خانه ی مولانا
Відкрити в Telegram
- آموزه های حضرت مولانا غالبا انگیزشی -راههای ارتباط با ما و ارسال پست هایتان : عضویت در گروه زیر @Rumi_house111 @Dr_Ahmadpour @baharzendegi696 09153138789 لینک کانال برای دعوت دوستان👇 https://t.me/Rumi_house
Показати більше4 359
Підписники
Немає даних24 години
-87 днів
-1530 днів
Архів дописів
4 359
#خانه_ی_مولانا
هر چه رویید، از پی محتاج رُست
تا بیابد طالبی، چیزی که جُست
هر کجا دردی، دوا آنجا رود
هر کجا فقری، نوا آنجا رود
هر کجا مشکل، جواب آنجا رود
هر کجا کشتی ست، آب آنجا رود
آب کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آب از بالا و پست
#مثنوی_مولانا دفتر سوم
دیدگاه بسیار جالب و قابل تامل مثل سایر دیدگاه های مولانای عزیز
ایشون میفرمایند لازمه وجود هر چیزی ابتدا نیاز به وجود آن است بنابراین اگر میخواهی چیزی داشته باشی و از آن استفاده صحیح بشود ابتدا نیاز استفاده از آنرا ایجاد کن سپس آن اتفاق خواهد افتاد
اگر بدنبال آب هستی، سعی کن تشنگی را ابتدا کسب کنی آنگاه آب از همه طرف سرازیر خواهد شد و تو هم قدر آنرا میدانی
در واقع تا احتیاج به وجود نیاید هیچ اختراعی هم به وجود نخواهد آمد.
@Rumi_house 🌸☘🌷
4 359
Repost from خانه ی مولانا
نه هر کِلکِی شکر دارد
نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد
نه هر بحری گهر دارد
#حضرت_مولانا
@Rumi_house 😊
#خانه_ي_مولانا
4 359
@Rumi_house
"صبر و شکر"
شُکر میآرَد تو را تا کوی دوست...
🙏🤲😊
بدون ایمانی گرم و زنده چگونه میتوان تلخکامی را سرکشید و خنده سرداد؟ بدون اعتمادی ژرف و ریشهدار به اینکه حقیقتی یکسره خیر در کالبد هستی میتپد، چگونه میشود دمادم شاکر بود؟
ای دِلْ اَر مِحنت و بَلا داری
بر خدا اِعتمادها داری
این چُنین حضرتیّ و تو نومید؟
مَکُن ای دل، اگر خدا داری
#دیوان_شمس
مولانا کیمیاآموز است. میآموزد که میان شُکر و شیرینشدنِ دل ربط و پیوندی مستقیم است. هرچه بیشتر شاکر باشیم، دل شیرینتری پیدا میکنیم. میگفت آستینِ شُکر، پر از شِکر و شیرینی است. اگر بتوانیم تلخی را با خرسندی و خنده سربکشیم، جان و روان خود را از همهٔ تلخیها میزداییم. شُکر، تلخیزدا است:
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
شیرین چو شِکَر تو باش شاکر
شاکر هر دم شِکَر ستانَد
شُکر از شِکر است آستینپُر
تا بر سَرِ شاکران فشانَد
تلخش چو بنوشی و بخندی
در ذات تو تلخیای نمانَد
#دیوان_شمس
مولانا چندان به خوشیبخشی و شکرفشانیِ شُکر ایمان دارد که میگوید شُکر از خودِ نعمت و عطا، خوشتر و عزیزتر و خواستنیتر است. نعمتها پوسته اند و شُکر، جان هر نعمت. مقصود جانهای بیدار، نیل به جان هر موهبت است. هر نعمت و دستاوردی را دریچهای میدانند که امکان شُکر را فراروی ما مینهد؛ و این امکان ارجمند، ما را به دوست، به کوی دوست، خواهد رساند:
شُکر نعمت خوشتر از نعمت بوَد
شُکرباره کی سوی نعمت رود؟
شکرْ جانِ نعمت، و نعمت چو پوست
ز آنک شکر آرد تو را تا کوی دوست
#مثنوی_معنوی
مولانا کاهلان جبراندیش را که با تقدیرباوری، خود را از امکان شکر و صبر محروم میکنند، مینکوهد:
هر که مانْد از کاهلی بی شکر و صبر
او همین داند که گیرد پای جبر
#مثنوی_معنوی
برای او شُکر، ادای کلماتی چند و ناشی از عادت نیست. خوی و منش و خصلتی است که انسان را در دریای حوادث به ماهی بَدَل میکند. ماهی از امواج طوفانخیز دریا ایمن است.
گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود
مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا
ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته
زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْفزا
#دیوان_شمس
دعا میکرد پیش از آنکه نعمتی به او بخشند، به زیور شکر آراستهاش کنند:
شُکرش ده، وانگهیش نعمت
صبرش ده، وانگهش بلا ده
#دیوان_شمس
@Rumi_house
#خانه_ی_مولانا
4 359
🎵🎵🎵
دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بیرنگ رخت زمانه زندان من است♩♩
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است♩♩
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و از هر دو جهانم بستان♩♩
گفتم رخ تو بهار خندان من است
گفت آن تو نیز باغ و بستان من است♩♩
برگرفته از رباعی «مستم کن »
#حضرت_مولانا
@Rumi_house
4 359
یاران و همراهان گرامی ❤️
کانال #خانه_ی_مولانا را برای زمانیکه تلگرام در دسترس نیست، در پیامرسان « بله »
داشته باشید 😊👇
🆔 شناسه:
https://ble.ir/Rumi_house
4 359
#انگیزشی
#حضرت_مولانا، خوشی و لذت واقعی را برآمده از (دل) می داند و اینکه آدمی در صورتی می تواند از زندگی خویش لذت برد که قلب او با پرورش درست، سرچشمه شادی و لذت شود. آدمی تنها در این صورت می تواند در همه لحظه های زندگی احساس لذت و شادمانی کند.
چنین کسی به تعبیر مولانا، (بر اثر نگرش درست به جهان پیرامون خویش) حتی در کنج زندان نیز «شاد» و خرسند خواهد بود. مولانا در این باره می گوید:
راهِ لذّت، از درون دان نز برون
ابلهی دان: جُستنِ قصر و حُصُون
آن یکی در کنجِ مسجد، مست و شاد
وآن دگر در باغ ، تُرش و بی مراد
لطف شیر و انگبین، عکس دل است
هر خوشی را آن، خود از دل حاصل است
#مثنوی_معنوی
#شمس_تبریزی در حکایتی می گوید: «عارفی را گفتند سر برآور و به آثار رحمت خدا به اطرافت نظر کن. گفت: این ها، تنها، آثار است، اما گل ها و لاله ها در دل است.»
بنابراین، خرسندی واقعی و لذت حقیقی، در فراهم آوردن هر چه بیشتر ثروت های دنیوی و دل سپردن به لذت های مادی، حاصل نخواهد شد، بلکه سرچشمه لذت ها در درون آدمی نهفته است و بدون خرسندی درونی و رضایتمندی قلبی، حتی انبوهی از لذت های مادی نیز برای آدمی خوشایند نخواهد بود.
@Rumi_house
4 359
" حرص آدم چون سوی گندم فزود
از دل آدم سلیمی را ربود "
#مثنوی_مولانا
@Rumi_house
چون آدمیزاده به سوی مواهب دنیا حریص شد، سلامت دل و قلب خود را از دست داد...
4 359
" هر ندایی که تو را حرص آوَرَد
بانگ گرگی دان که او مردم دَرَد"
#مثنوی_مولانا
@Rumi_house
هر چیزی که طمع تو را افزون کند، اسباب نابودی است...
