"زنی کهگم کردم "
Відкрити в Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Показати більше4 351
Підписники
-224 години
-157 днів
-4630 день
Архів дописів
4 352
مریم خانوم مسوول تزریقات محل ست .نزدیک چهل ساعت کارش همین است در مطب یک دکتر قدیمی اتاقی برای این کار دارد و تمام اهل محل را در چند نسل میشناسد. خانم مهربان و تمیزی که به آدم مریض ها حس آرامش می دهد و روپوش بدون چروکش بین شان حرکت می کند .هرگز ازدواج نکرده و سوال مریم خانوم هیچ وقت عاشق شدی؟ را با خنده رد می کند .
اینقدر دست سبکی دارد که حتی برای آنهایی چون من که از پیچیدن درد ناگهانی نوک تیز سوزن آمپول لای استخوان هایشان می هراسند هم کاملا قابل قبول ست .
چند روز قبل که در اتاقش پشت پرده پلاستیکی منتظر نوبتم نشسته بودم صدای دو زن در اتاق که در حال گرفتن خدمات بودند توجهم را جلب کرد.
بین صحبتهای درهم برهم شان که بین آن رسیدم فهمیدم یکی از زنان حامله ست و مریم خانم از سقط جنینش پشیمانش کرده است حتی با شوهرش حرف زده و شوهرش را راضی کرده که این بچه را نگه دارد .
در جهان پر فیس و افاده ای که این روزها دور خودمان ساخته ایم شاید مریم خانوم با آن دستان شفابخشش شبیه یک آدم فضول بنظر بیاید .
ولی من آن روز غروب دلم میخواست بروم پشت پرده و محکم بدن نحیفش را در آغوش بکشم .و از او تشکر کنم که دخالت کرد ،در کاری که مربوطش نبود وارد شد و اجازه نداد حیات یک پسر کوچک تلف شود .
که بیست سال بعد شاید مریم خانوم نباشد اما آن پسر هربار که نفس کشد ،آن را مدیون مریم خانوم ست .
زن دوم به اولی که باردار بود گفت من سالهاست تلاش میکنم باردار شوم اما نمیشود چون زمانی که میتوانستم آن را به تعویق انداختم حالا که من میخواهم بیاید هیم فرزندی دلش نمیخواهد من مادرش باشم .
پس این هدیه ی کوچک را از دست نده ..
بین مکالماتشان نوبتم رسید که این طرف پرده مریم خانوم داروی دردم را بین رگهایم به جریان بیندازد .
وقتی از اتاقش خارج شدم زنان هنوز آن طرف پرده بودند و من نه مادری منتظر را دیدم و نه زنی که دلش برای مادر بودن لک می زد .
در عوض از زیر ماسک لبخند زنی را دیدم که به هر دلیلی نگذاشت زنی مادرانگی اش را دفن کند .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 352
لطفا از دعای خیر بی نصیب نذارید .هرجا هستید همین لحظه برای این مادر عزیز دعای سلامتی کنید لطفا
@adelehz
4 352
در لهجه هراتی وقتی کسی میخواهد بگوید خجالت کشیدم میگوید:"خار خوردم"
و چقدر در زندگی بخاطر آنچه حق مان نبود خار خوردیم..
#عادله_زمانی
@adelehz
4 352
ترسی عجیب وجود دارد که تجربه اش میتواند تمام روزت را برهم ریزد .بیدار شدن از خوابی که تعبیرش خوب نیست .
از خواب برمیخیزی و ساعتها به آن فکر میکنی تعبیر خوابها را میخوانی، مضطرب میشوی مدام ساعت را چک میکنی و به تلفن عزیزانت زنگ میزنی تا بدانی چرا کمی دیر کرده اند .
انگار منتظری اتفاق بدی بیفتد پس صدقه ای رد میکنی و به خدا میسپاری تا به خیر بگذرد.
تمام این ها را که شنیدی این احوال آشفته، همان حالی ست که وقتی عزیزت دیگر دوستت نداشته باشد آغشته اش خواهی بود .
میخواهم بگویم آرام باش جانکم .
همانگونه که تشویش یک خواب بد آرام آرام محو میشود.
غم رفتن آنکه نباید می رفت و رهایت میکرد هم آرام آرام التیام می یابد .
گرچه نه خواب ها و نه یارها فراموش شدنی نیستند اما بلاخره می گذرد ...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 352
برای عوض کردن زندگیمان،
برای تغییر دادن خودمان
هیچگاه دیر نیست.
هر چند سال که داشته باشیم،
هرگونه که زندگی کرده باشیم،
هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم،
باز هم نو شدن ممکن است...
الیف شافاک
@adelehz
4 352
سال ۹۸ کلی پروانه اومد تو شهرها،همون سال پاندمی کرونا شروع شد و بعدش دیگه هیچ چیز عادی نشد ....
4 352
باد مستم که تو صحرا میپیچم دور تو میگردم؟؟؟؟
ای خداا
عاشقی با زبون هایده و لاغیر
4 352
چند ثانیه ی اول صدای جادوی خوشحال کننده میده از اونهایی که بچگی هامون تو تصورات مون قبل برآورده شدن آرزوها میشنیدیم....
4 352
اخبار را می دیدم ،حرف از پخش یکسری اسناد محرمانه ی صد سال قبل در یکی از کشورها بود .اسنادی که اگر در زمان خود منتشر میشد آن کشور را می لرزاند.
و امروز به شکلی عادی و بدون هیچ ترسی به دست انتشار سپرده میشود.
با خودم فکر کردم پس زندگی همین است چیزهایی که مارا تا سرحد مرگ می ترساند و تن مان را می لرزاند صد سال بعد به غایت یک پر بی ارزش است .
اساسا آدمهای خوب که چی ،انسانهای مورد علاقه ی من هستند .
همانهایی که هرچی رخ می دهد نهایتا می گویند خوب شد که شد ،که چی؟
از سیاهی رنگی بالاتر که نیست .
بنظرم نیاز داریم در این چهار روزه ی عمر آدمهای رنگ بالاتر از سیاهی باشیم .
که یعنی آخرش چه میشود بدتر از سیاهی بگذار بشود .
آخرش وقتی اسناد زندگی مان صد سال بعد منتشر شود کسی به هیچ کجای سمت چپ زندگیش هم نمیگیرد.
پس ترس و نگرانی از چه
بگذار هرجور صلاح است بگذرد.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 352
بعد مدتها قبل خواب صدای جیرجیرک شنیدم.
هوای تب دار شبانه در تابستان،صدای جیرجیرک و سمت خنک بالشت ...
دلم غنج رفت برای ترکیب این جزئیات کوچلو
جدا زندگی گاهی همین اندازه مسخره وار جذابه ...
#عادله_زمانی
@adelehz
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
