uk
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Відкрити в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Показати більше
376
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+530 день
Архів дописів
هر چیزی که در دنیای خارج بر سر آن می‌جنگیم، نبردی در درون خودمان نیز هست. هر کسی که بتواند این را بپذیرد، ابتدا به دنبال راه
هر چیزی که در دنیای خارج بر سر آن می‌جنگیم، نبردی در درون خودمان نیز هست. هر کسی که بتواند این را بپذیرد، ابتدا به دنبال راه حل در درون خودش خواهد بود، و در واقع این راهی است که همه راه حل‌های بزرگ از آن آغاز می‌شوند... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

پادکست یونگ‌نگار #مولانا_در_آیینه_یونگ #رسول_ماجانی @lightworkers

ما با مرگمان از دنیا نمی‌رویم بلکه، دنیا از ما می‌رود... دنیا و زندگی زمینی از پیرامون ظاهری ما خارج می‌شود. سپس ما از عالم معنا و قوانین آنجا پر می شویم،که سابق بر آن، در زندگی زمینی از دنیا و قوانین آن پر بودیم... #گلاره_سادات_اخوی مولانا اعتقاد دارد که این دنیا یک حمام است، حمامی که آتشدان آن را قدرتمندان و ثروتمندان با سوزاندن سرگین گرم نگه داشته اند و انسان باید در این حمام روح خود را شستشو دهد و به عالم معنا که خانه‌ی اصلی اوست بازگردد،ای دوست وجودت را در آب گرم این حمام از آلودگی‌ها پاک کن و به خانه ات باز گرد، بگذار تا دیوها به سرگین‌ها مشغول و حمام دنیا را گرم و پا برجا نگه دارند... @lightworkers

شادمانی از چیزهای معمولی، احساساتی یا پیش پا افتاده نیست. در واقع شجاعت می‌خواهد. هر بار که از شکایت دست می‌کشیم و اجازه می‌دهیم خوشبختی‌های روزمره به ما الهام ببخشند، وارد دنیای جنگجویان می‌شویم.... #پما_چودرون @lightworkers

هر طرف غولی همی خواند ترا کای برادر راه خواهی؟ هین بیا حزم آن باشد که چون دعوت کنند تو نگویی که مست و خواهان من‌اند دعوت ایشان صفیر مرغ دان که کند صیاد در مکمن نهان جذابیت‌های زندگی حکم "صفیر مرغ"را دارند. صیادان در گوشه‌ای پنهان می‌شوند و صدای مرغ را تقلید می‌کنند تا مرغ را به سوی آن صدا بکشانند. با آوردن"صفیر مرغ "- که تقلید صدای مرغ است، نه صدای واقعی مرغ - مولوی می‌خواهد بگوید کیفیت بدلی و بی‌محتوا بودن چیزهایی را نشان بدهد که جامعه از طریق القائات خود ما را اسیر و شیفته آنها می‌کند.... #با_پیر_بلخ #محمد_جعفر_مصفا @lightworkers

+8
#همایون_شجریان #کیخسرو_پورناظری @lightworkers

#همایون_شجریان #کیخسرو_پورناظری @lightworkers
#همایون_شجریان #کیخسرو_پورناظری @lightworkers

دستمال سفید صلح بیست و یکم سپتامبر یا همان سی و یک شهریور روز جهانی صلح است، اما مدتهاست از هر طرف که می روم به جنگ می رسم. هر جا که پا می گذارم، بی هوا مینی منفجر می شود، به خودم که می آیم می بینم هر تکه از روحم به جایی پرتاب شده است. سلامی می کنم و لبخندی می زنم و منتظرم تا لبخندی و سلامی نرم و آرام به سویم برگردد اما به جایش تیری به سمتم شلیک می شود و جانم را به جوخه اعدامی جانگذاز می دوزد. سیاست، انگشت های چرکینش را در چشم همه کرده است و مردم با مردمکانی خونین به تماشای زندگی ایستاده اند. ناچاری و ناگزیری چاره ای جز نفرت و گریزی جز خشم باقی نگذاشته و مردم در برابر سپاه سوگ و لشکر شوربختی به یکدیگر می تازند. میانه روی و مدارا طرفداری ندارد، گویی همگان به افراط و تفریط بر لبه های پرتگاه تندروی به نخی نازک آویخته اند و هر کس بر آن است تا نخ دیگری را به قیچی تیز خویش ببُرَد. خودی و غیر خودی شبانروز در حال لشکرکشی اند و هر کس جز خود، دیگری است و مجازات دیگری زدونش. تیر و‌ ترکش ‌و موشک و‌ مینِ جنگ های بیرونی کشتگان و مجروحان بسیار دارد اما جنگ داخلی، جنگِ شهروند با شهروند و هم وطن با هم وطن… کشتگان و مجروحانش بسیارتر است. و چه اندوهبارتر جنگی و چه نافرجام نبردی که ما در آنیم. من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان دیگر توان دویدن بین خاکریزهای حق و باطل این و آن را ندارم، میان این همه شکست اخلاقی هر پیروزی بی معناست. در همهمه هزاران زنده باد و‌ مرده باد، دستمال سفیدی دارم که از پشت سنگر سکوت، تکانش می دهم، می توان نام تسلیم بر آن گذاشت یا صلح، اما هر چه هست دیگر مجال و حالِ قال و مقال نیست. من آن سرباز تنهایم که برای نجنگیدن، مبارزه می کنم، برای دفاع از مرزهای انسان ماندن… #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

