uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Light Workers🔆

Light Workers🔆

Відкрити в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

Показати більше
408
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+1030 днів
Архів дописів
دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو این چنین پرمهر دشمن
دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو این چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم عاشق ناشی مباش و رو مگردان هان و هان راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر زبان پیش او مردن به هر دم از شکر شیرینتر است مرده داند این سخن را تو مپرس از زندگان شاد روزی کاین غزل را من بخوانم پیش عشق سجده‌ای آرم بر زمین و جان سپارم در زمان مرغ جان را عشق گوید میل داری در قفس مرغ گوید من تو را خواهم قفس را بردران #حضرت_مولانا @lightworkers

صیادان، ماهی را یک بار نمی کَشَند. چنگال در حلقوم چون رفته باشد، پاره‌ای می‌کَشَند تا خونش می‌رود و سست و ضعیف می‌گردد. بازش
صیادان، ماهی را یک بار نمی کَشَند. چنگال در حلقوم چون رفته باشد، پاره‌ای می‌کَشَند تا خونش می‌رود و سست و ضعیف می‌گردد. بازش رها می‌کنند. و همچنین باز می‌کَشَند تا به کلی ضعیف شود.... چنگال عشق نیز چون در کام آدمی می‌افتد حق تعالی او را بتدریج می‌کَشَد که آن قوت ها و خوی‌های باطل که در اوست، پاره پاره از او برود که: اِنِّ اللّهَ یَقبِض وَ یَبسُطُ (بقره ۲۴۵) #فیه_ما_فیه @lightworkers

در زمان عارف نامی، بایزید بسطامی، کافری را یک مسلمان نصیحت کرد که چه قدر خوب می‌شود اگر تو به دین اسلام رویْ بیاوری تا نجات پیدا کنی و سَروَر همه شوی. کافر به مسلمان گفت که: اگر ایمان این چیزی هست که عارفِ شما بایزید دارد، من طاقت و تحمل آن را ندارم و فراتر از توان من است. من اگرچه ایمان ندارم ولی به ایمان بایزید ایمان دارم. ایمانی که من دارم از ایمان همه برتر است. من در باطن و نهانم به او ایمان دارم هرچند مهر محکمی بر دهانم است. اما اگر ایمان این چیزی است که شما دارید، نه میلی به آن دارم و نه اشتهایی نسبت به آن. کسی که میل فراوانی به ایمان آوردن داشته باشد، اگر رفتار و گفتار شما را ببیند، میلش از بین می‌رود. چون ایمان ظاهری و لفظی شما را می‌بیند ولی هیچ معنایی در پشت آن پیدا نمی‌کند. ایمان شما درست مانند بیابان بی‌آب و علف است. اگر کسی به ایمانی که شماها دارید نگاه کند، عشق او نسبت به ایمان از بین می‌رود.... #حضرت_مولانا @lightworkers

تا به کی با عصای دیگران به پا روید؟ این سخنان که می‌گویید، از حدیث و تفسیر و حکمت و غیره...، سخنان مردمِ آن زمان است؛ که هر یکی در عهدِ خود بر مسندِ مردی نشسته بودند و چون مردانِ این عهد شمایید، اسرار و سخنان شما کو؟! #شمس_تبریزی @lightworkers

الله اکبر عبارت از این است که بردار فکرت را از آنچه در وهم تو می‌آید و اندیشه توست و نظر را بلندتر دار که او اکبر است از آن ه
الله اکبر عبارت از این است که بردار فکرت را از آنچه در وهم تو می‌آید و اندیشه توست و نظر را بلندتر دار که او اکبر است از آن همه تصورها، اگر چه تصور نبی است و مرسل و الوالعزم، از آن اکبر است.... #شمس_تبریزی @lightworkers

