بخردا
Відкрити в Telegram
ارتباط با ادمین: @bekhradaa_admin اینستاگرام بخردا: instagram.com/bekhradaa آرشیو بخردا: https://t.me/bekhradaa_archive یوتیوب بخردا: https://www.youtube.com/c/bekhradaa
Показати більше1 183
Підписники
+124 години
+17 днів
-330 день
Архів дописів
1 183
همیشه باید دوباره از جایی شروع کرد. نه لزوما از همان جایی که قبلا در آن متوقف شدهبودیم؛ جایی عقبتر، دورتر و خالیتر.
جایی که شبیه به گذشته نیست چون ما آدمهای گذشته نیستیم، شرایطمان مثل گذشته نیست و مثل گذشته هم نمیشود. آرزوهایمان دورترند و دستهایمان خالیتر.
چون از نقطه بازگشت ناپذیری عبور کردهایم که ما را به عقب رانده؛ در امکاناتمان، در آرزوها و باورهایمان و حتی فضاهای امن و دوستانهمان. دنیایمان عوض شده و گریزی از مواجهه با وضعیت تازه نیست.
وقتی ما عوض شدهباشیم، دنیای پیشرو و شرایطمان هم تغییر کردهباشند، راههای گذشته را نمیشود دوباره رفت. باید دوباره فهمید، دوباره حس کرد و دوباره ساخت.
یعنی خوب که فکر کنی همین کارهای دوباره هم فرق دارند. وقتی محکوم به تجربه تغییری اجباری باشی، وقتی از دل تلاطمهایی بیرون بیایی که بود و نبود تو نقشی در آنها نداشته، فرصتی داری تا تو هم راه همیشگی را نروی، راهی تازه بیابی، حرفی تازه بزنی.
با تمام احساسات تلخی که به یادت میآورند که این نقطه شروع دوباره جایی است عقبتر، دورتر و خالیتر.
@bekhradaa
1 183
بازگشت مردگان
کشتهشدگان از قبر بیرون آمدند.
یکی از آنها از جای برخاست و فریاد زد:
ای دوستان وقت آن فرارسیده که بفهمیم مرگ ما چه فایده و معنایی داشته است!
بیایید به خانهها برگردیم و ببینیم آیا فداکاری ما ارزشش را داشتهاست؟
همه برخیزید.
و کشتهشدگان اطاعت کردند
به دنبال زندهها رفتند تا پاسخ بگیرند و دریابند مرگشان چه فایدهای داشته تا به قبرهای خودشان بازگردند.
به زنده ها گفتند اگر به آرمان کشتهشدگان خود وفادار بودهاید دیگر دلیلی برای ترس وجود ندارد.
اما ما متّهم میکنیم تمام آنهایی را که بزدلانه از مرگ انسانهایی دور و نزدیک بهره بردند.
آنهایی که از مرگ ما پلی ساختند و به زندگی خود ادامه دادند.
همه آنها که سودی در این سلاخیها و روشنشدن آتش جنگ داشتند.
اتّهام (۱۹۱۹) - ابل گانس
J'accuse (1919) - Abel Gance
@bekhradaa
1 183
در راه مبارزه با نظامی خودکامه، یکی راه آگاهسازی مردم از حیثیت انسانی خویش را در پیش میگیرد و دیگری اعمال فسادانگیز را زیر سوال میبرد.
اما با دو گروه چه باید کرد؟ آنکه حیثیت انسانی خویش را به بقای نظام خودکامه سرکوبگر گره زده، و آنکه نانش در گرو سینه زدن زیر علم جبار است و برای او چماق و اسلحه در دست میگیرد؟
ضحاک ماردوش - سعیدی سیرجانی
@bekhradaa
1 183
آنجا که میگوید:
"گروهی با تیغ کشیده سخن به جنگ رویاروی با مظاهر فساد و ستم برمیخیزند، بدین سودای باطل که با رفتن این و آمدن آن اوضاع زمانه دگرگون خواهد شد و شهر و دیارشان رنگ بهشت بگیرد. غافل از این واقعیت که حکام مستبد زمانه از مقوله نقش دیوار اند، و تا در و دیوار و پی و ستونی نباشد، نقش زشت و زیبایی مجال ظهور نخواهد یافت. غافل از این واقعیت که این جهل مرکب و تربیت غلط توده مردم است که مجال مناسبی در اختیار جباران خودکامه مینهد برای حکومت کردن و با حکومت قهرآمیز خود ملتی را به خاک و خون کشیدن و در درکات بدبختی فروبردن.
سرنوشت این عاشقان جانباز و مستان سرانداز معلوم است؛ یا به حکم حاکمان و به دست محکومان سنگسار جفا شدن، یا آواره دور جهان گشتن. نمونههایش فراوان: ... بیایید و نگاهی به دور و بر خودتان بیفکنید و لبهای دوخته فرخی یزدی را بنگرید و قلب چاک چاک عشقی را."
سعیدی سیرجانی را باید خواند؛ و خواهیم خواند.
@bekhradaa
1 183
در زمانه رنجهای کشنده و مرگهای هراسناک - که هراس و زشتی مرگ را بیش از هر زمان به رخ میکشند - همچنان میتوان خواند، و باید خواند. علیاکبر سعیدی سیرجانی را خواند و داستان ضحّاک ماردوش او را. سعیدی سیرجانی که رنج کشندهاش بعد از او دامان ما را رها نکرد و هراس از مرگی همچون مرگ او از دیار ما رخت برنبست. ضحاک ماردوش او را باید خواند چون به همان اندازه که دست به توصیف رنجهای کشنده در واقعیتی غیرقابل اصلاح میزند و نتایج آن را پیشگویی میکند، خود نگارنده آن در گوش نکردن به حرفهای خویش گوی سبقت را از دیگران میرباید تا خیلی زود خودش مثالی ایدهآل برای متن خویش باشد.
