فلسفه اخلاق
Відкрити в Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
Показати більше7 249
Підписники
-124 години
-107 днів
-5530 день
Архів дописів
7 250
سلام سال نو مبارک باشه ☺️💝
براتون از خدا بهترین آرزوها رو دارم
ان شاءالله هرچه خوبی رزق روزی حلال سلامتی و موفقیت هست براتون اتفاق بیوفته 🤲🏻
.•°``°•.¸.•°``°
(💜✨❤️✨)
•.¸ 💙 ¸.•
°•.¸¸.•°
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ .·´
ارادتمند مصطفا🙃🌸
❤️☘ @filsofak
7 250
دلتنگی
دلم تنگ است. به تنگی یک بادکنک، که هوای توش را کشیده باشند بیرون و بدجور چسبیده باشد به هم. از آن چسبیدنها که اگر بخواهی از هم بازش کنی، پاره میشود.
صاف و پوستکندهتَرَش میشود اینکه یک نوع دلتنگیای گرفتهام که دیگر علاج ندارد. که دیگر امید ندارم هیچکس توی این دنیا بتواند براش کاری بکند. یکجورهایی یعنی همان فاتِحَه.
راستَش هیچوقت توی خیالاتم هم فکرش را نمیکردم که دنیا اینشکلی باشد. اینقدر دلسنگ. اینقدر ناخنخشک.
آنموقعها که بچه بودم هی خیال میکردم باید فکرم را وسعت بدهم، خودم را بشناسم، ببینم چه دوست دارم و بعد مثل مرد بجنگم پای آرزوهام. پای خواستنیهام. دوستداشتنیهام.
اینطوری کرده بودند توی کلهام. به این خاطر، من هم چشمهام را تا جایی که میتوانستم از هم باز کردم به همهی عالم، و عاشق هست و نیستَش شدم. مرضِ علاقه پیدا کردن به همه عالم را گرفته بودم اصلن آنموقعها. نمیدانستم. خبر نداشتم. هیچکس هيچوقت نگفت ندو، نمیرسی.
هیچکس هيچوقت نگفت دل نبند نمیرسی. همه چیز توی مایههایی از شک و ابهام بود انگاری. همین شد که من هم خیال کردم اگر میخواهم برسم باید هر چه زور دارم بزنم.
آدم وقتی بچه است نمیداند دنیا اینقدر خانهخراب است که حتی یک خندهی از ته دل را هم میگیرد ازش.
دلم تنگ است و دارد از شدت مچاله شدناش، فرو میرود توی هم. انگار جای هزار آرزو که باید سفت بغلشان میکردم توی سینه، درد میکند. کِی فکرش را میکردم که دنیا بخواهد این همه خون به جگرم بکند؟
راستش دلم تنگ است، مثل همان بادکنک و نزدیک است از دو طرف کامل بچسبد به هم.
باید فکری برای خودم بکنم. باید بروم بساطم را پهن کنم کنار بساط یک دلتنگ دیگر.
#مصطفی_سلیمانی
#دلتنگی
#عید_نوروز
❤️☘ @filsofak
7 250
🔸میشل فوکو در گفتگو با آلن بدیو
▪️فوکو در این گفتگو به رابطهی میان روانشناسی و فلسفه میپردازد.
▫️زیرنویس فارسی
#فوکو
#بدیو
@Philosophy_files
7 250
نکتههایی برای تعطیلات نوروزی
۱. از ارسال پیام تبریک کیلویی خودداری کنیم. اگر کسی برایمان عزیز است با ذکر نام او جداگانه به او پیام بدهیم.
۲. ممکن است ما دوست داشته باشیم کسی را ببوسیم اما آیا او هم دوست دارد؟
۳. ادکلن لباس ما را خوشبو کند اما کار حمام و خمیردندان را نمیکند.
۴. اگر برایمان مقدور است دست خالی جایی نرویم. قرار نیست چیز گرانی ببریم. یک کتاب، یک ظرف زیتون، ترشی یا مربای دستساز کافیست.
۵. در مهمانیها سر خودمان را در گوشی یا تبلت فرو نبریم.
۶. از تعریفکردن بیماریهایمان، مرگ و میر و تصادفاتی که توی جاده دیدهایم یا رد و بدل کردن اخبار تلخ فامیل یا گرانیها میوه و آجیل و شیرینی پرهیز کنیم.
۷. از بچههایمان نخواهیم جلوی مهمانان کلهمعلق بزنند، انار صددانه یاقوت یا سوره و عددهای انگلیسی را از حفظ بخوانند؛ بچهها اسباببازی ما نیستند.
۸. در جمع آرام حرف بزنیم.
۹. باب صحبت را در مورد موضوعاتی باز کنید که پای شما را در غیبت، تخریب و تحقیر دیگران باز نکند.
