Light Workers🔆
Відкрити в Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Показати більше379
Підписники
+224 години
+47 днів
+730 день
Архів дописів
قدرت نام
اسماء الله اصوات ويژهاي هستند كه از سطح بالايي از انرژي و آگاهي برخوردارند. پس زماني كه شما كارهايتان را با نام او، كه بالاترين و قدرتمندترين نام هاست آغاز ميكنيد، اين سطوح بالاي انرژي و آگاهي را وارد جريان زندگي خود مينماييد.
@lightworkers
پيشينيان كه دانستههايشان براساس خرد و حكمت باستان بود، دريافته بودند كه حروف و اعداد اسرار و رموز پنهان و تاثيرات خاصي دارند.
مطمئناً نام ها همواره مفاهيم ساده و رواني جهت برقراري ارتباط و مشخص شدن هويت شخص هستند، با اينحال مردمان قديم در گذشته به خوبي فهميده بودند كه هر اسمي فركانس انرژي خاصي را با خود حمل ميكند كه بر زندگي حامل اسم بسيار تأثيرگذار است.
اين تأثيرگذاري را بسياري از تمدن ها و ملل در نقاط مختلف كرة زمين دريافته و مورد استفاده قرار دادهاند. به عنوان مثال بوميان امريكا سنت جالبي داشتهاند، كساني كه يك مقطع از زندگي را تمام كرده و وارد فاز مهم ديگري از زندگي ميشدهاند، نام خود را عوض ميكردند.
در برخي قبايل سرخپوستي نيز بعضي افراد دو نام داشتند، يكي از آنها هرگز به صورت عمومي آشكار نميشده، علت اصلي هم قدرت موجود در آن بوده كه ميتوانسته به شخص ديگري منتقل شود. در قرن هفدهم هم اروپائيان با استفاده از آناگرام، روش به هم ريختن حروف يك كلمه و ساخت كلمات جديد از روي آن، به اين نتيجه رسيدهاند كه با به هم ريختن نام اشخاص ميتوان به كلمهي براي بررسي شخصيت فرد دست يافت. مثلاً پت مستعد و باهوش است. گرتا بزرگ است و دورا هم مانند جاده هميشه در سفر است.
برخي از اسكيموها وقتي پير ميشوند براي خود اسم جديدي انتخاب ميكنند، و اميدوارند كه با اسم جديد نيرو و توان تازهاي به آنها داده شود. در اندونزي نيز پس از تحمل يك دروه رنج و ناراحتي شديد و طولاني يا بيماري سخت اسم خود را عوض ميكنند، آنها معتقدند كه با اين كار شيطان را براي پيدا كردن مجددشان گيج ميكنند و اين آشفتگي باعث ميشود كه اندوه و حزن ديگر آنها را پيدا نكند.
در انجيل شخصيت هاي بسياري هستند كه با تغيير مكان و موقعيت از محلي به محل ديگر يا پايان يافتن يك دوره رنج ومحنت نامشان تغيير كرده است (مسيح، ميديد كه شعمون نبي اعتماد به نفس زيادي ندارد، نام او را به پيتر تغيير داد) سارايي در سن 90 سالگي، پس از تحمل سال ها نازايي، نام خود را به ساره تغيير داد. در سنت يهوديان، تا به امروز هم وقتي كسي از بيماري طولاني رنج ميبرد، نامي براي او انتخاب ميشود به اين اميد است كه فركانس انرژي نام جديد او را براي زندگي تازه و سرشار از سلامتي كمك كند.
به هر حال چه اين اعتقادات و سنت ها به طور كامل درست و واقعي باشند و چه در طول ساليان بسيار دستخوش تغيير يا آميخته به خرافه شده باشند، وجود اين عقايد مشترك در بين اديان و ملل گوناگون، نشان دهندة اين است كه اقوام گذشته خوبي از قدرت كلمات و تأثير نام روي سرنوشت، شخصيت و حتي وضعيت فيزيكي افراد آگاه بوده اند.
