سایت پانویس
Відкрити в Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
Показати більше2 682
Підписники
+124 години
+37 днів
+1030 день
Архів дописів
2 683
رفتینگانه
گلگشت با طعم رفتینگ را پارسال در روستای یاسه چای بودیم و امسال همین برنامه را در روستایی در اطراف سامان خواهیم داشت.
برنامه های شبهای گپ و گفت با محوریت موضوعات خودشناسی نیز برقرار است.
برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبتنام با »خانم صبا« هماهنگ کنید.
2 683
من میترسم...
از متاهل شدن...
از زندگی مشترک
از اینکه مثل خیلی از زن های دیگر پشیمان شوم...
از اینکه نه راه پس داشته باشم، نه راه پیش
از سردی همسرم....
از بی محبتیاش
از اینکه تمام جوانی و زیباییم را به پایش بریزم اما باز هم مرا قبول نداشته باشد...
از اینکه ناز و عشوهٔ یک هرزه دلش را بلرزاند
من میترسم...
از خیانت...
از رمز گوشی همسرم که تند تند عوض شود
از دعوا میترسم....
از داد و فریاد....
از رد کبودی زیر چشمم
از داغی سیلی همسرم روی صورتم....
راستش....
از خانهایی تاریک و سوت و کور
از اینکه هیچ وقت همه کنار هم نباشیم....
از اتاقهای جداجدا...
از تنهایی میترسم...
برای بچههایم
بچههایی که از خانه فراریاند...
بچههایی که باید تاوان ازدواج اشتباه من با پدرشان را پس دهند...
بچههایی که حسرت زندگی دوروبریهایشان را میخورند
من میترسم....
از همبستر شدن با مردی که تنها سهمم از او...
نامش در شناسنامهام است
من میترسم...
که خودم هم سالها بعد بشوم درس عبرت یک نفر دیگر
میترسم...
دردی جدید به دردهای مادرم اضافه کنم
راستش...
میترسم...
روزی با خودم بگویم
کاش همسر فلانی بودم...
و من بیزارم از این ای کاشها...
من فقط میترسم...
میترسم از سوختن و ساختن...
میترسم...
و کاری هم از من ساخته نیست...
من می ترسم
از متأهل شدن
از زندگی مشترک
--
در گروه "رابطه" دربارهٔ این موضوعات نیز گفتگو می کنیم. دوستان علاقمند می توانند به گروه "رابطه" بپیوندند.
2 683
آیا به سخنان فوق و سخنان مشابه آن، که بر سر منبرها گفته می شود، باور دارید؟
2 683
آیا شما به سخنان این «روحانی» جوان باور دارید؟ و بطور کلی به سخنانی از این دست.
در نظرسنجی زیر شرکت کنید:
2 683
عجب! گوشش کجاست؟!
من همی گویم عجب خامش چراست؟
او همی گوید عجب! گوشش کجاست؟!
من ز نعره کر شدم او بی خبر
تیزگوشان زاین سمر هستند کر
2 683
در جلسهٔ لایو کریشنامورتیخوانی امشب بنا به جهتی که حرف پیش آورد این را به دوستان می گفتم که این خانم طفلی هم گرفتار سگی همچون پانویس شده است و بقول پیرمرد پاچه اش را پانویس گرفته و ول نمی کند. حالا حکایت چیست؟ می گویم.
چنانکه می دانید، اینستاگرام پر است از صفحات اینچنینی که تبلیغ داشتن «شخصیت خاص، جذاب و کاریزماتیک» می کنند. در عین حال در حرفهایشان سخن از بی اهمیتی قضاوت دیگران می کنند. یعنی حرف مردم نباید برایتان اهمیت داشته باشد و از اینگونه حرفهای رایج و کلیشه ای.
خب، آیا این دو با هم تناقض آشکاری ندارند؟! وقتی من انسان در اسارت این موضوع هستم که طوری جلوه کنم و «وقتی حرف می زنی دیگران قیافه شون اونجوری بشه»، این آیا وابسته بودن به دیگران نیست؟!
