uk
Feedback
کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Відкрити в Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Показати більше
2 089
Підписники
+324 години
+37 днів
+230 день
Архів дописів
آموزش صوتی و تصویری الفبای کردی تاریخ انتشار 1396/04/25 نسخه 3

آموزش تصویری و صوتی گام به گام نوشتن اسامی شهر و انسان در زبان کردی. ایده آل برای نوآموزان. نسخه 1 تاریخ انتشار: 1396/05/14

پیمانکاری ساختمان از پی تا بام توسط آقای امیر علی مردانی فرزند حاجی قشم با تخفیف ویژه برای هم روستاییان عزیز و گرامی 🌹🌹🌹🌹
پیمانکاری ساختمان از پی تا بام توسط آقای امیر علی مردانی فرزند حاجی قشم با تخفیف ویژه برای هم روستاییان عزیز و گرامی 🌹🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo

پنجشنبه است و ثواب دیدن این کلیپ را تقرب بخدا و شادی ارواح گذشتگان قرار دهیم با ذکرصلوات بر.... @buvanloo

غمگینم مثل پسری که به مادرش میگفت: خدا را چه دیدی شایدیک روز درد قیمت پیدا کرد ما هم ثروتمندشدیم.... @buvanloo
غمگینم مثل پسری که به مادرش میگفت: خدا را چه دیدی شایدیک روز درد قیمت پیدا کرد ما هم ثروتمندشدیم.... @buvanloo

به بهانه بازی بپا نبازی....!!! فصل کاروتلاش را پشت سر گذاشته و عشایر زحمتکش نیز راهی ییلاق مراوه تپه شده اند ؛ تقریبا سکوتی نسبی بر کوچه پس کوچه های روستا حکمفرماست ! ریش سفیدان که سرمایه های ما هستند ؛ هرکدام با کوله باری از خاطرات وتجربه روبه آفتاب نشسته اند و هرکدام به نوبت خاطرات و گذشته شان را ورق می زنند! صدای قهه قهه بلند است ؛ خنده هایی که از ته دل بر میخیزد... درب مسجد نیز محل بازی همیشگی و پر طرفدار ‌(کاو یا بجول)جوانان است! جوانانی که به دلیل فصل سرما اکثرشان برای کار به تهران نرفته و در روستا ماندگارشده اند، با بازی های محلی اوقات فراغتشان را پر می کنند! هرچه زمان میگذرد تعداد نفرات و جوانان کاو و سقا به دست با جیب های پر از بجول بر جمع جوانان افزوده می شود! با کشیدن دایره ای و خطی وسط آن؛ هر کدام یک کاو را روی خط گذاشته تا از فاصله ای دور با سقایی که در دست دارند آنها را از دایره ای که کشیده شده بیرون کنندو... صدای چک وپک صدای هوش و هسپ صدای ناگهانی چورررر..... یادش بخیر!!! بازی های محلی و یک رنگیها وصفاوصمیمیتها همه از صفحه روزگار واز خاطرات محو شد و به تاریخ پیوست! امیدوارم برای نسل آینده تعریف این قبیل خاطرات خنده دارو مضحک نباشد! نسلی که سرش دائم درفضای مجازی و زیر پتو و لحاف هم مخفیانه نگاهشان به صفحه گوشی است ...!!! کاو های من.. ای بجول ها... ای سقای من... چه هسپ آمدن هایت که برایم شانس آورد... چه هوشه آمدن هایت که... و چه چک و پکهایت که چک و پک زندگی ام را به هم ریخت...!!! از آن👆 شاخه پرشی داشته باشم به 👇این شاخه!!! زندگی امروز ما چقدر شبیح صحنه بجول بازی است! دایره زندگی امروز ما به سقایی می ماند که ناجوانمردانه حریفان را از میدان و دایره اش به در می کندو پا را بر روی اصول بازی می گذارد و انسانیت را له می کند! نِه قِه!!! چه کلمه نحسی که امروز نِه قِه کنندگان بر نردبانی که از مهره های کمر همنوعانشان ساخته اند پا گذاشته و به بالاها چنگ می زنند! رعیتی که عمری را با زحمت جمع کردندو یک شبه به دست نه قه گرهای بی دین زحمتشان بر باد رفت... براستی چه سخت است چکو پک های زندگی را تحمل کردن! بازی کردن چه سخت است در این دایره که کاو کتک خور داخل خط باشی و دائم از سقاهای گنده و قول پیکری که شکم هاشان را از سرب گداخته پر کرده اند توسری و لگد بخوری و به بیرون از دایره پرت شوی ! چه بازی ناجوانمردانه ای! و چه بسیارند گرگان در کمین نشسته ای که هر لحظه در انتظار فرصتی مناسب برای قاپیدن آلات و ابزار بازی ! ناگهان شخصی نترس و با جربزه چون یوز پلنگ از پشت حصار و مخفیگاه با جهشی برق آسا و صدای چوررررررر! تمام زحمات صحنه گردانان را بر باد می دهد! این است صحنه قمار زندگی امروز ما...! صحنه گردان و کارگردانانی که ریش وپشمی تافته وبافته اند و چنان داغ مهرها بر پیشانی نهاده و دم از دین ومذهب می زنندکه بجای دعوت بسوی اهدنا صراط المستقیم ! ماها را به پرتگاه المغضوبین والضالین کشانده اند! تا سقوط انسانیت را به نظاره بنشینند!!! ظاهر سازانی که روز به روز با نام دین انسان را بی دین و.... عجب روزگار و دنیای خرتو خری شده است! هر جا مسلمانی است جنگ و خونریزی و قتل و غارت به نام رسول و الله...! و گرسنگی و دزی و کلاهبرداری وخشونت و پس رفت... و هرجا غیر مسلمانی است اختراع و مهربانی و برادری و برابری و راستی و درستی وانسانیت وپیشرفت ....! ای سقای من ای بجول ای چک و پکم ای هوشه ، هسپم..... میرسد روزی که بی هم میشویم یک به یک از جمع هم کم میشویم میرسد روزی که ما در خاطرات موجب خندیدن و غم میشویم... ✍علی محمدزاده بوانلو @buvanloo

