uk
Feedback
Morphin™ | مورفین

Morphin™ | مورفین

Відкрити в Telegram

به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу Morphin™ | مورفین

Канал Morphin™ | مورفین (@morphin_graphy) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 19 687 підписників, посідаючи 1 619 місце в категорії Мистецтво та дизайн та 16 991 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 19 687 підписників.

За останніми даними від 03 липня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -139, а за останні 24 години на 4, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 11.30%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 4.04% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 2 224 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 795 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 22.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як کس, وقت, آدم, چیز, آدما.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 04 липня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Мистецтво та дизайн.

19 687
Підписники
+424 години
-117 днів
-13930 день
Архів дописів
‏من به اندازه عزیز بودنت ازت دلخور می‌شم، نه‌ اشتباهت.

خوبم ( کندنِ پوست لبم ) خوبم ( بیخوابی ) خوبم (حس ناکافی‌بودن ) خوبم ( لرزشِ دست ) خوبم ( تپشِ قلب ) خوبم ( تنگیِ نفس ) خوبم ( تکون دادنِ پا ) خوبم ( Overthinking ) خوبم ( کابوس ) خوبم ( فحش کش کردنِ زمین و زمان ) خوبم!

صرفا جهت یاد آوری : «جون کندی تا حالتو خوب کردی؛ خرابش نکن ؛دوباره ...»

بیو ادبی: -می آید هرآنچه باید. -چشم از پنجره بردار ، منجی در آینه است! -ظاهر شیرین نمی پوشد نهان تلخ را چو تخته پاره در موج رها، رها ،رها من! -من از سیاهی‌ ترین شب به آفتاب رسیدم. -باشد که نباشیم،بدانند نماندن بلدیم!

تو همونی باش که از نااميدي هاش اميد میسازه؛ و از درداش پیله🕊

از لحاظ روحی نیاز دارم یه شب بیای دستمو بگیری و منو ببری یه جای دور، یه جایی که هیچکس مارو نشناسه، باهم آهنگای مورد علاقمون رو گوش کنیم، با همدیگه سیب زمینی آتیشی بخوریم، از خاطره های قشنگت واسم بگی ... من واقعا به این نیاز دارم بیا باهم انجامش بدیم🤍

اتفاقا با من سرد باشید با من شوخی نکنید با من مودبانه صحبت کنید با من تعارف داشته باشید خوشحال میشم وقتی حدتونو جلوی من میدونید

قشنگ ترین بیو های ادبی : میروم تا همه ی عمر به خود تکیه کنم بی تعلق به جهان باش که آزاد رَوی که جهان رنج بزرگیست نِگارا تو بخند آخر بِدَمَد صبح اُمید از شب من چو تخته پاره در موج ،رها، رها ،رها؛ من در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

تبدیل نشید به آدمی که از خودش و علایقش و اعتقاداتش می‌گذره تا یه سری آدما کنارش بمونن. آدما میان و میرن، ولی میرسی به جایی که میری جلو آینه و خودتو کلا نمی‌شناسی!

زِندِگی گَر بِزَند زَخم بِه مَن شَوَم آنْ دانهِ که شُد جوانه ای🌱

بیوهای زیبا و ادبی آخر بدمد صبح امید از شب من از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را! ساکت در پیله ی خویش به فکر پروانه شدن اثر زخم ها در حافظه باقی می ماند... روح های زخمی در کالبد های خندان آنقدر که محبت تاوان دارد،اشتباه ندارد! من از خوش باوری هایم به ویرانی رسیدم باشد که نباشیم، تا بدانند نماندن بلدیم!

هر روز دارم آدمارو از لیست: "نه بابا این که همچین کاری نمیکنه" خط میزنم و به لیست : "چطور تونست همچین کاری بکنه" اضافه‌شون میکنم🌱

تنهایی بهتره مگه نه؟ اینکه خودت رو به کسی شرح ندی، حالت رو توضیح ندی، احساساتت رو توصیف نکنی و از یک دقیقه بعد تا همه‌ی عمرت نترسی که یک‌ روز اون حرف و رفتارها به خودت برگرده تا تیشه ای باشه که به ریشه‌ت میزنه. تنهایی خوبه مگه نه؟ یه حصار دورِ خودت میکشی‌نه خودت بیرون میری نه اجازه میدی کسی‌بیاد تو. اونجوری دیگه خیالت راحته هرچی هست و گذشت و سپری شد تو‌خودت میمونه. تو‌ خودت بمونه جاشون اَمن تره. برای همین میگم، تنهایی خوبه مگه نه؟ #فرگل_مشتاقی

