فلسفه اخلاق
Відкрити в Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
Показати більше7 249
Підписники
-124 години
-107 днів
-5530 день
Архів дописів
7 250
#پادکستهای_ناب
قسمت هفدهم پادکست اورسی
موضوع: «زندگی رنج است»
#رنج #رنج_زندگی
#رادیو_اورسی
🔸آنچه میشنوید:
_ شوپنهاور ریشۀ درد واقعی رو در «زمانآگاه» بودن ما میداند.
یعنی اگر درکی نسبت به گذشته و آینده نداشتیم اضطرابی رو هم تجربه نمیکردیم.
_ نیچه اعتقاد داشت باید با رنج مواجه بشیم و معنای زندگی با غلبه بر رنج به دست خواهد آمد.
_ بودا ریشۀ رنج رو در دلبستگیها، طلب و خواستهها میدانست.
در این قسمت کمی راجع به رنج جستجو میکنیم.
+ به دوستان خود بفرستید.
🔸لینک:
https://t.me/owrsi/5120
❤️☘ @padkastgolchin
7 250
فهرستی از ضربالمثلهای ایرانی
آگاهیبخشی فرهنگی|ادبی
|فرازتد|
@JameahiBehtarBesazim
7 250
احترام اجتماعی
کاوش در یک مفهوم پرکاربرد، ساده، اما پیچیده
آیا تا کنون به این اندیشیدهایم که وقتی از احترام سخن میگوییم، از چه چیزی سخن میگوییم؟ معنای عملی و رفتاری آن چیست؟ وقتی از نظام سیاسی انتظار داریم احترام شهروندان را نگه دارد و یا در روابط میان فردی به این فضیلت اجتماعی اشاره میکنیم، در واقع انتظار چه نوع رفتار و کنشی را داریم؟
عموما احترام را بهنوعی رفتار سادهی مبتنی بر آداب تلقی میکنند اما "اسپونویل" بر این باور است که گرچه ادب، یک ارزش است و نمیتوان آن را انکار کرد، اما این ارزش، مبهم، و در نفس خود ناکافی است. احترام، گرچه ما را بهمفهوم ادب میرساند اما معنای بسی عمیقتر، با ابعاد و ویژگیهای متعددی دارد. احترام(در معنای وسیع)، مبنا و شالودهی همکاریهای اجتماعی، مشارکت و ثبات سیاسی است. کاهش احترام اجتماعی، سبب کاهش انسجام اجتماعی میشود. همچنین نادیدهگرفتن احترام شهروندان از سوی نظام سیاسی، مشارکت و ثبات سیاست را با مخاطرهی جدی روبرو میکند. در جامعهای که شهروندان احساس کنند از سوی صاحبان قدرت و روایتهای رسمی بهاندازهی کافی محترم شمرده نمیشوند، آشوب و قانونگریزی افزایش مییابد. احترام، لازمهی باهمبودن و با همزیستن است.
تعاریف احترام
۱. ریچارد سِنِت میگوید: احترام اشاره به تصدیق ارزش طرفِ دیگر ائتلاف، بهویژه طرف کوچکتر و ضعیفتر را دارد.
اما هنوز این پرسش در میان است که اگر بخواهیم ارزش طرف مقابل را تصدیق کنیم، چه باید بکنیم؟ تصدیق ارزش طرف مقابل به چه معناست؟ کدام ارزش؟
مهمترین ارزشی که پایهی احترام محسوب میشود عبارت است از: "بهرسمیت شناختن دیگری"؛
- بهرسمیت شناختن "بودن" دیگری
- بهرسمیت شناختن چگونه زیستن و چگونه بودن دیگری (اهداف و آرمانها)
- بهرسمیت شناختن نیازهای دیگری
- بهرسمیت شناختن دردها و رنجهای دیگری
- بهرسمیت شناختن عقاید و اعتقادات دیگری
- بهرسمیت شناختن اراده و اختیار دیگری برای کسب آنچه مطلوب خود میداند
۲. فیلسوفانی مانند کانت و "فیشته" میگویند: احترام به معنی ابرام و اصرار بر هدفبودن و غایتبودن خودِ انسان است.
