uk
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

Відкрити в Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

Показати більше
7 236
Підписники
-224 години
-167 днів
-6230 день
Архів дописів
پیمان انسان و حیوانات شاخصی از توسعه‌یافتگی و فرهنگ ❤️🍀 @filsofak
پیمان انسان و حیوانات شاخصی از توسعه‌یافتگی و فرهنگ ❤️🍀 @filsofak

ما و متوسط دوستانمان انسان از متوسط کسانی که او را می‌شناسند چندان فراتر نمی‌رود. نمی‌توانی در میان کسانی باشی که هر روز، در پی نابودکردن رقیب خود هستند و برای داشتن مرتفع‌ترین ساختمان شهر، به‌جای آن‌که سنگی بر سنگی بگذارند، به خانه‌ی دیگران سنگ می‌زنند، اما ذهنت را برای ساختن و رشدکردن پرورش دهی و تربیت کنی. نمی‌توانی مهمانی‌های آخر هفته بروی و در میان حرکت چابک دختران و پسران لا به لای پرتوهای نور و دود سیگار، ژست‌های فلسفی بگیری و از اپیکور بگویی و احساس کنی که تافته‌ای جدا بافته‌ای. نمی‌توانی پیمان‌کار شرکتی باشی که بی‌اخلاقی در آن رسوخ کرده و بگویی من می‌کوشم که در قلمرو خود، اهل اخلاق بمانم. مثال‌های کوچک‌ترش را بگویم. نمی‌توانی کتاب‌خوان باشی و دوستانی داشته باشی که کتاب نمی‌خوانند. حتی اگر با شور و شوق، برایت کف بزنند و خواندن‌هایت را تشویق کنند. چون دیر یا زود، می‌بینی آن‌قدر از آن‌ها جلوتری که حتی نخواندن هم، موقعیت‌ تو را در میان‌شان تضعیف نمی‌کند و کم‌کم، در نقل جمله‌ها و حرف‌ها و عقیده‌ها و تحلیل‌ها، چندان به مغز خودت فشار نمی‌آوری. دیگر مهم نیست که آن حرف را سارتر گفته بود یا فوکو. دیگر مهم نیست که بوریحان متقدم‌تر بود یا بوعلی. هر چه بگویی، آن‌ها تفاوتش را نخواهند فهمید و تو همچنان شمع انجمن می‌مانی و احساس غرور و افتخار می‌کنی. خلاصه‌ی همه‌ی این حرف‌ها، آن بود که قبلا هم بارها گفته‌ام و شنیده‌ای که ظاهرا انسان، چندان از متوسط اطرافیانش فراتر نمی‌رود. در این‌جا انتخاب طبیعی (به تعبیر داروین) بهترین استراتژی است. این‌که همیشه اطرافیانت را بازبینی کنی و ببینی که پایین‌ترین آن‌ها کیست. بی‌رحمانه است. اما باید از بودن با او دل بکنی. البته منطقی است که قبل از آن، جایگزین یا جایگزین‌هایی را به اطرافیانت بیفزایی. اما در این میان، اگر خودت به اندازه‌ی کافی برای رشد و بالارفتن نکوشیده باشی، آن گزینه‌های تازه‌ و بهترند که در انتخاب طبیعی حذف خواهند شد. دوست یا دوستانی را به جمع اطرافیانت می‌افزایی و آن‌ها بعد از مدتی، می‌بینند که با تو و دوستانت راحت نیستند. کم‌کم جدا می‌شوند و دوباره بازی تکرار می‌شود. این مرام ماندن با دوستان به نظرم، بیشتر ریشه در غرایز حیوانی ما و میل به زندگی گله‌وار یا قبیله‌ای دارد. اگر قرار است با دوستان‌مان بمانیم، آن‌ها نیز باید بکوشند تا به سطحی برسند که بتوانند کنار ما بمانند و به‌شکلی متقابل، ما هم اگر دیدیم که توسط آن‌ها – به جرم رشدنکردن و سستی – کنار گذاشته‌ شده‌ایم، باید سرنوشت محتوم خود را بپذیریم. 🔸️|محمدرضا شعبانعلی| ❤️🍀 @filsofak

#تحلیل_فیلم ۳ ✔️ تحلیل و بررسی روان‌شناختی فیلم The Father (پدر) 🔸 مصطفی سلیمانی، نویسنده، روان‌شناس شخصیت، دانش‌آموخته فلسفه اخلاق و مدرس دانشگاه، در یادداشتی، به تحلیل و بررسی روان‌شناختیِ فیلم پدر پرداخته است. تصویری که این فیلم از یک پیرمرد مبتلا به آلزایمر به مخاطب می‌دهد، یک تصویر استادانه و البته بسیار دلخراش و آزاردهنده با چاشنیِ عشق و پایان غم‌انگیز و تراژدی‌ است. این فیلم بیش از هر چیز نمایانگر نمایی نزدیک از یک بیمار مبتلا به زوال عقل و ارتباط او با اطرافیانش است. در این بستر، که روایتی درباره رنج‌های انسان است، با ظرافتی مسحور کننده، تصاویری باشکوه از جهان ترسناک و غافلگیر کننده یک ذهن ویران شده ارائه شده است که از زاویه روان‌شناختی نیز حرف‌های قابل تأملی برای گفتن دارد. در ادامه به برخی از زوایای روان‌شناسانه سینمایی The Father اشاره می‌شود. #پدر #فادر + به دوستان خود بفرستید. 🍀❤️ @The_meaningoflife

