1 013
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
1 013
تولد خورشید مبارک رفقا ❤️
امیدوارم یلدای امسال به معنای واقعی، شروع پیروزی نور بر تاریکی باشه و یلدای سال دیگه رو با حال بهتری جشن بگیریم.
به امید عشق، آزادی و رفاه برای همه ❤️
1 013
چشم من به دکمههای پیرهن توئه
قلب من
تــو جیب چپ لباس تــو تنِ توئه
لبامو هــر کجا که گــم میکنم
روی نبض گردن توئه
ببند درو ولی خودت نرو
بسپرش به من
دکمههای آخرو
وقتشه بازم بغل کنم
مثل یه قفس پرنده رو
من کیام؟
مال تـو اگه نباشــــم، هیچکس
یه جسم سرد و بینفس
همین و بس
من کجام؟
اگه تو قلب تو نباشم، هیچجا
علت وجود و هستی منی شما
خانم خدا
عطرو وقتی دوس دارم که رو تن توئه
رنگو وقتی رنگ پوست گردن توئه
خودم رو وقتی دوس دارم که میبینم،
من توئه
من کنار تو یه مرد دیگهای شدم
عاشق تموم آدماییام که عاشق توئن
مخصوصاً خودم...
#احسان_رعیت
آلبوم سوم بهروز پایگان در راهه و من چند تا ترانهی عاشقانه توش دارم که «خانم خدا» یکی از اونهاست.
امیدوارم بشنوید و دوسش داشته باشید ❤️
@ehsanrayat
1 013
عمرش گذشته بود و عزیز کسی نبود
حالش خراب بود و مریض کسی نبود
رو شونهی کسی سر راحت زمین نذاشت
حتی به روز واقعه هم گریهکن نداشت
افتاد هر دفعه احدی اعتنا نکرد
حتی خدا به گوشهی چشمی نگا نکرد
از جا بلند شد به مسیرش ادامه داد
به رنج وحشی همهگیرش ادامه داد
ترسید رنجشو به کسی منتقل کنه
هرکس که دید روحشو دستاشو ول کنه
از قرصهای بیاثرش هیچچی نگفت
از عنکبوت توی سرش هیچچی نگفت
گوشهنشین ساکت تنها میون جمع
غمگینتر از نماز فرادی میون جمع
از یاد رفته بود و حواس کسی نبود
این روزها مخاطب خاص کسی نبود
دور از نگاه سرد و طلبکار جمعیت
بیاعتنا به تلخی رفتار جمعیت
هرشب چراغ خونه رو خاموش کرد و بعد
رو تخت خواب عشقو فراموش کرد و بعد...
◼️
-بعدش به حال زار خودش سخت گریه کرد؟
-آره مث یه مرد!
-بسه دروغگو! کی؟ کِی؟ کجا؟ چشای منو دیده خیس آب؟ اونم پس نقاب؟
-انگار داره صدای یکی دیگه هم میاد؟
-حتما یه برگ زرده که افتاده دست باد
-بعدش ادامه داد...
◼️
هر صبح توی غربت آیینه خیره بود
یار کسی نبود، اگه بودم ذخیره بود
روی دلش همیشه یه زخم عمیق داشت
تنها نبود، بین رقیبا رفیق داشت
سیمرغ گمشده توی شهر کلاغها
سرو خمیدهی وسط هرزهباغها
بالش رو بست تا توی ویرونه بند شه
دائم نشست، قد رفیقا بلند شه
حالا سلامتی غمش نوش میکنن
بازندهها رو زود فراموش میکنن
مغلوب سربلند تمام قمارها
بنیانگذار فرقهی بیافتخارها
جز قلب خسته نعمتی از زندگی نداشت
با این همه شکایتی از زندگی نداشت
اونی که غیر عشق مریض کسی نبود
عمرش گذشته بود و عزیز کسی نبود
-اینجا سکوت کرد
بعدش چراغو کشت
تا قصه توی قعر سیاهی فرو بره
اما هنوز سایهای از پشت پنجره...