رویکرد ابزارانگارانه به انسان، آدمی را بهسطح شیئی تنزل میدهد. نظامهای سیاسی که شهروندان را نه صرفا برای آنکه فقط هستند، بلکه بهمنزلهی ابزاری در خدمت قدرت میبینند، (و از اینکه این نگرش را بر زبان بیاورند نیز شرمنده نمیشوند)، درواقع عزت، مقام و منزلت انسانی شهروندان را نادیده میگیرند. بههمین خاطر است که درد و رنج شهروندان را در پای شکوهی کاذب نمیبیند. در این نگرش، آنچه اهمیت مییابد، عظمت و قدرت نظام سیاسی است و نه انسانِ واقعا موجودی که سوخت ارابهی قدرت میگردد.
۳. فرناندو سَوَتِر، معنای احترام را به مفهوم شرافت، گره میزند و تلاش میکند مفهوم احترام را با آن توضیح دهد. بهسخن دیگر، نظامهایی که برای شهروندان خود احترام قائل هستند، رفتاری با این مشخصات دارند:
- انسانها مصون از تعرضاند.
- انسانها بهمنزلهی هدف تلقی میشوند و نه ابزار و وسیلهی رسیدن به مقاصد.
- حق خودآیینی، بهرسمیت شناخته میشود.. بهتعبیر دیگر، هر شخصی حق دارد بهنحو مستقل و بدون اجبار بیرونی، برای زندگی خود برنامهریزی نماید و معیار خود را برای تعالی مشخص کند.
- جامعه با همهی افراد، براساس رفتارشان و شایستگیهای شخصیشان برخورد میکند.
- همبستگی با کسانی که از بدبختی رنج میبرند و تلاش برای کاهش رنج آنها صورت میگیرد.
- در آن هیچکس کنار گذاشته نمیشود.
اکنون با در میان آوردن معیار متفاوت در باب احترام و شرافت انسان، میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا هریک از ما برای دیگران، چقدر احترام قائلیم و از سوی دیگر، رابطهی نظام سیاسی با شهروندان، چقدر بر اساس احترام بنا شده است؟ آیا ما شهروندان احساس میکنیم بهاندازهی کافی نزد نظام سیاسی محترم هستیم؟
🔸|علی زمانیان|
❤️☘ @filsofak
7 250
چرا هرم سلسلهمراتب نیازهای مازلو اهمیت دارد؟
راوی: الن دو باتن
ترجمه و زیرنویس: شهاب غدیری
@Aphorismos
Repost #hamporseh
7 250
آنچه خطرناک است نه ناتوانی مردم در اندیشیدن به مسائل جامعه، بلکه باور به ناتوانی مردم در اندیشیدن به مسائل جامعه است. به زبان لفور، تاریخ اندیشه نشان داده است عمده بصیرتهای فلسفی ریشه در زندگی معمولی و روزمره مردم دارد.
#مصطفی_مهرآیی
❤️☘ @filsofak
7 250
هیچچیز به اندازه غم مشترک، آدمها را به هم نزدیک نمیکند؛ جوِ همدردیِ بیریا و بدون هیچ توقعی، حسِ ترس و احتیاط آدمها نسبت به هم را از بین میبرد.
#میلان_کوندرا
❤️☘ @filsofak
7 250
.
زلاتان ابراهیموویچ:
«وقتی میگم خدای فوتبالم، با کسی شوخی ندارم!»
اعتماد به نفس، جذابترین ویژگی یک فرد است
اما، چطور یک نفر میتواند
عظمت را در وجود شما ببیند
اگر قبلاً خودتان آنرا ندیده باشید؟
تحلیل و رصد
@tahlilvarasad
7 250
.
سکانس پایانی و زیبای فیلم «راههای افتخار» اثر #استنلی_کوبریک
سربازان فرانسوی خسته و فرسوده از زخمهای جنگ جهانی اول در کافهای نشستهاند؛ جنگی که یکی از بیمعناترین و بیحاصلترین جنگهای تاریخ بود. صاحب کافه، یک خوانندهی زن آلمانی (با بازی کریستین هارلن که با کوبریک ازدواج کرد) را روی صحنه میآورد تا برای سربازان بخواند. موج تحقیر و تمسخر به سوی زن که از کشور دشمن است، روانه میشود!