بگذارید این طور بگویم: هر جنبه‌ای از خودمان را که از آن آگاه نیستیم، تمایل داریم در دیگران ببینیم. سوال اینجاست، آیا ما واقعا
بگذارید این طور بگویم: هر جنبه‌ای از خودمان را که از آن آگاه نیستیم، تمایل داریم در دیگران ببینیم. سوال اینجاست، آیا ما واقعاً با آن شخص ارتباط برقرار می‌کنیم، یا با یک وجه ناخودآگاه از خودمان؟ اگر واقعیت طرف مقابل را نبینیم، در یک حباب خودشیفته گرفتار می‌شویم... #دریل_شارپ @lightworkers

خلیل و نمرود که یکی رمز " دل" و دیگری رمز " نفس" است در عالم صغیر، در عالم کبیر نماینده دو نوع انسان‌اند: انسانی که اسب نفس را رام و مطیع اسب دل کرده و به مقام فرشتگی رسیده است، و انسانی که اسب دل را خوار و زبون اسب نفس ساخته و به مقام حیوانی سقوط کرده است. به همین سبب در داستان ابراهیم دو شخصیت ابراهیم و نمرود در مقابل هم قرار گرفته‌اند. آن‌چه از برای نمرود نار و عذاب است برای ابراهیم نور و لطف و رحمت است و آن‌چه که نفس از آن گریزان است، دل به سوی آن دوان است. نمرود قهر پنهان خدا را در لطف نمی‌بیند و خلیل لطف پنهان خدا را در قهر می‌بیند و این ناشی از وضع این دو در این جهان است... #تقی_پورنامداریان @lightworkers

زادن و پروردن داشتن بدون تصاحب عمل بی‌چشم داشت راه نشان دادن و در پى تسلط بر نيامدن: اين است فضيلت برتر... #تائو_ته_چينگ @lig
زادن و پروردن داشتن بدون تصاحب عمل بی‌چشم داشت راه نشان دادن و در پى تسلط بر نيامدن: اين است فضيلت برتر... #تائو_ته_چينگ @lightworkers

⁣و گفت: از جوی‌های آب روان، آواز می‌شنوی که چگونه می‌آید؟ چون به دریا رسد ساکن گردد و از آمدن و بیرون شدن او دریا را زیادت و
⁣و گفت: از جوی‌های آب روان، آواز می‌شنوی که چگونه می‌آید؟ چون به دریا رسد ساکن گردد و از آمدن و بیرون شدن او دریا را زیادت و نقصان نبود... #تذکرة_الاولیاء @lightworkers

این که کسی شجاعت پذیرش ویژگی را در خود داشته باشد که آن را دوست ندارد و سال‌ها آن را سرکوب کرده است، عملی سرشار از شجاعت است.
این که کسی شجاعت پذیرش ویژگی را در خود داشته باشد که آن را دوست ندارد و سال‌ها آن را سرکوب کرده است، عملی سرشار از شجاعت است. اما اگر شخص آن ویژگی را نپذیرد، در پس پشت او عمل خواهد کرد... #ماری_لوئیز_فون_فرانتس #سایه_و_شر_در_افسانه‌ها @lightworkers

هر کسی که سایه و روشنایی خود را همزمان درک کند، خود را از دو سو می‌بیند و بدین ترتیب به مرکز می‌رسد.... #کارل_گوستاو_یونگ @li
هر کسی که سایه و روشنایی خود را همزمان درک کند، خود را از دو سو می‌بیند و بدین ترتیب به مرکز می‌رسد.... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