۱۰. در صورتی که فرزند شما در مهمانی باعث آزار دیگران شود، برای پایاندادن به رفتارهای نادرست او تلاش کنید.
۱۱. از چشمغره رفتنهای مداوم یا تنبیهکردن فرزندتان در حضور دیگران خودداری کنید.
۱۲. ممکن است چند دقیقه صحبت با فرزندتان در اتاقی دیگر و دور از چشم مهمانها و فرزندانش، اثر بهتری بر رفتار فرزندتان بگذارد.
۱۳. معلم اخلاق دیگران نشوید.
۱۴. موقع ترک مهمانی و خصوصا زمان خداحافظی، همچون بمبی، آپارتمان را به هوا نفرستید.
۱۵. قبل از ورود به خانه میزبان، از مرتببودن کفشهایتان جلوی در یا در محل مناسب، مطمئن شوید.
۱۶. موقع ورود به خانه، لباسهایی مثل کُت و پالتوی خود را کنار دست خود ولو نفرمائید.
۱۷. کلید، موبایل، عینک و وسایل خود را در جای مشخصی قرار دهید.
۱۸. خوردن و نوشیدن خود را کنترل کنید.
۱۹. چرا هنوز بیکاری؟ چرا ازدواج نکردی؟ چرا طلاق گرفتی؟ چرا درآمدت کمه؟ چرا دماغت رو عمل کردی؟ چرا موهات رو این شکلی کوتاه کردی؛ پاسخ هیچکدام از این سوالات سر سوزنی به ما ربط ندارد.
۲۰. از هم قدردانی کنیم. اگر در سال گذشته کسی برایمان کاری کرده، جایی مراقبمان بوده، به درد دلمان گوش داده، به او بگوییم که سپاسگزارش هستیم و یادمان مانده است.
۲۱. هیچلذتی ارزش آن را ندارد که بابت آن به سلامتی شما لطمه وارد شود، زمان رانندگی سرعت خود را کم و گذشت خود را زیاد کنید.
🔸|برداشت آزاد مطلبی از دکتر احسان محمدی|
❤️☘ @filsofak
7 250
یکی از سختترین کارها در زندگی «نه» گفتن است. به دعوتها، به درخواستها، به اجبارها، به همهٔ کارهایی که دیگران میکنند. از این سختتر، نهگفتن به برخی احساساتِ وقتگیر است: عصبانیت، هیجان، حواسپرتی، علاقهٔ افراطی، شهوت. هیچکدام از این تکانهها بهتنهایی چیز خاصی نیستند، اما وقتی از کنترل خارج بشوند، بهشکل مشغله درمیآیند. اگر مراقب نباشید، این تکانهها بر شما غلبه میکنند و زندگیتان را از بین میبرند. آیا تابهحال فکر کردهاید چطور میتوانید مقداری از زمانتان را برگردانید و چطور کمتر احساس پرمشغلگی کنید؟ با یادگیری «نه» گفتن شروع کنید، مثل «نه، متشکرم» و «نه، من نمیخواهم گرفتارِ این موضوع شوم» و «نه، الان برایم مقدور نیست». این کار شاید ناراحتیهایی به وجود بیاورد، شاید جماعتی را از ما زده کند، شاید کار سختی باشد، اما هرچه بیشتر به چیزهای بیاهمیت نه بگویید، بیشتر به موارد مهم بله خواهید گفت. این کار کمکتان میکند همانطور که خودتان میخواهید زندگی کنید و از آن لذت ببرید.
کتاب: #روزنگار_رواقی_گری
نویسنده: #رایان_هالیدی #استیون_هانسلمن
❤️☘ @filsofak
7 250
احساسات ابراز نشده هرگز نمیمیرند،
آنها زنده دفن میشوند و بعدها به شکل صورتهای زشتتری بیرون میزنند.
زیگموند فروید
🌱 مرکز مشاوره گفتمان
@goftemanclinic
7 250
#معرفی_فیلم
روزهای عالی 2023
به همراه زیرنویس فارسی
امتیاز 7.9 از 10
ژانر درام
کشور ژاپن آلمان
کارگردان Wim Wenders
بازیگران
Koji Yakusho, Tokio Emoto, Arisa Nakano, Yumi Asô, Aoi Yamada
🔸خلاصه داستان
فیلم داستان "هیرایاما" که به عنوان یک نظافتچی در توکیو کار میکند و به نظر میرسد از زندگی ساده خود راضی است. او یک زندگی روزمره ساختار یافته را دنبال میکند.
#مصطفی_سلیمانی
❤️☘ @filsofak
7 250
Repost from معنای زندگی
فکرِ غیر!
