uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Light Workers🔆

Light Workers🔆

Відкрити в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

Показати більше
409
Підписники
+124 години
+37 днів
+830 днів
Архів дописів
اگر چِه دوست بِه چیزی نمی‌خرد ما را به عالمی نفروشیم مویی از سَر دوست چه باشد اَر شود از بند غَم دلش آزاد چو هست حافِظ مسکین
اگر چِه دوست بِه چیزی نمی‌خرد ما را به عالمی نفروشیم مویی از سَر دوست چه باشد اَر شود از بند غَم دلش آزاد چو هست حافِظ مسکین غلام و چاکِر دوست @lightworkers

#بریده_كتاب مرد ناشناس: [...] ولی سؤالی که ناراحتم کرده این است که اگر خدا نباشد، چه کسی حاکم بر سرنوشت انسان است و به جهان نظم می‌دهد؟ بزدومنی با عصبانیّت در پاسخ این سؤال کاملاً بی‌معنی گفت: «انسان خودش بر سرنوشت خودش حاکم است.» خارجی به آرامی جواب داد: «ببخشید، ولی برای آن‌که بتوان حاکم بود باید حدّاقل برای دوره‌ی معقولی از آینده، برنامه‌ی دقیقی در دست داشت. پس جسارتاً می‌پرسم که انسان چطور می‌تواند بر سرنوشت خود حاکم باشد در حالی‌که نه‌تنها قادر به تدوین برنامه‌ای برای مدّتی به کوتاهیِ مثلاً هزار سال نیست، بل‌که حتّی قدرت پیش‌بینیِ سرنوشتِ فردای خود را هم ندارد؟» در این‌جا خارجی به برلیوز رو کرد و گفت: «مثلاً تصوّر کنید قرار می‌شد شما به زندگی خود و دیگران نظم بدهید و داشتید کم‌کم به این‌کار علاقه‌مند می‌شدید که ناگهان... شما... او... او... دچار سکته‌ی قلبی خفیفی می‌شد.» در این‌جا خارجی از تهِ دل خندید، مثل این‌که موضوع سکته‌ی قلبی برایش جالب بود. «بله، سکته‌ی قلبی [...] و این، پایان کار شما به‌عنوان یک ناظم خواهد بود. دیگر سرنوشت هیچ‌کس جز خودتان برایتان اهمیّت نخواهد داشت. خویشاوندانتان از آن به‌بعد به شما دروغ خواهند گفت. وقتی‌که اوضاع را در هم بر هم می‌بینید، به متخصّص و بعد به یک شارلاتان و بالأخره شاید به یک فالگیر رجوع می‌کنید. حتماً قبول دارید که یکی از دیگری بی‌فایده‌تر از آب درخواهد آمد. پایان قضیّه یک تراژدی است: مردی که گمان می‌کرد نقشی تعیین‌کننده دارد، یک‌باره به جسدی بی‌حرکت در یک جعبه‌ی چوبی تبدیل می‌شود و دیگران هم که او را از آن پس بی‌فایده می‌پندارند، می‌سوزانندش.» #میخاییل_بولگاکف از کتابِ مرشد و مارگریتا فارسیِ عباس میلانی @lightwirkers

ضرورت آداب تصوف همه اش، نگاهداشت اَدب است، هر وقتی را ادبی و هر گفتاری را ادبی و هر کرداری را ادبی هر که بر دقایق آداب محافظت نمایند به مقصود رسد، هر که از حفظ آداب بی بهره ماند، دور است گرچه گمان می برد که نزدیک است. بیگانه است، اگرچه ظن می برد که آشنا است، و مردود است گرچه گمان می برد مقبول است. عوارف المعارف #شیخ_شهاب_الدین_سهروردی @lightworkers

هر جا که باشی و در هر حال که باشی جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی. و چون محبت ملک تو شد، همیشه محب باشی در گور و در حشر و در ب
هر جا که باشی و در هر حال که باشی جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی. و چون محبت ملک تو شد، همیشه محب باشی در گور و در حشر و در بهشت، الی مالانهایه. چون تو گندم کاشتی، قطعاً گندم روید و در انبار همان گندم باشد و در تنور همان گندم باشد. #حضرت_مولانا @lightworkers

تاب خواهم آورد و زندگی خواهم کرد.... @lightworkers

زِ ﭼَﺸﻢ ﻣﻦ ﺍﺩﺏ ﺍﻣﺸﺐ ﻣَﺪﺍﺭﯾﺪ که ﺑَﺲ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻭﺣﯿﺮﺍﻧﻢ ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ برایِ حیرانی اِمشب‌ و هَر شب‌مان❤️ @lightworkers

