Light Workers🔆
Відкрити в Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers
Показати більше406
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
+630 днів
Архів дописів
آن کز بهار زاد بمیرد گه خزان
گلزار عشق را مدد از نوبهار نیست
آن گل که از بهار بود خار یار اوست
وان می که از عصیر بود بیخمار نیست
نظاره گو مباش در این راه و منتظر
والله که هیچ مرگ بتر ز انتظار نیست
بر نقد قلب زن تو اگر قلب نیستی
این نکته گوش کن اگرت گوشوار نیست
بر اسب تن ملرز سبکتر پیاده شو
پرش دهد خدای که بر تن سوار نیست
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
چون ساده شد ز نقش همه نقشها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست
#حضرت_مولانا
@lightworkers
آنان که به مرحله ای از حقیقت می رسند که در آن نه خلقتی است و مخلوقی و نه خالقی...
در آن داننده ای هست، نه چیزی برای دانستن و نه دانشی...
نه "من" هست، نه " تو" و نه "او"...
نه مقصودی هست، نه قاصدی و نه رابطهای...
آنجا چه کسی، چه کسی را می بیند؟
آنجا که نه سخن به آن رسد و نه قوه ذهن...
آنجا که متون مقدس آن را "نه این ، نه آن" نامیده است.
فردی که به آنجا برسد، در ورای همه چیز قرار می گیرد،
اما آن که نتواند و یا نخواهد به آن مرحله برسد، تصویر یک خدای واحد و یک پارچه در قالب سه جنبه به ظاهر متفاوت؛
روح(انسان)
طبیعت(دنیای بیرون)
یک حامی فراگیر(خدا)
بر او ظاهر می شود.
در نتیجه فردی که خودش را فراموش میکند (در جنون عشقی برای خدا)
نه دنیا را میبیند، نه خالق آن را...
بلکه تمام آنچه که می بیند یک بینهایت واحد و جدا از نام و شکل است.
اما به محض آنکه به یاد میآورد که و یک انسان است؛
فوراً دنیا در برابرش ظاهر میشود به همراه خدای آن!
به مثابه مجموعه ای از بی نهایت صفات اعلا...
@lightworkers
به آرامش می رسی ؛
اگر هیچ کس را برای چیزی که هست و کاری که می کند ، سرزنش نکنی .
اگر آستانه ی تحملت را بالا ببری و بپذیری آدم ها متفاوت اند و قرار نیست همه ، بابِ سلیقه ی تو باشند . بپذیری رفتار دیگران ، تا وقتی به روان و آرامشِ تو آسیبی نمی زند ، به خودشان مربوط است ...
آدم هایِ امروز آنقدر دغدغه دارند که دیگر حوصله ای برای دخالت و قضاوت و سرزنش ندارند !
آدم ها خودشان مسئولِ رفتار و انتخاب هایِ خودشان اند .
اگر رفتاری آزارت داد و برخوردی بابِ سلیقه ات نبود ؛
یا کنار بیا ، یا فاصله بگیر ،
همین !
@lightworkers
آدمی در دل، رازی است
که خود در دلِ رازی است
به درون که مینگرد رازی است
به برون که مینگرد رازی است
خودِ نگریستن اصلا، رازی است
هستن رازی است
و نه-دیگر-هستن هم رازیست
زمان رازی و مکان هم رازی است
تولد وادی حیرت است
مرگ حیرت اندر حیرت است
پس زبانِ زیادتگو را بگو
که پردهکشد و خموش
این حیرت را شایسته است
تنها سکوت....
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
#بریده_کتاب
همین که فرد به بیشعوری مبتلا شد این بیماری به تمام شئونات زندگی او مسلط میشود بیشعوری مثل انگل از بدن شخص بیمار تغدیه میکند و جدا شدن از آن آسان نیست وقتی کسی بفهمد با حقهبازی و زورگویی میتواند پیروز میدان باشد در دوری میافتد که خارج شدن از آن مشکل خواهد بود.
بیشعوری
خاویر کرمنت
@lightworkers
خوب است انسان مدادی در جیب داشته باشد؛
و اندیشههای لحظهای خود را بنویسد.
آن دسته از اندیشههایی که ناخواسته به ذهنمان می رسند، عموماً با ارزش ترین ها هستند و باید حفظ شوند.
چون آن اندیشه ها به ندرت باز می گردند.