4 359
زیادی فکر کردن به گذشته تونل زدن به تاریکیه مراقب باش تا حدی بهش فکر کن که بتونی ازش درس بگیری
Dwelling too much on the past is like tunneling into darkness. Reflect on it only to the extent that you can learn a lesson from it.
@Rumi_house 🌾
4 359
Repost from خانه ی مولانا
🍃💕🍃💕
بجو آن صبح صادق را که جان بخشد خلایق را
هزاران مست عاشق را صبوحی و امان باشد
#حضرت_مولانا🌱💕
@Rumi_house ☘🌷🙏
4 359
Repost from خانه ی مولانا
ويدئوى تكاندهنده براى آنهايى كه نمىدانند در مسابقه زندگى از چه امتيازاتى در قياس با ديگران برخوردارند!
این فیلم کوتاه را برای دوستان تان ارسال کنید.
#خانه_ی_مولانا
@Rumi_house
4 359
"مولانا در مثنوی بیشتر درباره ی جوع عارفانه یا گرسنگی اختیاری سخن گفته است و فریضه ی روزه را نیز در مطاوی آن آورده است.او بیشتر ایام سال را به روزه می گذرانید و به گاه افطار نیز به اندک بسنده می کرد.نقل است که روزی مولانا به حمام درآمد و به جسم لاغر خود نگاهی کرد و گفت:[در تمام عمر خود از کسی شرمسار نشدم مگر امروز که از این جسم خجالت می کشم.اما چه کنم که آسایش من در رنج اوست]."
میناگر عشق، استادکریم زمانی
@Rumi_house ☘🌸☘
@Rumi_house
4 359
#خانه_ی_مولانا
چند خوردی چرب و شیرین از طعام؟
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر؟
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
#مثنوی_شریفمولانا
@Rumi_house 🌸☘
4 359
📚 فرزند حافظ!
#خانه_ی_مولانا 🌹🌸
وارد شد و گفت: عمو، یه فال بخر.
گفتم: چند؟
گفت: هرچه خودت گفتی.
گفتم: دههزار تومن خوبه؟
گفت: باشه، دههزار تومن.
دستهی فالها را گرفت طرفم. یکی برداشتم و پنجاههزار تومان دادم دستش.
دستهای هفتهشتسالهاش خشک و ترکخورده بود؛ انگار دستهای یک پیرمرد هفتاد، هشتادساله باشد، نه دستهای کودکی که باید هنوز بوی بازی و شیطنت بدهد.
از جیب عقب شلوارش یک کیف پول بیرون کشید. چنان با ژست مردانه دستبهجیب شد که دلم برایش رفت. چند اسکناس دههزارتومانی را با ادب و نزاکت گرفت طرفم.
گفتم: نمیخوام عمو!
گفت: حرف زدیم.
و چنان گفت که انگار میخواست بگوید: "مَرده و حرفش!"
گفتم: پس چهارتای دیگه برمیدارم.
با این شرط قبول کرد.
با لذت، حرکات و طرز ایستادن مردانهاش را نگاه میکردم. پنجاهتومانیاش را گذاشت وسط کیف پول مشکی اش. چشمم به قاب تلقی کیف پول افتاد؛ عکس یک زن و مرد کنار هم بود. حدس زدم پدر و مادرش باشند.
پرسیدم: حافظ رو میشناسی؟
گفت: خیلی نه، یه شاعره که قبرش تو شیرازه، اما انگار پدرمه.
تعجب کردم. گفتم: چطور؟!
گفت: خیلی وقته مُرده، اما سالهای ساله که به خیلیها مثل من نون میرسونه؛ خیلی دوست دارم یه بار برم سرِ قبرش!
چند لحظه ساکت ماندم. نمیدانستم به صورت کوچکش نگاه کنم، به دستهای ترکخوردهاش، به کیف پول مشکی مردانهاش یا به حرف بزرگی که از دهان کودکی به آن کوچکی بیرون آمده بود و یا مناعت طبعش!