زن شروع به خواندن میکند. سربازان کلمات آواز را که به زبان آلمانی است نمیفهمند، اما به تدریج ملودی آواز را زمزمه میکنند. جادوی موسیقی که زبانی جهانی است اثر خود را میگذارد. ناگهان پوچیِِ جنگ و نبرد بر سر قدرت و بیمعناییِ عواملی مثل زبان، دین، نژاد و مرزهایی که انسانها را از هم جدا کرده و به دشمنی و بیگانه ستیزی دامن میزند، نمایان میشود؛ دشمنیِِ کاذبی که اکنون و در قرن بیست و یکم نیز بین ملتها وجود دارد.
آواز زن، گویی بیان دردی مشترک است و این گونه «کوبریک» یکی از زیباترین سکانسهای ضد جنگ تاریخ سینما را بر پرده خلق میکند..
@tahlilvarasad
7 250
آداب گفتگو در گروههای اجتماعی
۱. اگر میخواهیم کسی را به گروهی دعوت کنیم ضمن مشورت با او، معرفی مختصری از او در گروه بگذاریم. بهتر است فردی که دعوت میشود، در اولین پیام ضمن سلام، اگر فکر میکند توضیحاتی بیشتری برای معرفی بهتر خود لازم است، به مطلب خود ضمیمه نماید. تا قبل از اینکه فرد دعوتشونده پیامی نداده است، صرفا بهخاطر پیام معرف، پیام خوشآمدی برای او ارسال نکنیم. پیامهای ما بعد از اولین پیام او و ترجیحا در ریپلای به پیام او باشد. ضمنا بهتر است پیام خوشآمد ما طوری تنظیم شود که دیگران بتوانند با افزودن استیکرهای بازخوردی، احساس خود را منتقل کنند و نیاز به مطلب جداگانه سایر افراد نباشد.
۲. اگر پیام ما مرتبط به پیام شخص بهخصوصی است، از گزینهی Reply به همان پیام استفاده کنیم تا مشخص شود مخاطب ما چه کسی است.
۳. بهجای دیگری، در سؤالجوابها یا بحثی که بین دو نفر در یک گروه صورت میگیرد، پاسخ ندهیم. اگر علاقمند به پاسخ بهجای دیگری هستیم میتوانیم با کسب اجازه از او نظر خود را بیان کنیم.
۴. قبل از اینکه پیامی را به گروه ارسال کنیم با یک نگاه سطحی به آخرین مطالب، از فضای گروه مطلع شویم. ممکن است بحث یا گفتگویی در حال انجام باشد که مطلب ما نامرتبط با آن باشد و سبب مزاحمت و بههم زدن تمرکز افراد روی آن موضوع شود.
۵. یادمان باشد ارسال مجدد پیامهایی که قبل از ما دیگران فرستادهاند، به اعتبار ما لطمه میزند.
۶. پیش از ارسال متن، متن را بخوانیم و ارزیابی کنیم که آیا از همه نظر برای شخص گیرنده قابل درک هست و در صورت وجود هرگونه ابهامی، آن را به نحو مقتضی رفع کنیم.
۷. اگر در گروه نظرخواهی مطرح شد که نیاز به عکسالعمل ما داشت، بازخورد دهیم.
۸. از رهاکردن سؤال بیپاسخ پرهیز کنیم. اگر حین گفتگو پرسشی مطرح شد که موقعیت یا زمان پاسخدهی نداشتیم حتما اعلام کنیم که در زمان مناسب پاسخ خواهم داد.
۹. از کلماتی که بهصورتهای مختلف نوشته میشوند و یا عبارات دوپهلو که معانی مختلفی را به ذهن خوانده منتقل میکنند، استفاده نکنیم. گاهی با استفاده از اِعرابگذاری، درج برخی استیکرها و یا پیام صوتی بهجای متنی، واژه و عبارت موردنظر خود را به مخاطب منتقل نماییم.