#احسان_رعیت
تو کامنت این پست توضیحاتی راجعبه روایتش نوشتم. اگه دوست داشتید بخونید.
@ehsanrayat
1 013
من رسیدم ولی خب
هیشکی چش به رام نبود
یا کسی هم اگه بود
اونکه من بخوام نبود
کسی پشت پنجره
کوچه رو نگا نکرد
جز کلیدای خودم
درو هیشکی وا نکرد
غیر تنهایی و من
کسی تو خونهم نیست
عاقلم شکر خدا
هیشکی دیوونهم نیست...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
اگه بعد از تو همون آدم سابق نشدم چی...؟
اگه تا آخر عمرم دیگه عاشق نشدم چی...؟
اگه عاشقم شدم اما بهش نیومد چی...؟
اگه توی بغلش اسم تو رو صدا زدم چی...؟
زندگیم بیتو همین چندتا سوال بیجوابه
اضطرابه... اضطرابه... اضطرابه...
چی قراره باشه بعد از تو جهانم؟
نگرانم... نگرانم... نگرانم...
تو چهجوری بعد ادامه میدی...؟
به کی فک میکنی وقتی ناامیدی...؟
توی مترو، توی سینما، تو عکسا
من نباشم سرتو به شونهی کی تکیه میدی؟
پشت میز کافهای که همو دیدیم
چند تا مرد بیقرار دیگه دیدی...؟
زندگیم بیتو یه زخم نیمهبازه
هر جوابی
میخ تابوت برای این جنازه
هر چی پرسیدم و خواستم
بگو رازه... بگو رازه... بگو رازه...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
«نهنگ»
تو این خونه که رو به ویرونیه
دیگه سرپناهی جز آوار نیست
همیشه امیدی ته قصه بود
پذیرفتهم اینو که اینبار نیست
خودم رو با لبخند ادامه میدم
با این که غمم تلخ و طولانیه
شناسایی خندههام ساده نیست
ولی گریههام خیلی ایرانیه
یه تاریخ خونی و خاکستری
هنوزم ته فنجون فالمه
برای من شرقی بیوطن
وطن رد خونـه که دنبالمه
شبیه نهنگی که عاقل شده
با موجای دریا کنار اومدم
به ساحل زدهم بلکه یادم بره
با چه آرزوهایی بار اومدم
همه خندههامو شمردن ولی
کی میدونه اصلا تو چه حالیم
منی که فرو ریختم تو خودم
حالا مثل یه کوهِ تو خالیام
فرو ریختم مثل بارون از ابر
مث بهمن از شونههای یه کوه
زمین خوردم اما شبیه یه شاه
در اوج صلابت در اوج شکوه
کسی جز خودم تکیهگاهم نبود
ببین حالا غرق فروپاشیام
واسه دنیا چندان مهم نیستم
جهان متنه و من براش حاشیهم
شبیه نهنگی که عاقل شده
با موجای دریا کنار اومدم
به ساحل زدهم بلکه یادم بره
با چه آرزوهایی بار اومدم...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
با صدای بهروز پایگان، از اینجا بشنوید:
https://soundcloud.com/paygan/the-whale?in=paygan/sets/lunar-rhapsodies
1 013
آلبوم Lunar Rhapsodies از بهروز پایگان امشب منتشر شد و من سه ترانه تو این آلبوم دارم:
ونگوگ (Van gogh)
نهنگ (The Whale)
بیگانه (The Outsider)
کم پیش میاد که به ترانهها یا محاورههای خودم احساس خوبی داشته باشم اما این ترانهها رو دوست دارم. امیدوارم شما هم بشنوید و دوستشون داشته باشید.❤️
آلبوم رو میتونید از لینک زیر به صورت رایگان بشنوید:
https://soundcloud.com/paygan/sets/lunar-rhapsodies?si=37cd160fff2643b3a159a2329b758e33&utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
