uk
Feedback
معلم کاروکسب🥇

معلم کاروکسب🥇

Відкрити в Telegram

کانال رسمی پرویز درگی #معلم_بازاریابی و مدیرعامل tmba.ir 🥇راهکارهای مبتنی بر تجربه من در بازار و دانشگاه👇🏼 📣 #بازاریابی 🔍 #تحقیقات_بازاریابی 🎯 #فروش ♟ #مدیریت 💪🏼 #توسعه_فردی 📱ادمین: @SHARIEDD 🧡عالم عامل عاشق باشيم

Показати більше
4 553
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
+330 день
Архів дописів
سلام.زمینی بکر و خالی را به معماری برای ساخت بنا تحویل دادند.معمار برای پیدا کردن تیم شایسته شروع به پرس‌وجو کرد،خیلی وقت گذاشت.هزینه های مالی و روانی زیاد داده.خیلی سفر رفت.برای ساختمان اینده فعالیتهای برندسازی انجام داد.دیگر همه جا ان پروژه را می شناختند.در محافل مختلف اسمش بود.کار فونداسیون شروع شد .ساختمان قرار بود یک برج بشود پس به زیرساخت و برند قوی نیاز داشت.معمار قصه ما از خیلی خوشی هایش گذشت و کار بخوبی پیش رفت.اما معمار احساس می‌کرد من که بناهای زیادی ساختم.دیده بود که بعضی از قهرمانان در اوج کنار میروند.خوانده بود که مدیران ارشد و کارآفرینان بزرگ از یک‌جایی به بعد کار را به نفرات تازه نفس تر می سپرند.معمار قصه ما می دانست که جانشین پروری یک اصل است.ساختمان به طبقه اول رسید و چهارچوب کار کاملا روشن بود .یک شب معمار با چند ماه مشغله فکریش کنار امد به رسم ورزشکاران بی سروصدا کفش هایش را از پا درآورد.چهار گوشه پروژه را بوسید و با یک استعفا کار را به معاون خودش واگذار کرد و حتی پیشنهاداتش را هم برای چیدمان جدیدی که دیگر خودش در ان نبود ارائه کرد.اصرارها برای برگشت معمار بی فایده بود.حتی در جشن و میهمانی که برای اتمام طبقه اول گرفته بودند نیامد.معمار سرگرم نوشتن شد.تجربیاتش را نوشت تا بماند برای جوان‌ترها. تا مکتوب شود برای آیندگان.یکسال بعد عوامل پروژه گفتند می‌خواهیم شما را بعنوان معمار سال کشور معرفی کنیم او قبول نکرد و طفره رفت.یکسال دیگر این تقاضا ادامه داشت تا بلاخره معمار امد جشن باشکوهی بود و اشک معمار درآمد ولی همچنان گفت من لایق و انتظار این محبت نیستم.اما توجه و قدردانی دوست داشتنی است.پروژه پیش می‌رفت هر سال طبقه ای اضافه میشد پرقدرت.چون نقشه عالی بود.فونداسیون قوی بود.معمار به گوشه تنهایی خود برگشت و از دور نظاره گر بود.گویی کار عوامل پروژه هم با معمار تمام شده بود.کم کم از دل برفت آنکه از دیده رفت.ایکاش فقط از دل می‌رفت.ارام ارام شنید که معمار جدید که معاون قبلی خودش بود در جای جای مختلف میگوید من بودم که کار را به اینجا رساندم قبلش که کاری نشده بود .او دچار سندروم آپولو شده بود.امان از ندیدن دوره نهال کاری.اخبار به گوش معمار می‌رسید هر بار لبخند میزد و برایشان دعا میکرد.هر سال جشن طبقات برگزار می شد حتی دریغ از یک خبر به معمار اول.تا روزی مستقیم شنید که بله شما کاری نکردی من بودم که چنین و چنان کردم.اصلا بیایید ریاست برای شما.معمار دلشکسته گفت فرزندم من اگر دنبال ریاست بودم که خودم دودستی ان را تقدیم شما نمیکردم.فقط دوست داشتم برای جشن دعوت شوم.همین. .و این قصه در بسیاری از سازمان‌های ما ادامه دارد.قبلی ها کاری نکردند.و چند سال بعد قبلی ها کاری نکردند.و چند سال بعد...چرا ما توسعه یافته نمیشویم؟ زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.در جام جهانی اخیر اتفاقات خاص و نابی را شاهد بودیم که تا امروز شانزدهم تیر ماه بنظرم عجیب ترین آنها تغییر باخت دو بر صفر ارزانتین به مصر به برد سه بر دو آرژانتین در مقابل مصر ان هم در مدت یازده دقیقه‌ بود .