بزرگ شدیما، داریم کار می کنیم، یکیو دوست داریم، هوای بابا مامانو داریم، فکر اینیم نذاریم آب تو دل کسی که دوسش داریم تکون بخوره، سختی کشیدیم، یه سری شبا بود فکر می کردیم دووم نمیاریم ولی صبح سرپا بودیم، کج بودیم ولی باز رو پای خودمون بودیم. قشنگی🌱 افتخار کن به خودت💚

وقتی میبینید آدم های پوچ راجب زندگیتون، عقایدتون، خط فکریتون، اهداف و خواسته هاتون حرفای الکی میزنن و مسخرتون میکنن، یادِ این دیالوگ گیم اف ترونتز بیفتین که می‌گفت: "A Lion Doesn’t Concern Himself With The Opinions Of The Sheep" یه شیر هیچ وقت خودشو نگران عقاید گوسفندا نمیکنه🌱

ما قوی میشویم از همانجا که ضعیف شده ایم؛ و رشد می‌کنیم از همانجایی که زخم خورده ایم🌱 ‌

نصیحت امروز: ‌ هیچکس ... نه به خوبی حرفای خودشه، نه به بدی قضاوتهای بقیه!

از چشم افتادن می‌تونه خیلی قشنگ باشه. فکر کن تمامتو واسه یکی می‌ذاری، میدوئی، تلاش می‌کنی واسه بودنش، اولویتت می‌شه، می‌جنگی و بار ها شکست می‌خوری، شب های زیادی ناراحت می‌مونی و بازم توی قلبته. یهو یه روز یه کاری انجام می‌ده یا یه حرفی می‌زنه که تو کلاً نا امید می‌شی و از چشمت می‌افته. انگار یک چیزی درون تو اون فردو رها می‌کنه. فرکانسی که بین تو اون بود قطع می‌شه. صبح روز بعد که از خواب پا می‌شی نه ناراحتی نه عصبی. همه چیز توی اروم ترین حالت خودشه. انگار نه انگار همچین فردی وجود داشته. صبحانتو می‌خوری، بعد مدتی به خودت می‌رسی، ذهنت خالیه و می‌تونی بالاخره به چیزای غیر اون فکر کنی. می‌تونی تمرکزتو بذاری روی خودتو کارای مورد علاقت و ایندت. می‌تونی یه نفس راحت بدون اون بکشی و بالاخره قشنگیای زندگی که به خاطر اون تاریک شده بودن رو ببینی. چیزی که به نظرت غیر ممکن بود.

روان‌پزشکم بهم می‌گفت تنها راه کنترل کردن احساساست نشون دادنشه! درواقع شما هیچ وقت نمی‌تونی غم و غصه‌ای که بیرون نریختیش رو کنترل کنی. بعدا همون غم و غصه تبدیل میشه به خشم، خصومت شخصی، تندخویی و زودرنجی. و به همین ترتیب شما رسما یه هیولا رو وجود آوردید🌱

انگار قبل از اومدن و دیدن و شناختنت، تو رو دوست داشتم و منتظرت بودم ، انگار دستام خالی مونده بود تا با دستایِ تو پر بشن، انگار تو همه خاله بازیهای بچگیام ، دوست داشتم توکنارم باشی و اومدنت رو انتظار میکشیدم، انگار تو لِیلِه بازی های بچگیم منتظر بودم به اخرین خونه برسم و در آغوش تو پناهنده بشم، انگار تو جایی دیگه، زمانی نامعلوم و جهانی دیگه دیده بودمت، انگار همه اون چیزی بودی که من میخواستم و فقط باید صبر میکردم که میدیدمت، انگار همه جهان خلاصه می‌شد توی چشمات، انگار تهِ تموم رویاهام نشسته بودی و لبخند میزدی و برام دست تکون میدادی تا پیدات کنم، عشقِ پنهان تو بودی، اصلا همه چیز قبل از اومدنت شروع شده بود عشق با تو شروع میشد و باهیچ چیز تموم نمیشد🌱 #فرگل_مشتاقی