یا اینکه وقتی در پی «متمایز» بودن، شاخص بودن و درخشیدن هستی، آیا خلاف وحدت انسانها، تواضع، خاکی بودن نیست؟ آیا تمام حرف معنویت اصیل مانند مولوی این نیست که:
مهتری نفت است و آتش ای غوی
ای برادر چون بر آذر می روی؟
هر چه او هموار باشد با زمین
تیرها را کی هدف گردد؟ ببین
تیغ بهر اوست کاو را گردنیست
سایه کافکندهست بر وی زخم نیست
خار سهسویست هر چون کش نهی
درخلد، وز زخم او تو کی جهی؟
تمام رنج انسان بدلیل «هستی» و إشعار اوست آنوقت بیاییم و دنبال این تمایز و شاخ شدن و تو چشم برو شدن باشیم؟!
خب. اکنون شما فکر می کنید چقدر از این دست صفحات در اینستاگرام و بطور کلی از این دست نحوهٔ تفکر اشتباه در دنیا هست؟ و چقدر طرفدار دارند؟ و چقدر این نوع نگرش مخرب است و مضر؟ و چقدر تولیدکنندهٔ رنج!
اکنون شما می خواهید چه کنید؟ هر روز با اینها دربیفتید و جنگ و دعوا کنید؟ بقول حافظ «روز و شب عربده با» ایشان کنید؟!
هستند. و خواهند بود. سیلی است که آمده و تخریبش را می کند.
در ثانی، به یک بیان دیگر و عمیقتر، همهٔ ما مانند همین افرادیم. فقط سطح تخریبمان متفاوت است. مادام که إشعار هست، همه سر و ته یک کرباسیم.
می خور که شیخ و زاهد و مفتی و پانویس
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
2 683
واکنشیسم
کار آن دارد که حق را شد مرید
بهر کار او ز هر کاری برید
دیگران چون کودکان این روز چند
تا به شب ترحال بازی می کنند
2 683
مصفاخوانی
«در عنفوان جوانی چنانكه افتد و دانی» با «بتی» نام جميلهای اهل بلاد آمريكا آشنایی عارفانهای بهم زديم و چند صباحی با هم طی طريق كرديم. به قول خودش آمده بود تا از خرمن پربار «عرفان شرق» ـ كه چيزها دربارهاش شنيده بود ـ توشهای برگيرد؛ كه نگرفته ول كرد و رفت به هندوستان تا بلكه از عرفان بودایی و غيره بگيرد. گرفت يا نه نمیدانم. و اين ارتباطی هم به ما ندارد. فقط ميدانم يكسالی هم در آنجاها بود و به آمريكا برگشت. نامهای نوشت و دعوتی كه بيا به اينجا كه «شهر فرنگ است و از همه رنگ است».
و حالا در خدمت «بتی» خانميم ـ در كجا؟ در نيويورك. روزها ويلان و شبها بيكار در خيابانهای نيويورك پرسه میزنيم. الحق راست میگويد كه...
ادامه، اینجــاست.
کتاب «زندگی و مسائل» با متن فوق آغاز می شود. کتابی با قلم مفرح و شوخ و شنگول پیرمرد است. همیشه اینطور بود. هیچگاه ندیدم اینگونه نباشد. باری، کتاب عمدتاً شامل سفرنامه اش به آمریکا و هند و اروپاست و از آنچه می بیند، با زاویه دید خاص خودش، تعریف می کند.
همراه با جمعی از دوستان تا به حال دو کتاب «با پیر بلخ» و «انسان در اسارت فکر» او را خوانده ایم و در دورهمی های اینترنتی روزهای سهشنبه آنها را بررسی کرده ایم. به امید خدا همین سهشنبه جمعخوانی و بررسی کتاب «زندگی و مسائل» را در این سری جلسات، که مصفاخوانی نامیدهایمش، آغاز میکنیم.