حالا چه درسهایی میشود گرفت که خودش یک کتاب است.مثل اینکه پیروز ماندن از پیروز شدن مهمتر است‌.مثل اینکه تا لحظه آخر فکر نکنید کار تمام شده و اسیر دام غرور نشوید. مثل اینکه زمان کوتاه هم می‌تواند زمان عمیق دستاورد باشد.مثل اینکه امید و باور مهمترین دو کلمه زندگی هستند .مثل اینکه .‌‌.‌‌‌.گفتم خودش یک کتاب است.اما لطفا هیچگاه نقش قربانی به خودتان نگیرید‌.سرمربی مصر در مصاحبه بعد بازی گفت اینها بخاطر بازاریابی میخواهند مسی را در جام نگه دارند و آرژانتین را قهرمان کنند.من نمی دانم داور به نفع گرفت یا نگرفت.اما معمولا این حرفهای بازنده های نقش قربانی است‌.امروز مدیر شعبه اخراج شده یکی از شرکتها که با کلی وعده و وعید اصلاح شدگی مجددا فرصت دیگری به او داده شده بود و بعد چند ماه باز هم دستاورد قابل قبولی نداشت تماس گرفته بود که ای داد بی عدالتی شده ای بیداد ناجوانمردی شده یا کارشناس تعدیل شده شرکت دیگری من را مورد لطف خاص خودش قرار داده بود که شما من را اخراج کردی که بستگان خود را بیاوری در حالیکه من در استان ایشان و پنج استان مجاورش فامیل و خیش و قومی ندارم.به این عزیزان گفتم من همان کوری هستم که دنبال چشم بینا میگردم‌‌‌.بجای ننه من غریبم بازی و نقش قربانی بروید روی رفتار،مهارت و عملکردتان کار کنید تا تاج سر من و شرکتتان باشید.کسی با مقصر پنداری دیگران بزرگ نمیشود. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.سال هشتادوچهار بود و تی ام بی ای یکساله شده بود و این تعداد شرکت و موسسه زیر مجموعه نداشت.من بودم و سه نفر پرسنل .همه مان بصورت هیاتی همه کار را انجام می‌دادیم از نظافت تا پذیرایی و بستن کلاس که من تدریس میکردم و بچه ها کارهای پشتیبانی را انجام می‌دادند.یادشان بخیر مثل نیروهای فعلی مان فوق العاده بودند.یک روز یک سازمان بسیار بزرگ تماس گرفتند که در سطح کشور هشتصد و پنجاه نمایندگی داریم و می‌خواهیم اینها را در ده مرکز استان‌های بزرگ بصورت منطقه ای اموزش دهید.جلساتی گذاشتیم و قرار شد هر کلاس در دو تا پنجشنبه و جمعه در طول یک ماه برگزار شود.دو روز بازاریابی و فروش.دو روز هم مهارت‌های ارتباطی. از خوشحالی در پوست خودمان نمی گنجیدیم. برای شرکت نوپای ما قرارداد بزرگی بود.چند استاد بازاریابی و فروش و روانشناسی را که می شناختم و کارشان خیلی خوب بود دعوت به همکاری کردیم.یادم رفت بگم که تمام کارهای تهیه هتل و بلیط هواپیما و..‌هم توسط تیم خودمان انجام می‌شد.تقریبا یک چهارم کار پیش رفته بود که یک روز مدیر اموزش سازمان زنگ زد و با استرس و اضطراب فراوان گفت اقای درگی مدیرکل مافوق من تماس گرفته و گفته از همین امروز قرارداد کنسل هست.گفتم چرا گفت چی بگم.همسر مدیرکل که از همکاران ماست در یکی از کلاسها شرکت داشته و با یکی از اساتید شما بحثش شده. استاد هم نمی شناخته ایشان کیه و خلاصه کار بالا گرفته و مدیرکل هم دستور لغو قرارداد را دادند.گفتم نگران نباش فقط اگر میتوانی یک وقت ملاقات از مدیر کل بگیر که با هم پیش ایشان برویم.چند دقیقه بعد تماس گرفت و گفت وقت ندادند.خودم با دفترشان تماس گرفتم و به مسئول دفترشان گفتم دخترم به مدیر کل بگو به حرمت معلمی نه طرف قرارداد، یک وقت به ما بدهد.این جمله کارگر افتاد و برای فردا وقت دادند‌.مدارک هتل های ذخیره شده تا پایان قرارداد و بلیط های پروازها که گرفته بودیم و فرم های ارزیابی از کلاسها را برداشتم و با مدیر اموزش رفتیم نزد مدیر کل و خلاصه با بکارگیری فنون مختلف مذاکره و روانشناسی و مهارت‌های ارتباطی و نشان دادن هزینه ها و همچنین فرم های ارزیابی رضایت کارجویان، که بالای نود درصد بود و یادآوری کردن اینکه این کار چقدر در جایگاه شما در نزد مدیران ارشد موثر است ،بعد دو ساعت موافقت ایشان را برای ادامه کار گرفتیم و به خیر و خوشی پروژه کامل به اتمام رسید‌.