوس ۴ اسفند ۱۴۰۴ https://t.me/melikzadeh

آنادیلی گونو دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh زبان مادری من ترکی نام دارد. زبان ترکی از هزاران سال قبل در آسیا و در مناطق جغرافیایی آذربایجان، فلات ایران، آناطولی رایج بود. براساس نظریه اورمو زادگاه ترکان اطراف دریاچه اورمیه، وان و گوگجه گول بوده است. از هزاران سال قبل ترکان تمدنهای بسیار ارزشمندی را به بشریت ارزانی داشته و آثار ذیقیمتی از نقش و نگارهای این قوم باستانی در موزه های جهان موجود می باشد. ترکان بعلل مختلفی از اطراف دریاچه اورمیه به چهار جهت مختلف جغرافیایی رفته اند. ترکان باستانی که به غرب رفته اند تمدن اتروسک را بوجود اورده اند و ترکان شرق تا کوههای آلتای پیشروی کرده اند. ترکان شرق در منابع مختلف چینی به نامهای مختلفی ظاهر شده اند و در قرون اولیه میلادی به طرف شرق پیشروی نموده اند. ترکان شرق در منابع ساکایی هم بحث شده اند. این ترکان در شاهنامه که از منابع ساکایی استفاده کرده با عنوان تورانی ها یاد شده است. اسلام آوردن ترکان دروازه های دنیای اسلام را به آنان گشود. ترکان اوغوز تا اناطولی پیش رفته و امپراطوری روم را شکست دادند. ترکان اوغوز توانستند ملت ترک آذربایجان را تشکیل دهند و فرایند ملت سازی در آذربایجان در نهم میلادی به اتمام رسید. از آن دوران زبان ترکی به شاخه های شرقی (لهجه های خوارزمی و ...)و غربی ( ترکی اوغوزی ) تقسیم شد.کتاب دیوان لغات الترک به خوبی این لهجه ها را توضیح می دهد. با حملات مغول جمع کثیری از ترکان شرق که جغتایی نامیده می شدند وارد غرب دنیای اسلام شدند با اینحال نتوانستند اساس اوغوزی آذربایجان را تغییر دهند. در طی فرایندهای جغرافیایی و سیاسی زبان ترکی اوغوزی نیز به لهجه های آذربایجانی و اناطولی تقسیم شد. افرایند تقسیم ین لهجه ها از دوران صفویه شدت گرفت. امروزه زبان ترکی زبان مادری چند صد میلیون انسان می باشد. سیاحان اروپایی اذعان دارند که اگر کسی زبان ترکی را بداند از قلب اروپا تا داخل چین بدون هیچ مشکلی می تواند ارتباط فرهنگی برقرار کند. زبان ترکی آذربایجانی زبان حداقل پنجاه میلیون نفر از ترکان ایران می باشد. این زبان با دارا بودن ساختار گرامری قوی وسیله ارتباط ادبی، فرهنگی و حتی سیاسی سلسله هایی چون سلجوقیان، اتابکان، خوارزمشاهیان، غزنویان، ایلخانیان، ترکمانان، صفویان، افشاریان و قاجاریه بوده است. با روی کار آمدن سیستم تک زبانی پهلوی در ایران متاسفانه این خزینه گرانقدر بشریت در سیستم ایران مورد هجمه قرار گرفت و بشدت سرکوب شد با اینحال در یکسال حکومت ملی آذربایجان زبان ترکی توانست زبان تحصیل دوره ابتدایی گردد. در دوران پهلوی ادبیات ترکی منحصر به اشعار نوحه و فولکلوریک گردید و ترکان اندیشه های خود را به زبان فارسی ابراز می کردند.بعد از انقلاب گرچه ممنوعیت استفاده ادبی و چاپ کتاب و نشریات به ترکی برداشته شد ولی هیچ بودجه و امکان دولتی همچون بنیادهایی چون رودکی، سعدی و فرهنگستان فارسی و غیره برای این زبان داده نشد. تنها عشق فردی ادبا و محققان و نویسندگان بود که ادبیات ترکی را در ایران سرپا نگه داشت. زبان ترکی آذربایجانی با تدریس بیش از یکصد ساله در مدارس و دانشگاههای جهان بعنوان یک زبان استاندارد در لیست زبانهای کامپیوتری، هوش مصنوعی قرار دارد. دوم اسفند برای مجاهدان خاموش حفظ هویت و ادبیات ترکی مبارک باد. لازم است علاقمندان زبان ترکی، حضورا از مدافعان زبان ترکی که بدون محافظه کاری و قبول مصائب آن تلاشش می نمایند تشکر و قدردانی نمایند و در غیر اینصورت با ارسال تبریکات در فضای مجازی قدردان این افراد که با بذل وقت و مال و حتی آرامششان به بالندگی میراث پدرانمان اهتمام می ورزند باشند چرا که تورکون تورکدن باشقا دوستو اولماز. اول اسفند ۱۴۰۴ https://t.me/melikzadeh