#حکایت پندآموز (۳)💐💐💐 در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود که چهار همسر داشت. همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می داد. همسر سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می کرد. نزد دوستانش او را برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مرد دیگری برود و تنهایش بگذارد. واقعیت این بود که او همسر دومش را هم بسیار دوست داشت. او بسیار مهربان بود و دائماً نگران و مراقب مرد بود. مرد در هر مشکلی به او پناه میبرد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید. اما همسر اول مرد؛ زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود. اما اصلاً مورد توجه مرد نبود. با وجود این که از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریباً هیچ توجهی به او نداشت. روزی مرد احساس کرد به شدت بیمار است و به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: من اکنون چهار همسر دارم ،اما اگر بمیرم دیگر کسی را نخواهم داشت، تنها و بیچاره خواهم شد ! بنابراین تصمیم گرفت با همسرانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند. اول از همه سراغ همسر چهارمش رفت و گفت: من تو را از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟ زن به سرعت گفت: "هرگز” ؛ همین یک کلمه و مرد را رها کرد. مرد با قلبی که به شدت شکسته بود به سراغ همسر سومش رفت و گفت: من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟ زن گفت: البته که نه ! زندگی در این جا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم. قلب مرد از این حرف یخ کرد. مرد تاجر به همسر دوم رو آورد و گفت: تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر، میتوانی در مرگ همراه من باشی؟ زن گفت : این بار با دفعات دیگر فرق دارد. من نهایتاً می توانم تا گورستان همراه تو بیایم اما در مرگ … متأسفم ! گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد. در همین حین صدایی او را به خود آورد: من با تو می مانم ، هر جا که بروی! تاجر نگاهی کرد ، همسر اولش بود که پوست و استخوان شده بود. غم سراسر وجودش را تیره و تار کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و به آرامی گفت: "باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت می بودم… در حقیقت همه ما چهار همسر داریم!!! همسر چهارم که بدن ماست. مهم نیست چه قدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ،اول از همه او، تو را ترک می کند! همسر سوم که دارایی ماست. هر چقدر هم برایت عزیز باشد وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد. همسر دوم خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر صمیمی و عزیز باشند وقت مردن نهایتاً تا سر مزارت کنارت خواهند ماند. همسر اول که روح ماست. غالباً به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست مےکنیم. او ضامن توانمندی های ماست، اما ما ضعیف و تنها رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه باشد اما آن روز دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است..!!!💐💐💐💐 @buvanloo

قابل توجه هم ولایتی های متقاضی پروانه کسب ؛ ((آموزشگاه بهداشت اصناف راه سلامت)) با مدیریت سر کارخانم مهندس رفعت "عروس خانواده
قابل توجه هم ولایتی های متقاضی پروانه کسب ؛ ((آموزشگاه بهداشت اصناف راه سلامت)) با مدیریت سر کارخانم مهندس رفعت "عروس خانواده محترم حسین زاده" واقع در آدرس درج شده در بنر فوق افتتاح شد @buvanloo

photo content

♠️♠️♠️♠️♠️♠️♠️ همچنین مراسم سوم آن عزیز از دست رفته فردا در مسجد امام رضا واقع در خیابان احسان برگزار میگردد. ⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
♠️♠️♠️♠️♠️♠️♠️ همچنین مراسم سوم آن عزیز از دست رفته فردا در مسجد امام رضا واقع در خیابان احسان برگزار میگردد. ⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️ @buvanloo