به اساتید و همکارانم میگفتم حواستان به تاثیرگذاران باشد خصوصا اگر همسر مدیرکل باشد.چهار کتاب زیر را از انتشارات بازاریابی معرفی میکنم: هنر متقاعدسازی ‌.پرویز درگی اهرم در مذاکره .ولگما. ترجمه دکتر فریز طاهری کیا. ابزارهای مذاکره .ولگما. ترجمه دکتر فریز طاهری کیا. اصول ،فنون و هنر مذاکره با نگرش بازار ایران. دکتر محمدحسین غوثی و پرویز درگی. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.جرالد زالتمن میگوید تصمیمات ما نودوپنج درصد ریشه در عواطف و احساسات و پنج درصد ریشه در منطق دارند.زالتمن میگوید ما با عواطف و احساسات مان تصمیم میگیریم و با عقل و منطق مان توجیه اش میکنیم‌.به همین جهت است که در بازاریابی و فروش نقش علوم روانشناسی و ارتباطات مهم هستند.یاد خاطره ای افتادم از ترمی که برای دانشجویان کارشناسی ارشد ام بی ای در دانشگاه امیرکبیر( پلی تکنیک) درس بازاریابی میگفتم.روزی یکی از دختران دانشجو در زمان استراحت برای مشورت امد.این خیلی معمول است که در زمان استراحت دانشجویان نگذارند نفسی بکشیم و سوالات کاروکسب شان را می‌پرسند. تصور من این بود که سوال ایشان و مشورتی که می‌خواهد در همین امور است اما او با تعجب من گفت که برایم خواستگار آمده و خواستم نظر شما را بدانم و بلافاصله با آب و تاب ادامه داد که قد بلنده،چهارشونه است،ورزشکاره، فوق لیسانس مکانیک داره،ماشین و خونه داره،الان سرپرست یه قسمتیه و..‌وقتی ساکت شد گفتم دخترم مبارکه.گفت پس شما موافقین؟ گفتم اولا من مشاور خانواده نیستم اگر واقعا دنبال مشورت گرفتن هستی از مشاور اصلح روانشناسی مشورت بگیرید من صلاحیت نظر در این حوزه را ندارم‌.ثانیا من تصور می‌کنم شما تصمیمت را گرفته ای و اینطور که از وجنات و کمالات اقای داماد گفتی اگر من هم دختر مجردی بودم به ایشان بله میگفتم.گفتم شما فقط دنبال تایید گرفتن هستی .انشالله مبارک است. کتاب مشتریان چگونه فکر می کنند از انتشارات رسا و کتاب نقشه ذهن مشتری از انتشارات بازاریابی را بخوانید. در ضمن آخرین دوره مهارت‌های فروش بر پایه روانشناسی و ارتباطات با تدریس خودم در پنج جلسه پنج ساعته در روزهای شنبه ( ساعت پانزده تا بیست) از تاریخ بیستم تیر ماه شروع میشود .با همکارانم در آموزشگاه بازارسازان تماس بگیرید. 09102664032 @TMBA1405 زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.اوایل دهه نود سه چهار سالی یک ترم در میان یک درس برای دانشجویان کارشناسی ارشد رشته ام بی ای در دانشگاه علوم و فنون مازندران میگفتم.از انجا که محل دانشگاه شهر بابل بود راننده با شخصیت و خوش ذوقی ساعت چهار صبح می امد درب منزل دنبالم. رستوران قدس که ابتدای پلور بود برای صبحانه توقف میکردیم و ساعت هشت و نیم صبح داخل کلاس بودم و عصر هم با هم بر می گشتیم‌.فامیلی این راننده اقای محمدزاده بود که بازنشسته دانشگاه تهران بود.مردی دانا،دنیا دیده و آداب دان.که بسیار هم زیبا صحبت می‌کرد.من از معاشرت با او لذت میبردم.اما یک درس مهم که از اقای محمد زاده یاد گرفتم این بود که میگفت مرد نباید دست خالی بره خونه.در مسیر برگشت سری به بازار میوه و تره بار بابل میزدیم و به فراخور فصل سیر، باقالی،لوبیا سبز ،سبزی ،تخم مرغ محلی و.‌‌...میخرید‌.میگفت پسرم و دخترم ازدواج کرده اند.اینها را میبرم منزل با همسرم پاک میکنیم و میشوریم و در سه قسمت بسته بندی میکنیم.