آسیب شناسی فاجعه جیلولوق در غرب آذربایجان دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh اسفندماه سالروز جنایتی هولناک موسوم به جیلولوق در اورمیه و سلماس می باشد که به مدت حداقل شش ماه غرب آذربایجان را درگیر کشتار همگانی کرد. ایام، ایام جنگ جهانی اول است و مناطق شمالی ایران از جمله آذربایجان در تصرف روس و قسمت جنوب در اختیار انگلیس.آذربایجان زیر چکمه های سالداتهای روس له شده بود. دست به دست شدن شهرها و روستاهای آذربایجان بین قوای روس و عثمانی لطمات سنگینی به اهالی آذربایجان وارد کرده بود. ولی ورق یکباره برگشت و پاییز سال ۱۲۹۶ شمسی بود که با وقوع انقلاب بلشویکی در روسیه تزاری، قشون روس از جنگ جهانی خارج شده و حین تخلیه آذربایجان و بازگشت به روسیه با تخریب اماکن و آتش زدن بازار اورمیه، سلماس و خوی خاطره بسیار بدی در اذهان مردم آذربایجان ایجاد کردند. تخلیه آذربایجان از طرف روس به معنای رهاکردن این مناطق به دست عثمانی بود که درگیر جنگ با متفقین ( روس، انگلیس، فرانسه و غیر مستقیم آمریکا) بود. بنابراین قرارگاه مرکزی متفقین برای جلوگیری از پیشروی قوای عثمانی در آذربایجان در صدد مسلح کردن مسیحیان فراری از عثمانی به آذربایجان برآمد و در این امر ناصواب متاسفانه میسیونرهای مذهبی کشورهای اروپایی نیز که مثل مور و ملخ در منطقه مستقر بودند به یاری این قوای مسلحه آمدند. ماجراجویانی از همشهریان مسیحی نیز که گول میسیونرها، مقامات انگلیس و فرانسه را خورده بودند نیز وارد میدان شدند و شد آنچه که متاسفانه نبایستی می شد. در طی جنگ خونین تسلط مسیحیان ( جیلو و ارامنه) به اورمیه و سلماس از اسفند ۱۲۹۶ الی خرداد ۱۲۹۷ بیش از یکصد و پنجاه هزار نفر از اهالی آذربایجان نیست و نابود شدند. رقمی که ناواردان به تاریخ اورمیه از شنیدن آن یکه می خورند و به هیچ وجه باور نمی کنند. با پیشروی قوای عثمانی در غرب آذربایجان این بار مسیحیان از ترس جان شهرهای خوی، سلماس و اورمیه را با وضع فلاکت باری ترک و با رهنمودهای مستشاری انگلیسی ها از راه میاندوآب، صایین قالا، بیجار و همدان و کرمانشاه به شمال بغداد در منطقه بعقوبه رسیدند. ماجراجویان اروپایی خرسند از اطلاق عنوان کوچکترین متفق به هموطنان مسیحییمان باعث کشتاری وحشتناک در منطقه شده بودند. در طی این فرار آنی هزاران نفر از مسیحیان آذربایجان مخصوصا زنان، کودکان و پیرمردان در دست و پای افراد مسلح ماجراجوی مسیحی تلف شدند. پس از پنج سال با اعلام عفو عمومی، اتباع مسیحی ایرانی مخفیانه و در حالی که یارای چشم در چشم شدن با همسایگان مسلمان خود نداشتند و پشیمان از این وضعیت به روستاهای خود برگشتند و این بار نیز از سوی همشهریان مسلمانشان پذیرفته شدند هر چند نگرانی از ماجراجویی های دوباره آنها ( اسناد رسمی دولتی ) در این باره بسیار زیاد بود. آسیب شناسی این فاجعه: ۱- گزارشهای بسیاری از روند دخالت گستاخانه میسیونرهای مذهبی خارجی در اورمیه و سلماس در دست است که سعی دارد هموطنان مسیحی را متمایل به اروپا و جهان مسیحیت در خارج از ایران نماید. ( خصوصا از دوران حملات شیخ عبیدالله و سپس سالهای 1280 شمسی به بعد) ۲- وابستگی فکری و حتی تسلیحاتی عوامل اصلی این فجایع و کشتار به قوای سیاسی- نظامی خارجی متفقین خصوصا روس، انگلیس و فرانسه محرز می باشد. ۳- اطاعت محض از سیاستهای خارجی قوای متفقین سبب شد که نه تنها از مسلمانان بلکه هزاران نفر از آشوری ها و مسیحیان آذربایجانی نیز تلف شوند و این جوامع تا امروز نیز نتوانستند از این اوضاع بوجود آمده از طرف اروپا و آمریکا خارج شوند. ۴- ماجراجویی برای تشکیل مملکتی آشوری در دل آذربایجان باعث برخوردهای خونینی شد که به تحلیل اقلیت قومی مذهبی مسیحیان اورمیه و سلماس منجر شد. تشکیل ارمنستان در ایالت ایروان نیز باعث قتل عام صدها هزار ترک مسلمان در آن ناحیه شد. ۵- بی تفاوتی جدی حاکمان و طبقه اشراف اورمیه و سلماس برای بسیج مردمی در زمان نبود حاکمیت دولت مرکزی  و ماجراجویی های سرسپردگان به خارج ۶- عدم توجه جدی به موضوعاتی از قبیل بررسی نقاط ضعف و آسیب پذیری شهرهای آذربایجان غربی از سوی والی و حاکمان منطقه گفتنی است خواندن تاریخ به مثابه پرونده خوانی و سپس عبرت از اعمال گذشتگان است برای داشتن آینده ای بهتر و زندگی در صلح و امنیت. حوادث جیلولوق خصوصا برای ماجراجویانی که یکصد سال بعد از فاجعه جیلولوق احیانا درصدد اجرای طرحی دیگر در منطقه هستند و می خواهند همچون جیلوها و ارامنه مملکتی از دل آذربایجان برای خود دست و پا کنند می تواند بسیار پرعبرت باشد. ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ https://t.me/melikzadeh