@bekhradaa
1 183
"در جامعهای که حکومتش توتالیتر است، آدم ناچار است با قدرت ارتباط مستقیم داشته باشد؛ راه گریزی وجود ندارد. به همین دلیل سیاست هرگز انتزاعی نمی شود. به صورت نیرویی خشن، بی رحم و آشکار باقی می ماند که تمام چند و چون زندگی ما را تعیین میکند.
چنین حکومتی مثل یک مرض، طاعون، یک بیماری همهگیر، هیچکس را مستثنی نمیکند. تناقض در اینجاست که این دقیقا همان روشی است که دولت توتالیتر با آن دشمنانش را میپروراند: شهروندان سیاسی شده. انقلاب مخملی فقط حاصل کار سیاستمداران سطح بالا نیست، بیش از آن حاصل آگاهی شهروندان معمولی است که آلوده سیاست شدهاند."
کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم
اسلاونکا دراکولیچ
@bekhradaa
1 183
+3
درب ورودی، محوطه بیرونی، فضای درونی کافه و پلکان منتهی به تالارهای اصلی
عمارت تاریخی صدراعظم
@bekhradaa
1 183
از خیابان ناصرخسرو به کوچهپسکوچههای منتهی به پامنار که پابگذاری، بعد از گذار از پاساژ مجیدی و کتابفروشیهای نیمهخرابهاش، دری باز میشود و فضایی در روبرو گسترده که هیچ شباهتی به پیرامون رو به زوالش ندارد.
عمارت تاریخی صدراعظم (امام جمعه) که گرچه به کافه و رستوران تبدیل شده، اما طبقه فوقانی و تالارهای آن شکوه خودش را همچنان حفظ کرده است.
عکسهای بیشتر را در ادامه ببینید.
@bekhradaa
1 183
+7
#گشت_و_گذار_فرهنگی
ایران - بخش یازدهم
خانه موزه بتهوون (چمنآرا) در تهران، میراث هفتاد ساله خانوادهای اهل فرهنگ و موسیقی که با فروش صفحه و ادوات موسیقی کار را آغاز کردند و در ادامه به ضبط صدا و تولید نوارکاست و سیدی پرداختند تا سال ۱۳۹۷ با مرگ آخرین بازمانده این مکان تبدیل به موزهای برای عموم شد.
پ.ن. البته هماکنون با فروشگاههای کوچکی در اختیار بخش خصوصی که کمی حال و هوای محیط را به هم میزنند.
@bekhradaa
1 183
این واقعیت که میتوانیم از تبهکاران حسابکشی کنیم، دستاورد بزرگ تاریخ جهان است
شاهکار یان فیلیپ ریمتسما یعنی کتاب اعتماد و خشونت با این پرسش که به نظرش پرسشی غلطانداز است شروع میشود: چطور آدمهایی کاملا عادی به آدمهایی خشن چون نازیها بدل شدند؟ نوشت که این پرسش خطاست چون همیشه این اتفاق میافتد. آدمهای عادی خشونت میآفرینند، چون اینطرف و آنطرف چندان آدم دگرآزار (سادیست) وجود ندارد. پرسش بهتر این است: "چطور میتوانیم به مدرنیته اعتماد کنیم وقتی میبینیم که به آشویتس منتهی شد؟"
به نظر یان فیلیپ توانایی ما در طرح این پرسش خود نشانه پیشرفت است چرا که تنها در مدرنیته خشونت چیزی نابهنجار تلقی میشود. در طول جنگ سی ساله (جنگ عمومی در اروپا در قرن هفدهم) فرهنگ از خشونت سرمست بود و اغلب آن را سرگرمی میدید. رومیها کولوزئوم بزرگترین یادمان بهجا ماندهشان را بهوجود آوردند تا به تماشای قتل بنشینند. همانطور که ما فوتبال تماشا میکنیم مسیحیت جهنم را که خشونت در آن جاودانه بود به وجود آورد. این فرض ما که خشونت را باید مهار کرد و این امید ما که خشونت را میتوان از میان برد چیزی کاملا جدید است. این فرض و این امید مبنایی بوده است برای کاهش اعمال خشونتبار، از قربانیکردن گرفته تا شکنجه. و تواناییمان در خودسنجشگری در پرتو کوتاهیها و ناکامیهایمان در تحقق امر مزبور، خود نشانه همان پیشرفت در مدرنیته است که در معرض سوال قرارگرفته است. هنوز هم خشونت و سواستفاده از قدرت وجود دارد اما این واقعیت که میتوانیم از تبهکاران حسابکشی کنیم دستاورد بزرگ تاریخ جهان است
درسگرفتن از آلمانیها: خاطره شر و مساله نژاد - سوزان نیمن
@bekhradaa
1 183
#بازخوانی_اندیشه_کهن - کتاب چهارم
🎇 ایلیاد - هومر
بخش سیودوم
✍🏻 خواست خداوند یک چیز است، تلاش برای رسیدن به خواسته چیزی دیگر که میتواند در راستا یا حتی در تقابل با خواست خدا باشد.
✍🏻 وقتی از اولیس میپرسند که این اسبهای منحصربفرد را چگونه بهدست آوردهاید؛ آیا آنها را دزدیدهاید - که محال به نظر میرسد - یا خداوند آنها را به شما داده پاسخ میدهد خداوند اگر بخواهد بهتر از این را به ما میدهد اما اینها را ما خودمان به دست آوردهایم.
⬆️ بخش قبلی
⬇️ بخش بعدی
@bekhradaa