یا خودشان می ایند و میبرند یا ما برای شان میبریم‌.رفتارش لذت بخش بود.من هم همراهش خرید میکردم‌ و راهنمای خوبی در انتخاب بود. خدا را شکر ما چقدر معلم داریم.فقط باید شاگردی یادگیرنده باشیم. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.چند سال قبل که رئیس انجمن مدیریت کسب و کار ایران بودم برای یک همایش ملی که در دانشگاه ازاد اسلامی رامسر برگزار می‌شد میهمان اهالی بسیار شریف و خونگرم ان خطه بودم.ناگهان در وسط سخنرانی من که مقامات دولتی هم در کنار تجار،صاحبان کاروکسب، اساتید و دانشجویان حضور داشتند ،فردی که دنبال جلب توجه بود از وسط جمعیت بلند شد و فریاد زد که شما برای این شهرستان چه کرده اید؟ اگر راست می‌گویید چند کارخانه به اینجا بیاورید و..‌خلاصه من را با نماینده مجلس و احتمالا رئیس سازمان صنایع و.‌.اشتباه گرفته بود.چند روز پیش هم یکی از دوستان نزدیک و اساتید دوست داشتنی من هم عکس بسیاری از مشاوران کاروکسب را در پستی گذاشته بود و میگفت پس چرا با وجود این همه مشاور وضعیت اقتصاد ما چنین است؟ و اینها اگر می‌توانند برای خودشان کاروکسب راه بیاندازند. اولا اینکه ما چقدر سخنران و مشاور حرفه ای داریم بحث دیگری است. ثانیا بنظرم سوابق و رزومه افراد و برندهایی که با نام آنها پیوند خورده است را بررسی کنیم و حکم کلی ندهیم. ثالثا بررسی کنید که چند نفر اینها خودشان صاحب کاروکسب هستند یا نه، و قدمت حضورشان چقدر است؟ چند نفر پرسنل دارند ؟ و...به هر حال حکم کلی دادن صحیح نیست. اما حرف اخر: مگر قرار است مشاور کاروکسب کار وزیر اقتصاد، وزیر صمت، وزیر کشاورزی و ..‌را انجام دهد.از هر کس چیزی را طلب کنیم و بازخواست که ابتدا مسئولیت و اختیارش را داده ایم. حتی مشاور حرفه ای که بیست سال است در کنار یک برند بخش خصوصی است و می‌دانیم که بخش خصوصی به کسی پول مفت نمی‌دهد، باز می اید و می‌گوید در این دستاوردها هفتاد درصد نقش ژنرال سازمان بوده است که با بینش،منش، جیگر و فرماندهی شایسته عمل کرده است‌.بیست و نه درصد کار مجموعه عزیزان ان سازمان بوده است که با جان و دل عمل کرده اند و یک درصد هم نقش من مشاور و یاور آنها بوده است. لطفا نه الکی مشاور را بالا ببریم و همه فتح الفتوحات را به اسم او بنویسیم و نه تمام کاسه و کوزه های خرابی اقتصاد و نتیجه نگرفتن را سر مشاور بشکنیم. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.عکس راه اندازی یکی از شعبه های فروش را که حدود بیست سال قبل در شرکت شان راه اندازی کرده بودیم فرستاده بود و نوشته بود خیلی زحمت کشیدیم ولی الان مدیران ارشد یادشان نیست .نوشتم خودمان که یادمان هست و همین کافی است.مدتی بعد دیدمش گفت ان شب به جهت نامرادی و قدرناشناسی که صورت گرفته بود،دلشکسته بودم اما ان جمله شما که خودمان که یادمان هست ارامم کرد‌.گفتم ببین ما هدفمان ارزشمندی و ارزش افرینی است‌درست است که مجانی کار نمی کنیم و حق الزحمه میگیریم و از این بابت قدردان کارفرمایان هستیم و دعا میکنیم برکت مال شان بیشتر شود .اما پول بهانه زندگی است نه دلیل ان.دلیل همین ارزش افرینی و خاطره سازی است.همین اثرگذاری است .به او گفتم مدیرعامل عزیزی بعد از چند سال که مشاورشان بودم با چند استاتوس تمام استراتژی ها و پیشنهادات صورت گرفته را که اجرا کرده بود و نتیجه گرفته بود صرفا به یادگیری های خودش از بازار نسبت داده بود و با قدرناشناسی رفتار کرده بود.اما ما معلم هستیم مثل هر انسانی حق داریم دلشکسته شویم اما حق نداریم قدرناشناس باشیم.