2 646
Підписники
+224 години
+57 днів
+1430 днів
Архів дописів
2 646
نامه چون مار بپایِ قلمم میپیچد
چهکنم حرفِ سر زلفِ تو در طومارست
#طالبآملی | @shahbeit_e_hendi
2 646
بامحرمانِ زلفِ توام سینه صاف نیست
تا قتل همرهم چه نسیم و چه شانه را
#طالبآملی | @shahbeit_e_hendi
2 646
دیدمش مست به رخساره پریشان موها
گره از زلف گشاده زده بر ابروها
رو ترنج ذقنی جوی طبیبا، که دلم
نشکند تلخی صفراش بدین لیموها
باز صف بسته بخون ریز دلم خوبان را
زلفها از طرفی وز طرفی گیسوها
من مشامِ دل پر درد نمیدزدم لیک
بویِ تأثیر نمیآید ازین داروها
چشمِ با سرمه ز چشمانِ دگر ممتازست
راست چون آهوی مشکین ز دگر آهوها
زخمیِ تیغ ترا جان بلب آمد گستاخ
که چه تعویذ دهد بوسه بر آن بازوها
کفر، آزردنِ دلهاست ایا دینداران
یاد گیرید مسلمانی ازین هندوها
از نمِ اشک، چو تیغ مژه زنگار گرفت
شب هجران توام آینهٔ زانوها
آهِ «طالب» بود از آهِ غریبان ممتاز
همچو بویِ سر زلفِ تو ز دیگر بوها
#طالبآملی | @shahbeit_e_hendi
2 646
ای یادِ آنکه شب همه شب مستِ اشتیاق
میدید دیدهام بخیالِ تو خوابها
بر پیرهن فشان عرقِ دل که بهتر است
بوی گلابِ غنچه ز دیگر گلابها
#طالبآملی | @shahbeit_e_hendi
2 646
پریشان ساز اول خویش را آن گاه عزّت بین
که گل چون شد پریشان، بر سرِ دستار میگردد
#سعیدا | @shahbeit_e_hendi
2 646
در شبِ غریبیها حلقههایِ زلفِ او
طُرفه منزلِ امنی است خاطرِ پریشان را
#سعیدا | @shahbeit_e_hendi
2 646
حال من گشت ز نادیدنِ زلفِ تو پریشان
این پریشانیِ دیگر که تو این حال ندیدی
#فضولی | @shahbeit_e_hendi
2 646
دارم از دستِ تو شب تا صبح با چشمی پر آب
ناله همدم، باده خون، مطرب فغان، راحت عذاب
روز بر من چار چیز از عشق میآرد هجوم
صبح محنت، ظهر ماتم، عصر غم، شام اضطراب
چار چیز از چار عضوم بردهای از یک نگاه
صبر از دل، هوش از سر، جان ز تن، از دیده خواب
عشق در بحری مرا افکند ای یاران که هست
ناخدا دل، آب خون، لنگر نفس، کشتی حباب
همچو زلفش از پریشانخاطریها دادهام
دل به سودا، سر به زانو، رخ به آتش، تن به تاب
عاشقی قصاب بر طفلی، که میداند هنوز
ظلم راحت، دوست دشمن، نیک بد، کشتن ثواب
#قصابکاشانی | @shahbeit_e_hendi
2 646
به جلوه آمدی و سوختم، مبارک باد
مرا خزانِ حجاب و تو را بهارِ خرام
#اسیرشهرستانی | @shahbeit_e_hendi