هر کس علاقمند است، با «خانم صبا» هماهنگ کند.
@Panevisdotcom
2 683
در میان انبوهی از مطالب، افراد، یادداشتها، اشعار، ویدیوها و فایلها دربارهٔ عرفان و دین و روانشناسی و فلسفه و رابطه و زندگی.
به هر کدام نوکی زدن و از هر کدام چیزی حفظ کردن و "یاد گرفتن".
و «خود» همچنان باقی است.
و روزگار و احوال کما فی السابق.
2 683
همانطور که دوستان نوشته اند، پاسخ این است:
چون خدا خواهد کهمان یاری کند
میلِ ما را جانبِ زاری کند
هر کجا آبِ روان، سبزه بُوَد
هر کجا اشکی روان، رحمت شود
این ابیات هم مرتبطاند و شایستهٔ تأمل:
چون بگریانم بجوشد رحمتم
آن خروشنده بنوشد نعمتم
رحمتم موقوف آن خوش گریه هاست
چون گریست از بهر رحمت موج خاست
ای خنک چشمی که آن گریان اوست
وی همایون دل که آن بریان اوست
در مورد «اشک» و «گریه» داستان «کودک حلوافروش» را بخوانید یا در »اینجــا« بشنوید، همراه با توضیح.
+ ایضاً
ضمناً اگر در آن حال احیاناً "بودید"، که إن شاء الله نباشید، دعایی هم در حق این نویسنده کنید.
2 683
چند مطلب
یک. دوستانی که متقاضی مطالب عرفانی و خودشناسی هستند و پیام میدهند و دربارهٔ چنین موضوعاتی سوال میکنند، بدانند که این کانال جهت اطلاعرسانی برنامههای کلاسها و نیز برای تنوع و تفریح دوستانی است که در دورهها هستند. مطالبی عرفانی هم که به ایجاز و اختصار در اینجا منتشر میشوند، به تفصیل در کلاسها گفته شده و میشود و انتشار آنها در اینجا جنبهٔ تذکار و یادآوری، و البته تنوع و تفریح و انبساط خاطر برای آن دوستان دارد. لذا انتظار توضیح مفصل نداشته باشید. مجملاند و اشارهوار.
چنانچه سوال دارید و یا طالب بسط مطالب هستید، این کار را در دوره های خودشناسی که اعلام کرده ایم می توانید بیابید.
دو. دوستانی که برای مشاوره پیام میدهند، همانطور که قبلاً نیز اعلام شده است، تا اطلاع بعدی مشاوره نداریم.
سه. در مورد دورهٔ کریشنامورتیخوانی که سوال می کنند دوستان، اطلاع بیشتر جهت شرکت، در کانال کریشنامورتی آمده است.
چهار. احتمالاً بزودی کلاس «فیه ما فیه» بگذاریم. اعلام خواهد شد.
پنج. پستها مخاطب خاص ندارند. برداشت هر فرد به خود وی مربوط است.
+ در تصویر فوق، دو پرنده مستتراند.
شادکام باشید.
2 683
آخرین اعلام
دورهٔ خودشناسی
+ تمامی اطلاعات مورد نیاز و شرایط ثبتنام را با پیام به خانم صبا، شمارهای که در تصویر آمده(فقط در تلگرام)، و یا مراجعه به » اینجـا « میتوانید درخواست کنید.
این آخرین اعلام این دوره است. تا چند ماه آتی دورهٔ دیگری نخواهیم داشت.
در قسمت نظرات و یا پیام خصوصی پیام نفرستید.
@Panevisdotcom
2 683
باخبر شدیم پدر خانم صبای عزیز به رحمت خدا رفته اند. ضمن تسلیت به ایشان و خانوادهٔ عزیزشان، آرزوی آرامش برای روح پدر ایشان دارم.