@lightworkers
#بریده_کتاب
شاید آخر عمرت این را بگویی، وقتی که بتوانی مقایسه کنی، ببینی و بفهمی و فکر کنی: "هیچکس، هیچکس هرگز مرا چنین دوست نداشته است." امّا این به چه درد خواهد خورد اگر این دو کلمه قابل خواندن نبود. و من چه خواهم شد اگر تو مرا دوست نداشته باشی، چون نیاز من این است که تو دوستم بداری.
من نیاز ندارم که تو مرا جذاب بدانی، یا فهمیده یا هرچه. من نیاز دارم که مرا دوست بداری و برایت قسم میخورم که این دو یکی نیست. بگذریم، این نامه پایان نخواهد داشت. چون در من چیزی هست که پایان نمیگیرد.
#آلبر_کامو
خطاب به عشق
@lightworkers
نام ها، فركانس هاي انرژي:
هر يك از حروف الفبا داراي فركانس خاصي از انرژي است و نام ها نيز كه مجموعهاي از حروف مي باشند، خود داراي فركانس هاي ويژهاي هستند.
همچنان كه با تغيير سطح هوشياري و آگاهي، فركانس امواج مغزي نيز تغيير ميكند.
كودكي كه تازه بدنيا آمده ذهنيتي ندارد. اين طور به نظر ميرسد كه با انتخاب نام براي او، به طور مداوم فركانس هاي خاصي از انرژي به مغز او فرستاده ميشود، سلول هاي مغز تحريك شده و در نهايت الگوهاي ذهني شكل ميگيرند كه اين الگوها قسمتي از شخصيت فرد را ميسازند و شايد يكي از دلايل توصيه پيامبر اسلام در مورد انتخاب نام نيكو براي فرزندان، تأثير عميق آن در سرنوشت و شخصيت آنان بوده باشد.
@lightworkers
زن در زبان کوردی ؛
به زیباترین نحو ممکن معنا شده، نه خانم است نه ضعیفه و نه حتی زن،
او را "آفرت" می نامند به معنای آفریننده
@lightworkers
باید برای آرزوهایمان مرزی قائل شویم، اشتیاقمان را مهار کنیم، بر خشممان چیره شویم
و همواره این واقعیت را در نظر داشته باشیم که هرکس قادر است تنها به سهم کوچکی از آنچه
ارزشِ داشتن را دارد، دست یابد…
@lightworkers
گفتگویی با حقیقت
پرسید طریق حق چگونه است؟
گفت تنها یک قدم است. قدم از خویش برگیر
پرسید عشق کجاست؟
گفت عشق در فضاست. فقط نفس بکش
پرسید از عشق حقیقی بگو.
گفت عشق حقیقی را شنیدنی نیست بلکه شدنیست
پرسید از قضاوت بگو
گفت قضاوت درباره خود و دیگران از سر نادانی است، ورنه دانا را با قضاوت کار نباشد
پرسید تو را چه آرزو باشد؟
گفت کار ما گذشت ز هر آرزو و آز. چو نیست شدی، تو را نه آز ماند و نه نیاز
پرسید کی میتوانم او را بشناسم؟
گفت آن زمان که خود را شناختی.
پرسید "من" را تعریف کن
گفت از "میم" آن بر حذر باش و "نون" آن نون نادانیست
پرسید عارف حقیقی کیست؟
گفت آنکس که همه را در یکی بیند و یکی را در همه، و آن یکی کسی نیست جز خدا
پرسید خواهش میکنم مرا پندی ده.
گفت اگر احساس میکنی میخواهی بخندی، بلند بخند.
اگر احساس میکنی میخواهی گریه کنی، جانانه گریه کن. از احساساتت پیروی کن، اما نه جدا از آگاهیت.
پرسید از آداب سخن گفتن بگو.
گفت خاموشی شرط اول گفتار است
پرسید اشتباه من در چیست؟
گفت اشتباه تو آنجاست که اشتباه میبینی، ورنه همه چیز در جای درست خویش است.
پرسید راهی نشانم ده که آن ره رساند به مقصدم
گفت تو ندانی که در مقصد پی مقصودهای پوچ افتادی. در مقصد پی مقصود گشتن خطاست.
@lightworkers
بعضی ها فکر می کنند که خدا رنج آنها را می خواهد و می ترسند که بر خلاف خواست اراده برتر الهی رفتار کنند.