تئاتر موزیکال فاخر « مشدی عیباد» در اورمیه دکتر توحید ملک زاده https://t.me/melikzadeh امروز ساعت ۱۸, روز ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ اولین روز به صحنه رفتن تئاتر فاخر و محبوب آذربایجانی مشدی عیباد با کارگردانی آراز عیسی نژاد با حضور صدها نفر از مردم فرهنگ دوست اورمیه بود. اپرای مشدی عیباد در سال ۱۹۱۰ توسط موسیقی دان مشهور آذربایجان، خالق اوپرای کوراوغلو، آرشین مال آلان و ...«اؤزئییر حاجی بیگوف» نوشته و یکسال بعد در سال ۱۹۱۱/ شمسی ۱۲۹۰ اجرا شد. فیلم سینمایی درست شده از اپرای مشدعیباد محبوب آذربایجانی ها بوده و با دیالوگهای شیرین و به یادماندنی در اعیاد ملی هر سال به اکران درمی‌آید و به قول مردم در هر نمایش تازگی هایی در آن دیده می شود. گروه تئاتر توران تورک اورمیه توانسته با جمع آوری اکیپ هنرمند و پرورش استعدادهای نهفته گامی جدی در تئاتر ترکی -آذربایجانی اورمیه بردارد. در این میان تلاشهای مدیر گروه تئاتر توران ترک، دکتر ولی لطف دخت در ارائه تئاترهای با مضمون دنیای ترک و آذربایجانی لایق تقدیر می باشد. یکی از زیباترین موارد اجرای این تئاتر همکاری انجمن تاریخ و فرهنگ آذربایجان- اورمیه(NGO), انجمن شفق و آنلاین کیتابچی با اکیب تئاتر توران تورک می باشد که بسیار تحسین انگیز می باشد. این همکاری فرهنگی گامی اولیه و اساسی در متشکل شدن فعالیتهای فرهنگی اورمیه می باشد. ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ https://t.me/melikzadeh

بررسی زلزله سه شنبه، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۲۲:31 منطقه گونئی با بزرگی ۴.۵ درجه دکتر توحید ملک زاده دکترای مهندسی ژئوفیزیک عضو هیئت علمی دانشگاه https://t.me/melikzadeh این زلزله مربوط به فعالیت گسل جنوب میشو می باشد که در حقیقت امتداد جنوبی گسل بزرگ شمال تبریز می باشد. این گسل هر چند یکبار فعال می شود و طی یک یکسال اخیر نیز فعال بوده  است. اصولا این گسل در تسوج به دو شاخه سلماس و خوی تقسیم می شود. به نظر می رسد با توجه به فعالیت تکتونیکی منطقه، فشارهای زمینساختی در تبریز، خوی، سلماس و مرند بیشتر شود. طول گسل جنوب میشو ۳۳ کیلومتر می باشد که با روندی شرقی غربی در جنوب کوههای میشو از صوفیان تا تسوج ( در منطقه گونئی) قرار دارد. شیب آن به طرف شمال و مکانیسم آن فشاری است. با در نظر گرفتن فعالیت حداقل نصف طول گسل می توان انتظار داشت زلزله ای بزرگتر از ۶.۵ درجه ریشتر بوقوع بپیوندد. نکته مهم دیگر در بررسی وقوع این زلزله، احتمالا شاهد فعالیت لرزه ای در شرق و غرب  گسل تبریز خواهیم بود. به نظر  می آید گسل تبریز در وضعیت پرتنشی قرار دارد و تحمل فشار تکتونیکی ان در حد بالایی است که متاسفانه این امر هم به وقوع زلزله ای پرقدرت کمک خواهد کرد. اگر طول گسل تبریز را ۱۰۰ کیلومتر در نظر بگیریم که متاسفانه قسمت عمده آن در پهنه شمالی شهر تبریز قرار دارد،انتظار وقوع زلزله حداکثر ۷.۶ درجه را خواهیم داشت. انجام عملیاتهای ایمنی در شریانهای حیاتی شهری، استحکام سازی لرزه ای سازه ای مسکونی، اعمال مطالعات ریزپهنه بندی لرزه ای شهر تبریز و همچنین آگاه سازی مردم برای مشارکت در کاهش تلفات می تواند از تلفات احتمالی زلزله ها بکاهد.           ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ https://t.me/melikzadeh