ـ🕯️ 34 🎂 ـ
خالیتر از همیشه
از عشق
از امید
نیمهی خالیو
تا بیخ سر کشید
حالش خراب بود
بختش تو خواب بود
انگار یه نهنگ
تو فاضلاب بود
روی لبش هنوز
قلاب خونی
تو انـ/قلاب بود
در هم شکسته؟ نه
از پا نشسته؟ نه
شیر گرسنهی
تو اعتصاب بود
فکر رهایی از
این منجلاب بود
توی سرش مدام
تصویر یه درخت
با یه طناب بود
از عشق دلزده
از مرگ ناامید
کیک تولدو
لبخند زد، برید
میگفت زندگی
چندان قشنگ نیست
خوش آب و رنگ نیست
لیوان کاغذی
جای نهنگ نیست
بعدش سکوت کرد
شمعشو فوت کرد
از روی صورتش
لبش سقوط کرد
[تو سطرهای بعد
حرفای قلبشو
چشماش میزنن]
شاید مقدره
از عشق بگذرم
اینجوری بهتره
تنهایی بهترم
هر آدمی برام
یه رنج تازه بود
رفتم تو قلبش و
دیدم که هر طرف
کلی جنازه بود
شاید قرار نیست
این زندگی برام
دلخواهتر بشه
باید دعا کنم
کوتاهتر بشه
بازی تموم شده
دیگه شکستمو
باید قبول کرد
حتی خیانت
معشوقهمم نکرد
کاری که با دلم
کمبود پول کرد
هر آرزویی که
تو سینه داشتم
نقش بر آب شد
یا قلبمو شکست
یا جونمو گرفت
تا مستجاب شد
دنیا قشنگ بود
اما نه واسه من
خوش آب و رنگ بود
اما نه واسه من
اندوهمو کسی
از من گرفت؟ نه!
حتی خدا منو
گردن گرفت؟ نــه!
پس چارهای نبود
جز اینکه با خودم
یک عمر سر کنم
با هر بهونهای
روزای عمرمو
کوتاهتر کنم
گاهی به رنج عشق
گاهی به تیغ غم
چند ساله که مدام
یه سایه تو سرم
فریاد میزنه:
«تاریکی زنده باد»
اما دلم هنوز
«تاریکی زنده باد»
میگه: صبور باش
«تاریکی زنده باد»
از شاخهی درخت
«تاریکی زنده باد»
از حلقهی طناب
«تاریکی زنده باد»
پنهون شو، دور باش!
«تاریکی زنده باد»
باید ادامه داد
«تاریکی زنده باد»
باید ادامه داد...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
آخرین گونهی نسل خودمم
من نهنگیام که خودکشی نکرد
اونکه هر جوری میشد ادامه داد
تتوی گلم رو پوست پیرمرد
جنجگوییام که تسلیم نشد
قهرمانی که تو هیچ کتابی نیست
اسب بیسوار پاشکستهای
که رسونده خودشو تا ته پیست
چی میخوای بهت بگم از حالم؟
خون رو دستای آخرین نئاندرتالم
مرگ سایهی منه
نیفتاده دنبالم
هرکی داره تخـ...شو بیاد به استقبالم!
زندگیم یه بمب خنثینشدهست
زندگیم میخواد منو ترور کنه
زندگیم یه قاتل حرفهایه
اما میترسه خشابو پر کنه
حسرت چاقوی تیز خیلیام
اما هیشکی قد این حرفا نیست
خیلیا رفتن و اومدن ولی
هیچ رد پایی رو دریا نیست
چی میخوای بهت بگم از حالم؟
خونِ رو دستای آخرین نئاندرتالم
مرگ سایهی منه
نیفتاده دنبالم
هرکی داره تخـ...شو بیاد به استقبالم!
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
یلداتون مبارک...
مثل یه پرنده میخوام با لبم
وا کنم دکمهی پیراهنتو
آخه دستم دیگه از حفظ شده
قلهها و درههای تنتو
راه سختیه واسه مکاشفه
از نوک پا تا سرت برف اومده
ولی بیتابی نکن که کاشفت
راه اون درهی سرخو بلده!
تو یه آهویی تو دشت تن من
که از اعماق خطر بیخبری
بگو با چی تو رو تنبیه کنم
که سراغ قفس شیر نری؟!
