Light Workers🔆
Відкрити в Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Показати більше383
Підписники
+324 години
+57 днів
+830 день
Архів дописів
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
نکتهای روح فزا از دهن دوست بگو
نامهای خوش خبر از عالم اسرار بیار
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمهای از نفحات نفس یار بیار
#حافظ
@lightworkers
هدف والایی در رنج کشیدن نهفته است
تکامل آگاهی و خاکستر شدنِ منِ درون.
آگاهانه رنج ببرید.
در حین رنج کشیدنِ آگاهانه،دگرگونی در حال رخ دادن است،آتشِ رنج کشیدن به نور آگاهی تبدیل می شود.
تا زمانیکه در برابر رنج مقاومت بورزید،فرایند سوختن من درون به کندی در جریان است
#اکهارت_تله
@lightworkers
چگونه از حسادت دست برداریم؟
کنار گذاشتن حسادت کاری سخت است و دیدن و تشخیص آن در خود،کاری سخت تر.کافی است رقیب ما با سر به سنگ بخورد تا در ته دلمان شاد شویم.حسادت در زمانی که رقیب یا دوست و فامیل هم سن و همکار ما کاری مشابه ما انجام می دهند بیشتر مشخص میشود.مثلا اگر شما فردی ۲۵ ساله هستید و متوجه می شوید که مردی ۶۵ ساله در ایالت تگزاس آمریکا از طریق گاوچرانی پولدار شده است حسادت نمیکنید و شاید او را تحسین هم بکنید ولی اگر دوست هم دانشگاهی شما در کاری موفق شود آه شدیدی از درونتان بر میخیرد و یا برعکس،اگر نمره او کمی کمتر از شما شود بسیار خوشحال میشوید که شما برنده میدان شدید و او شکست خورد.اگر این گونه هستید به جمع حسودان خوش آمدید.حالا راه درمان آن چیست؟
راههای مختلفی برای رفع حسادت است. یکی از آنها تغییر بینش است.همه ما یکی هستیم و بخشی از یک آگاهی مشترک هستیم.فرقی بین ما و دیگری نیست.به جای اینکه بگویید حسن در کارش موفق شد بگویید من در کارم موفق شدم چون من و حسن هم یکی هستیم.اگر فردی به مشکل بر میخورد آن مشکل برای شما هم هست چون بخشی از شما به درد و رنج دچار شده است.بنابراین او را کمک کنید تا خودتان را کمک کرده باشید. وقتی کسی خبر مسرت بخشی در مورد خود به شما میدهد چرا نباید از اینکه بخشی از خودتان به پیروزی رسیده شاد باشید؟برای ایجاد چنین بینشی باید از بند منیت رها شوید و خودتان را جدا فرض نکنید.
این حرفها درست است ولی چگونه آن را اجرا کنم؟اینکه بگویم من و دیگری یکی هستیم فقط حرف است.کافی است او از من جلو بزند تا باز هم من حسودیام شود چون بلاخره من هم آن موفقیت را میخواهم.قطعا رسیدن به یک بینش به تمرین ذهنی نیاز دارد.اولا دقت کنید که حسادت با غبطه فرق دارد.غبطه یعنی اگر او فلان چیز خوب را دارد من هم داشته باشم.این اشکالی ندارد ولی اگر بگویید او نداشت باشد و فقط من داشته باشم این حسادت است و نوعی بیماری روح است و فقط باعث آزار خودتان میشود.
برای تغییر بینش و حس وحدت بین کائنات،زیاد مراقبه کنید تا از بند منیت خلاص شوید و ارتباط خود را با عالمیان حس کنید.با خالق خود بسیار ارتباط برقرار کنید و به حکمت او اعتماد کنید. او صلاح دانسته چیزهایی را شما نداشته باشید که دیگری دارد و برعکس.