⚫️⚫️⚫️(( انا لله و انا الیه راجعون ))⚫️⚫️⚫️ در کمال تاسف و تاثر خبردار شدیم " آقای برات محمدیان دار فانی را وداع گفتند، در اینجا لازم است از طریق این رسانه این مصیبت دردناک را خدمت خانوادهای هژبری قربانزاده چابک و دیگر بستگان و آشنایان آن مرحوم تسلیت گفته و آرزوی مغفرت و آمرزش برای ان مرحوم و صبر جزیل برای بستگان وی از درگاه خداوند متعال مسئلت نماییم. ⚫️⚫️⚫️ روحش شاد و یادش گرامی باد ⚫️⚫️⚫️ @buvanloo

قدیما تو سرمای سوزناک آخر پاییز، هیچی اندازه رفتن به خونه گرم و دنج مادربزرگ و کنار اونا بودن، بهمون حال نمیداد! باسپاس از هم
قدیما تو سرمای سوزناک آخر پاییز، هیچی اندازه رفتن به خونه گرم و دنج مادربزرگ و کنار اونا بودن، بهمون حال نمیداد! باسپاس از همراه همیشگی کانال بوان آقای محمد محمدنژاد @buvanloo🌷🌹🌷

جاده اي رويايي، كره جنوبي جاده عشاق تقدیم به هم ولایتیهای خوش ذوق بوانی با سپاس از همراه کانال زیبای بوان آقای محمد محمدنژاد
جاده اي رويايي، كره جنوبي جاده عشاق تقدیم به هم ولایتیهای خوش ذوق بوانی با سپاس از همراه کانال زیبای بوان آقای محمد محمدنژاد @buvanloo🌷🌹🌷

👌داستان کوتاه پند آموز(۲) 💭 روزی جوانی نزد پدرش آمد و گفت: دختری را دیده ام و میخواهم با او ازدواج کنم من شیفته زیبایی و جذابیت این دختر و جادوی چشمانش شده ام، پدر با خوشحالی گفت این دختر کجاست تا برایت خواستگاری کنم؟ پس به اتفاق رفتند تا دختر را ببینند اما پدر به محض دیدن دختر دلباخته او شد و به پسرش گفت: ببین پسرم این دختر هم تراز تو نیست و تو نمیتوانی خوشبختش کنی، او را باید مردی مثل او تکیه کند، 💭 پسر حیرت زده جواب داد، امکان ندارد پدر کسی که با این دختر ازدواج میکند من هستم نه شما!! پدر و پسر با هم درگیر شدند و کارشان به قاضی کشید ماجرا را برای قاضی تعریف کردند. قاضی دستور داد دختر را احضار کنند تا از خودش بپرسند که میخواهد با کدامیک از این دو ازدواج کند قاضی با دیدن دختر شیفته جمال و محو دلربایی او شد و گفت این دختر مناسب شما نیست بلکه شایسته ی شخص صاحب منصبی چون من است پس این بار سه نفری با هم درگیر شدند و برای حل مشکل نزد وزیر رفتند 💭 وزیر با دیدن دختر گفت او باید با وزیری مثل من ازدواج کند و قضیه ادامه پیدا کرد تا رسید به شخص امیر، امیر نیز مانند بقیه گفت این دختر فقط با من ازدواج میکند!! بحث و مشاجره بالا گرفت تا اینکه دختر جلو آمد و گفت راه حل مسئله نزد من است، من میدوم و شما نیز پشت سر من بدوید اولین کسی که بتواند مرا بگیرد با او ازدواج خواهم کرد!! 💭 و بلافاصله شروع به دویدن کرد و پنج نفری پدر؛ پسر؛قاضی ؛ وزیر و امیر بدنبال او،ناگهان هرپنج نفر با هم به داخل چاله عمیقی سقوط کردند. دختر از بالای گودال به آنها نگاهی کرد و گفت آیا میدانید من کیستم؟!! ✅من دنیا هستم!! من کسی هستم که اغلب مردم بدنبالم میدوند و برای بدست آوردنم با هم رقابت میکنند. و در راه رسیدن به من از دینشان، معرفت و انسانیت شان غافل میشوند. و حرص طمع انها تمامی ندارد تا زمانیکه در قبر گذاشته میشوند در حالی که هرگز به من نمیرسند!!!🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo

زندگی موسیقی گنجشک هاست زندگی باغ تماشای خداست زندگی یعنی همین پروازها صبح ها لبخندها آوازها سلام دوستان صبحتون بخیر روزتون قشنگ @buvanloo

چه رفشه له دوریی مالان...!!! @buvanloo
چه رفشه له دوریی مالان...!!! @buvanloo

عشایر ایل قهرمانلو در منطقه شاه جهان @buvanloo
عشایر ایل قهرمانلو در منطقه شاه جهان @buvanloo

ایرو کیا فتیره سیلان دایه سری مه....!!! @buvanloo
ایرو کیا فتیره سیلان دایه سری مه....!!! @buvanloo