حواست به انتخابت باشه
که دیگه فرصت جبرانش نیست
بوسههای تو شروع ماجراست
ولی بوسههات، پایانش نیست...!
جای بوسهم روی گردنت میگه
امشب از همیشه بیرحمترم
تو اگه آهوی دشتم باشی
شب به شب گرگمو گله میبرم!
آه اگه با شعلهی دستای من
برف پشت دامنت آب نشه
میندازم دور دو تا دستیو که
برای اوج تو قلاب نشه
همهی امیدم اینه آخرش
ته اون دره یه دریا باشه
کاش عمر هر شبی که با همیم
قد صد تا شب یلدا باشه...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
من باختم عزیز دلم
تحقیرمو ادامه نده
هر جا میرم کنار منی
کی عطرتو به نقشه زده؟
من باختم عزیز دلم
به آدم خصوصی تو
حلوای آرزوی منه
شیرینی عروسی تو
تسلیم خاطرات توام
قربانی وفای خودم
تو دعوتی به حجله و من
به مجلس عزای خودم...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
باید بعد از این روزهای شکست
یه فکری واسه بیپناهی کنم
واسه لحظههایی که با تو گذشت
باید از خودم عذرخواهی کنم...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
یعنی دلتنگت نشد
لابهلای گریههاش؟
حتی واسهت تب نکرد
اون که میمردی براش؟
یعنی دنبالت نگشت
وقتی رفتی تو خودت؟
حتی پیغامم نداد
تو شب تولدت؟
لحظهی آخر برات
خیلی بیتابی نکرد؟
بعد یه مدت دیگه
موشو سرخابی نکرد؟
#
آره! حتما یادشه
حالت لبخندتو
نه! محاله گم کنه
حلقهتو، دستبندتو
عطر و گردنبندتو...
نه! خبر دارم! دلت
خیلی دیوونهش نبود
آره! حتما سایهشه!
هیشکی تو خونهش نبود
بی تو حتما زندگیش
خالی و سرده رفیق
آره! میدونن همه
کی ضرر کرده رفیق
#
واقعیت اینه که
واقعیت این نبود...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
آسمون یه سقف سیمانی بــود
شب یه خمیازهی طولانی بــود
دریا بوی دهــن ماهــی داشــت
کوه، شونههای کوتاهی داشــت
جنگل از جوونه وحشت میکرد
زنــدگـی مرگو روایـت میکـرد
قبل تو دنیا یه جور دیگه بــود
قبل تو زیبایی معیاری نداشــت
همه چی حسابی ریخته بود بهم
خدا قبل خلقتت کاری نداشــت
تو رسیدی و زمان پیدا شد
راه رفتی، ضربان پیدا شد
همهی کتیبهها خالی بود
اسممو گفتی، زبان پیدا شد
خلسهی چشم تو همتایی نداشت
قرص اعصاب و روان پیدا شد
گوشهی لبترو که گاز زدی،
شرم و شوق و هیجان پیدا شد!
زندگی یه معنی تازه گرفت
خدا آغوشتو اندازه گرفت
هستی اندازهی آغوش تو شد
باد آوارهی تنپوش تو شد
قبل تو دنیا یه جور دیگه بــود
قبل تو زیبایی معیاری نداشــت
همه چی حسابی ریخته بود بهم
خدا قبل خلقتت کاری نداشــت...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
برم گردون
به اون آغوش بیمنت برم گردون
به بوسه، عشق، امنیت برم گردون
تو که دنیا رو پنهون کردی تو قلبت
به جمعیت برم گردون
منو از رنج تنهاییم راحت کن
به این حیوون ترسیده محبت کن
تو که تنهاییمو دیدی،
خدا تنهاتره یا من؟
قضاوت کن!
