989
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
-1030 днів
Архів дописів
989
تو نیستی،
اما من برایت چای میریزم.
دیروز هم نبودی،
که برایت بلیط سینما گرفتم.
دیگر چه فرق می کند،
که باشی یا نباشی.
من با تو زندگی میکنم …
989
باران که میزند،
آدم ها بدقول میشوند.
یکی مدرسهاش دیر میشود،
یکی قرارِ کاریاش
یکی قرارِ عاشقیاش،
یکی قرارِ آمدنش
یکی قرارِ فراموش شدنش …