مزیت زیبا بودن این است که بار منفى شخصیت را کم مى کند. همیشه همین طور است! مردم اشتباهات زنان زیبا را حتى قبل از اینکه آن ها دهانشان را باز کنند مى بخشند. 🔸️|کمی قبل از خوشبختی / انیس لودیگ|‏ ❤️🍀 @filsofak

🔸️درمان خشم در اولین قدم، فرد باید خودش را از موقعیتی که سبب عصبانیت او شده است خارج کند. در دومین قدم، باید حواس خودش را به چیزی غیر از موضوع عصبانیت معطوف کند. «نفس کشیدنِ عمیق» و توجه به تنفس، بهترین راهکاری است که در این مورد وجود دارد، زیرا حواس را به سمت جسم منحرف می‌کند و فرد با مشاهده حالت جسمی خود و برای آرام کردن آن به صورت جدی و اثربخش اقدام می‌کند. در سومین قدم، فرد باید بپذیرد که عصبانی است. این اعتراف می‌تواند به او کمک کند که به موضوع اصلی عصبانیت فکر کند و از به در و دیوار زدن‌های مخرب دست بکشد. در چهارمین قدم، فرد باید به فضایی که اسباب خشم‌اش را فراهم کرده با دقت بیندیشد و به این فکر کند که آیا میزان خشمی که بر او غالب شده، متناسب با موقعیت است یا خیر. در پنجمین قدم، که به عنوان راه حل طولانی‌مدت برای درمان خشم کابرد دارد، فرد باید به این فکر کند که منبع و منشأ خشم و پرخاش‌های او چیست و چگونه می‌توان مواجهه کمتر یا مسالمت‌آمیزی با این منبع داشت. در این مرحله، فرد باید به علائم هشداردهنده عصبانیت خود توجه کند و آن‌ها را شناسایی کند. در ششمین قدم، فرد باید مسیری را که مورد خشم و پرخاشگری‌اش می‌شود شناسایی کند و به این موضوع فکر کند که آیا می‌تواند راهکار دیگری برای مواجهه با آن موضوع خاص پیدا کند یا خیر. تغییر نگرش نسبت به موضوع مورد نظر در بسیاری از مواقع می‌تواند خشم و عصبانیت را از میان ببرد (این تغییر نگرش باید در راستای واقع‌بینی اتفاق بیفتد). در هفتمین قدم، فرد باید به کمک یک درمانگر مجرب، روش‌های درست تخلیه خشم و ابراز آن را یاد بگیرد. سعی کند تا جای ممکن به سبک زندگی سالم و آرام روی بیاورد. بیشتر فکر کند انرژی خودش را با پرداختن به اموری که تغییر آن‌ها امکان‌پذیر نیست هدر ندهد. #مصطفی_سلیمانی #خشم #غصب #درمان_خشم  + به دوستان خود بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife

چرا این همه رنج می‌بریم؟ یک جواب جدید خلاصهٔ کتاب دلایلی خوب برای احساس‌های بد (Good Reasons for Bad Feelings) به روایت علی بندری ❤️🍀 @filsofak