#مصطفی_سلیمانی
آدمیزاد موجود عجیبی است. دوست دارد عالم و آدم نگاهش کنند. دلش میخواهد زمین و زمان براش غش و ضعف کنند و خوشش میآید مُلک و ملکوت، واله و شیداش باشند.
اعتراف بکند یا نکند، آرزوش این است که کشته مرده داشته باشد. عاشقِ سینهچاک داشته باشد و هی ناز بفروشد و نازش را بخرند.
اصلاً تمام همّ و غمش این است که روی تختی از پرنیان و حریر و استبرق بنشانندش، و بعد دم گوشش، هی مدح و ثناش را بگویند و قربانصدقهاش بروند و دورش بگردند.
میخواهد به چشم همه بیاید؛ شده به دروغ، شده به راست.
به این خاطر هم هست که هی صبح تا شب به فکر قر و فر خودش است. یکوقت تصمیم میگیرد، تاج علم را بگذارد روی سر خودش، و هی میرود کتاب میخواند و دفتر سیاه میکند و قلم میفرساید، تا بگویند فلانی همهچیزدان است و میفهمد و عالِم است؛ یکوقت هم تصمیم میگیرد لباس هنر بر تنش کند، و هی میرود آرایش و پیرایش میآموزد و ساختن و پرداختن فرا میگیرد و خلق کردن و آمیختن یاد میگیرد تا بگویند فلانی از هر انگشتش هزار هنر چکه میکند و استاد است؛ و یکوقت هم تصمیم میگیرد خودش را به فخر عبادت بیاراید، و هی میرود نماز میخواند و روزه میگیرد و قرآن میخواند و حج میرود و صدقه و زکات میدهد و دستگیری میکند و دعا میخواند تا بگویند فلانی شریفمردی است و بهترین بنده خداست و زاهدو عابد است.
اما دریغ، که یکوقت تصمیم بگیرد، جز یکی، به چشم هیچکس نیاید. که از فکر قر و فر بیاید بیرون. که هی نخواهد فلان تاج را بر سرش بگذارد و فلان لباس را بر تنش کند و خودش را به فلان فخر بیاراید.
که براش مهم نباشد جز یکی، کس دیگری براش بهبه و چهچه بکند یا نه.
که نخواهد مدح و ثناش را بگویند، و تنها خودش را بر خاک آستان کسی بیندازد که وقتی میگوید «فتبارک الله احسن الخالقین»، از شوق جامه به تن پاره کند.
آدمیزاد موجود عجیبی است. حواسش نیست که یکی هست که نگاهش با همه نگاهها فرق میکند. که یکی هست که کافی است. که همهکس است. و به این خاطر، هی میخواهد به چشم همه بیاید. هی میخواهد به همه قلوب ریاست کند. هی میخواهد همه فقط او را رؤیت کنند و به این خاطر شروع به ریا میکند...
ریا میکند
ریا میکند
ریا میکند
هی به غیر فکر میکند. و خودش را فراموش میکند. و «خودآی»اش را فراموش میکند.
#اخلاق_درمانی ۵
#ریا
❤️☘ @The_meaningoflife
7 250
هیچچیز دائمی نیست و هیچکس کامل نیست،
همه مأیوستان میکنند؛ حتی والدینتان.
وقتی این را پذیرفتم،
دیگر منتظر نبودم کسی از راه برسد و نجاتم دهد
یا زندگی را برایم آسانتر کند.
🔸از عشق گفتن
ناتاشا لان
❤️☘ @filsofak
7 250
یکی از قشنگترین تعاریف دوست داشتن از نظر من رو میلان کوندرا تو این دیالوگ تعریف کرده:
-
چرا گاهبهگاه از قدرتت در برابر من استفاده نمیکنی؟ فرانز به آرامی پاسخ داد: زیرا «دوست داشتن»، چشمپوشی از قدرت است...❤️☘ @filsofak
7 250
خریدار دروغ!
#مصطفی_سلیمانی
به دروغ به پسر بیچاره گفته بود «هنوز به تو فکر میکنم» و باز هواییش کرده بود.
میگفت صبح یک روز تعطیل بود که پیام فرستاد. دمدمهای ظهر. نوشته بود «فیلمتان را توی اینستاگرام دیدهام. خوشحالم که میبینم توی زندگی پیشرفت کردهاید» و مرا پرت کرده به نُه سال پیش. همانموقع که هر دوتاییمان دانشجوی کارشناسی بودیم و خام و بیتجربه.
گفت تا پیامش را توی گوشیم دیدم انگار تمام دردهایی که این سالها کشیده بودم از تنم رفت بیرون. براش نوشتم «دلم میخواهد صدات را بشنوم». و اجازه داد که باهاش تلفنی حرف بزنم. همان روز با هم قرار گذاشتیم. بعد از نُه سال. دوباره دیدمش. براش تعریف کردم که بعد از رفتنش نتوانستهام با هیچکس کنار بیایم. نتوانستهام از ذهنم بیرونش کنم. و حالا که دوباره به دستش آوردهام نمیگذارم هیچکس و هیچچیز از هم جدامان کند.