"فرانسیس بیکن"
@lightworkers
ای شَه و سلطانِ ما
اجرایی خاطره انگیز از گروه تنبور شمس
کیخسروپورناظری، سیدخلیل عالی نژاد،علی اکبرمرادی، عبدالرضارهنما، شکرعلی آزادی، فرشاد وطنخواه
آواز : سیدجلال محمدیان
@lightworkers
در فیلم نمایش ترومن، همه زندگی روزها و شبهای ترومن - که اسمش هم هوشمندانه انتخاب شده - تنها یک شوی تلویزیونی است. ترومن مردی آرام، کمی ملنگ و مهربان است که در محاصره دوربین ها زندگی می کند، بدون این که از این محاصره باخبر باشد. میلیون ها آدم نگاهش می کنند، زندگیش را دنبال می کنند، تنها برای این که مطمئن شوند خودشان ترومن نیستند و زندگیشان شو نیست و معنایی دارد. ترومن ما در معرض آن همه چشم راحت و خوشبخت است، تا زمانی که هنوز نمی داند همه چیز فقط یه برنامه ساده تلویزیونی است. شورش ترومن علیه خودش و شرایط، درست از جایی شروع می شود که او کشف می کند همه چیز - مطلقا همه چیز - یک برنامه از پیش تعیین شده و یک نمایش تمام عیار است. رنج، همیشه نتیجه دانستن است. حالا دیگر ترومن نمی تواند مثل روزهای پیشین بگوید سلام، صبح بخیر. صبح و سلام هر دو معنای اصیل خود را از دست می دهند و ترومن مسیر معکوس نیاکانش را طی می کند: آن ها از غار بیرون آمدند تا کشف کنند، ترومن به غار بر می گردد تا کشف نشود ...
صبح با کلافگی بی خوابی شب پیش داشتم به این فکر می کردم که اگر یک دوربین در خانه من بود و تمام اتفاق های روز و شبم برای مردم دنیا پخش می شد، نگرشم به دنیا چقدر عوض می شد. چقدر نقابهای کمتر یا بیشتر لازم داشتم. رنج ها و خوشی ها چقدر جابجا می شدند. به این نتیجه رسیدم شاید روند زندگیم تغییر چندانی نمی کرد، شاید چیزی برای پنهان کردن نداشتم، اما قطعا زمان بیشتری را صرف زیبا بودن - در رفتار و ظاهر و ... - می کردم. همون طور که برای دنیای مجازی معمولا سعی می کنم خلاق ترین یا جذاب ترین بخش وجودم را نمایش بدهم، حتا اگر شبیه من واقعی نباشد. همان طور که می توانم گروهی از دوستان مجازیم را مطمئن کنم از دختر مو مشکی چال لپ دار خوشم می آید اما هرگز زنی با موهای تیره در زندگیم نبوده. مساله این است که آن ها می دانند همه چیز زندگی من فقط یک شوی کم هزینه است، اما به زندگی من نگاه می کنند تا مطمئن شوند خودشان ترومن نیستند.
و بعد همان طور که با کلافگی چای می نوشیدم و وانمود می کردم دوریین ها مردی صبور با فنجان شیک قهوه را ثبت می کنند، فهمیدم ما نقاب ها را برای این لازم نداریم که بقیه دوستمان داشته باشند. برای این لازمشان داریم که بتوانیم رنج زندگی با خودمان در یک شوی کم رمق را تحمل کنیم .....
#حمید_سلیمی
@lightworkers
برای مدت درازی می دانستم که دنیای درونی ما خاکی است که دانه های هنر در آن ریشه می دوانند،
بدون این دانه ای که بخش جادویی زندگی در آن نهان است و از آن کار هنری می تواند زاده شود؛
هیچ هنر یا موسیقی ای نمی تواند وجود داشته باشد.
توماس دو هارتمن
@lightworkers
تنها چیزى که می شود از یک انسان توقع داشت و بهترین تحسینى که می شود از یک انسان کرد این است که اوانسانی خیرخواه باشد
بتواند با دیگران دوستى برقرار کند
و در عشق و ازدواجش، شریکى حقیقى باشد.