برای مثال دو مرد شدیدا با هم رقابت مالی داشتند.مرد اول بسیار حسود بود و از اینکه میدید مرد دوم به موفقیت مالی رسیده است ناراحت بود.او یک شب تصمیم گرفت پنهانی به خانه او برود و خانه مرد دومی را آتش بزند.تا وارد خانه او شد یواشکی دید که مادر مرد مریض است و سرطان دارد و همسر مرد او را مدتها ترک کرده و یک دختر بچه معلول در کنار آنها زندگی میکند.وقتی این اوضاع را دید بسیار ناراحت شد و مرد دوم را واقعا شایسته پول بیشتر دید تا از عهده این زندگی سخت و مخارج بیماری بربیاید.او حتی حاضر شد به صورت پنهانی به او کمک مالی بیشتر کند.مردی که تا دیروز قصد داشت خانه دیگری را آتش بزند با فهمیدن ماجراهای پشت پرده و حمکت خدا در مورد پولدارتر کردن مرد دومی،حالا کمک کننده او شده بود.
ما باید اعتراف کنیم که نمیتوانیم مانند ماجرای بالا از دلایل همه چیز باخبر شویم.اینکه چرا یکی دوستان زیادی دارد و شما ندارید.اینکه چرا یکی همسر مهربانتری دارد و شما ندارید.شاید او پدر و مادر خوبی نداشته و خدا خواسته با دادن همسری خوب،او را مورد لطف خود قرار دهد در حالی که شما از کودکی در یک خانواده پر مهر بزرگ شدهاید و نعمتی داشتهاید که او نداشته.همه چیز در عالم دارای حساب و کتاب است.فرد حسود حکمت خدا را زیر سوال میبرد و به نتیجهای هم نمیرسد.او نادان است ولی به جهل خود اعتراف نمیکند و تصور میکند خدا باید از او اجازه بگیرد تا به کسی نعمت دهد.
شاید افرادی را مشاهده کنید که از همه لحاظ خوشبخت به نظر میرسند و وقتی به زندگی خود نگاه میکنید آن را سراسر بدبختی میبینید.خوشبخت به نظر رسیدن با خوشبخت واقعی بودن تفاوت دارد.هیچ کس نمیآید تمام نقطه ضعف های زندگی خود را برای شما بازگو کند و سعی میکند آن را بیعیب نشان دهد.او میخواهد همه به او افتخار کنند در حالی که فقط حسادت دیگران را برانگیخته می کند.حتی اگر فردی واقعا خوشبخت است و یا داراییهای زیادی دارد نسبت به تک تک آنها مسئول است و باید روزی در محضر خداوند پاسخگو باشد.ولی فردی که چیز زیادی ندارد مسئولیت کمتری هم دارد.
همچنین باید به این دید برسید که رسیدن به برخی چیزها که مردم دارند و شما ندارید ممکن است باعث فساد شما شود.اجازه دهید خداوند با توجه به شایستگیها و ظرفیتهایتان نعمتی را به شما ببخشد وگرنه زیر بار آن له می شوید.بنابراین به جای بالا بردن حرص و طمع و زیادهخواهی،ظرفیت خود را بیشتر کنید چون کاسه هر چه قدر بزرگتر باشد آب بیشتری هم داخل آن را میگیرد وگرنه سر میرود و کاسه را غرق میکند.
@lightworkers
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت.آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید:
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند:
۵۰ گرم ، ۱۰۰ گرم ، ۱۵۰ گرم
استاد گفت:
من هم بدون وزن کردن، نمیدانم دقیقا" وزنش چقدراست.اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم،چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند:هیچ اتفاقی نمی.افتد.
استاد پرسید:
خوب،اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی میافتد؟
یکی از شاگردان گفت:دستتان کمکم درد میگیرد.
حق با توست..
حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دستتان بیحس می شود.عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج میشوند.
و مطمئنا" کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت:خیلی خوب است.ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات میشود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا" مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید،اشکالی ندارد.
اگر مدت طولانیتری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگهشان دارید،فلجتان میکنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است.. اما مهمتر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب،آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمیگیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش میآید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری....
زندگی همین است!