درست همان‌طور که یک فرد ممکن است خواب ببیند که بزرگ‌شده، مدرسه می‌رود، دوست پیدا می‌کند، دانشگاه رفته، عاشق می‌شود، ازدواج می‌کند، شغلی پیداکرده، دارای فرزندانی می‌شود، از فراز و نشیب زندگی خانوادگی‌اش لذت می‌برد، صاحب نوه‌هایی می‌شود، بیمار می‌شود، پیر شده و خودش را درحالی‌که خانواده اطرافش را فراگرفته‌اند در بستر مرگ می‌بیند و درحالی‌که می‌میرد، بیدار شده و می‌بیند که تمام مدت به‌آرامی در بسترش در خواب بوده. به همین صورت خویش ما یعنی همان هشیاری خالص، زندگیِ خویشِ به‌ظاهر منفصل را از ابتدا تا انتها با آرمیدن در وجود خودش بدون اینکه جایی برود یا کاری انجام دهد تجربه می‌کند. #روپرت_اسپایرا @lightworjers

#بریده_كتاب ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼِ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺷﺎﺩﯼِ ﺭﻭﺍﻥِ ﺧﻮﯾﺶ‌ﺍﻧﺪ! ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﻭ آن را ﻣﺸﺘﺎﻗﺎﻧﻪ ﭘﺬﯾﺮﺍ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯽِ ﺣﻘﯿﻘﺖ‌ﺍﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺫﻫﻨﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ‌ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻭﻗﻒِ ﭘﺮﺳﺶ‌ﻫﺎ ﮐﻨﻨﺪ. خیره شدن ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺁﺳﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﭼﺸﻢِ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺁﺯﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ آنچه ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ‌ﺍﯾﺪ ﻣﯽ‌ﯾﺎﺑﯿﺪ. ﺩﺭﻧﻬﺎﯾﺖ ﻧﺠﺎت‌بخش ﺑﺰﺭﮒ، ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻧﺞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺧﺼﺖ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ ﮊﺭﻑ‌ﺗﺮﯾﻦ ژرفاهایمان ﺭﺍ ﺑﯿﺎﺑﯿﻢ. #اروین_یالوم از کتابِ وقتی نیچه گریست @lightwirkers

وقتی که صبح پنجه به درکوبید انگشت‌های نرم تو چابک تر از نسیم نازک ترین حریر نوازش را بر پیکر برهنه‌ی من می‌بافت #نادرنادرپور
وقتی که صبح پنجه به درکوبید انگشت‌های نرم تو چابک تر از نسیم نازک ترین حریر نوازش را بر پیکر برهنه‌ی من می‌بافت #نادرنادرپور @lightworkers

درست همان‌طور که وقتی بازیگر داخل فیلم بیمار می‌شود برای صفحه‌نمایش هیچ اتفاقی نمی‌افتد، به همین ترتیب زمانی که بدن بیمار می‌شود برای آگاهی اتفاقی نمی‌افتد. به همین خاطر است که شناخت ماهیت اصلی آگاهی خالص فرد، شفای غایی است. اگر فرد خودش را به‌عنوان آن آگاهی خالص یا تجربه ساده آگاه بودن بشناسد، همیشه در سلامت کامل است. #روپرت_اسپایرا @lightworkers

و گفت: عبارت نتوان کرد از چیزی مگر به چیزی که از آن رقیق تر و لطیف تر بُوَد و هیچ‌چیز رقیق‌تر و لطیف‌تر نباشد از محبّت. پس به چه از محبّت عبارت توان کرد؟ از محبّت عبارتی نتوان کرد. #تذکرة_الاولیا @lightworkers

آخرش روزی بهارِ خنده‌هامان می‌رسد، پس بیا با عشق، فصل بغض‌مان را رد کنیم... #قیصرامین‌پور @lightworkers

قدرت کلام را دست کم نگیر کلام در زندگی انسان نقشی تعیین ‌کننده دارد. مثلا روزی زنی از من پرسید چرا زندگیش دستخوش فقر و تنگدستی شده؟ او روزگاری صاحب مال و مکنت فراوان بود. دریافتیم که او همواره خسته از اداره‌ی آن خانه و زندگی، یکریز می‌گفته: "دیگر از همه چیز به تنگ آمدم، کی می‌شود تنها در یک لانه زندگی کنم" و افزود: "بله، اکنون تنها و در یک خانه‌ی کوچک زندگی میکنم!" بهتر است بدانید ذهنِ نیمه هشیار حس شوخ طبعی ندارد و مردم اغلب با شوخی‌هایشان تجربه‌هایی ناخوشایند برای خود می‌آفرینند. حتی به شوخی هم هر کلمه‌ای را بر زبانتان جاری نکنید. #راندابرن @lightworkers

#بریده_كتاب عشق از دست رفته هنوز عشق است، فقط شکلش عوض می‌شود. نمی‌توانی لبخند او را ببینی یا برایش غذا بیاوری یا مویش را نوازش کنی یا او را دور زمین رقص بگردانی. ولی وقتی آن حس‌ها ضعیف می‌شود، حس دیگری قوی می‌شود. خاطره شریک تو می‌شود. آن را می‌پرورانی. آن را می‌گیری و با آن می‌رقصی. زندگی باید تمام شود، عشق نه...! #میچ_البوم از کتابِ "پنج نفری که در بهشت ملاقات می‌کنید" @lightworkers