ما همه منتظر گودو هستیم در جاده ای دور افتاده،دو رفیق آس و پاس و به انتهای خط رسیده (ولادیمیر و استرگون) چشم به راه گودو هستند.گودو به آنها وعده ی رستگاری داده ولی هیچگاه نمی آید. کمدی/تراژدی"در انتظار گودو" از سوی صاحبنظران به عنوان برترین نمایشنامه ی سده ی بیستم برگزیده شد.بسیاری این اثر را فلسفی ترین درام تاریخ خوانده اند. باور به ظهور منجی در اسطوره ها، مذاهب و اعتقادات اقوام و ملل مختلف از دیرباز تا کنون به اشکال گوناگون بازنمایی شده.برخی باتوجه به شکل نوشتاری واژه ی گودو(God+ot=Godot ) نام او را اشاره ای مستقیم به خدا دانستند.گودو به عنوان شخصیت اصلی نمایش هرگز حضوری فیزیکی در صحنه ندارد وما فقط درباره اش می شنویم.اما برای خالق در انتظار گودو یعنی "ساموئل بکت" گودو و مفهم انتظار فراتر ازخدا و یا مسئله ی ظهورمنجی بود.هر چند نشانه های مذهبی در متن نمایش وجود دارد،ولی بکت در پاسخی زیرکانه به بازیگری که از او پرسیده بود آیا گودو همان خداست،گفته بود اگر منظورش خدا بود حتما می گفت خدا(god)ونه گودو... پس گودو واقعا کیست؟سوالی که هزاران بار از بکت پرسیده شد و او همواره پاسخ می داد اگر می دانستم در نمایشنامه گفته بودم... گودو می تواند تصور ما از وضعیت ایده آل باشد،آرزوی ما برای رسیدن به آرمانشهر یا انتظار یافتن رستگاری و آرامش.انتظار کشیدن بخش مهمی از زندگی آدم هاست، بیماران در انتظار سلامتی اند، زندانیان منتظر پایان دوران محکومیت خویش هستند،کارمندان منتظر رسیدن آخر هفته و دانش آموزان منتظر رسیدن تابستان...گودو شاید تجسم خواسته ها و آرزوهای کوچک و بزرگ و حتی مبهم ما باشد.همه ی ما به اشکال گوناگون منتظر گودوی خویش هستیم.انتظار بشر هرگز پایانی ندارد،انتظاری که ناشی از شکاف بین ذهن ما(سوژه)وعالم(ابژه)است؛خلاء وشکافی که پر نمی شود.رخدادهای جهان هیچگاه مطابق میل ما نیست و انتظارمان برای دستیابی به سعادت مطلق برآورده نمی شود،چون وحدت بین سوژه وابژه ممکن نیست.در هر دو پرده ی نمایش به جای گودو زوج دیگری( اربابی به نام پوتزو و برده اش لاکی) به صحنه می آیند و با ولادیمیر و استراگون برخورد می کنند. رابطه این دو در نگاه اول نمایانگر سلطه جویی و سلطه پذیری بشر است.برخی از ناقدان پوتزو را به مثابه ذهن(سوژه) و لاکی را جسم(ابژه) قلمداد کرده اند که نقدی است برمفهوم سانتورهای دکارتی1 (وحدت ذهن با جسم)لاکی هیچ سخنی نمی گوید، فقط ابزاری است برای اجرای دستورات اربابش پوتزو؛ به جز صحنه ای که پوتزو بنا به در خواست ولادیمیر و استراگون به او فرمان میدهد با صدای بلند فکر کند که نتیجه نطقی است چند صفحه ای و بی معنا که بکت ازطریق آن کلیشه های رایج زبان و مفاهیم متاقیزیک ، فلسفه و منطق را به سخره می گیرد.مفاهیمی که هرگز بشر را به آرامش و سعادت معهود نرساندند.برای همین است که در پایان نمایش گودو نمی آید و بسیاری بکت را متهم به بدبینی کردند. بکت اما در مقابل این اتهام با فروتنی پاسخ داد: "اگر بدبینی یعنی حکم دادن به اینکه بدی برخوبی پیروز می شود،پس من با توجه به بی میلی وعدم صلاحیتم نسبت به صدور حکم بدبین نیستم.من تنها برحسب تصادف به بدی بیشتر از خوبی برخوردم."2 برای بکت که حسب تصادف در قرن فجایع بزرگ انسانی زیست و دو جنگ جهانی، انفجارهای هسته ای،جنگ کره، جنگ سرد،جنگ ویتنام و...قربانی شدن میلیون ها انسان بیگناه را به چشم دید،حکم مطلق صادر کردن یعنی آغاز راهی که به فاجعه ختم می شود، به همین دلیل مسئله اصلی برای وی، صرفا آمدن یا نیامدن گودو، و وجود داشتن یا نداشتنش نیست. بکت مشکل را شایدآنجا می بیند که آنچه به انتظارش ایستاده ایم برایمان چنان مقدس می شود که حاضریم بخاطرش دیگران را به خاک و خون بکشیم،آنگاه که در مقابل همه ی ایدئولوژی هایی که وعده سعادت دنیوی و اخروی می دهند،حقوق و آزادی خود و دیگری را فراموش می کنیم.در یکی از مهمترین فرازهای نمایش در انتظار گودو ،استرگون می پرسد: ما حقوقمان را از دست دادیم؟ ولادیمیر جواب می دهد: ما ازآنها طرفنظر کردیم... نطفه‌ی فاجعه از همین جا بسته می شود... علی حاتم 1سانتورها در اسطوره های کهن موجوداتی هستند با سر انسان و بدن جانداران چارپا مثل اسب بالدار یا شیر(ابوالهل) نمادی از آرزوی های بشر برای وحدت ذهن با جسم و پوشاندن ضعف های جسمانی و حرکتی خود.برای دکارت انسان سوار بر دوچرخه نماد چنین وحدتی است و امروزه ماشین،هواپیما و... از نظر بکت با وجو همه این پیشرفت ها بشرهمچنان با غرایز اولیه خود مشکل دارد و ازابزار پیشرفته برای کشتار جمعی و تخریب بهره میبرد.بنابراین وحدت مورد نظر به شکل ایده آل عملا غیرممکن بی معنا میشود. 2 مک دونالد،رونان-روایت ذلت(در آمدی به اندیشه ها وآثار بکت)-علی اکبر پیش دستی-ققنوس،1390-ص83 @lightworkers

