692
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
692
رادیو، روزنامه، تلویزیون
ما رو هر روز کنترل کردن...
موسیقی:
alberto iglesias
آلبوم ِ exodus gods and kings
📚 🎼 📽 @ehsanrayat
692
چقد این ثانیهها زجرآور
چقد این زندگی دلگیر شده
بستهی خالی قرصم میگه
واسه برگشتن ِ تو دیر شده
زخــــــم خورده بودم و آغوشت
واسه قلبم آخرین سنگر بود
زیر ِ رگبار مصیبتای من
رفتنت
گلولهی آخر بود ...
#احسان_رعیت
📚 🎼 📽 @ehsanrayat
692
ترانهای از برادر نازنینم
هانی ملک زاده
لینک کانال:
@hanimalakzadeh
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
با خنده رد شدی
با گریه سر شدم
دیدی من و برات
یه رهگذر شدم
حق با توإ قبول
من پیر تر شدم
بی معرفت سلام
اسمم رو یادته؟
من عاشق توأم
پای دلم بمون
خونه بخر برام
تو قلب آسمون
یا رنگ پرده ها
یا اسم بچمون
حرفای ما دوتا
یادت نرفته که؟
از شوهرت بگو
از کل ماجرات
مردی که دس به دس
مردی که پا به پات
از شوهرت بگو
بابای بچه هات
اینجای ماجرا
من بغض می کنم
نازت رو می کشه؟
نازت رو میخره؟
می بوسدت شبا
خوابت که میبره؟
جدن بدون من
دنیات بهتره؟
از حرف بگذریم
شاعر شده براات؟
موهای تو جلوش
افتاده دست باد
فریاد میزنه
دیوونتم زیاد؟
فهمیده که چقد
مشکی بهت میاد؟
نه…مثل من کسی
دقت نمی کنه
گاهی بشین براش
شعر من و بخون
با من نشد ولی
با شوهرت بمون
تعطیله رسمیه
تاریخ عقدتون
مرداد میرسه
یخ می کنه دلم
دل می بری یه شب
دل می کنی یه روز
میگی بهم بساز
میگی بهم بسوز
کشتی من و ولی
جون می کنم هنوز
من خسته ام خدا
دست من و بگیر
#هانی_ملک_زاده
@hanimalakzadeh
692
ای شاهد گیتی! به عبث چهره میارای
دادیم طلاقت، پس از این مادر مایی...
#طالب_آملی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
تو شبیه نسیمی تو موهام
مث یه اتفاق ِ ممنوعه
هیجان ِ شنیدن ِ آژیر
رد شدن از چراغ ِ ممنوعه...
تو شبیه ِ
گل ِسرخی
تو خشابِ
یه مسلسل
من ُ با چنتا بوسه کشتی
بکش دوباره
ببوس از اول ...
آهنگ رویای ممنوعه
با صدای سمیرا بازگیر
موسیقی بهروز پایگان
و ترانهی من
که ترجیع بند رو روی ملودی نوشتم
👇👇👇
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
هیچکس نمیداند
مردی
که به قلب ِ خودش شلیک کرد
بارها به آن
فرمان ِ ایست داده بود...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
اين سفره هاى خالى از احساس و بوى نان
تاريخ را به دور تسلسل كشانده اند
روزى كه فقر مى رسد از جان به استخوان
فرزند هاى باكره فرزند خوانده اند
.
ديگر رها بكن پدر پير فرش را
از مشت خود كه پاكى زنها فروش رفت
قيمت دو قرص نان به تقاص گرسنگى
ارزان فروختى و بدنها فروش رفت
.
اين قصه مال چند شب اول است كه
به گيجگاه ضربه ى انگشت مى زنى
در يك اتاق آنطرف زجه ى زنان
مى ايستى و هى به صدا مشت مى زنى
.
اين قصه مال چند شب اول است كه
اشك تو پشت دست تو را داغ مى زند
نان موى اسب مى شود و لقمه لقمه اش
هى بر دهان لال تو شلاق مى زند
.