خوش‌بختی یک وضعیت نیست که ما در آن قرار بگیریم، بلکه یک احساس است که او باید در ما قرار بگیرد. احساسی که در درجه نخست، معلول طرز نگرش و قضاوت‌ ماست. اغلب ما هر آن‌چه را به دست می‌آوریم، خیلی زود به صندوق داشته‌های کم‌ارزش قبلی می‌سپاریم و بی‌قرار و شتاب‌زده در پی آن‌چه که قرار است بعدا به دست بیاید می‌دویم. این که در نگاه ما همواره آن‌چه که هست، خُرد و بی‌مقدار بنماید و آن‌چه که نیست، بزرگ و چشم‌گیر جلوه کند، طرز فکری است که مانع می‌شود احساس رضایت، پا به درون ما بگذارد. «ذهنیت تردمیلی»، احساس نقص و نارضایتی را به جزوی همیشگی از تفکر انسان تبدیل می‌کند. اگر در عین تلاش برای شرایط بهتر، آن‌چه را که هستیم و داریم قدر بشناسیم و از آن بهره ببریم، مانع بزرگی از سر راه شادمانی‌مان کنار خواهد رفت... البته باید دانست که شُکر و قدرشناسی، فقط در به یاد آوردن یک موهبت و به زبان آوردن «به به!» و «خدا را شکر» نیست (به‌قول انگلیسی‌زبانان این‌ها فقط «خدمات شفاهی» است!) دانستن قدر یک چیز یعنی آگاهی از  ارزش و قابلیت‌های آن و بهره‌گیری صحیح و مفید از این قابلیت‌ها. باغبانی که خواهان باغی آباد و درختانی پربار است، خواه سالی چهار بار یا چهل بار به باغ خود، سری بزند و «به به» و «خدایا شکر» بگوید و به راه خود برود، از کشت‌زار خود میوه‌ای نخواهد چشید و از خشک‌زار آن جز علف‌های هرز نخواهد چید. قدر باغ را دانستن، در کِشتن و آبیاری کردنِ باغ و زدون علف‌های هرز از دامن آن و پرورش گل و گیاه و سبزه در خاک آن است. در آن صورت است که کشت‌زار به بار خواهد نشست و کام باغبان خود را شیرین و زندگی او را غنی و پررونق خواهد ساخت. خوش‌بختی نیز چنین است. انسان اگر خواهان شکوفایی و شادمانی است باید قدر داشته‌های خود را بشناسد و سرمایه‌های خویش را به کار بگیرد و به نحو احسن از  آن‌ها استفاده کند... @lightworkers

دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است؟ ز عشق تا به صبوری، هزار فرسنگ است برادرانِ طریقت نصیحتم مکنید که توبه در ره عشق، آبگینه ب
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است؟ ز عشق تا به صبوری، هزار فرسنگ است برادرانِ طریقت نصیحتم مکنید که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است دگر به خُفیه نمی‌بایدم شراب و سماع که نیکنامی در دین عاشقان، ننگ است چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است به یادگارِ کسی دامن نسیم صبا گرفته‌ایم و دریغا که باد در چنگ است به خشم رفتهٔ ما را که می‌برد پیغام؟ بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است بُکش چنان که توانی که بی مشاهده‌ات فراخنای جهان بر وجود ما، تنگ است ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق سیاهی از حبشی چون رود؟ که خودرنگ است #سعدی @lightworkers

Song: Jo bheji thi dua Cover by sanam puri, sanah moidutty Singer: #Arijit_Singh, #Nandini_Srikar Movie: Shanghai @elmiraa.ena @lightworkers

زیرنویس فارسی کامل آهنگ Song: Jo bheji thi dua Cover by sanam puri, sanah moidutty Singer: #Arijit_Singh, #Nandini_Srikar Movie: Shanghai @elmiraa.ena @lightworkers

قلب، خاک خوبی دارد. در برابر هر دانه که در آن بنشانی، هزار دانه پس می‌دهد. اگر ذره‌یی نفرت کاشتی، خروارها نفرت درو خواهی کرد.
قلب، خاک خوبی دارد. در برابر هر دانه که در آن بنشانی، هزار دانه پس می‌دهد. اگر ذره‌یی نفرت کاشتی، خروارها نفرت درو خواهی کرد. و اگر دانه‌یی از محبّت نشاندی، خرمن‌ها بر خواهی داشت... #نادر_ابراهیمی @lightworkers

جیمز هیلمن در کتاب "خودکشی و روح" می‌نویسد زمانی که افکار خودکشی به ما هجوم می‌آورند، باید از خود سوالی روانشناسانه بپرسیم: چه چیزی در درون من می‌خواهد بمیرد؟ این سوال نه تنها بینش به همراه دارد، بلکه چیزی را در روان تغییر می‌دهد.... #دیوید_تاسی @lightworkers