@lightworkers
خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
خوی من کی خوش شود بیروی خوبت ای نگار
بیتو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب
با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار
بیتو بیعقلم ملولم هر چه گویم کژ بود
من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار
آب بد را چیست درمان باز در جیحون شدن
خوی بد را چیست درمان بازدیدن روی یار
آب جان محبوس میبینم در این گرداب تن
خاک را بر میکنم تا ره کنم سوی بحار
شربتی داری که پنهانی به نومیدان دهی
تا فغان در ناورد از حسرتش اومیدوار
چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر
گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار
#حضرت_مولانا
@lightworkers
فرافکنی احساسات و افکار
اگر در راه خودشناسی قدم میگذارید باید به خوبی افکار و احساسات خود را بشناسید.اگر خیال میکنید این کار راحت است اشتباه کردهاید.رویارویی با صفات منفی درونی کاری است که به شهامت و تمرین زیادی نیاز دارد.برای بسیاری از افراد هیچ چیز تلختر و ترسناکتر از این نیست که بفهمند در درون آنها صفات منفی وجود دارد و آن قدرها هم کامل نیستند.ولی تا وقتی از این عیوب آگاه نشویم چگونه برای درمان آنها تلاش کنیم؟
یکی از حقههای ذهن برای مبرا فرض کردن ما از صفات منفی که داریم حالتی است که به آن فرافکنی گفته میشود. یعنی شما به طور مستقیم نمیخواهید به وجود یک عیب در خودتان اعتراف کنید و آن را به دیگران نسبت داده و آنها را سرزنش میکنید.اینگونه با فاصله بیشتری به آن عیب نگاه میکنید و دیگر احساس بد نسبت به خودتان ندارید زیرا انسان اساسا دوست ندارد حتی مورد قضاوت و سرزنش خودش قرار بگیرد و میخواهد همواره دوست داشتنی و کامل به نظر برسد.
فرافکنی از روشهای دفاعی ذهن بوده و مانع از شناخت مستقیم نقاط منفی شخصیتی ما میشود.البته از طریقی می توان از آن برای خودشناسی و شناخت عیوب شخصیتی نیز استفاده کرد.هر زمان حس کردید بیجهت عیبی را بر بقیه میگذارید و یا آن عیب را خیلی برجسته و واضح در آنها مشاهده می کنید یعنی در حین اینکه فرافکنی کرده و صفات و احساسات خود را به آنها نسبت دادهاید یعنی خودتان هم دارای آن ویژگی منفی هستید و باید برای زدودن آن کوشش کنید.
برای مثال ممکن است شما خودتان فردی حسود باشید ولی بی دلیل و مدرک این برچسب را به ببشتر اطرافیان خود می زنید و حس میکنید همه در حال رقابت با شما هستند و یا کلا افراد حسود خیلی شدید برای شما آزار دهنده هستند.در اینجا به جای برچسب زدن به افراد لازم است قبول کنید که ممکن است این صفت را خودتان دارا باشید و آن را به بقیه فرافکنی کنید.بهتر است با خودتان صادق باشید و احساستان را بدون قضاوت و سرزنش بشناسید.مشکلی ندارد که شما حسود هستید مشکل این است که برای رفع آن اقدامی نمیکنید و فقط روی آن سرپوش میگذارید.
نشانه دیگر اینکه دارید فرافکنی می کنید این است که رفتار دیگران را بدون داشتن شناخت کافی از آنها پیشبینی میکنید.برای مثال اگر شخصی دیر به جلسه آمده ممکن است بگویید حتما تمایلی برای ملاقات با ما ندارد.در واقع این کاری است که خودتان معمولا انجام میدهید و فقط دارید احساس شخصی مربوط به خودتان را به دیگری نسبت می دهید.
افراد دیگر هم ممکن است بدون هیچ دلیلی از شما فاصله بگیرند و به شما رفتارهایی را نسبت دهند که مبرا از آنها هستید.در چنین حالتی آنها نیز مشغول فرافکنی احساسات و افکار خود به شما هستند و دلیلی ندارد که از رفتار آنها دلخور شوید و یا حس کنید به شما تهمت زده شده است.