اما اگر واقعاً باور داشته باشیم که خدا مهربان است خدا جز عشق چیز دیگری نیست.
کسی که عشق است، درد را به عنوان راهی برای رشد ما به کار نمی برد.
همانطور که شما هرگز نمی خواهید فرزندتان رنج بکشد،
درست است که شما می توانید از طریق درد رشد کنید، اما این نیز درست است که شما می توانید از طریق آرامش نیز رشد کنید.
خواستار آن چیزی شوید که برای شما آرامش به همراه آورد و بهشت شادمانه به شما کمک کند.
@lightworkers
همواره پیش از تحقق یافتن یک رویا،
روح جهان تصمیم میگیرد
تا تمام آنچه را که در طول راه آموختهای بیازماید...
@lightworkers
فرزندان توسط شما به این دنیا میآیند، ولی متعلق به خداوند هستند، به تمامیت تعلق دارند.
آنها را صاحب نشوید.
شروع نکنید به این فکر که آنان مال شما هستند.
مفاهیم خودتان را به آنها تحمیل نکنید. این بیرحمی است.
کودک روح خودش را دارد،
فردیت خودش را دارد،
و رشد درونی خودش را دارد.
اگر واقعاً عاشق فرزندت باشی؛
او را با آرزوها و آرمانهای خودت شکل نخواهی داد،
به او احترام میگذاری،
سر راه او قرار نمیگیری.
به او خواهی گفت:
"حقیقت خودت را بجو و بطلب. هر آنچه که میخواهی باشی باش. من تو را با تجربیات خودم مختل نخواهم کرد، زیرا تو من نیستی. من زندگیام را کردهام، تو هم زندگی خودت را بکن. من برایت آرزوی خیر دارم و به تو کمک میکنم."
#فرزندپروری
@lightworkers
#بریده_کتاب
بهتر است بیاموزیم که با «خود» شکیبا باشیم تا به نبرد با «خود» بپردازیم. اگر انسانها یاد گرفته بودند پستیِ طبیعت خود را ببینند، جای امیدواری بود که به این شیوه، قادر به درک بهترِ همنوعان خود شوند و دوستشان داشته باشند.
تنها، کاستن از ریاکاری و افزودن به شکیبایی در برابر خود، میتواند نتایج مثبتی برای درک طرف مقابل داشته باشد. زیرا انسانها به آسانی، گرایش به انتقالِ نگرانی و خشونت -که طبیعت خود آنان را آزار میدهند- بر همنوعان خود دارند.
روح و زندگی
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
نمی توانی همه چیز را کنترل کنی
گاهی فقط باید آرام باشی و ایمان داشته باشی که همه چیز درست خواهد شد .
آرام بگیر و بگذار زندگی خودش اتفاق بیوفتد.
@lightworkers
هنگامی که با قدرت خدا سرو کار داری باید خود را به او بسپاری و ذهن دلیل آورنده را خاموش کنی.
@lightworkers
عشق من و تو؟ ... آه
این هم حکایتی ست
اما، در این زمانه که درمانده هرکسی
از بهر نان شب،
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست ...
#هوشنگ_ابتهاج
@lightworkers
مردگان در درونت فریاد میکشند:«نمیر تا نمیریم.
ما مجال نیافتیم تا با زن مورد علاقهمان باشیم؛تو با او باش و با او سر کن!
ما مجال نیافتیم تا به افکارمان جامهی عمل بپوشانیم؛تو به آنها واقعیت ببخش!
ما مجال نیافتیم تا آرزوهامان را متبلور کنیم؛تو آنها را قطعیت ببخش!
کارهای ناتمام ما را تمام کن!
ما شب و روز از معبر جان تو عبور میکنیم.
نه،ما نمردهایم.
ما از تو نبریدهایم.
ما به خاک سقوط نکردهایم.
ما در اعماق جان تو به تکاپو مشغولیم.
نجاتمان بده.»
کافی نیست که در درون خویش به همهمهی نیاکانت گوش بسپاری.
کافی نیست که نبرد آنها را در حاشیهی ذهن خود احساس کنی.
همهی آنها به مغز گرم تو چنگ انداختهاند و میخواهند بار دیگر بالا بیایند و در روشنایی روز بایستند.
اما تو باید با دقت انتخاب کنی که کدامین آنها باید دوباره به ورطه خونت پرتاب شوند.
به آنها ترحم نکن...
در کنار خلیج بیانتهای دل خود بیدار بمان و انتخاب کن.
باید بگویی:«این سایه حقیر و تیره و جانورخوست.ببریدش!
این یکی آرام و شعلهور است و از من زندهتر به نظر میآید.بگذارید تمامی خون مرا بنوشد.»
#نیکوس_کازانتزاکیس
@lightworkers
شناخت دیگران، نشانه هوش است
شناخت خودت، نشانه بصیرت است
تسلط بر دیگران، قدرت است
تسلط بر خودت، قدرت واقعی است
لائوتسه
@lightworkers
معرفی فصلنامه نگاه آفتاب
شماره اول فصلنامه «نگاه آفتاب» با محوریت مولانا و آثار او منتشر شد.
فصلنامه نگاه آفتاب با موضوع میراث مولانا و آموزههای عارفان به جمع مطبوعات پیوست. نگاه آفتاب میکوشد با رویکردی عقلانی، معنوی و انتقادی، ذخیره و ظرفیت سنت عرفانی را در سایه نیازها و بایستههای انسان امروز بازخوانی کند.
شماره نخست نگاه آفتاب در ۹ بخش همراه با خلاصه مطالب به زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی، در ۳۰۴ صفحه منتشر شده است.
از جمله مطالب این فصلنامه میتوان به تحلیل ملاقات شمس و مولانا در نشستی با حضور تقی پورنامداریان، نصرالله پورجوادی و مصطفی ملکیان اشاره کرد. همچنین بررسی کارنامه مولانا پژوهی بدیعالزمان فروزانفر در بخش کارنامه و بررسی مفهوم رنج در دیدگاه مولانا در بخش حکمیت از دیگر مطالب این نشریه هستند.
@lightworkers
به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم.
آیا این توصیه زیبا، منطقی و عملی است؟
این حرفها را سالها پیش گفتهام و نوشتهام. اما دوست داشتم اینجا هم باشد و بماند.
در ادبیات عامه و گفتگوهای روزمره، حرفها و اندرزهای بسیاری وجود دارد که به رغم زیبایی، یا از پایه نادرستند و یا در عمل ناکارآمد. یکی از آنها به گمان من این جملهی رایج است که میگویند: «به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم.»
البته این را همه، همیشه و در همهجا نمیگویند.
عقاید و باورها و ایدئولوژیها و دستگاههای فکری هم، مانند سایر ساختههای بشری، عموماً چرخهی عمر مشخصی را طی میکنند.
در دوران رشد که هنوز کسی آنها را جدی نمیگیرد معمولاً استراتژی «ترغیب» را در پیش میگیرند. در دوران بلوغ و اقتدار هم، ادبیاتشان معمولاً از جنس «توجیه» و حتی «تحمیل» است و نیازی به احترام نمیبینند.
اما در دوران افول، دست به دامان این توصیه میشوند و میگویند: «به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم» و با این کار، زمان میخرند تا مسیر زوال را کندتر طی کنند.
اما چگونه میتوانم به عقیده و باوری که با عقیده و باور من تفاوت دارد احترام بگذارم؟ به هر حال، من با همین سطح سواد و نگرش و شعور فعلی – که بیتردید کامل هم نیست و نقص دارد – به مجموعهای از باورها رسیدهام و احترام به باور تو، یعنی بیاحترامی به باور و شعور خودم.
کاری که از دست من برمیآید این است که به «تو» به عنوان یک انسان احترام بگذارم اما نه به «باور تو». میتوانم و باید با «تو» مدارا کنم. میتوانم باور تو را «تحمل» کنم و در برابر باورت «سکوت» کنم. اما از من نخواه که به باور تو احترام بگذارم. من هم از تو چنین چیزی را نخواهم خواست. فقط به من، به «خودم» به عنوان یک «انسان» احترام بگذار و باور من را «تحمل» کن. «سکوت»، «مدارا»، «تحمل» و «گفتگو» وظیفهی ماست اما «احترام» واژهی سنگینی است. آن را از من نخواه.
محمدرضا شعبانعلی
@lightworkers
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