✍️ درباره اهمیت نتیجه‌گرایی من معتقدم همه ما در زندگی‌مون دنبال «نتایج» هستیم. البته هر کس احتمالاً در حوزه‌هایی متفاوت دنبال این نتایج می‌گرده، و اولویت‌های متفاوتی داره. اما تهِ همه تلاش‌ها و جستجوهای ما رسیدن به «نتیجه» است. حتی خیلی از ما حاضریم برای کسب نتایج دلخواه خودمون، یک سری دیگه از ارزش‌ها و اولویت‌ها رو فدا کنیم و این لازمهٔ این مسیر هست. توی پرانتز اینم بگم که سردرگمی خیلی از ما اینه که یا نمی‌دونیم دقیقاً اون «نتیجه» دلخواه برای ما چیه، یا اونقدر دنبال نتایج متفاوت میریم که در نهایت و تهِ داستان نتیجه ملموسی دست ما رو نمی‌گیره. که این دو تا در واقع یک مفهوم دارند و دلیل اون سرگشتگی ماست. سرگشتگی بدترین حالتیه که ما می‌تونیم در طول مسیر دچارش بشیم. بعداً مفصل درباره این سرگشتگی و راه‌هایی که میشه بر اون غلبه کرد صحبت می‌کنم. اما فعلاً می‌خوام درباره اهمیت نتیجه‌گرایی در زندگی صحبت کنم. یکی از شاخص‌های مهم رشدیافتگی و توسعه یک آدم میزان «نتیجه‌گرایی» اون آدم هست. حالا نتیجه‌گرایی یعنی چی؟ در ساده‌ترین حالت، نتیجه‌گرایی یعنی یک تصویر روشن از نتیجه در ذهن من هست، و من از حداکثر منابع و امکاناتی که در اختیار دارم برای خلق اون نتیجه استفاده می‌کنم. پیگیری و مداومت دارم و می‌دونم که یک شبه نمی‌تونم به اون نتیجه برسم و برای خلق نتیجه باید یک «مسیر» طی بشه. این مسیر شامل چند پله هست: از پله آغازین شروع می‌شه و بعد یک سری اقداماتی در بین مسیر لازمه انجام بشه و بعد به نقطه پایان می‌رسیم که خلق اون نتیجه است. نتیجه‌گرایی یک نگرش و یک طرزفکر هست. طرزفکری که به من میگه اگر می‌خوام «چیزی» وارد زندگی من بشه که الان نیست، احتمالاً باید کاری یا «اقدامی» از جانب من سر بزنه تا فاصله بین نبودن و بودن اون چیز در زندگیم پُر بشه. اینه که جمله‌هایی مثل «از آسمان طلا می‌بارد» یا امثال این‌ها بسیار جملات مخربی برای یک ذهن نتیجه‌گرا هستند. گرایش به این‌که امور خودبه‌خود درست می‌شوند و کوهی از نعمت یک شبه سر راه من ظاهر خواهد شد، یک طرزفکر مخرب است. حوزه‌هایی که در اون اثرگذار هستید، یا میتونید اثرگذار باشید رو پیدا کنید. حوزه‌هایی که احتمالاً الان از عملکرد خودتون در اون‌ها راضی نیستید رو هم شناسایی کنید. باور کنید تنها چیزی که می‌تونه در این حوزه‌ها تغییری ایجاد کنه، دعا و کشف و شهود و انرژی مثبت و این‌ها نیست. تنها عاملی که این‌ها رو یک قدم به جلو هل میده اقدام شماست. آدم نتیجه‌گرا یک آدم فعال و پویاست. چرا؟ چون در ذهنش یک الگو از چیزی که باید بهش برسه وجود داره، و جهت تلاش‌هاش به سمت اون الگو هست. تلاش‌های این آدم یکپارچه است، معناداره، پراکنده و بی‌منطق نیست. همین قدرت خلق این آدم رو افزایش میده. همین موضوع باعث میشه خروجی‌های این آدم زیادتر از بقیه باشه. تهِ تمام این‌ حرف‌ها اینه که اگر حوزه‌ای از زندگی‌مون هست که ازش راضی نیستیم و می‌خواهیم یه جور دیگه باشه، راهش فقط اقدام کردن و خلق نتایج هست. رفته‌رفته این مسیر همراه میشه با تجربه، هوشمندی و بینش و بعد ما یک آدمِ پردستاوردِ متعادل هستیم. 🔸️آرسام هورداد #عملکرد_عالی ❤️🍀 @filsofak

از تو، چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبنده‌ای نداشتم. حتی امروز، فکرت در ذهنم با رنج آمیخته است. اما با تم
از تو، چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبنده‌ای نداشتم. حتی امروز، فکرت در ذهنم با رنج آمیخته است. اما با تمام این مرارت‌ها، صورتت برای من هنوز خوشبختی‌ست؛ خودِ زندگی‌ست. هیچ کاری نمی‌توانم بکنم، هیچ کاری نکرده‌ام که از این عشق رها شوم که از درون تهی‌ام کرده، پیش از این‌که تا ته قلبم را لبریز کند. 🔸️"آلبرکامو" ❤️🍀 @filsofak

📭 این عکس را دوستان عزیز کم شنوا تهیه کرده‌اند و درخواست دارند که در شبکه های اجتماعی اطلاع رسانی کنیم. این روزها با وجود ما
📭 این عکس را دوستان عزیز کم شنوا تهیه کرده‌اند و درخواست دارند که در شبکه های اجتماعی اطلاع رسانی کنیم. این روزها با وجود ماسک، شرایط برای افراد ناشنوا و کم شنوا سخت شده و امکا‌ن لب خوانی را با وجود ماسک ندارند. چنانچه کسی با این نوع ماسک برای کاری به شما مراجعه کرد؟ یا برایش بنویسید یا با رعایت فاصله لازم ، ماسکتان را بردارید و مطلبی که نیاز هست را بگویید. 🔸️لطفاً در گروه‌هایتان به اشتراک بگذارید 🍀❤️ @filsofak