ضرب المثلی است که میگوید اگر کسی به شما گفت به من خیانت نکن و مرا رها نکن یعنی خودش قرار است زودتر به شما خیانت کرده و رهایتان کند.وگرنه دلیلی ندارد شخص به جای تمرکز بر بهبود روابط و تعالی بخشیدن به آن، مدام به فکر جدایی و افکار منفی بیفتد. البته گاهی هم ممکن است چنین شخصی قبلا دچار آسیب روحی از ناحیه شرکای قبلی خودش باشد و سعی کند صفات منفی آنها را به شما نسبت کند.به همین دلیل است که گاهی برخی زنان ادعا می کنند که همه مردها بد هستند.آنها همهی مردها را امتحان نکردهاند بلکه دو سه موردی که با آنها بودند همگی بد از آب درآمدهاند.بنابراین رفتار آن چند نفر را به همه مردان دیگر نسبت میدهند.
برای عدم ابتلا به حالت فرافکنی،بدون قضاوت و با خونسردی، موقعیت را بررسی کرده و رفتار شخصی را پیش بینی نکنید.تا وقتی مدرک محکمی برای اثبات یک ویژگی منفی در افراد ندارید به آنها صفتی را نسبت ندهید و همه احتمالات را در نظر بگیرید.اگر هم کسی صفات منفی خودش را به شما فرافکنی کرد ابتدا درک کنید که او نیز انسان است و دارای نقاط منفی متعدد و همچنین تجارب تلخ قبلی.ممکن است حتی از روی ترس،حسادت و کمبود اعتماد به نفس،صفاتی را به شما فرافکنی کند که در این صورت لازم است که با آن فرد از در دوستانه وارد شده و اعتماد او را جلب کنید تا او نیز با شما صادقانهتر برخورد کند.
در کنار صفات منفی،صفات مثبت هم ممکن است فرافکنی پیدا کنند.وقتی به شدت شیفته یک ویژگی خوب در یک شخص هستیم به احتمال زیاد ما نیز به صورت ناآگاهانه دارای آن ویژگی مطلوب هستیم ولی ممکن است به خاطر عدم شناخت خود و دوری از فخر و تکبر، وجود آن صفت را در خودمان تایید نکنیم....
@lightworkers
شرایط تو را اندوهگین نمی کنند.
ممکن است آنها تو را دچار درد جسمانی کنند،اما غم زدهات نمیکنند.
افکارت تو را غمگین میکنند.
تفسیرهایت....
داستانهایی که به خودت میگویی،
تو را اندوهگین میکنند...
@lightworkers
فروپوش فروپوش نه بخروش نه بفروش
تویی باده مدهوش یکی لحظه بپالا
خمش باش خمش باش در این مجمع اوباش
مگو فاش مگو فاش ز مولی و ز مولا
#حضرت_مولانا
#همایون_شجریان
@lightworkers
هر کسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدت هاست نمی تونه اون رو گوش بده!
یه آهنگ که گذشته رو واست تداعی می کنه و دلت نمی آد اون رو پاک کنی، میذاری اون گوشه کنارها بمونه، گاهی آهنگ ها لبریز از خاطره میشن و حرمت پیدا می کنن.
مثل بعضی از آدم ها، درسته که شاید دیگه نتونی اون ها رو ببینی و باهاشون حرف بزنی، اما از زندگیت پاک نمیشن، چون فراموش شدنی نیستن، اون ها همیشه یه جای امن گوشه ی دلت دارن.
#روزبه_معین
@lightworkers
هیچ عاشق خود نباشد وصل جُو
که نه معشوقش بُوَد جویایِ او
در دلِ تو مِهرِ حق چون شد دو تُو
هست حق را بی گُمان مِهرِ تو
#حضرت_مولانا
#مثنوی_معنوی
@lightworkers
وکیل صدر جهان که متهم شد و از بخارا گریخت
در شهر بخارا وکیل صدرِ جهان به جرمی متهم شد و از صدرِ جهان کناره گرفت و مدّتِ ده سال آوارۀ شهرها شد. پس از ده سال از فرطِ عشق و اشتیاقی که بدو داشت با خود عزم می کند که به دیدار او شتابد و به این هجران پایان دهد. وکیلِ عاشق، کوی به کوی حرکت می کند تا به بارگاهِ صدر جهان راه یابد.