همین که جیگر اجرایی کردن پیشنهادات را داشته اند،همین که رهبر اجرا بوده اند،همین که پرداخت داشته اند دست شان درد نکند و همه کاپ ها هم در ویترین شان درخشنده. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.سال هزاروسیصد و شصت در دبیرستان پاسداران واقع در سبزه میدان قزوین وارد رشته علوم تجربی و ریاضی شدم.ان موقع قزوین فقط دو سینما داشت بنامهای سینما آریا و سینما مهتاب‌.که هر دو در فاصله چند دقیقه ای دبیرستان ما قرار داشتند.در خانه ما که تلویزیون نبود پس از یکبار رفتن به سینما ،مجذوب ان شدم .کرایه رفت و امد از منزل به مدرسه را که بسیار از هم دور بودند را با پیاده روی،جمع میکردم تا پول سینما در بیاید.بعضا یک فیلم تا عوض شود را سه بار میدیدمش.بی انصاف سینماچی ها هم به تعداد صندلی کار نداشتند هر چقدر ادم می امد میفرستادند داخل سالن.لذا خیلی وقت ها روی پله یا کنار دیوار فیلم را بصورت ایستاده تماشا میکردیم.از لحظه شروع فیلم تا لحظه پایان هم تماشاچی می امد و سانس بی سانس.بعضی ها از وسط های فیلم می‌رسیدند بعد در پخش بعدی اوایلش را تا جایی که دیده بودند می نشستند و خلاصه از اخر به اول می آمدند و می‌رفتند.یکبار که ازدحام جمعیت بود و گرماگرم تماشا بودیم یکی وارد شد و فریاد زد سینما اتش گرفته‌.اقا مردم مثل مور و ملخ بیرون ریختند بعد فهمیدیم آنها به این طریق برای خودشان صندلی خالی کرده اند‌.بعدها دیدم این شیوه ناجوانمردانه سهم گرفتن در بازار هم با شایعه سازی وجود دارد. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.سال هشتاد و یک در خیابان امیراتابک یا سلیمان خاطر فعلی یک آپارتمان نقلی چهل متری اجاره کردم و با یک نفر نیرو که طی چند ماه بعد به سه نفر رسید و بصورت مشاور حقیقی کار می‌کردم تا اینکه سیزدهم دی ماه سال هشتادوسه تی ام بی ای ثبت شد.در ان ساختمان حدود چهل دفتر کار بود و تردد بسیار زیاد‌.یک نگهبان روز داشتیم و یک نگهبان شب.بعد از دو سه ماه تعمیرات کوچکی در دفتر کردیم رنگی زدیم و پارتیشن آوردیم. در این ترددها یکی از نگهبان ها امد و گفت من خودم نقاش هستم کارتان را بدهید من انجام دهم.گفتم ممنونم ولی به جهت هزینه و اینکه شروع کارمان است با کمک دوستانم انجام می دهیم.اقا ایشان به دل گرفت و به دشمن خونی ما تبدیل شد.بسته های پستی ما را که قبلا خودش می اورد و تحویل می‌داد در اتاق نگهبانی نگه می داشت و هیچ نمی گفت‌.ارباب رجوع را سنگ قلاب میکرد‌.به بعضی میگفت فکر نکنم امروز باشند و..‌واقعا واژه انگلیسی گیت کیپر به معنای مراقب و دروازه بان مناسب ایشان بود البته از نوع مخربش.خلاصه خیلی مواظب باشید‌ زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام. در سالهای اولی که تی ام بی ای ( که تقریبا بیست و پنج سال از ان میگذرد) ،شروع بکار کرده بود و ان موقع پرسنل ثابت ما یک دهم تعداد فعلی بود در بلوار دریا یک آپارتمان هفتاد متری اجاره کرده بودیم روزی همسایه محترمی که دفتر آنها هم در همان ساختمان بود در راهرو خوش و بش کرد و پرسید کار شما چیست؟ من هم گفتم ما به کاروکسب ها کمک میکنیم که بقا داشته باشند،رشد کنند،توسعه پیدا کنند،سود ببرند تا بتوانند کیفیت زندگی مدیران،کارکنان،مشتریان و خلاصه جامعه را ارتقاء دهند.ایشان هم ارشمیدس وار انگار که کشف بزرگی کرده است خداحافظی کرد و رفت.فردا صبح که به دفتر امدم ایشان با من وارد دفترمان شد و شرکت شان را معرفی کرد، یک ساعتی نشست مساله هایی که داشت را مطرح کرد و پاسخ گرفت و رفت.حدود ظهر بود بچه ها آمدند و گفتند ایشان دوباره امده،ناچار به سوالاتش جواب دادم و تقریبا هر روز بین یک تا سه بار ایشان تشریف فرما می شدند‌‌.