چگونه احمق نباشیم! احتمالا شما هم در شبکه‌های مجازی خوانده‌اید که زیباترین مجری دنیا ایرانی است. یا اگر سارقان شما را مجبور کردند که رمز کارت بانکی‌تان را وارد کنید، آن را برعکس وارد کنید آنگاه پلیس می‌فهمد و به کمک شما می‌آید. یا دیوار چین از ماه دیده می‌شود. یا نام کرم‌بستنی (و در نتیجه آیس ‌کریم) از کریم باستانی که در شهر ری یخ‌فروشی می‌کرده گرفته شده است. وقتی با یک مطلب برخورد کردیم باید چیکار کنیم؟ نشریه گمان چند قاعده و سرنخ کاربردی برای تفکر انتقادی (موشکافانه) ارایه کرده که کمی آن را بازنویسی کردم. ۱. منبع (رفرنس) آیا منبع معتبر دارد؟ این مطلب یا ادعا بر چه مبنایی است و از کجا چنین حرفی درآمده؟ ۲. کل ماجرا یا یک قطعه فیلم و تکه عکس یک عکس همان‌قدر که به اندازه‌ هزار خط نوشته حرف دارد می‌تواند هزار داستان تخیلی نیز درست کند. زاویه‌ خاص فیلم‌برداری، مشخص‌نبودن اتفاقات قبل و بعد از آن تکه‌ جدا شده از فیلم، ربط‌دادن عکس به مطلب نامرتبط، دستکاری عکس و فیلم (فتوشاپ) و … فرصت را برای داستان‌‌سازی تخیلی ایجاد می‌کند. مثلا عکس کودکی که مار داخل سرش است.بعضی اصلا از روی یک عکس مخدوش، شروع می‌کنند و یک خبر می‌سازند! ۳. اعلام زمان‌های نسبی به‌جای ذکر تاریخ مشخص یک‌ساعت پیش، دیشب، به‌تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و … برای مثال بیش از سه سال است که شایعه‌ "به تازگی گوگل برای تغییر نام خلیج فارس رای‌گیری اینترنتی گذاشته". یا "آخرین تحقیقات دانشمندان ژاپنی …" ۴. دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا عباراتی که نشان می‌دهد رازی مخوف یا سندی فوق‌محرمانه کشف شده مثلا شرکت‌های دارویی برای کم‌نشدن سودشان نمی‌گذارند شما بدانید لیمو همه بیماری‌های لاعلاج را درمان می‌کند! یا نامه‌ی فوق‌ محرمانه و مسقیم درباره‌ زلزله‌ تهران! ۵. جملات خبری علمی‌طور اما مبهم دانشمندان [سریع بپرسید کدام دانشمندان؟] کشف کرده‌اند که خوردن کره در ساعت ۱۲ ظهر باعث ... کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟ ۶. آدم‌های بدون نام هر جا شنیدید که گفته شد "کارشناسان معتقدند" یا "به گزارش شاهدان عینی" رد نکنید اما شک کنید. ۷. ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاری‌های بسیار مشهور و معتبر برای اعتبار بخشی به مطلب در این‌گونه مطالب به‌صورت خیلی کلی نوشته می‌شود مثلا منبع: سی.ان.ان یا بی.بی.سی. یا پلیس فتا. یا ارجاع به منابع غیرواقعی با اسم‌های عجیب و غریب و پر ابهت مثلا شبکه‌ خبری Alien News فرانسه، شبکه آزادنگاران بدون مرز، تیم تحقیقاتی دکتر چوانگ در مرکز توکیو! ۸. تحریک شدید احساسات وقتی از طریق اغراق در داستان‌های غم‌انگیز، عکس‌های دلخراش، تحریک حس وطن‌ پرستی یا اعتقادات مذهبی و ... احساسات شما را شدیدا تحریک می‌کنند، این نشانه اولیه برای دروغ‌بودن است. ۹. عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن مثلا رئیس مرکز "قلب" ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای"مغز" مضر است! ۱۰. اینترنت و گوگل منبع نیستند این‌ها ابزارهای جستجو هستند. هر چیزی در آن پیدا شود درست نیست حتی اگر صد جا تکرار شده باشد. ۱۱. انگلیسی‌بودن یک مطلب این هم به معنی معتبر بودن نیست! انگلیسی‌زبان‌ها هم به اندازه ما استعداد گول‌خوردن دارند. ۱۲. آیا میدانیدها! نادانسته‌های کوچک و سطحی جهان آن‌قدر زیاد است که تشخیص راست بودنشان بسیار مشکل است. زیاد آن‌ها را باور نکنید حتی اگر هم راست باشند تغییری در زندگی شما ایجاد نمی‌کنند. ۱۳. شاهدان غیبی! همه ما افرادی را دیده‌ایم که در دفاع از یک ادعای عجیب می‌گویند: "یکی از دوستانم با چشم خودش دیده!" برای احترام به شعور خودمان هم که شده درخواست کنیم با آن شخص سوم گفتگو کنیم. ۱۴. شیوه‌ نگارش و سطح علمی‌ بودن اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفه‌ای هم نشانه خوبی است. ۱۵. زیبایی مساوی صحت نیست داشتن عکس‌ها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفه‌ای دلیلی برای درست‌بودن آن نیست. بسیار دیده شده برای مطالب چرند تصاویر گرافیکی زیبا یا حتی ویدئو ساخته‌اند و افراد فریب ظاهر آن را خورده اند. تجویز راهبردی ۱. برای وقت خود ارزش قائل باشیم و اصولا به هر چیزی گوش نکنیم و مطالبی را بخوانیم که فکر می‌کنیم هم درست باشد هم به‌دردبخور. ۲. برای شعور خود ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند. ۳. برای زمان و شعور جمعی نیز ارزش قائل باشیم و سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی را توسعه دهیم. برای تربیت نسل توسعه‌آفرین، باید به تفکر انتقادی مجهز شویم تا در مقابل زودپذیری، تلقین‌پذیری، القاء‌پذیری، خرافه‌پرستی، فرمان‌برداری، شخصیت‌پرستی و تقلید و سلطه‌گری و سلطه‌پذیری بایستیم. این ۱۵ سرنخی که گفته شد، سرنخ اولین گام. 🔸️|دکتر مجتبی لشکربلوکی| ❤️🍀 @filsofak