زشتی خودتان را ببینید تا به خودتان زیبایی ببخشید.... یک مجسمه ساز در حال ساختن مجسمه‌ی رالف والدو امرسون بود. امرسون مشتاق بود که هر روز رشد سنگ مجسمه را ببیند و همچنان که مجسمه تکمیل می‌شد،او بیشتر و بیشتر جدی می‌شد. سرانجام روزی که مجسمه تقریباً کامل شده بود، او با دیدن آن بسیار جدی شد.مجسمه ساز از او دلیل جدیتش را پرسید. و او جواب داد: «من مشاهده می‌کنم که هر چه مجسمه بیشتر شبیه من می‌شود، ناراحت‌تر و زشت‌تر می شود». من این قدرت دیدن خود در زشتی، برهنگی و حیوانیت‌مان را اولین پله‌ی نردبان « انقلاب در خود » می‌دانم... « تنها کسی که قادر است زشتی خود را ببیند، قادر خواهد بود به خودش زیبایی ببخشد. » بدون اولین توانایی، دومی متولد نمی‌شود. و کسی که زشتی خودش را می‌پوشاند و سرگرم فراموشی آن می‌شود،تا ابد زشت می ماند. زشتی زندگی در ناآگاهی انسان نسبت به آن پنهان می‌ماند. من باید قبل از هر چیز، خودم را همان طور که هستم بشناسم. هیچ راه دیگری نیست. اگر در همین اولین نقطه ی سفر، به کذب و دروغ میدان بدهیم، آنگاه حقیقت نمی‌تواند در پایان بدست آید. اما ما مالکیت واقعیت خویشتن را به خاطر زشت بودنش انکار می کنیم و شروع به پرورش دادن یک شخصیت کاذب و تصوری می‌کنیم. این تمایل و آرزو برای زیبایی کاملاً درست است، اما مسیر آن درست نیست. زشتی‌مان نمی‌تواند با قرار دادن ماسک‌های زیبا، حذف شود. بلکه برعکس، به خاطر ماسک‌ها، آن پیوسته زشت‌تر و بدقواره‌تر می‌شود. آن گاه به آهستگی، شناخت خود حتی از خودمان هم ناپدید می‌شود و ما صرفاً با ماسک‌های کاذب آشنا می‌مانیم. آن گاه اگر ماسک از دست برود، تشخیص دادن خود، غیرممکن می‌شود... @lightworkers