میگفت خدا شما را رسانده من دیگر ساده ترین مساله ها و سوالاتم را هم می آیم پیش شما.وقت قبلی هم نمی گرفت‌.یک طبقه هم بیشتر فاصله نداشت.و پول هم که نمی داد.بعد چند جلسه به بچه ها گفتم این بار که امد موقع رفتن به او صورتحساب بدهید و بگویید تا بحال میهمان ما بودید و حق همسایگی.اما به جهت اینکه اینجا محل درآمد ماست و هزینه هایی هم داریم منبعد حق مشاوره را پرداخت کنید.ایشان با تعجب بسیار گفته بود مگر وظیفه شما این نیست که به شرکتها کمک کنید‌.معلم جماعت که نباید دربند مال دنیا باشد و خلاصه پرداخت نکرده بود و با عصبانیت رفته بود. هر وقت هم من یا کارکنان را در ساختمان می دید،نمی دید ولی ما راحت شدیم. خدایی دوران سختی را در این سال‌ها گذراندیم تا شغل مشاوره جا افتاد.یکی هم میگفت مگر برای حرف زدن پول میگیرند؟ زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.در زمان اجلاس سران ماهاتیر محمد هم به تهران آمده بود افتخار داشتم در یکی از سخنرانی های زمان حضورشان شرکت داشته باشم.در مقابل سوالاتی که برای چگونگی توسعه یافتگی مالزی پاسخ دادند به پیگیری تا حصول نتیجه اشاره کردند.گفتند وقتی تصمیمی گرفته میشود تا زمانیکه به نتیجه نهایی نرسیده ان را رها نمی کنیم.این سندروم رها کردن کار در سازمانهای ایرانی بسیار زیاد است.باور کنید اینقدر که توی سر استراتژی مادر مرده میزنیم اگر یک درصدش را به اجرا و پیگیری بپردازیم خیلی عالی میشود.بدتر اینکه نیروی مسئول دچار بیماری من گفتم میشود.چرا این کار انجام نشد؟ من به فلانی گفتم.خوب عزیز من مسئولیت با شماست حالا اگر از دیگران هم کمک میگیری این نفی کننده مسئولیت خودت نیست.لطفا مسئول باشیم نه صرفا سمت دار. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب

این مهارت برای اخرین بار توسط پرویز درگی معلم کار و کسب برگزار می شود. مهارت های فروش بر پایه روانشناسی و ارتباطات از ۲۰ تیر ماه در ۵ جلسه ۵ ساعته اطلاعات تکمیلی 09102664032 @TMBA1405

سلام.چند سال قبل پروژه مشترکی را با یکی از شرکتهای مطرح ایروان پایتخت ارمنستان قرارداد بستیم. مدیرعامل شرکت رئیس یک انجمن علمی معتبر همان کشور هم بود‌‌.کار خوب پیش رفت اما در سفری که به ایروان داشتم متوجه شدم که بقول ما ایرانی‌ها طرف قرارداد تا حدی ما را دور زده است و علیرغم اینکه در قرارداد دیده شده بود که هیچیک از طرفین حق وارد کردن شخص یا شرکت دیگری را ندارد، آنها رعایت نکرده اند‌‌‌.اعتراض کردم و با سند و شواهد گفتم ما به شما اعتماد کردیم شلوغ کاری کرد و به گردن پرسنل خود انداخت‌‌.و گفت حالا رقمی نبوده و خلاصه کولی بازی.گفتم من نماینده مردمم هستم و برند یعنی قول ارزشمند. ما به تعهدات مان تمام وکمال عمل می‌کنیم.کار تمام شود.دو سه سال بعد همان فرد نماینده اش را برای پروژه دیگری به دفتر من فرستاد و خیلی تلاش کرد مجدد کار کنیم و بنوعی گفتند قبل را هم جبران میکنیم.اما ما یاد گرفتیم که اعتبار از همه چیز مهم تر است‌.مهم است که با چه کسی کار می‌کنید.به آنها گفتم شما بخاطر منفعت غلط کوتاه مدت منافع درست بلند مدت را از دست دادید. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان است.اولین بار که هواپیمای تاجیک ایر من را به انجا برد وقتی وارد سالن فرودگاه شدم یاد بعضی از فرودگاه‌های کوچک خودمان افتادم.اما خیابانهای بزرگ و ساختمان‌های محکم نشان از آثار شوروی سابق داشت‌. دیدن مجسمه رودکی و فارسی دری حرف زدنشان هم جالب بود‌ایرانی ها را دوست داشتند.