زیر لب گفتم:
"بنازم مردونگیتو! که از خیلی ریشدارها، قدرشناستر و مردتری!"
اما ذهنم هنوز درگیر حرفش بود؛ "حافظ انگار پدرمه."
ما معمولاً حافظ را با فالهای شب یلدا، عاشقانههایش، غزلهایش و رازهایی که در بیتهایش جستوجو میکنیم به یاد میآوریم. کمتر فکر میکنیم که شعر یک شاعر، قرنها پس از مرگش، ممکن است برای کودکی که حتی فرصت درستوحسابیِ کودکیکردن نداشته، به نان تبدیل شود؛ به لقمهای که سر سفره میبرد، به پولی که در کیفش میگذارد و شاید به امیدی که برای فردا نگه میدارد.
حافظ قرنهاست که در خاک آرمیده، اما کلماتش هنوز میان مردم راه میروند؛ از خانهای به خانهی دیگر، از دستی به دستی دیگر. گاهی در مجلسی باشکوه خوانده میشوند و گاهی در گوشهی خیابان، نان شب کودکی را فراهم میکنند.
و چه تناقض تلخی! شاعری که روزگاری از عشق و رندی و راز هستی میسرود، حالا برای پسربچهای که شاید هنوز معنای بسیاری از شعرهایش را نداند، نانآور شده است؛ پسربچهای که نه از آرایههای ادبی چیزی میداند و نه از وزن و قافیه، اما معنای شعر را به شکلی عمیقتر از بسیاری از اهل ادب فهمیده است. شعر وقتی به زندگی راه پیدا کند، دیگر فقط کلمه نیست؛ میتواند نان باشد، پناه باشد و دستی باشد که از قرنها پیش، دست کودکی را میگیرد.
آن روز من یک فال خریدم، اما با حقیقتی بزرگ آشنا شدم. گاهی ارزش یک شاعر را نه منتقدان ادبی تعیین میکنند، نه دانشگاهها و نه کتابهایی که دربارهاش نوشتهاند؛ گاهی باید از کودکی پرسید که نانش را از شعر او درمیآورد.
و شاید بزرگترین ستایش حافظ همین باشد؛ اینکه پس از قرنها، کودکی هفتهشتساله در کرمان، بیآنکه غزلهایش را خوب بشناسد، او را پدر خود بداند.
و من با خودم فکر کردم: خوشا به حال حافظ که چنین فرزندی دارد؛ و خوشا به حال ادبیاتی که هنوز میتواند نان بدهد، حتی به کودکانی که سهمشان از زندگی، خیلی زودتر از موعد، مردشدن بوده است.
پاکت فال را باز کردم، حافظ گفت:
"گر چه گردآلود فقرم، شرم باد از همتم
گر به آبِ چشمه خورشید، دامن تر کنم"
کرمان. مهرماه ۱۴۰۵
علی شریفی
@Rumi_house ☘🌹☘
4 359
Those who sit in judgment of others' lives are oblivious to the fact that, by expending their energy in this pursuit, they deprive themselves of inner peace and serenity.
#Wayne_Dyer
آنان که به قضاوت زندگی
دیگران می نشینند؛ از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خود در این زمینه، خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.
#وین_دایر
@Rumi_house
4 359
Repost from خانه ی مولانا
در بحث با فردی با هوش ،
برنده شدن خیلی سخته،
اما در بحث با یک احمق، برنده شدن،
نزدیک به غیر ممکنه!
عذر احمق بتر از جرمش بُود
عذر نادان زهر هر دانش بُود
#مولانا🌹🙏
@Rumi_house ☘🌹
#خانه_ی_مولانا
4 359
Repost from خانه ی مولانا
دیوان شمس » رباعیات
علمی که ترا گره گشاید به طلب
زان پیش که از تو جان برآید به طلب
آن نیست که هست مینماید بگذار
آن هست که نیست مینماید به طلب
#مولانا🌱
@Rumi_house 🌷
#خانه_ی_مولانا🌱