‍ مراقبـــــه‌ی پاییــــــن آوردن وزن تو می‌توانی هر روز برای لاغر شدن مراقبه کنی. تا آغاز به مراقبه می‌کنی، باید تصور کنی یک پر هستی. می‌توانی یک پر را پیش روی خود بگذاری و حس کنی همان پر هستی. نیروی تصورت را به کار بگیر. تصور، واقعیت در جهان دیگر است. اگر نیروی اراده‌ی متمرکزت را سوی پر کنی و اگر بتوانی با آگاهی پر یکی شوی، می‌توانی وزنت را کم کنی، توفیری هم ندارد چه می‌خوری. تو که نمی‌خواهی به سبکی پر بشوی- روشن است که نمی‌خواهی! این پر تنها یک نماد است. پر، سبکی را نمادین می‌کند. اگر بتوانی تصوری نیرومند را در خردت پدید آوری و خود را سبک بدانی، خردت خود به‌ خود به هستی فیزیکی تو فشار می‌آورد. تصور، نیرویی بسیار توانمند است. نیروی تصورت تو را یاری خواهد کرد.... #مراقبه @lightworkers

چله نشینی نیت کن تا چهل روز برعکس خواسته‌های نفسانیت عمل کنی ؛ نیت کن تا چهل روز کلامت را مراقبه کنی ( نگاه به ذهن - مکث - سخن ) این تکنیک سه مرحله‌ای کمک میکنه حرفامونو مزمزه کنیم... نیت کن تا چهل روز به حریم دیگران وارد نشی. نیت کن تا چهل روز موقع حرف زدن از واژه های امید بخش استفاده کنی ؛ نیت کن تا چهل روز صبحت را با شکرگذاری شروع کنی ( قبل از اینکه پاتو از تخت پایین بگذاری تا چشماتو باز کردی بگو خدایا شکرت ) نیت کن تا چهل روز درست تنفس کنی هیچ میدونستی اکثر ماها خوب تنفس نمی‌کنیم ! تکنیکهای تنفسی را یاد بگیر و درست تنفس کن . می‌تونی روزی سه مرتبه به مدت ده دقیقه تمرینات تنفسی را انجام بدی تا ملکه ذهنت بشه. نیت کن تا چهل روز کمتر سوال کنی و تا کسی ازت نظرخواهی نکرده بی‌مقدمه اظهار نظر نکنی ؛ نیت کن تا چهل روز وارد هر مکانی که میشی اخماتو باز کنی و با لبخند سلام کنی. نیت کن تا چهل روز روزه‌ی فکری بگیری ( حتی الامکان مراقب چشم و گوش و زبانت باشی ) منفی نگویی منفی نشنوی و منفی نگاه نکنی ؛ نیت کن تا چهل روز پرهیز از تماشای حوادث و اخبار غم انگیز و سیاسی داشته باشی و حتی الامکان از انتشار همه‌ی اینها پرهیز کنی. نیت کن تا چهل روز توی شبکه مجازی هر چیزی که می‌شنوی قبل از اینکه به صحتش اطمینان پیدا کنی انتشار ندی. نیت کن تا چهل روز پرسهای غذاتو کوچیک‌تر کنی. نیت کن تا چهل روز از نشخوار فکری دست برداری و خاطرات ناراحت کننده را مرور نکنی. نیت کن تا چهل روز حداقل روزی نیم ساعت را به تمرینات ورزشی مشغول بشی یا پیاده روی کنی تمرینات خانگی و کششی انجام بدی  و به طبیعت نزدیک‌تر بشی. نیت کن تا چهل روز هر شب قبل از خواب دعا کنی برای همه انسانهای روی کره زمین ( دعا برای صلح و شفا و برکت )..   نیت کن اگر چله نشینی بهت کمک کرد که بتونی زندگی بهتری داشته باشی این چله نشینی را عادت زندگیت قرار بدی و گزینه های دیگری را هم خودت بهش اضافه کنی. خوشبخت باشی دوست من... @lightworkers

هر اول روز ای جان صد بار سلام علیك در گفتن و خاموشی ای یار سلام علیك از جان همه قدوسی وز تن همه سالوسی وز گل همه جباری وز خار سلام علیك من تركم و سرمستم تركانه سلح بستم در ده شدم و گفتم سالار سلام علیك بنهاد یكی صهبا بر كف من و گفتا این شهره امانت را هشدار سلام علیك گفتم من دیوانه پیوسته خلیلانه بر مالك خود گویم در نار سلام علیك آن لحظه كه بیرونم عالم ز سلامم پر وان لحظه كه در غارم با یار سلام علیك چون صنع و نشان او دارد همه صورت‌ها ای مور شبت خوش باد ای مار سلام علیك داوود تو را گوید بر تخت فدیناكم منصور تو را گوید بر دار سلام علیك مشتاق تو را گوید بی‌طمع سلام از جان محتاج همت گوید ناچار سلام علیك شاهان چو سلام تو با طبل و علم گویند در زیر زبان گوید بیمار سلام علیك چون باده جان خوردم ایزار گرو كردم تا مست مرا گوید ای زار سلام علیك امسال ز ماه تو چندان خوش و خرم شد كز كبر نمی‌گوید بر پار سلام علیك از لذت زخمه تو این چنگ فلك بیخود سر زیر كند هر دم كای تار سلام علیك مرغان خلیلی هم سررفته و پركنده آورده از آن عالم هر چار سلام علیك بس سیل سخن راندم بس قارعه برخواندم از كار فروماندم ای كار سلام علیك #مولانای_جان @lightworkers