در این اثنا ناصحی بدو می گوید:
مگر دیوانه شده ای؟
مگر نمی خواهی زنده بمانی؟
چرا نزدِ او می روی؟
زیرا صدرِ جهان پادشاهی زودخشم و سخت کُش است. وکیل عاشق به ناصح می گوید: خموش باش که زنجیر عشق، استوارتر از آن است که با تیغ اندرز تو گسسته شود. وکیل این را گفت و به راهِ خود اامه داد. پس از سپری شدن روزان و شبان بالاخره به بخارا رسید. همینکه دوستانش او را دیدند وحشت کردند و از سرِ دلسوزی بدو گفتند: زود پنهان شو که صدرِ جهان به قتلِ تو کمر بسته است. وکیل می گوید: مرا از کشته شدن مهراسانید که خود، طالبِ آنم. این سخن را گفت و به جانبِ شاه حرکت کرد.
اهالی شهر جملگی هراسان شدند و صحنۀ قتلِ فجیعِ او را در خیال می پروردند. وکیل بالاخره به اقامتگاهِ صدرِ جهان قدم می گذارد و همینکه او را می بیند مدهوش بر زمین می افتد.
اطرافیان شاه می دوند ظرفِ آب و گلاب می آورند و به صورتِ او می زنند تا بهوش آید. امّا گویی که پرندۀ روح از قفسِ خاکی او پَر گشوده است. آنان نمی دانستند که بیهوشی او از عشق است نه چیز دیگر.
صدرِ جهان که متوجه این لطیفه بود بدانست که بازگرداندن صحو و هشیاری بدو تنها با اکسیر عشق و محبت صورت بندد. پس او را بنواخت و به هوشیاری اش آورد.
مراد از صدرِ جهان، حضرت پروردگار است و مراد از وکیل، سالکی است که به واسطۀ گناه از قرب کوی او دور می افتد و اسیر عالم صورت می شود و سپس با توبه به سوی او باز می گردد.
در مکتب فکری مولانا درِ رحمتِ حق همواره به سوی بندگانِ عاصی باز است و رحمت او شامل همگان می شود.
#مثنوی_معنوی
#حضرت_مولانا
@lightworkers
هم اکنون از هر جمع فیزیکی و موازی (مجازی)
که متصلتان نمیدارد،خارج شوید
و بیدرنگ برابر آینه بروید
و بپرسید از چشمان گم گشتهتان:
«به کجا میروم
و در جمعیتها در پی چه میگردم
و در این فرار از خویشتن،
چه سان رنج را امتداد میدهم
و ملاقات با حضرت خویش را
به تعویق میاندازم
پایانیده باد بازیهای هم- رنج- افزایی
گسسته باد مسیرهای دور دارنده از خویش
و متصل باد چشمانم با صاحبشان
که از گریز سخت خسته و بیزارم»
@lightworkers
شارژ انرژی بدن توسط دستان
ما علاوه بر کالبد فیزیکی،دارای بدنهای لطیفی از انرژی به همراه چاکراها هستیم. انرژی این کالبدها و چاکراها توسط انرژی پرانا تامین میشود.
روشهای مختلفی برای بالا بردن سطح انرژی پرانا در بدن وجود دارد مانند مدیتیشن، یوگا، چاکرا درمانی و … که همه آنها به افزایش ارتعاش و پاکسازی انرژیهای ما و در نتیجه افزایش شادمانی و بالا رفتن قدرتهای درونی کمک زیادی میکنند.
اگر احساس خستگی روحی و جسمی (حتی با وجود خواب کافی) دارید و یا احساس اضطراب یا بیحوصلگی می کنید میتوانید از روش زیر استفاده کنید تا بدن و مراکز انرژی خود را شارژ نمایید.
برای این کار در حالتی که ستون فقرات شما صاف است بنشینید و پنج نفس عمیق بکشید و افکار مزاحم را از خود دور کنید.کاملا حس کنید به زمین اتصال دارید و با آن انرژی تبادل میکنید.