تولد 🎂 . 🔸️فکر کنم دیگر دارم بزرگ می‌شوم. فکر کنم دارم می‌روم قاطیِ آن‌ها که دیگر آردشان را بیخته‌اند و الکشا‌ن را آویخته‌اند؛ قاطی آن‌ها که دیگر بلندی شلوار و اندازه کفش‌شان تغییر نمی‌کند. من خيلی وقت است که دیگر قد نمی‌کشم و منتظر بزرگ شدن ناگهانی اندازه دماغم نیستم. من‌ دارم با قدی که کشیده‌ام، مسیرهایی را می‌روم که طرح‌شان را ریخته‌ام و انتظار حوادثی را می‌کشم که خودم برای خودم تقدیر کرده‌ام. من‌ حالا به مسیر، مؤمنم. و از مقصد بیزار. من‌ می‌دانم حتی خیال این‌که «کجاست جای رسیدن، و پهن کردن یک فرش، و بی‌خیال نشستن»، مرا خواهد کشت. من‌ به زیستن مؤمنم؛ به حرکت؛ و به بیداری. و به مرگ و سکون و خوابِ میانه این‌ها. من‌ حالا می‌دانم که گیاهان مضطرب نیستند، و مورچه‌ها، و خورشید و حتی باد؛ و کرم برای این‌که زودتر پروانه شود، خودش را به در و دیوار پیله نمی‌کوبد؛ و هیچ پشه‌ای به خاطر این‌که یک روز بیشتر عمر نمی‌کند خودش را زودتر از موعد به کشتن نمی‌دهد. من‌ به زیستن مؤمنم و گمان می‌کنم دیگر دارم بزرگ می‌شوم. من‌ خيلی وقت است که آردم را بیخته‌ام و الکم را آویخته‌ام و دارم بی‌هیچ اضطرابی، قاطیِ آن‌هایی که دیگر منتظر نیستند راه خودم را می‌روم. #مصطفی_سلیمانی #تولد #خردادماهی . . پانویس: تولدم، هفتم خراد. ممنون که هستید دوستان جان ❤⚘ 🍀❤️ @The_meaningoflife

به مناسبت چهاردهم خرداد، روز جهانی کودکان قربانیِ خشونت و تجاوزگری نظامی مقاله: 🔸️(چرخش اخلاقی و خشونت‌ورزی علیه کودکان) #مصطفی_سلیمانی |دانش‌آموخته فلسفه اخلاق *مقدمه خشونت علیه کودکان و بدرفتاری با آنان، یک مشکل اجتماعی شایع و عمومی در سرتاسر جهان است. کودکان به دلیل آسیب‌پذیر بودن، به راحتی قربانی آزار و اذیت دیگران، از جمله خانواده و جامعه می‌شوند. خانواده، از این رو که مسئولیت سعادت کودک در بسیاری از ابعاد، به عهده اوست، در مقایسه با جامعه، نقش اساسی‌تر و جدی‌تری نسبت به کودک دارد. کودک سال‌های اولیه و حیاتی زندگی خودش را در نهاد خانواده طی می‌کند، و در نتیجه، هر رفتار نادرستی می‌تواند آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری بر روح و جسم او وارد کند. رفتارهای آسیب‌رسان، طیف وسیعی از رفتارها، شامل نادیده گرفتن نیازهای اولیه کودک (از جمله نیازهای تغذیه‌ای، امنیت، سلامت، رشد)، آزار و اذیت جسمی و بدرفتاری‌های بدنی، آزار جنسی، آزار روانی و بدرفتاری‌های هیجانی را شامل می‌شوند. این رفتارها در نهایت، با به خطر انداختن بهزیستی کودک... 🔸️منبع: حریم امام شماره ۴۵۲ 🍀❤️ @The_meaningoflife

در مسیر اخلاق(۷) 🔸️مجله خانه‌های‌روشن ‌۱۵۰ دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی نشریه حریم امام شماره ۴۵۲ 🔸️موضوع پرونده: (امید) #امید #امیدواری #همسر_امیدوار + به دوستان خود بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife

🔸️۵ نکته اصلی در عزت نفس #مصطفی_سلیمانی #عزت_نفس . 🔸️منِ دوست‌داشتنی . ما نسبت به‌ خود منتقدان بی رحمی هستيم و نكات مثبت خو
+5
🔸️۵ نکته اصلی در عزت نفس #مصطفی_سلیمانی #عزت_نفس . 🔸️منِ دوست‌داشتنی . ما نسبت به‌ خود منتقدان بی رحمی هستيم و نكات مثبت خويش را كمتر می ‌بينيم و بروز می دهيم. حقيقت دارد كه تصورات ما در مورد خودمان، انعكاس تصورات ديگران درباره ماست. اگر احساس خوب نبودن، خستگی يا بيهودگی می كنيم مسلما ابتدا علتش اين است كه تصور می كنيم ديگران در مورد ما چنين پنداری دارند. ممكن است ديگران درباره ما اشتباه كنند يا اين که ما خودمان خوبی ‌های خويش را بروز نداده باشيم. هرگز يادمان نرود كه اگر ما خود را دوست نداشته باشيم، هيچ كس ديگری نيز ما را دوست نخواهد داشت زيرا هنگامی كه خود را بی ارزش می كنيم، ديگران نيز همين كار را خواهند كرد. + به دوستان بفرستید. (خیلی مهم) 🍀❤️ @The_meaningoflife