واسه این کشتی تا خرخره تو گل یه کاری کن
برای این نهنگ عاشق ساحل یه کاری کن
برم گردون به اقیانوس، یا مرگو جلو بنداز
زن قاتل! یه کاری کن
واسه این قاصدک که خونه رو گم کرده طوفان باش
واسه این برهی ترسوی تنها عید قربان باش
جوونیمو بدزد و آرزوهامو عقب بنداز
ایران باش
یا بیرحمانه از هرچی که مونده ناامیدم کن
یا پشت پیرهنت از چشم دنیا ناپدیدم کن
قسم خوردم تو آغوشت بمیرم
روسفیدم کن...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
بوی دریا میده
بالش خوشبختش
شب به شب خوابیده،
بخت من رو تختش
رنگ موهاش انگار
شب بیمهتابه
اسم من رو لبهاش
ماهی رو قلابه
منو کشتن چشماش
خودش آدمکش نیست
حال قلبم خوبه
خودم حالم خوش نیست
گیجم از عطر خوش پیرهنش
رفتن و اومدنش
گاهی وقتا حق میدم به دشمنش!
منو کشتن چشماش
زندهام به دیدنش...
درد دلخواه منه
که دچارم کرده
همون اولین قرار
بیقرارم کرده
گیجم از عطر خوش پیرهنش
رفتن و اومدنش
گاهی وقتا حق میدم به دشمنش!
منو کشتن چشماش
زندهام به دیدنش
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
1 013
نوشتم
نوشتم که یادت بمونه
چه روزای غمگین و بیهودهای بود
بهت عطرمو هدیه دادم
که یادت نره
رو اون تخت پرخاطره
چه آغوش آلودهای بود
نفس میکشیدم
ولی مرده بودم
به هرکس که پا دادم آخر لگد خورده بودم
با هر دستی بُر خورده بودم
بد آورده بودم
تو از روز اول خوشاقبال بودی
تو با هر کسی بودی خوشحال بودی
به جز من که افسرده بودم
نمیفهمی
تلخه که آدم
گرفتار کار خودش شه
دچار خودش شه
فقط فکر کن
به تنهایی صید وحشی
که راهی نداره جز اینکه شکار خودش شه!
به رود زمینخوردهای که
سقوطش تمومی نداره
مقدر شده آبشار خودش شه
تو کافی نبودی
لباس غمم تو تنت زار میزد
ولی خب... لباست که میرفت
دلم تند و تبدار میزد
تا موهاتو میریختی روی شونهت
شب آشفته میشد
خودش رو از اون ارتفاع دار میزد
بهت تن سپردم بفهمی
که غیر از خودم هیشکی با من تنی نیست
که فردای آغوش من دیدنی نیست
غمم قبل تو دست خورده عزیزم
غمم خوردنی نیست
نوشتم
نوشتم که یادت بمونه...
#احسان_رعیت
@ehasanrayat
1 013
۹ سال از نوشتن این ترانه گذشته و شاید حالا زمان مناسبی برای انتشار نسخهی کاملش نباشد اما این روزها احساس میکنم نباید حرف ناگفتهای باقی بگذارم. بههرحال زندگی کوتاه است؛ شاید به درازای یک بوسه...
بهم گفت اولین بوسهست
بهم گفت اولین باره
ولی فهمیده بودم، از
گذشتهش خاطرهم داره
مث شعله که میافته
به جون چوب میبوسید
برای اولین بوسه
زیادی خوب میبوسید
بهم گفت تکیهگاهم باش
خودش ویرونه بود اما
بهم گفت بکره آغوشم
مسافرخونه بود اما...
تو هر حالی رگ خوابِ
من سرسختو میدونست
تو ویلاهای قرضی هم
محل تختو میدونست
تموم ِ اتفاقای
خصوصی رو نمیشه گفت
دیگه قول و قرارای
عروسی رو نمیشه گفت...
یه روز عشقی که با بوسه
شروع شد از دهن افتاد
دلم یه قبر خالی شد
که دست گورکن افتاد
ولی اون... زندگیش انگار
حالا رو دور تکراره
یکیو دید و بوسید و
بهش گفت اولین باره
هنوزم گاهی با فکرش
دلم بازیش میگیره
تا یاد بوسه میافتم
لبام آتیش میگیره
شبیه سرزمینی که
در اشغال یکی دیگهست
غمش مال منه اما
تنش مال یکی دیگهست...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