آگاهانه بخورید و بیاشامید اغلب ما بسیار نا آگاهانه می‌خوریم و می‌آشامیم. مانند یک آدم ماشینی. اگر مزه آنچه که در حال خوردن آن هستیم به طور عمیق در وجودمان چشیدن نشود فقط شکم خود را پر کردهایم. با آرامش تمام بخورید و بیاشامید. نه اینکه فقط مواد عذایی را ببلعید. مزه غذا را بدون هیچ عجله‌ای حس کنید و با آن یکی شوید.مثل اینکه وقتی چیز شیرینی میخورید اجازه بدهید تا طعم شیرینی در تمام وجودتان رخنه کند. آن وقت است که واقعاً از مزه لذت می‌برید. در این حالت مزه غذا نه فقط در دهان و زبان، بلکه در تمام بدنتان لمس می‌شود. استفاده از حس چشایی راهی قوی برای زنده کردن تمام احساسات بدن است. هرچیزی که می‌خورید، مزه آن را بخوبی حس کنید چون در غیر این صورت تمام حسهای بدنتان مرده می‌شوند. این امر موجب می‌شود تا بتدریج تمام احساساتتان دچار ضعف شود و همه انرژی بدنتان در ذهن و مغز متمرکز شود. همین امر در موقع نوشیدن نیز صدق میکند. وقتی آب می‌نوشید سردی آن را بخوبی حس کنید. چشمان خود را ببندید. آب را مزه کنید. سردی آب را که به بدنتان منتقل می‌شود دریافت کنید در این زمان است که سردی آب جزئی از وجودتان می‌شود. این مراقبه به شما کمک می‌کند تا هم حسهای خود را تقویت کنید، هم از آنچه می‌خورید لذت ببرید و هم اینکه سلامت بمانید.... @lightworkers

شیخ شهاب الدین سهروردی از عرفای نامدار ایران است که به حکم شرع زندانی و اعدام شد. مشهور است که متن زیر قسمتی از دفاعیات سهروردی در دادگاه می‌باشد: شمایان اگر بدنبال مبارزه با فساد هم هستید به سراغ کسانی بروید که خون مردم را می آشامند و پلک نمی‌زنند... گیرم که من در انزوای خود رقصی کرده یا خدای نخواسته شرابی نوشیده‌ام این کجا و آن همه تفرعن علما و امرا کجا ؟ هزاران شکم گرسنه می‌خوابند و هزاران نان آور خانواده از شرم آنکه نتوانستند یک لقمه نان تهیه کنند روی خانه آمدن ندارند. اما این آقایان از دسترنج آنان تا می‌توانند می خورند و می‌نوشند و بساط عیش و عشرت ساز می‌کنند... سخن من با شما همان سخن ابوحنیفه است به عراقیانی که از حکم کشتن پشه و یا خون آن پرسیدند. او گفت : حسین بن علی را کشتید و پروا نداشتید! اکنون چه پروایی نسبت به خون پشه‌ای دارید؟ @lightworkers

خودآموز روشن بینی (1).pdf8.65 MB

مرد جوانی که می‌خواست راه معنویت را طی کند به سراغ استاد رفت. استاد خردمند گفت: تا یک سال به هر کسی که به تو حمله کند و دشنام دهد پولی بده. تا دوازده ماه هر کسی به جوان حمله می‌کرد جوان به او پولی می‌داد. آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعد را بیاموزد. استاد گفت: به شهر برو و برایم غذا بخر. همین که مرد رفت استاد خود را به لباس یک گدا در آورد و از راه میانبر کنار دروازه شهر رفت. وقتی مرد جوان رسید، استاد شروع کرد به توهین کردن به او. جوان به گدا گفت: عالی است! یک سال مجبور بودم به هر کسی که به من توهین می‌کرد پول بدهم اما حالا می‌توانم مجانی هرحرفی را بشنوم، بدون آنکه پشیزی خرج کنم. استاد وقتی صحبت جوان را شنید رو نشان داده و گفت: برای گام بعدی آماده‌ای چون یاد گرفتی به روی مشکلات بخندی! @lightworkers