🎤#همایون_شجریان 🎼آتشی در سینه دارم جاودانی یک چیز خوب در مورد موسیقی این است که وقتی تو را در بر می‌گیرد هیچ رنجی حس نمی‌کنی. ❤️🍀 @filsofak

یک سوال برای سنین مختلف. چه توصیه‌ای به کوچیک‌تر از خودت داری؟ ❤️🍀 @filsofak

چاپلوسی انسان‌ها چاپلوسی (Sycophancy) را می‌آموزند. شاید چاپلوسی با دروغ، حیله‌گری، اغراق، ترس و عصبانیت فرقی نداشته باشد زیرا که عموم این ویژگی‌های منفی را انسان‌ها در ساختارهایی که زندگی می‌کنند، می‌آموزند، به آن عادت می‌کنند، در ناخودآگاهشان به‌طور خودکار وارد می‌نمایند و سپس به نسل‌های بعدی منتقل می‌کنند. چاپلوسی، بزرگ نشان‌دادن، خاص معرفی‌کردن و موفق جلوه‌دادن مقامی است برای کسب امتیاز. هرچند این امتیاز می‌تواند شامل موارد مختلفی باشد ولی نهایتا، دسترسی به پول و امکانات مادی است. واکاوی دو علت چاپلوسی ۱. ساختار اقتصادی یک کشور. در کشورهایی با اقتصاد دولتی فرصت‌های ثروتمند‌شدن، سرمایه‌گذاری، دسترسی به امکانات و تضمین معاش در زندگی با نوعی ارتباط با دستگاه دولتی آمیخته است. اگر شهروندی در یک کشور توسعه‌یافته بخواهد ثروتمند شود یا از امکانات مالی و تضمین معاش بهره‌مند شود، ضروری است که خود به تاسیس و مدیریت یک بنگاه اقتصادی مبادرت ورزد. وظیفه دولت و حاکمیت در این کشورها، اجرا و نظارت بر قانون است و ثروت توزیع نمی‌کنند. اما در اقتصاد دولتی، گستره وسیع امکانات دولتی در ذات خود، چاپلوسی را پرورش می‌دهد. در کشورهای جهان سوم دولت نیازهای اولیه یعنی اشتغال، مسکن و غذا را به‌دست می‌گیرد و با کنترل این نیازها به‌راحتی می‌تواند جامعه را تحت قیمومیت خود درآورد. ۹۲ درصد مردم ژاپن برای بخش خصوصی کار می‌کنند. کره جنوبی هم‌اکنون یکی از رقابتی‌ترین، حرفه‌ای‌ترین و تخصصی‌ترین کشورها در جهان محسوب می‌شود. بی‌دلیل نیست که ۹۰ درصد مردم آن برای بخش خصوصی کار می‌کنند. در آلمان و آمریکا نیز حدود ۸۷ درصد مردم در استخدام بخش خصوصی هستند. البته این تحلیل به آن معنا نیست که در این کشورها چاپلوسی تعطیل است بلکه فرهنگ و رفتار مسلط نیست (Mainstream) و درصد قابل توجهی از مردم می‌آموزند و در ناخودآگاه آن‌ها ثبت می‌شود که معیشت و امکانات در زندگی، نتیجه کار، زحمت و رقابت فکری است. سرنوشت ملت‌ها با فرهنگ، خلقیات و اندیشه‌های اکثریت آن‌ها شکل می‌گیرد. در همه کشورها چاپلوس وجود دارد اما سوال این است که آیا این گروه ۸۰ درصد جامعه است یا ۱۰ درصد جامعه؟ طبعا با ۸۰ درصد چاپلوس نمی‌توان جامعه‌ای سالم بنا کرد. ۲. فرصت‌های شهرت و کسب اعتبار. اگر فرصت شهرت و اعتباریابی هر نوع فعالیت اجتماعی و مدنی با نظارت، امکان‌یابی و منابع مالی انحصاری نهادهای دولتی آمیخته شده باشد خود به خود در ذات خود درجه‌ای از تمجید‌های بی‌پایه، استفاده از واژگان اغراق‌آمیز و چاپلوسی را به‌همراه خواهد داشت. اگر در ناخودآگاه جامعه هنرمندان، نویسندگان، دانشگاهی‌ها و حرفه‌ای‌های دیگر رسوب کرده باشد که راه دستیابی به پول و شهرت از طریق ارتباطات دولتی است، خود به خود توجیه‌های اغراق‌آمیز، موفق خطاب‌کردن مدیران ناکارآمد دولتی، نادیده‌گرفتن واقعیت‌ها، تحریف آمار، طرح ارادت‌های غیرواقعی و تایید بی‌پایه مدیران دولتی، به فرهنگ عمومی تبدیل می‌شود. افراد می‌آموزند که پله‌های ترقی را با استفاده از واژگان پر طمطراق و تعظیم و قیام در برابر مدیران، می‌توان راحت و بی‌هزینه طی نمود. مثلا متملق مدیر را در خواب می‌بیند یا موفقیت‌هایی را به او نسبت می‌دهد که اصلا وجود خارجی ندارند. بعد از مدتی، متملق و دریافت‌کننده تملق هر دو در توهم زندگی می‌کنند.  نکته پایانی چاپلوسی محصول ساختارهای ناکارآمد و متمرکز است. به میزانی که در یک جامعه، امکانات، منابع و فرصت‌ها متمرکز باشند، به‌همان میزان می‌توان انتظار داشت چاپلوسی در فرهنگ، عمومی گردد. تمرکز در ذات خود، بی‌عدالتی می‌آورد؛ چه این تمرکز نزد دولت باشد چه تمرکز ثروت نزد یک درصد جامعه. از این‌رو برای اندازه‌گیری پیچیدگی و غلظت چاپلوسی، فهم ساختار اقتصادی یک جامعه، قدم اول شناخت است. در عین حال، در چنین کشورهایی یک اتفاق تعیین‌کننده دیگری نیز شکل می‌گیرد؛ ظهور یک اکثریت ضعیف با اعتماد به‌نفس بسیار پایین. چاپلوس در عین این‌که طمع دارد و محتاج است از مناعت طبع و شخصیت والا برخوردار نیست. حاضر است به‌هر رفتاری تن دهد، تا موقعیت خود را حفظ کند و به رقم‌های بالاتری برسد. چاپلوس و دریافت‌کننده چاپلوسی، هر دو محصول یک ساختار معیوب اقتصادی و فرهنگی هستند. مادامی که کشورهای جهان سوم، پارادایم حکم‌رانی خود را بر تمرکز ثروت، قدرت و رانت بنا کرده باشند نه تنها نمی‌توان در انتظار شهروندان مدنی نشست، بلکه اهدافی مانند آزادی فکری و دموکراسی نیز رویایی بیش نخواهند بود. کار لازم فرهنگی در جهان سوم این است که تملق و فرصت‌طلبی در فرهنگ عمومی مذموم شناخته شوند. اما کلید تقابل با چاپلوسی، سالم‌سازی ساختار اقتصادی از یک طرف و اعتباریابی اشخاص از طریق زحمات خود آن‌ها از طرف دیگر است.  |دکتر محمود سریع‌القلم، با کمی خلاصه‌سازی| ❤️🍀 @filsofak

