به وقت دلتنگی من 🎧
Відкрити в Telegram
شعر و دکلمه های به وقت دلتنگی من 🌸🌸🌸 ارتباط با مدیریت کانال @frhad73
Показати більше544
Підписники
+124 години
+117 днів
+1130 днів
Архів дописів
Repost from N/a
دلخوشم به رنگ دوست داشتنت
که گاه از گوشه چشمت جهان دلم را رنگین میکند...
تو پرتوی نوری در سپیدهدم پریشانی دنیا
مثل سوسوی ستارگان در دل شبهای ظلمانی...
این بار که عطر بودنت
چشمهای منتظرم را مست کند
به تاراج میبرم قلب نابسامان تو را
تا در قفس خیال من گرفتار شوی...
و درست آن هنگام که گمان میکنی از آن تو شدهام، رهایت میکنم؛
تا بمانی و دلتنگ باشی
تا بگردی و در جستوجوی
من باشی
و در بیقراری خویش
رنگ دوست داشتنم را
هر دم با قلبت لمس کنی...
جان جانانم!...
نویسنده: ناهید الیاسی #ناهید_الیاسی #دلنوشته #لطافت_آتشی #هوشمصنوعی♥️ ♡⠀ 〇⠀ ⎙⠀ ⌲ ˡⁱᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ ❤️ @AghoosheKhayal C᭄
سرزمین من…
مگر فرقی هم میان تو و مادر هست؟ من از تن مادر زاده شدم و در آغوش گرم او نخستین نفسهای زندگی را کشیدم... اما ریشههای وجودم .... روحم و هویتم در آغوش تو جوانه زد. تو نیز مادری هستی ... مادری بزرگتر ... با گیسوانی از کوهستانهای سر به فلک کشیده و سینهای به وسعت دشتهای فسرده و بارانخورده.
من در خاک تو چشم به جهان گشودم و تو، همچون مادری مهربان، مرا در آغوش گرم خود جای دادی.
گهوارهام باد خنک سحرگاهیات بود و لالاییام.... صدای رودخانهها و خشخش برگهای درختانت.
هر بار که زمین خوردم... این خاک تو بود که زانوهای خستهام را التیام بخشید ... و هر بار که غربت بر دلتنگیام چنگ زد .... یاد آغوش تو آرامش جانم شد.
تو ای سرزمین من... مثل یک مادر صبور... رنجها دیدهای، زخمها بر تن کشیدهای .... اما هرگز فرزندانت را رها نکردهای.
در روزهای سرد و سخت.. سینهات را سپر بلا ساختی تا ما بمانیم. مهربانیات بیمنت است و نگاهت... افق روشن فردایی که هرگز ناامیدمان نمیکند.
خوشا به حال آن که در آغوش تو زاده شد، از چشمههای تو نوشید و زیر آسمان پرستارهات نفس کشید. ای سرزمین مادریام، ای آغاز و پایان من .... تا نفس در سینه دارم .... سر بر آغوش تو میگذارم، چرا که تو تپش قلب منی و هیچکجا... مادری برای من... «تو» نخواهد شد.
#به_قلم_دانیال_خوزستانی💛
در هزار و یکشبِ این زمانِ ناتمام…
صدایم کن،
که نفسِ بیتو
در پستویِ غمها
به اهتزاز افتاده است.
صدایم کن
پیش از آنکه سکوت
بر شانههای واژهها
به سخن درآید.
صدایم کن
پیش از آنکه سوسویِ چشمهایم
در هجومِ بیخوابی
با خاموشی همآوا شود.
صدایم کن…
که نامِ تو
برای دلِ من
همان روشناییست
که حتی اگر شب
هزار بار تکرار شود،
باز
جرئتِ ماندن ندارد.🌒
نویسنده:ناهیدالیاسی
#لطافتاتشی #ناهید_الیاسی #حرفهایی_برای_دل
♥️
♡⠀ 〇⠀ ⎙⠀ ⌲
ˡⁱᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
❤️ @shersham C᭄
Repost from اقاقیا
(يک لمس ونوس) فیلمی محصول سال 1948
خلاصه داستان:
داستان این فیلم کمدی درباره یک دکوراتور ویترین مغازه به نام ادی هچ (با بازی رابرت واکر) است. او در یک لحظه بیهوا، مجسمه گرانبها و باستانی «ونوس» (خدای عشق یونان باستان) را میبوسد. با این بوسه، مجسمه جان میگیرد و به یک زن واقعی و بسیار زیبا با ظاهر آوا گاردنر تبدیل میشود. ماجراها و دردسرهای اصلی زمانی آغاز میشود که ونوس عاشق این کارمند ساده دپارتمان استور میشود و زندگی او را کاملاً به هم میریزد، در حالی که همه به دنبال مجسمه گمشده میگردند.
در این فیلم مجسمه اواگاردنر به شکل ونوس با همان لباس یقه قایقی توسط جوزف نیکولی ساخته و پرداخته شده است.
Repost from اقاقیا
JOIN 🔜 @aghaghiiia
تنها پرنده ای را که با بالهایش موسیقی می نوازد دیده بودین؟
Repost from انجمن فرهیختگان
حالشونو خریدارم
ای جانمممم
🌹
჻ᭂ࿐
Join👉@farhangianfaruj