نکته جالب اینکه هر جایی که می رفتم متوجه میشدم که باید شمرده شمرده صحبت کنم یعنی چند سامانی که واحد پولشان هست را بشمرم.یک روز در خیابان پلیس خوش برخوردی جلو امد و خوش و بش کرد و گفت ما خیلی زحمت میکشیم متوجه شدم ایشان هم توجه می‌خواهد. حتی هنگام خروج از کشور شان وقتی پاسپورتم را جلوی مامور مربوطه گذاشتم مهر را در دست گرفت و به من نگاه کرد تا شیر فهم شدم که پاسپورت تنها کاری نمیکند.اینها خیلی شفاف بودند.خیلی. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.رستوران شلوغ بود عزیزی که سفارش میگرفت در مورد غذاهای خاص شان کامل توضیح می‌داد.ترکیب تشکیل دهنده غذا،طعم و مزه اش،سرو شکل ان و..‌انصافا وقت می‌گذاشت در نهایت مشتری با آگاهی غذا را انتخاب میکرد و حتی ممکن بود با توضیحات شنیده شده غذا را عوض کند مثلا وقتی میگفت این کباب در ظرف دنبه آب شده قرار می‌گیرد یا طعم این غذا خیلی ترش یا تند است طرف با آگاهی تصمیم میگرفت که اری همین را میخواهم یا سفارش خود را عوض میکرد. هنگام خروج از رستوران با او صحبت کردم و گفتم خیلی برای هر فرد وقت میگذاری،علت چیست؟ گفت میخواهم تجربه و خاطره خوبی داشته باشند.گفت رقابت در اینجا زیاد است در اطراف ما رستوران زیاد است.من میخواهم مشتریان از بودن در اینجا لذت ببرند و باز هم بیایند.گفتم ایا شما از مالکین اینجا هستید؟ گفت نه من فقط اینجا کار میکنم.به این میگویند درجه یکرنگی و یگانگی‌.درجه ای که نیرو ،سازمان را از خودش می‌داند.تبریک به مدیری که چنین انتخاب،اموزش و انگیزشی ایجاد میکند. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.از اصفهان به تهران می امدم در ردیف سه تایی دو خانم جوان کنارم نشسته بودند ناخودآگاه در لابلای مطالعه، حرف هایشان را می شنیدم.یکی شان گفت به خواهرم،دختر خاله هام و دوستانم گفتم که برای عروسی پیش رو هیچکس حق نداره لباس قرمز بپوشه چون من میپوشم.میخوام شمع محفل باشم.میخوام همه به من توجه کنند و..‌توجه،توجه.همه دنبال توجه هستند ولی خیلی ها مسیر جلب توجه را بد مدیریت میکنند.خیلی ها دلشان می‌خواهد که فالور زیادی داشته باشند اما بیش از حد روی مشهور شدن با تبلیغات و.‌‌.هزینه میکنند در حالیکه اول باید از خودشان بپرسند که‌ ایا من ارزش دنبال شدن دارم.خیلی ها با گیر دادن به دیگران میخواهند جلب توجه کنند در حالیکه وقت شان را باید صرف توسعه فردی و خلق ارزش برای دیگران بکنند.همه توجه را دوست دارند اما خیلی ها از کج راهه میخواهند به مقصد برسند که به ناکجا آباد میروند. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.در زمان جنگ هشت ساله در منطقه غرب کشور بودم.کوه و کمرهای استان‌های کردستان،کرمانشاه و ایلام را بخوبی گشته ام.یادم هست حدود نیم ساعت بعد از نوسود که یکی از شهرهای ماست به طوویله می‌رسیدیم که جزء کردستان عراق بود.مردم نوسود و نودشه میگفتند ما قوم و خویش هستیم قبل از جنگ دختر می دادیم و دختر می گرفتیم.خیلی وقت ها خریدهایمان را از شهر حلبچه انجام می دادیم.من حلبچه و دجیله و کردستان عراق را در زمان جنگ دیدم.اما در سالهای اخیر برای کاروکسب چند بار به اربیل و سلیمانیه رفتم سرعت پیشرفت آنها بنظرم بیشتر از دبی هست.خیلی به اقتصاد می‌رسند.ساخت و ساز با سرعت پیش میرود.اتومبیل های امریکایی و اروپایی به وفور دیده می‌شوند .شرکتهای مختلف جهان در کردستان عراق حضور دارند.فروشندگان خانم چینی را در فروشگاه‌های اربیل و کردستان دیدم.البته بازار سنتی هم سر جای خودش هست و در کنارش مجموعه هایی حتی بهتر از مراکز بزرگ خرید ما وجود دارند.