نکاتی برای گفتگو با کودکان در مورد اخبار بد گاهی اخبار واقعا دل‌خراشند؛ خشونت، بی‌رحمی، قتل، سقوط هواپیما، حملات تروریستی، تصادف، اپیدمی یا یک فاجعه طبیعی ... این‌ها وقایع غم‌انگیزی‌اند که باعث درد و رنجی عمیق می‌شوند. چگونه کودکان مرگ را در سنین مختلف درک می‌کنند؟ کودکان مرگ را به طرق مختلف در سنین مختلف درک می‌کنند. - کودکان سه و چهارساله مرگ را موقتی می‌دانند و مربوط به خود نمی‌شمارند. - کودکان دبستانی درک می‌‌کنند که مرگ دائمی است اما باور نمی‌کنند که خود نیز خواهند مرد. برای آن‌ها ممکن است نمادهای مرگ ترسناک باشد. - در حدود نه‌سالگی کودکان درک می‌کنند که آن‌ها نیز روزی خواهند مرد البته برخی کودکان با احتیاط بیشتری پاسخ می‌دهند، در حالی‌که عده‌ای دیگر ممکن است جسورتر باشند. - نوجوانان قادر به استدلال انتزاعی هستند و ممکن است از بحث‌های فلسفی در مورد زندگی و مرگ، خیر و شر لذت ببرند اما اگر فاجعه‌ای در نزدیکی‌شان رخ دهد ممکن است به روش‌های تفکر عینی‌تر روی بیاورند. صحبت با کودکان در مورد فاجعه در این‌جا مواردی وجود دارد که ممکن است بخواهید هنگام صحبت با فرزند خود در مورد رویدادها و اخبارغم‌انگیز به‌خاطر بسپارید: ۱. از آن‌جایی‌که کودک اطلاعاتی دارد شروع کنید. کودکان ممکن است مکالمه بزرگ‌سالان را اشتباه درک کنند یا اطلاعات نادرستی از هم‌سالان دریافت کنند. گاهی شنیدن مکرر یک فاجعه ممکن است باعث شود کودکان خردسال فکر کنند که این اتفاق بارها و بارها رخ می‌دهد. از کودک خود بپرسید "چه شنیده‌ای؟" این ممکن است به شما این فرصت را بدهد تا شفاف‌سازی کنید یا به او اطمینان دهید. به‌عنوان مثال، شاید لازم باشد توضیح دهید که فاجعه دور از این‌جا اتفاق افتاده است یا این یک اتفاق بسیار نادر است. به‌خصوص با کودکان خردسال، توضیحات خود را کوتاه و واقعی ارائه دهید و بر ایمن‌بودن آن‌ها تأکید کنید. البته اگر فرزند شما نمی‌خواهد در این مورد صحبت کند نیازی به تحت فشار قرار دادن او ندارید. ۲. مراقب آن‌چه فرزندتان می‌بیند باشید. هر زمان فاجعه‌ای رخ می‌دهد پوشش رسانه‌ای بدون توقف ادامه دارد. جلوگیری از شنیدن اخبار به‌جز برای کودکان خردسال، احتمالا غیرممکن است. لذا از قضاوت خود در مورد میزان و نوع اطلاعات کودک استفاده کنید. هم به محتوا و هم به واسطه‌ها توجه کنید. شنیدن خبر از یک بزرگ‌سال مورد اعتماد که با آرامش صحبت می‌کند سریع‌تر و بهتر از خواندن شرح مفصلی از یک فاجعه است، حتی بهتر از دیدن عکس‌های بزرگ‌سالان یا کودکانی است که فوت کرده‌اند یا دیدن تصاویر ویدئویی از یک مادر رنج‌دیده در حال گریه در حالی‌که با فرزند مرده خود صحبت می‌کند. اکثر کودکان تحمل شنیدن فاجعه را دارند هرچند ترسناک باشد اما تعداد کمی از آن‌ها فیلم یک فاجعه را تحمل می‌کنند، هیچ ضرورت و نفعی در این‌که در معرض چنین اطلاعات واضحی قرار گیرند وجود ندارد. ۳. مراقب خودتان هم باشید. کودکان احساسات را مانند آهن‌ربا جذب می‌کنند. آن‌ها ترس، ناراحتی، وحشت و عصبانیت بزرگ‌سالان را از یک رویداد درک می‌کنند. حتی اگر به‌طور کامل درک نکنند که چه اتفاقی افتاده است. برای این‌که بتوانید از کودک خود مراقبت کنید باید از خود مراقبت کنید. سطح مواجهه خود با رسانه‌ها را کنترل کنید. به اندازه کافی ورزش، استراحت و غذای سالم داشته باشید و اگر احساس تحریک‌پذیری یا تنش می‌کنید به فرزندان خود اطمینان دهید که آن‌ها دلیل این امر نیستند. ۴. امور را در خانه ثابت و قابل پیش‌بینی نگه دارید. روال عادی برای کودکان اطمینان‌بخش است و پیام مهمی در مورد اعتماد به‌نفس می‌دهد. ۵. روش‌هایی در خور کودک برای اقدام پیدا کنید. بیشتر ما وقتی می‌توانیم در مورد مشکلی کاری انجام دهیم احساس بهتری داریم حتی ممکن است بخواهید به کودک خود کمک کنید تا به طریقی او نیز اقدام کند. این می‌تواند شامل خواندن دعا با هم، ارسال کارت یا نامه، جمع‌آوری پول برای یک مؤسسه خیریه یا حتی صرف وقت اضافی با عزیزان باشد. ۶. درباره ارزش‌ها صحبت کنید. وقتی فاجعه‌ای رخ می‌دهد می‌تواند ما را از مسیر خارج کند اما ما همواره باید بهترین خودمان باشیم. این فرصتی است برای نشان‌دادن و صحبت‌کردن در مورد عمیق‌ترین ارزش‌های انسانی با فرزندانمان به‌ویژه شفقت و شجاعت. |فیزیولوژی تودی؛ ترجمه زهره عابدینی| ❤️🍀 @filsofak