لازم نیست مصلح اجتماعى باشید که بتوانید دنیاى بهترى بسازید
همین که دنیاى خصوصى خودتان را بهتر کنید ، خدمت بزرگى به جهان کرده اید
آلفردآدلر
@lightworkwes
#بریده_کتاب
و مرا گفت: ای بنده سوی من آی که این آمدن، تنها با فقر و ناتوانی ممکن است.
محمدبن عبدالجبار نفّری
مخاطبات
@lightworkwes
کسی که به کار خود پردازد
اگرچه آن را ناقص انجام دهد
بهتر از آن که به کار دیگری مشغول شود اگر چه آن را کامل تواند انجام داد...
هیچکس نباید از انجام کاری که طبیعت بر عهدهی او گذارده است شانه خالی کند ، اگرچه نقصی در آن باشد.
چه هیچ امری بینقص نتواند بود، چون آتش که از دود خالی نباشد.
#باگاواد_گیتا
@lightworkwes
هنوز هم کارهای خوب زیادی برای انجام دادن باقی مانده است.
اینکه وقتی دیگران شایعه می سازند، دهان مان را ببندیم.
اینکه بدون خصومت به انسان ها لبخند بزنیم.
اینکه کمبود محبت در جهان را از طریق محبت های کوچکتر در زمینه های شخصی تر و کوچکتر جبران کنیم.
به کارمان، ایمان بیش تری داشته باشیم.
صبر و حوصله ی بیش تری داشته باشیم.
و برای انتقام جویی های حقیر به سراغ نقد دیگران نرویم.
@lightworkers
صدای ذهنت را خاموش کن تا آوای شگرف زندگی شنیده شود.
«از درون خویش این آوازها
منع کن تا کشف گردد رازها»
#مولانا
@lightworkwes
مثبت بیاندیشیم
این شگفت انگیز است که قدرت ذهن ما بر روی همه چیز در زندگی ما تاثیر می گذراد. یک پیچیدگی ساده مثبت در یک وضعیت می تواند یک مانع را به یک فرصت تبدیل کند. نه تنها ذوق بیشتری برای زندگی دارید ،سیستم ایمنی بدن شما در زندگی روزمره می تواند با سرماخوردگی و بیماری های قلبی بهتر مبارزه کند.
برای شروع این مرحله دشوار، روی قدردانی تمرکز کنید. هنگامی که به فکر کردن درباره چیزهای بدی که در اطراف شما هستند می پردازی، سریعا متوقف کنید. آن را حذف کنید. به دو مورد از چیزهایی که برای آن سپاس گزارید فکر کنید. در نهایت، ذهن شما این الگو را متوجه خواهد شد و منفی ها را قبل از اینکه شما به طور آگاهانه آن را انجام دهید متوقف می کند.
@lightworkwes
در اساطیر یونان باستان، از شخصیتی
افسانه اي به نام پروکروستس نام برده شده است.
او همه مسافرانی که قصد ورود به آتن را
داشتند، روی تختی می خواباند و اگر
مسافری، کوتاه تر از اندازه تخت بود،
آنقدر او را می کشید تا اندازه شود یا
اگر هم بلندتر بود پاها یا دستهایش
را قطع می کرد.
از نظر پروکروستس تنها اشخاصی
درست و کامل بودند که به اندازه تخت او بودند!
داستان این تخت داستان هر روز
زندگی ماست...
در حقیقت تک تک ما آدم ها
که خود را جزو افراد روشن و باسواد
می دانیم، دیگران را با تخت
پروکروستس خود می سنجیم .
تختی که ابعادش اعتقاد، باور،
ثروت، قدرت، زیبایی و... است!
اگر فردی در این چهارچوب قرار نگیرد
نه تنها باعث افتخار نیست; بلکه ما
به عنوان یک آدم بازنده، بی عرضه
و بی کفایت به او نگاه می کنیم
و آنقدر او را می کشیم یا له می کنیم،
تا از اندازه و فرم واقعی خودش خارج
شود و طبق سلیقه و قضاوت ما شود.
آنگاه که چیزی از خود واقعی اش
نماند، تازه به او افتخار می کنیم.
داستان آن تخت، روایت قالب های
ذهنی و پیش داوری های ماست.
@lightworkers
#بریده_کتاب
خیالات انسان همانند چادرند و در چادر کسی پنهان است. هر گاه که خیالات از میان برخیزند و حقایق روی نماید، قیامت انسان ظهور کند.
فیه مافیه
جلال الدین مولانا
@lightworkwes