اين لقمه هاى زهر چه كردند با تو كه
تصوير مانده از تو صدايت نمانده است
بين دو راه مردن و مردن در اين سكوت
راهى به غير مرگ برايت نمانده است
.
پيچيده بوى مرگ و تعفن در اين اتاق
اى نور اى تجلى قدرت طلوع كن
اين خانواده مرد برو خانه هاى بعد
با حوصله دوباره از اول شروع كن
.
" حسن حسن پور "
@hasan_hasanpoor
692
اسکارلت: رَت! رَت!
اگه تو بری من باید کجا برم؟ چیکار باید بکنم؟
رَت: صادقانه بگم عزیزم، اصــــــلا برام مهم نیست !
برباد رفته
ساختهی ویکتور فلمینگ
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
دخترانه بخوانید لطفا...
تو شبیه نسیمی تو موهام
مث یه اتفاق ِ ممنوعه
هیجان ِ شنیدن ِ آژیر
رد شدن از چراغ ِ ممنوعه
تو مث طعم ِ اولین رژ ِ لب
توی دلشورهی بلوغ ِ منی
مث شعرای یه زن ِ عاصی
مردی اما مث فروغ ِ منی
عشق ممنوعهتُ نمیشه نخواس
مث سیگاری واسه زندانی
بکر ِ بکری مث لباس ِ عروس
تن ِ یه دختر ِ دبستانی ...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
تو با حرفات متفاوت بودی
ولی از دور نمیشد فهمید
گاهی وقتا مرگ ِ یه رابطه رو
باید از بدو ِ تولد فهمید
گاهی آدمی که دوسش داری
شکل ِ اون حرفایی که میزد نیس
وقتی نزدیک شدم فهمیدم
دوری اونقدرا که میگن...
بد نیس...
عشقو باخته بودم و دل ِ تو خواس
منو باز وارد این گود کنه
تو نشون دادی چه حسی داره که
سرطان ِ یک نفر عود کنه...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
با چنین بختی که من زادم عجب نبود اگر
مادر از نامهربانی آب در شیرم کند...
#طالب_آملی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
خوش آن زمان که نکویان کنند غارت ِ شهر
مرا تو گیری و گویی که این اسیر ِ منست...
#شهیدی_قمی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
کسی که دوستش میداریم هرگونه حقی نسبت به ما دارد،
حتی حق اینکه دیگر دوستمان نداشته باشد!
جان شیفته - رومن رولان
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
مجنون به ریگ ِ بادیه غمهای خود شمرد
یاد ِ زمانهای که غم ِ دل حساب داشت...
#صائب_تبریزی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
بشینی و به صدای صداش فکر کنی
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به هقهقش دم ِ رفتن، به گریههای خودت
به اونکه کشتی و مردی براش فکر کنی
فرو بری تو خودت یاد ِ خاطرات کنی
با بغض و گریه تموم ِ شب ُ بساط کنی
صدای مادرت از پشت ِ در بیاد و یهو
مچاله شی تو پتو باز احتیاط کنی
ستارهی شبت از شب سیاهتر باشه
و عشق ِ ماه ِ تو از ماه، ماهتر باشه
کسی نبینه، ندونه، نفهمه، آخه چرا؟
[گذاشتی بره تا روبراهتر باشه]
گذاشتی بره تا زندگیش خراب نشه
نخواد بفهمه حقیقت چیه، مجاب نشه
دعا کنی واسه روزای شاد ِ خوشبختیش
ولی دعات برای تو مستجاب نشه
بشینی و به صدای صداش فکر کنی
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به اونکه کشتی و مردی براش فکر کنی
به اینکه عشق ِ تو از ماه ماهتر بوده
جدا شدن واسه اون به صلاحتر بوده
با یکّی دیگه دیدیش، روبراهتر بوده ...
#احسان_رعیت
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
به گمان ِ این فکندم تن ِ ناتوان به کویت
که سگ ِ تو بر سرآید به امید استخوانم...
#وحشی_بافقی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
692
به روزگار ِ تو هر دل که بود پر خون شد
ستم تو کردی و تهمت نصیب گردون شد...
ملادرکی قمی
🎼 📽 📚 @ehsanrayat