در سلیمانیه به یک قهوه خانه قدیمی رفتم حال و هوای خاصی داشت.در و دیوارش پر نوشته و عکس بود.نیمکت های چوبی قدیمی داشت.انجا بود که متوجه شدم جلال طالبی با همرزمانش خیلی انجا جلسه میگذاشتند.در یکی از مراکز تجاری سلیمانیه دختر فروشنده با ذوقی جلو امد و گفت من در ایران بزرگ شدم مردم شما در زمانی که پدران و مادران ما به ایران تبعید بودند خیلی به ما محبت کردند .خدایا صلح جهانی.و آرزوی داشتن اقتصادی عالی و اسایش و آرامش و داد و ستد شایسته برای مردم. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.ما مردمی نجیب و دوست داشتنی داریم.انسانهای قدردان و با محبتی که در جای جای این کره خاکی پخش هستند.خیلی از مکان‌هایی که م
سلام.ما مردمی نجیب و دوست داشتنی داریم.انسانهای قدردان و با محبتی که در جای جای این کره خاکی پخش هستند.خیلی از مکان‌هایی که میروم عزیزی جلو می اید و می‌گوید شما اقای درگی هستید؟ بخصوص بعد از کاهش وزن بیست و یک کیلویی که چند سال قبل عملی شد،بعضی با شک و تردید جلو می ایند و پیش خودشان میگویند واقعا خودش هست؟ خیلی ها درخواست عکس یادگاری دارند که با کمال میل میپذیرم و با خودم می‌گویم چقدر وظیفه چون منی دشوار است.چقدر باید روی بینش و منش خودم کار کنم که لایق محبت و لطف این مردم باشم.به واقع که مهمتر از پیروز شدن،پیروز ماندن است.وقتی انسان مورد توجه و مثال مردم قرار می‌گیرد باید تواضع اش بیشتر شود.بیشتر مواظبت کند که در دام غرور نیفتد.یادگیری بیشتری داشته باشد. کتاب های مدیریت برند شخصی بر پایه خود مدیریتی، و مدیریت جیوه‌ای از انتشارات بازاریابی را بخوانید. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.بازار نجف اشرف خیلی شبیه بازارهای شاه عباسی خودمان هستند که در شهرهای قزوین،اصفهان،اراک،شیراز و...بسیاری از شهرهای دیگر یافت می‌شوند.شنیدم طراح بازار نجف جناب میرداماد بوده اند که نمی دانم درست است یا نه.کاسب ایرانی هم در بازار نجف یافت میشود که از شهرهای مختلف ایران به انجا مهاجرت کرده اند.پول ایرانی هم قبول میکنند اما به لحظه نوسانات ان ردیابی میشود.یکی از کاسب ها به من گفت امروز در ایران اتفاق خاصی افتاده؟ گفتم نه چیزی نشنیدم.گفت پس چرا ارزش پولتان جابجا شد؟.یاد اثر پروانه ای افتادم و اینکه اقتصاد کشورها چقدر به هم متصل شده.خصوصا برای همسایگان که ریسک منطقه ای هم به ریسک های سیاسی و اقتصادی شان اضافه میشود. زندگی جریان دارد . پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup

سلام.در یکی از سفرهایم به مسکو از یکی از فروشگاه های شرکت مترو بازدید کردم.این شرکت فروشگاه‌های خود را در مسافتی حدود چهل پنجاه کیلومتری بیرون شهر دایر میکرد.جایی که زمین بزرگی را بگیرند و محوطه بزرگی برای پارکینگ مراجعین پیش بینی شود.مشتریان مترو فروشگاه‌های خرده فروشی هستند و به عبارتی مردم عادی مشتری آنها نبودند‌.فروشگاه با سازه سبک و با ارتفاع حدود ده متر ساخته شده بود.هر مشتری با گاری خودش از جلوی قفسه های بزرگ رد میشد و اجناس را که کارتنی یا در بسته های چند تایی بودند برمی داشت و روی قفسه پایینی قفسه هایی تا سقف قرار داشت که انبار همان محصول بود و بصورت خودکار و توسط ربات کالا از قفسه های بالایی به پایین منتقل میشد و جاهای خالی را پر میکرد.سرعت،دقت،کیفیت کار و مدیریت هزینه فوق العاده بود. کتاب راهنمای مدیران در کانالهای توزیع از انتشارات بازاریابی را بخوانید. زندگی جریان دارد. پرویز درگی.معلم و مشاور کاروکسب. 🆔 شناسه: https://ble.ir/tmbagroup