۱۰. ترجیحا پاسخهای ما متنی باشد. شاید آن فرد یا افراد دیگر موقعیت گوشدادن پیام صوتی نداشته باشند.
۱۱. متن بدون اشتباه تایپی و ایرادهای املایی، تاثیر بیشتری دارد و نفوذ کلام ما را بیشتر میکند. قبل از ارسال مطلب، آن را بازخوانی نماییم و حتی بعد از ارسال مطلب نیز آن را بخوانیم و ویراستاری کنیم.
۱۲. اگر دیدیم متنی که ارسال کردهایم نیاز به ویراستاری دارد اما با استیکرها و یا متنی دیگر بازخورد گرفته است، در صورتیکه اصلاح ما معنا و برداشت از متن را تغییر ندهد (مثلا اصلاح تایپی یا برخی اصلاحات املایی)، میتوانیم بدون اطلاع، آن را ویرایش کنیم در غیراینصورت باید در یک پیام ریپلایشده به پیام اصلی، تغییرات و ویرایش خود را اعلام کنیم.
۱۳. گاهی لازم میشود در یک گروه، مطلبی را برای همه ارسال کنیم اما تاکید داریم که فرد یا افرادی از آن گروه بهشکل "سفارشیشدهتر" آن را ببینند. در این صورت بهتر است در انتهای پیام نام کاربری (Username) آن فرد یا افراد را اضافه کنیم. برای این کار ابتدا علامت @ را تایپ میکنیم. بهمحض تایپ این علامت یک پنجره شامل نام تمام کاربران و افراد آن گروه باز میشود که میتوانیم از میان آن، فرد یا افراد مورد نظر خود را انتخاب و روی آن کلیک کنیم. با این کار برای آن افراد یک اعلام (Notification) جداگانه اعلام میشود که قطعا اگر بیرون از گفتگو و خارج از گروه هم باشند بهراحتی متوجه آن پیام خواهند شد.
۱۴. در یک گروه بهتر است از گفتگوهای دوطرفه و شخصی پرهیز شود مگر اینکه این گفتگو بین دو نفر، فواید جمعی ایجاد کند.
۱۵. اگر لازم بود در "گروه" به فردی تسلیت یا تبریک بگوییم (یعنی پیام ما علاوه بر تبریک و یا تسلیت، جنبهی اطلاعرسانی به سایر افراد هم داشت)، بهتر است پیام را طوری تنظیم کنیم که نیازی نباشد سایر افراد هم جداگانه در گروه این کار را بکنند. بلکه سایر افراد بتوانند با یک "استیکر یا آیکون بازخوردی" روی آن پیام شما، واکنش و احساس خود را منتقل کنند. اگر با دیدن مطلب تبریک یا تسلیت، خواستیم پیامی متفاوت؛ احساسیتر یا صمیمانهتر، به فرد مورد نظر بدهیم بهتر است این کار را با یک پیام خصوصی در پیوی او انجام دهیم.
|برداشت آزاد با کمی حذف و اضافه مطلب سهراب آبتین در کانال مدرسه توسعه|
@JameahiBehtarBesazim
7 250
تفاوت کلام یک دانشمند با یک سیاستمدار
۱. تکتک ما تقریبا به همدیگر ربط داریم.
۲. همهی ما از افریقا میآییم و ترسها و تجربههای ما عمدتا شبیه هم هستند.
۳. تلاش کنیم که به دیگری آسیب نزنیم و به هم کمک کنیم.
|بخشی از گفتگوی ویژه بیبیسی با یووال نوح هراری|
@JameahiBehtarBesazim
7 250
اریکسون (۱۹۵۰) اوایل کودکی را به صورت دوره «شکفتن عمیق» توصیف کرد. هنگامی که کودکان احساس خودمختاری میکنند، کمتر از زمانی که کودک نوپایی بودند لجوج و خودرای میشوند. انرژی آنها برای حل کردن تعارض روانشناختی سالهای پیشدبستانی آزاد میشود: ابتکار عمل در برابر احساس به طوری که از کلمه ابتکار عمل برمیآید، کودکان خردسال احساس تازه هدفمندی دارند. آنها دوست دارند از پسِ تکالیف جدید برآیند، به فعالیتهایی با همسالان ملحق شوند، و ببینند با کمک بزرگسالان چه کاری میتوانند انجام دهند. آنها در رشد وجدان نیز پیشرفت میکنند.