آسان‌ترین کار برای ما « توجیه » یا « ملامت » است؛ و مشکل‌ترین کار، نگاه کردن - نگاه بی‌تفاوت و بدون ردّ و قبول... یکی از مفید
آسان‌ترین کار برای ما « توجیه » یا « ملامت » است؛ و مشکل‌ترین کار، نگاه کردن - نگاه بی‌تفاوت و بدون ردّ و قبول... یکی از مفیدترین کارها در جریان خودشناسی تمرین نگاه بدون توجیه یا ملامت است.... @lightworkers

رفتار مكانيكی و ربات‌گونه در ابتدا بايد بدانيد كه رفتار شما ماشينی و اتوماتيك وار است. به عنوان مثال: اگر كسی به شما توهين می‌كند، عكس‌العمل شما در قبال كار او چيست؟ آيا شما هم به او توهين می‌كنيد؟ آيا به همان شدتی كه او با شما رفتار كرده با همان شدت برخورد می‌كنيد يا با شدت بيشتری؟ در قبال توهين او، شما چه عكس‌العملی نشان می‌دهيد؟ اگر شما در مقابل توهينی كه می‌شنويد توهين بكنيد، اين عمل نشان از انجام عملی ماشينی و بدون تسلط است، يعنی شما عكس‌العملی كه نشان می‌دهيد وابسته به عمل و رفتار و شدت برخورد طرف مقابل است و هيچ كنترلی بر خود و بر رفتارهای خود نداريد. شما كاملا مكانيكی برخورد می‌كنيد همانند يك ربات. بايد بتوانيد ديگران را ببخشيد. بايد بتوانيد آنها را درك كنيد. اگر شما آرامش خودتان را بتوانيد در آن لحظه حفظ كنيد، قطعا اين تسلط و آرامش بر مخاطب شما نيز اثر خواهد گذاشت، چرا كه دو طرف معادله، هر دو يا بايد آرام باشند يا عصبانی.... اگر شما آرام باشيد، آرام بودن شما بر طرف مقابل اثر خواهد گذاشت و او نيز آرام خواهد شد.... @lightworkers

خودتان را بشناسيد... خودسازی در ابتدا مستلزم انجام ندادن برخی كارها و سپس انجام دادن كارهايی است كه قبلا انجام نمی‌داديد. اگر خواهان تغيير هستيد،اين الگوی ماشينی بايد شكسته شود. عكس العمل‌های شما نبايد همسو با رفتارهای ديگران يا شرايط محيطی باشد. بايد خودتان را مشاهده كنيد. چه كارهایی انجام می‌دهيد؟ در تنهايی و در خلوت چه نوع افكاری به سراغ‌تان می‌آيند؟ چرا در بيشتر مواقع عواطف و احساسات بر شما غلبه می‌كنند؟ به انجام چه نوع كارهايی علاقه داريد؟ در هنگام اتفاقات بيرونی، به حالات درونی خود توجه داريد يا نه؟ آيا خواهان تغيير هستيد يا نه ؟ چرا هميشه فكر می‌كنيد حق با شماست؟ چرا در هنگامی كه ديگران از شما تعريف می كنند، خوشحال می‌شويد و وقتي از شما انتقاد می‌كنند ناراحت می‌شويد؟ @lightworkers

در مسیر شناخت به این نکته توجه کنید که شما در هیچ زمینه‌ای در رقابت با هیچ کس نیستید... حس رقابت شما را از مشاهده‌ی درون خودتان باز می‌دارد.... @lightworkers

به وقفه میان دو فکر، فضای ساکن کوتاه میان واژه ها، وقفه میان دم و بازدم توجه کن. هنگامی که به این وقفه ها توجه می‌کنی بُعد بی
به وقفه میان دو فکر، فضای ساکن کوتاه میان واژه ها، وقفه میان دم و بازدم توجه کن. هنگامی که به این وقفه ها توجه می‌کنی بُعد بی‌شکل آگاهی خالص از درونت به پا می‌خیزد.... @lightworkers

لالایی @lightworkers