به مناسبت سوم خرداد، روز ایثار مقاله: 🔸️(ایثار و دیگردوستی در زندگی اخلاقی) #مصطفی_سلیمانی |دانش‌آموخته فلسفه اخلاق *مقدمه «ایثار» به معنای مقدم دانستن و برتری دادن دیگران بر خود است؛ و این تقدم، هم در جلب سود و مصلحت، و هم در پرهیز از ضرر صادق است. فرد ایثارگر درصدد مخالفت با نفس خود و مقدم کردن حب دیگری بر خود است و از این رو، با بخششِ آن‌چه که خود نیز به آن نیاز دارد، بالاترین مکارم و فضایل اخلاقی و اعلا‌درجه ایمان را جست‌و‌جو می‌کند. با این همه، این عمل از بعضی جهات مورد نقد قرار گرقته است. بسیاری، معیار عقلانی بودن یک عمل را نفع شخصی می‌دانند و آن را در راستای سرشت انسان و متناسب با «حبّ ذات» او می‌بینند و به این ترتیب، هیچ تبیینی در خصوص عملکردهای دیگرگرایانه (شامل اعمال نوع‌دوستانه و ایثارگرانه) را معقول و بر پایه حزم و خرد در نظر نمی‌گیرند. 🔸️منبع: حریم امام شماره ۴۵۱ 🍀❤️ @The_meaningoflife

در مسیر اخلاق(۶) 🔸️مجله خانه‌های‌روشن ‌۱۴۹ دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی نشریه حریم امام شماره ۴۵۱ 🔸️موضوع پرونده: (صبر) #صبر #صبور #همسر_صبور + به دوستان خود بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife