uk
Feedback
احسان‌نامه

احسان‌نامه

Відкрити в Telegram

برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود

Показати більше
7 803
Підписники
-224 години
-87 днів
-1430 день
Архів дописів
📸 انتشار تصویری جدید از امیرکبیر @ehsannane میرزا تقی‌خان امیر نظام، با آن سرنوشت غم‌انگیز، به یکی از محبوبترین چهره‌های تاریخ معاصر تبدیل شده و هر اطلاعی از او برای ما جذاب است. یکی از این اطلاعات مورد علاقه، چهره واقعی امیر است. حالا عکس باکیفیتی منتشر شده که می‌گویند مربوط به اوست. عکس جدید و اطلاعات تصویری قبلی از امیر را در ادامه ببینید و بخوانید. goo.gl/c6Cxgt

🎼 شعری از ملک‌الشعرای بهار بشنویم با صدا و سنتورِ زنده‌یاد پرویز مشکاتیان، از آلبوم «تمنا». ۳۰ شهریور سالروز درگذشت مشکاتیان است @ehsanname

🎥| متن‌خوانی احسان رضایی در مراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان @adabiatirani

📝فصلی از تاریخ ترجمه @ehsanname ... یکی از موضوعات مهم [در مورد دیلماج‌های باب‌عالی] معضل ترجمۀ غلط بود، نه ترجمۀ غلط صرفاً از روی سهو یا جهل، بلکه ترجمۀ غلط حساب‌شدۀ به عمد که نمونه‌های جالبی از آن وجود دارد. چندی پیش به مناسبتی مکاتبات لندن و استانبول را در اواخر قرن شانزدهم، پس از استقرار نخستین سفارت انگلستان در حکومت عثمانی، بررسی می‌کردم: نامه‌های سلاطین عثمانی به ملکۀ انگلیس و پاسخ‌های ملکه به آنان، همچنین مکاتبات با وزیر اعظم و مأموران دیگر. مکتوبات سلطان به ترکی است؛ ترجمه‌ای به ایتالیایی هم ضمیمه دارد که انگلیسی‌ها بتوانند بفهمند؛ پاسخ‌ها به انگلیسی تهیه می‌شد، به ایتالیایی فرستاده می‌شد و لابد به ترکی ترجمه می‌شد. ما برگردان ترکی نامه‌های ملکۀ انگلیس را در دست نداریم، ولی اصل انگلیسی و ترجمۀ ایتالیایی آنها را داریم. اما در جهت مقابل متونِ متوالی همه موجود است و ترجمۀ غلط حساب‌شدۀ عمدی، همه جا به چشم می‌خورد. از دیدگاه عثمانیان، سلطان عثمانی فرمانروای جهان بود؛ خارجیان یا دشمن بودند یا باج‌گزار... مثلاً وقتی که سلطان نامۀ دوستانه‌ای به ملکۀ انگلستان می‌نویسد، جان کلامش آن است که خوشوقت خواهد شد وی را به باجگزاران تخت و تاج امپراتوری خود بیفزاید و امیدوار است، به زبان رسمی، «در طریق ایثار و سرسپاری کماکان ثابت‌قدم باشد». هیچ‌یک از اینها در ترجمۀ ایتالیایی که برای سفیر انگلیس می‌شد و او به انگلیسی به لندن می‌فرستاد وجود ندارد. زبان در ترجمۀ انگلیسی زبانِ مذاکرۀ فیمابین دو فرمانروا است. بدین ترتیب، برای مثال، در برات (جواز) تقدیمی سلطان مراد سوم به ملکه الیزابت، که به بازرگانان انگلیسی اجازه می‌دهد در خاک عثمانی به دادوستد بپردازند، از «اظهار عبودیت و اخلاص و اِشعار رقیّت و احتساب» ملکه سخن رفته است. حال اینکه در ترجمۀ ایتالیایی همان زمان این عبارت را می‌خوانیم: «sincera amiciziq» (دوستی صمیمانه). رسم معمول دیلماج‌ها، ظاهراً، این بود که بصیرانه به تعدیل زبان پردازند و آن را مؤدبانه کنند و از تحکم و تفرعنش بکاهند. می‌توان به‌راحتی تصور کرد که در ترجمۀ متقابل نیز همین کار را می‌کردند و آنجا که، مثلاً، ملکه به سلطان ابراز موّدت و حسن نیت می‌نمود، در متن ترکی که به دست سلطان می‌رسید «موّدت و حسن نیت» به «وفاداری و اطاعت خاضعانه» تبدیل می‌شد. 📌از کتاب «مترجمان خائنان»، نوشته حسن کامشاد، (نشر نی، ۸۶) صفحات ۲۲ تا ۲۴ #برچیده_ها

📸 اینجا دانشگاه SOAS لندن است و نشست معرفی ادبیات معاصر فارسی. از راست: احمد دهقان، افشین شحنه‌تبار (ناشر)، هوشنگ مرادی کرما
📸 اینجا دانشگاه SOAS لندن است و نشست معرفی ادبیات معاصر فارسی. از راست: احمد دهقان، افشین شحنه‌تبار (ناشر)، هوشنگ مرادی کرمانی و کارولین کراسکری (مترجم آثار ایرانی به انگلیسی) @ehsanname

🔸 در جریان کاوش‌ها در میدان بیرژوایا (نزدیک میدان سرخ) مسکو، یک جام برنزی از قرن ۱۶میلادی کشف شد که رویش شعر حافظ است: «ساقی
🔸 در جریان کاوش‌ها در میدان بیرژوایا (نزدیک میدان سرخ) مسکو، یک جام برنزی از قرن ۱۶میلادی کشف شد که رویش شعر حافظ است: «ساقی به نور باده برافروز جام ما» @ehsanname خبر و بقیه کشفیات 👈 goo.gl/RR8TUc

📒 فیلم «نفس» نرگس آبیار نماینده سینمای ایران در نودمین دوره اسکار شد. با این انتخاب هم اولین کارگردان زن ایرانی به اسکار رفت
📒 فیلم «نفس» نرگس آبیار نماینده سینمای ایران در نودمین دوره اسکار شد. با این انتخاب هم اولین کارگردان زن ایرانی به اسکار رفت و هم یک فیلم اقتباسی. رمان «نفس» نوشتۀ خود خانم آبیار است @ehsanname

⁣✅ نگاه خیره آقای همینگوی 📝 متن احسان رضایی، سردبیر پایگاه تخصصی نقد داستان در مراسم رونمایی از این سایت عمو تولستوی، مثل همیشه موقر و محترم پشت صندلی‌اش ایستاده. دایی ویتمن اما لم داده و لبخند رضایتی روی لبانش است. آن وسط داستایوسکی کمی مردد است و نمی‌داند جدی باشد یا راحت؟ تورگنیف به افق‌های دور خیره مانده. هرمان ملویل زل زده به روبرو و انگار دارد می‌گوید «تو موبی دیک را ندیدی؟» از بین همه قابها ارنست همینگوی است که با چهره خندان، زل زده است به صفحه مونیتور من. قاب عکس‌های روی دیوار را چند وقت است که زده‌ایم. اولش اتاقمان هم جای دیگری بود. یک اتاق کوچک که اصلا دیوارهایش جای چندانی برای کوبیدن چهل و چندتا قاب عکس از بزرگان ادبیات دنیا را نداشت. غلامرضا طریقی داشت سایت نقد شعرش را راه می‌انداخت و من هم مشغول برگزاری جشنواره انجمن‌های ادبی بودم. اردیبهشت‌ماه بود که انجمن‌های ادبی از استان‌های مختلف جمع شدند و در مراسم اختتامیه، ضمن برنامه‌های جشنواره، من شعر خواندم و غلامرضا از وزیر دستخطی گرفت و سایت نقد شعر هم افتتاح شد. بعد که استقبال‌ها را دیدیم، قرار شد سایت نقد داستان هم راه بیاندازیم. دیگر آن اتاق کوچک جوابگو نبود. دوتا سایت آموزشی اپراتور می‌خواست و منتقدها می‌آمدند و می‌رفتند و اینطوری شد که آمدیم یک اتاق بزرگتر. اتاق بزرگتر و بهتر بود، اما انگار خالی بود. رفتیم و چهل و دوتا قاب عکس از نویسندگان بزرگ را آماده کردیم و یک روز عصر، دوتایی با غلامرضا، دورتا دور اتاق را با مردان بزرگ دنیای کلمه و قلم تزیین کردیم. حالا دیگر اتاق خالی نیست. روبه‌روی من، چارلز دیکنز روی مبل لم داده، ناباکف عینکش را از چشم برداشته و انگار دارد چیزی می‌خواند، هرمان هسه کتاب مقدس دستش است، اسکار وایلد هم با چنان شیطنتی دارد به دوربین نگاه می‌کند که معلوم است دارد همین الان توی ذهنش یه یکی از آن جمله‌های طنزآمیزش فکر می‌کند. چیزهایی مثل آن که گفته بود: «تنها آدمهای سطحی هستند که از روی ظاهر داوری نمی‌کنند.» پشت سرم هم تولستوی و داستایوسکی و والت ویتمن و بقیه ادیبان ریش و سبیل‌دار روی دیوار جا خوش کرده‌اند. از بین همه این قابها اما یکی هست که برایم جالبتر است. ارنست همینگوی در یکی از معدود عکس‌هایش دارد می‌خندد و با نگاه خیره و مشتاق زل زده است به دوربین. این عکس درست پشت سر من است و انگار دارد به من در موقع نوشتن و تایپ کردن نگاه می‌کند. درست چیزی که از یک منتقد انتظار داریم. اینکه با دقت و وسواس به کار نگاه کند و در عین حال لحنی همدلانه داشته باشد. این عکس را از قصد زده‌ام پشت سرم تا همیشه به یاد بیاورم که هدف ما در پایگاه نقد داستان چنین چیزی است. می‌دانم که کار سختی است. از یک نظر کار غلامرضا و همکاران منتقدش ساده‌تر است. سنت نقد شعر، سابقه‌ای هزار ساله در کشورمان دارد. اما نقد داستان هم مثل داستان مدرن، در اینجا نوپا است. اتاق نقد هنوز خالی است، قاب عکس‌های روی دیوار کم و انگشت‌شمار هستند و راه زیادی هنوز در پیش رو داریم. پایگاه نقد داستان اما دوست دارد بخشی از این مسیر طولانی را برود. خدا را چه دیدید؟ شاید روزی هم یکی درباره قاب عکس‌های منتقدان این سایت صحبت کند و نگاهی که شبیه آن عکس خاص از ارنست همینگوی، خیره و مشتاق دارد به آثار نویسندگان جوان نگاه می‌کند. @adabiatirani

📖 دیوان حافظ، در ردیف آثار کلاسیک و بین کتابهای افلاطون، سوفوکل، سون‌دزو (مولف «هنر جنگ») و لئو تولستوی در یک کتابفروشی در ا
📖 دیوان حافظ، در ردیف آثار کلاسیک و بین کتابهای افلاطون، سوفوکل، سون‌دزو (مولف «هنر جنگ») و لئو تولستوی در یک کتابفروشی در استانبول @ehsanname عکس از این گزارش👇 mehrnews.com/news/4079140/

🔹راهنمای گام به گام عضویت و ارسال داستان در پایگاه نقد داستان اطلاعات بیشتر در 👇 @naghddastan

🔹لوگوی گوگل برای ساموئل جانسون، ادیب و فرهنگ‌نویس انگلیسی. عمده شهرت جانسون براب انتشار کتاب مهم «فرهنگ زبان انگلیسی» در ۱۷۵۵ است. رمان او «راسلاس: شاهزاده حبشه» در ایران دو ترجمه دارد @ehsanname

🎧 «طفل بودم، دزدکی پیر و علیلم ساختند هر چه گردون می‌کند با ما، نهانی می‌کند» @ehsanname در سالروز درگذشت استاد #شهریار یکی از آخرین غزلهای او را با صدای خوش بشنوید

🎥| سایت تخصصی نقد داستان را با توضیحات سردبیر آن، احسان رضایی، نویسنده و روزنامه‌نگار، بهتر بشناسید. 🔸مراسم رونمایی سایت نقد داستان: فردا سه‌شنبه 28 شهریور از ساعت 14 در تالار حافظ @adabiatirani

انتشار غیرقانونی کتاب زنده‌یاد ابوالحسن نجفی با پاره‌ای اصلاحات در احوال سجلی! (از ابوالحسن به غلامحسین) @KhabGard
انتشار غیرقانونی کتاب زنده‌یاد ابوالحسن نجفی با پاره‌ای اصلاحات در احوال سجلی! (از ابوالحسن به غلامحسین) @KhabGard

مقایسه سه ترجمه، در اولین لغت کتاب دیشب، امشب، آن‌شب 😂
مقایسه سه ترجمه، در اولین لغت کتاب دیشب، امشب، آن‌شب 😂

📝 پوستر فیلم «فردوسی»، یکی از اولین‌های سینمای ایران که مثل «دختر لر» محصول كمپانی امپریال فیلم بمبئی است، طراح: چاندا واکِر
📝 پوستر فیلم «فردوسی»، یکی از اولین‌های سینمای ایران که مثل «دختر لر» محصول كمپانی امپریال فیلم بمبئی است، طراح: چاندا واکِر، ۱۳۱۳ شمسی @ehsanname

✅ رونمایی از پایگاه نقد داستان به سردبیری احسان رضایی، با روایت‌خوانی منتقدان سایت 🔸 سه‌شنبه ۲۸ شهریور، ساعت ۱۴ تا ۱۶، تالار
✅ رونمایی از پایگاه نقد داستان به سردبیری احسان رضایی، با روایت‌خوانی منتقدان سایت 🔸 سه‌شنبه ۲۸ شهریور، ساعت ۱۴ تا ۱۶، تالار حافظ @ehsanname 🔹شما هم دعوتید 📎 توضیح بیشتر اینجا goo.gl/Ey3q4a

❌تیراژ ۲۳۰ هزارتایی، اشتباه تایپی بود! @ehsanname سه روز پیش، روابط عمومی خانه کتاب، آمار نشر در مردادماه را داد که جالبترین بخش آن، خبر تیراژ چاپ ۲۱م «دختری در قطار» نشر هیرمند با ۲۳۰ هزار نسخه به عنوان پرتیراژترین کتاب ماه مرداد بود. اما طبق اطلاعیه جدید خانه کتاب، «این آمار صحیح نبوده و به دلیل خطای ثبت اطلاعات و قرار گرفتن قیمت کتاب که ۲۳۰۰۰۰ ریال بوده به صورت اشتباه در فیلد شمارگان، رخ داده است.» طبق این اطلاعیه، پرتیراژترین کتاب‌های منتشر شده در مرداد ۱۳۹۶ اینها هستند: «قرآن کریم: جزء سی ام با سوره مبارکه حمد و آیةالکرسی» و «هیجده سوره از قرآن کریم» هر یک با ۱۰۰هزار نسخه در جایگاه اول و دوم هستند و پس از آن کتاب‌های «قرآن مجید با ترجمه فارسی» با شمارگان ۸۰هزار نسخه، «حضرت یار: خاطرات خودگفته حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای» با شمارگان ۵۵هزار نسخه رتبه‌های بعدی را دارند. 📌 goo.gl/YRLaHJ راستش را بخواهید، از همان اول هم خبر چنین تیراژی برای یک کتاب ادبیات داستانی عجیب بود. آن هم کتابی که چندین ترجمه دیگر از آن در بازار هست.

📸 نوستالژی: استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در لباس طلبگی. عکس برای دهه ۱۳۳۰ است و در آن دو شاعر مشهدی، احمد کمالپور (راست) و محمد
📸 نوستالژی: استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در لباس طلبگی. عکس برای دهه ۱۳۳۰ است و در آن دو شاعر مشهدی، احمد کمالپور (راست) و محمد قهرمان هم هستند - از اینستاگرام کریم میمنت‌نژاد @ehsanname

✉️ نامه چارلز دیکنز درباره هانس کریستین آندرسن که ۴۶۰۰پوند فروش رفت. بعد از سفر آندرسن به لندن در ۱۸۵۷، دیکنز نوشت: «او فرانس
✉️ نامه چارلز دیکنز درباره هانس کریستین آندرسن که ۴۶۰۰پوند فروش رفت. بعد از سفر آندرسن به لندن در ۱۸۵۷، دیکنز نوشت: «او فرانسه را مثل یک وحشی و انگلیسی را مثل کر و لال‌ها حرف می‌زند!» @ehsanname