این کیست گشوده خوشتر از صبح پیشانی بیکرانه در من از شوق کدام گل شکفته ست این باغ پراز جوانه در من #فریدون‌مشیری @lightworkers
این کیست گشوده خوشتر از صبح پیشانی بیکرانه در من از شوق کدام گل شکفته ست این باغ پراز جوانه در من #فریدون‌مشیری @lightworkers

مراقبه‌ی آگاه بودن ما هم‌اکنون از تجاربمان آگاه هستیم. از این کلمات آگاهیم، از افکار و احساساتمان هر آنچه که هستند آگاهیم. ما از هر آنچه در حال حاضر در اینجا می‌بینیم و می‌شنویم آگاهیم، از این حسی که از بدن داریم آگاهیم. بدون اینکه تلاشی انجام دهیم از این جریان تجارب آگاهیم؛ و برای اینکه آنی که تجاربمان را می‌داند و از آن‌ها آگاه است باشیم، نیازی به کوچک‌ترین تلاش نداریم. مراقبه درواقع یعنی آگاهانه همان باشیم، «همان‌که از تجاربمان آگاه است.» #روپرت_اسپایرا @lightworkers

سینه تَنگِ من و بارِ غمِ او هیهات مردِ این بارِ گران نیست دلِ مسکینم #حافظ @lightworkers

قطعه سرنوشت باصدای #همایون_شجریان آهنگساز : استادانوشیروان روحانی تنظیم : رضا روحانی @lightworkers

🔹توضیح همایون شجریان در خصوص قطعه سرنوشت دوستان گرامی تصنیف سرنوشت تقدیم است به شما عزیزان. بیش از بیست سال است که افتخار آشنایی با استاد بزرگوار انوشیروان روحانی را دارم و همینطور رضا جانِ روحانی کاربلد که دوستی است قدیمی. دلم می خواست این نکته را در مورد استاد روحانی عزیز حتما‌ً عرض کنم که غیر از تسلط ایشان بر موسیقی و نوازندگی همراه با نگرش حرفه ای و ذوق و خلاقیت شان در آهنگسازی( که بر علاقه‌مندان پوشیده نیست) و حاصل آن بی‌شمار کارهای جاودانه با سبک و سیاق مخصوص به خودشان است، انسانیت و اخلاقِ مثال زدنی ایشان با افراد و بخصوص با دیگر هنرمندان چه آنهایی که استاد موسیقی بوده‌اند و چه آنهایی که تازه پای به این راه گذاشته بودند، آن چیزی ست که همیشه برای من مورد توجه بوده است و لذت بخش. اُمید که همواره سلامت و برقرار باشند. شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته خود ایشان مربوط میشود به سالها پیش ( شاید ۱۰ تا ۱۵ سال ) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترم شان به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آنجا بر روی تابلو خطی اینطور نوشته شده بود «سرنوشت را باید از سر نوشت» دوستان شاعر ایشان آن را بسط میدهند و ایشان هم آهنگ را خلق می کنند. سرنوشت باعث شد افتخار خواندن این کار پس از مدتی طولانی، چند سال پیش قسمت این حقیر باشد. امروز که این تصنیف تقدیم تان می شود بسیار خوشحالم که من هم سهمی در آن دارم امیدوارم با این تصنیف در روزهای قرنطینه و دوری شریک لحظاتتان باشیم و رَنگی از امید آورده باشیم🌹❤️ پی‌نوشت: ممنون از نوا روحانی عزیز و سپاس از غلام‌رضا صادقی برای میکس آواز. @lightworkers

سرنوشت را باید از سر نوشت شاید این بار کمی بهتر نوشت عاشقی را غرقِ در باور نوشت غُصه ها را قِصه ای دیگر نوشت از کجا این باور
سرنوشت را باید از سر نوشت شاید این بار کمی بهتر نوشت عاشقی را غرقِ در باور نوشت غُصه ها را قِصه ای دیگر نوشت از کجا این باور آمد که گفت گر رَود سَر برنگردد سرنوشت گل بکاریم از دل گِل گُل بَراریم در زمستان در بهاران زیرِ باران گل بکاریم گر بخواهیم گر نخواهیم باغبانِ روزگاریم سرنوشت را باید از سر نوشت شاید این بار کمی بهتر نوشت عاشقی را غرقِ در باور نوشت غُصه ها را قِصه ای دیگر نوشت از کجا این باور آمد که گفت گر رَود سَر برنگردد سرنوشت گر تو روزی رازِ این بازی بدانی نکته یِ رمزش بخوانی لحظه هایِ زندگی چون موج دریاست گرچه سرد و سخت زیباست موجِ این دریا گر از پس سرگذشتت سرنوشتت سرگذشتت بر فرازِ قله یِ باور سفر کن بالِ خود را باز تر کن همچو حافظ پای کوبان و غزل خوان لشگرِ غم را بسوزان در فلک سقفی نمانده این زمانه پَر بزن تا بی کرانه سرنوشت را باید از سر نوشت شاید این بار کمی بهتر نوشت عاشقی را غرقِ در باور نوشت غُصه ها را قِصه ای دیگر نوشت از کجا این باور آمد که گفت گر رَود سَر برنگردد سرنوشت قصه ای از سَر نوشت قِصه ای از سرنوشت @lightworkers