اریکسون بازی را وسیلهای میدانست که کودکان خردسال از طریق آن از خود و دنیای اجتماعی خویش آگاه میشوند. بازی به کودکان پیشدبستانی امکان میدهد تا مهارتهای جدید را با خطر کمِ انتقاد و شکست امتحان کنند. در ضمن، بازی سازمان اجتماعی کوچکی را از بچهها به وجود میآورد که باید برای رسیدن به هدفهای مشترک همکاری کنند. در سرتاسر دنیا، کودکان صحنههای خانوادگی و مشاغل بسیار مشهود، مانند افسر پلیس، دکتر و پرستار در کشورهای غربی شکارچی خرگوش و سفالگر در بین بومیان هاپی آمریکا، کلبهسازی و نیزهسازی در بین قبیله باکا واقع در آفریقای غربی را به نمایش میگذارند.
🔸لورا برک
از کتاب روانشناسی رشد
ترجمه یحیی سیدمحمدی
☘❤️ @filsofak
7 250
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم. و وقتی آن شخصیتِ ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیای هستند. حتی آنهایی که ما ابرانسان میپنداریم هم وقتی دستشویی میروند، وقتی میخوابند، آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی خُسفهی خَر!
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربیِ ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
اولین چاره کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولاً این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
در قدم بعد، سعی کردم به آنها نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی خودم را دارم.
عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همه آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول، احترام:
حتی جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد. باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد، راستگویی!
به عقیده من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همه آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
-«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، یک شامپانزهی تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!» همهی ما آدمایم. آدمهای خیلی معمولی.
#دالتون_ترومبو
❤️☘ @filsofak
7 250
.
بهم بگو! برای چی زل زدی نگام میکنی؟
فیلم کوتاه دربارهٔ عشق فیلمی لهستانی به کارگردانی کریستوف کیشلوفسکی...
#کریستوف_کیشلوفسکی
#درباره_عشق
@tahlilvarasad
7 250
#پادکستهای_ناب
اپیزود ۴۱، رادیو دیو:
موضوع: «در ستایش عشق اول»
#عشق #عشق_اول
#رادیو_دیو
آنچه میشنوید:
۱. آهنگهای نوستالژیک عاشقانه قدیمی.
۲. پارههای از کتابها و داستانهای عاشقانه.
۳. شعرهای عاشقانه.
۴. آشنایی با برخی نویسندهها و شاعران.
۵. آشنایی با برخی آهنگسازان و خوانندگان.
و کلی احساسات خاص و ناب.
❤️☘ @padkastgolchin
7 250
سه اصطلاح کاربردی
آگاهیبخشی حقوقی
۱. سالبه به انتفاء موضوع
خیلی از افراد بهعنوان یک اصطلاح از این قاعده حقوقی در زندگی روزمره استفاده میکنند.
سالبه از سلبشدن و انتفاء نیز از نفی میآید. در واقع این اصطلاح به این معنی است که نفیکردن موضوع را از خود سلب کردهاید. این اصطلاح در حالت عامیانه بهصورت “سالبه به انتفاع موضوع” نیز بهکار میرود اما در کتب معتبر بهصورت "سالبه به انتفاء موضوع" آمده است (انتفاع از نفع و انتفاء از نفی به معنی انکارکردن میآید).
مثال اول
فرض میکنیم مردی از همسر خود بهدلیل عدم تمکین در دادگاه شکایت میکند و در زمانی که پرونده در دادگاه در حال بررسی است همسر این مرد در حادثهای فوت میکند. در این شرایط شکایت آن مرد دیگر محلی برای طرح در دادگاه ندارد و قاضی میگوید: سالبه به انتفاء موضوع است، بدین معنی که در این شرایط دیگر شکایت از همسر مفهومی ندارد، در نتیجه بهدلیل سالبه به انتفاء موضوع، پرونده مختومه اعلام میشود.