سپس کف دستان خود را به هم بمالید تا گرمایی را در داخل آنها احساس کنید. کف دستانتان را به هم چسبانیده و آن را از پیشانی تا قلب به آرامی حرکت دهید تا باعث تحریک چشم سوم و چاکرای قلب شود.
سپس دست راست خود را روی چاکرای قلب (مرکز قفسه سینه) و کف دست چپ را بر ناحیه ناف شکم بگذارید. این دو مرکز میتوانند انرژی شفابخش را از دستان گرفته و به سایر نقاط بدن انتقال دهند.
تصور کنید نوری سفید رنگ از دستان شما خارج شده و ابتدا آن دو چاکرا را نورانی و پاک می کند.آن قدر این کار را ادامه دهید تا مقاومتی برای ورود انرژی به آنها حس نکنید.اگر چاکرای قلب شما مدتهاست که تحت فشارهای عاطفی است ممکن است ابتدا حس درد و گرفتگی را در قلب خود حس کنید که مربوط به برونریزی انرژی و پاکسازی آن میشود.بنابراین انرژی دهی را تا زمانی ادامه دهید که حس ملایم گرما را در آن حس کنید.
وقتی این دو مرکز به خوبی شارژ شدند حالا تصور کنید که نور سفید به همه جای بدن شما پخش می شود و وارد همه چاکراها میشود.حتی دست و پاها نیز به خوبی این انرژی را جذب میکنند.
سپس انرژی را گسترش داده و تصور کنید که کل هاله شما را میگیرد و آن را پاکسازی و شارژ میکند. خودتان را نورانی و درخشان تصور کنید.
وقتی کار تمام شد تصور کنید که انرژی های اضافه از پاها خارج میشوند.سپس کمی تمرینات فیزیکی کنید تا باز هم انرژی اضافه دفع شود.
این تمرین را تا یک هفته به مدت ۱۵ دقیقه انجام دهید تا تاثیرات شگرفت آن را مشاهده نمایید....
@lightworkers
داستان ذن
هر وقت «بان کی» هفتههای تفکر عبادت خود را در گوشهای خلوت آغاز مینهاد،شاگردان بسیاری از سراسر ژاپن خدمتش میرفتند.
در یکی از این گردهماییها،رهرویی در حال دزدی گرفته شد.
موضوع را به بانکی گزارش دادند و تقاضا کردند متهم اخراج شود.
بانکی به این درخواست اعتنا نگذاشت.
چند روز بعد باز مچ همان رهرو را در حال دزدی گرفتند و باز بانکی موضوع را نادیده گرفت.بقیه رهروان عصبانی شدند و دادخواستی نوشتند،تقاضای اخراج او را کردند و اضافه نمودند که اگر چنین نکند،همگی خواهند رفت.
وقتی بانکی دادخواست را خواند همه را فراخواند و گفت:
شما برادران عاقلی هستید،میدانید چه درست است و چه نیست.
در صورت تمایل میتوانید برای تحصیل به هر جا که مایلید بروید...
ولی این برادر بیچاره هنوز بد را از خوب تمیز نمیدهد.
اگر من به تعلیمش کمر نبندم،که ببندد؟
هر گاه همهی شما هم بروید او را نزد خود نگه خواهم داشت...
سیل اشک صورت برادری را که دزدی کرده بود شست.
میل به سرقت در او نابود گشت...
@lightworkers
ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز
در غمت خون دل از دیده روانیم هنوز
جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت
بر همان عهد که بودیم،بر آنیم هنوز
به امید تو شب خویش به پایان آریم
آن جفا دیده که بودیم،همانیم هنوز
ای دریغا که پس از آن همه جان بازیها
بر سر کوی تو بینام و نشانیم هنوز
دیگران وادی عشق تو به پایان بردند
ما به یاد تو در این دشت روانیم هنوز
#ادیب_نیشابوری
@lightworkers
ما را که درد عشق و بلای خمار کشت
یا وصل دوست یا می صافی دوا کند
جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
#حضرت_حافظ
#اشکان_ماهری
@lightworkers
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