مثال دوم
این سخن که "شریک خدای متعال قادر و توانا هست یا نیست" سالبه به انتفاء موضوع است. زیرا خداوند شریکی ندارد تا گفته شود که او قادر است یا نیست.
مثال سوم
اگر در جلسهای گفتوگو شود که آیا به روستاهای "زینآباد" و "عینآباد" در فلان شهر برقرسانی شده، یا خیر؟ و بعداً مشخص شود که اصلا روستاهایی به این نام در آن شهر نداریم، گفته خواهد شد که سالبه به انتفاء موضوع است و طبیعتاً نباید در مورد چیزی که وجود ندارد گفتوگو کرد.
۲. به ثمن بخس فروختن
یعنی چیزی را به بهای بسیار ناچیز در یک معامله بفروشند. نیمبها فروختن.
معادل فارسی: پشیز یا پشیزک
۳. تالی فاسد
تالی فاسد یک اصطلاح پرکاربرد در فقه، حقوق و سیاست بوده و معنایش آن است که بر یک کار و عملی -که شاید به خودی خود دارای مشکلی نباشد- آثاری خلاف حق و فاسد مترتب شود. بهعبارت دیگر، تالی فاسد، یعنی آثار و پیامد زیانآور، یا ناخوشایند، از موجبات صدور حکمی خلاف ظاهر یک موضوع یا پدیده.
مثال اول
اگر اجرای قانونی صحیح، پیامدی را به دنبال داشته باشد که ضررش بیش از نفع اجرای قانون است، گفته میشود که اجرای آن قانون در مقطعی خاص دارای "تالی فاسد" خواهد بود.
مثال دوم
فرض کنید بگویند بهخاطر صرفهجویی در مصرف برق، چراغهای سطح شهر و منجمله چراغراهنماهای سر چهارراهها را خاموش کنند. درست است که در مصرف برق صرفهجویی میشود اما زیانهای ناشی از اجرای آن بسیار بیشتر از نفعش خواهد بود و فسادهای بیشتر را بهدنبال خواهد داشت.
❤️☘ @fils
7 250
شخصی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش برد. کفاش نگاهی به کفش کرده میگوید: این کفش سه کوک میخواهد و اجرت هر کوک ده تومان میشود که در مجموع خرج کفش میشود سی تومان. مشتری قبول میکند پول را میدهد و میرود تا ساعتی دیگر برگردد و کفش تعمیر شده را تحویل بگیرد. کفاش دست به کار میشود. کوک اول، کوک دوم و در نهایت کوک سوم و تمام. اما با یک نگاه عمیق در میابد اگر چه کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش کفشتر خواهد شد. از یک سو قرار مالی را گذاشته و نمیشود طلب اضافه کند و از سوی دیگر دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نزد. او میان نفع و اخلاق و میان دل و قاعده توافق مانده است. یک دوراهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست. اگر کوک چهارم را نزند هیچ خلافی نکرده. اما اگر بزند به انسانیت تعظیم کرده. اگر کوک چهارم را نزند روی خط توافق و قانون جلو رفته اما اگر بزند صدای عشق او آسمان اخلاق را پر خواهد کرد...
دنیا پر از فرصت کوک چهارم است و من و تو کفاشهای دو دل...
#داستان
❤️☘ @filsofak
7 250
۹. ماشینکار (The Machinist) 2004
زمان: 101 دقیقه
امتیاز: 7.7
کارگردان: برد اندرسون
ژانر: درام، هیجان انگیز
خلاصه داستان:
تروور رزنیک یک اپراتور ماشین تراش است که از بیماری بیخوابی رنج میبرد و یکسال میشود که نخوابیده. با اتفاقات عجیب و غریبی که در خانه و محل کارش رخ میدهد، او کم کم به سلامت عقل خودش شک میکند. گفتگو با همکار بد قیافهاش که ظاهرا همه وجودش را انکار میکنند، و پیدا کردن یادداشتهایی معمایی روی یخچال خانهاش، باعث شده او به همه اطرافیانش بدگمان شود.
لینک دانلود:
https://digimovie.red/the-machinist-2004
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