دستم را که از اولِ حرفهاش، زده بودم زیر چانهام، برداشتم و قفلش کردم توی دست دیگر و پرسیدم «آمده بود که بماند؟»
سؤالم استفهام انکاری بود. معلوم بود که نمانده. معلوم بود که آمده داغی را که سرد شده بوده تازه کرده و دوباره رفته.
به این خاطر، قبل از اینکه جوابی بدهد دوباره پرسیدم «چطور رفت؟»
گفت «عین آب خوردن. اصلاً نیامده بود که بماند» و سرش را بلند کرد و خیره شد توی چشمهام. حرفی نزدم. نگاهش کردم و منتظر ماندم خودش بقیه ماجرا را بگوید.
گفت گفته قصدش از شروع رابطه، چند روز خوشگذرانی بوده و بس. هيچوقت هم به ازدواج فکر نمیکند. گفته من زیادی همهچیز را عاشقانه میکنم. عاشقانه میبینم.
پرسیدم «حالا فکر میکنی فریب خوردهای یا از خودت شاکی هستی؟»
گفت «از خودم شاکی نیستم. چرا باید شاکی باشم؟ من که دروغ نگفتهام. من دروغ شنیدهام».
حالا این سؤال من استفهام انکاری نیست. میپرسم «اگر مظلومی توی جهان نباشد، ظالمی هست؟»
#اخلاق_درمانی ۴
#دروغ
❤️☘ @filsofak
7 250
شرافت
از پلیدیهای استبداد، یکی هم این است که شریف زیستن را مدام دشوارتر میکند. استبداد کارش این است که هر روز آدمهای بیشتری را مجبور به انتخاب بین شرافت و آسایش کند. استبداد کارش این است که هر روز شریفانهزیستن را دشوارتر کند.
استبداد کارش این است که هر روز بنشیند به تماشای آدمهایی که در ترجیح شرافت بر آسایش یک جا میلغزند (و از چشم دیگران میافتند).
استبداد کارش این است که هر روز هزینه شرافت را بالا ببرد تا تعداد کمتری قادر به پرداخت آن باشند.
استبداد کارش همین است؛ تهیسازی جامعه از شرافت.
🔸از کتاب قدرت بیقدرتان، واتسلاو هاول
❤️☘ @filsofak
7 250
شرافت
از پلیدیهای استبداد، یکی هم این است که شریف زیستن را مدام دشوارتر میکند. استبداد کارش این است که هر روز آدمهای بیشتری را مجبور به انتخاب بین شرافت و آسایش کند. استبداد کارش این است که هر روز شریفانهزیستن را دشوارتر کند.
استبداد کارش این است که هر روز بنشیند به تماشای آدمهایی که در ترجیح شرافت بر آسایش یک جا میلغزند (و از چشم دیگران میافتند).
استبداد کارش این است که هر روز هزینه شرافت را بالا ببرد تا تعداد کمتری قادر به پرداخت آن باشند.
استبداد کارش همین است؛ تهیسازی جامعه از شرافت.
🔸|از کتاب قدرت بیقدرتان، واتسلاو هاول
❤️☘ @filsofak
7 250
«اگه میخواهید به مردم حقیقت را بگویید، با شوخی این کار را بکنید، وگرنه آنها شما را خواهند کشت.»
#بیلی_وایلدر
Join 👉 @honar7modiran
7 250
.
💠مخالفت با نظر دیگران
وقتی نظر همه مخالف شماست، آیا جرات میکنید عقیده خود را بلند بیان کنید؟
آیا جراتِ مخالفت با جمع را دارید؟
نتایج مطالعات دانشمندان در این زمینه بسیار تکاندهنده است.
@tahlilvarasad
7 250
افسر آلمانی به زندانیها: هر وقت گفتم همهتون شروع میکنید به دویدن. ما بلافاصله شلیک نمیکنیم. چند ثانیه بهتون فرصت میدیم، بعد شروع میکنیم به تیراندازی. هر کدام از شما که بتونه زودتر از بقیه به آخر تونل برسه به جای اینکه همین الان تیرباران بشه همراه با گروه بعدی تیرباران میشه!
▪️«ارتش سایهها، ۱۹۶۹»– کارگردان: #ژان_پیر_ملویل
@NazariyehAdabi
7 250
آتشِ درون!
#مصطفی_سلیمانی
🔸پیرمرد از روی نیمکت، زل زده بود به آن پسربچه که پنج شش سالش میشد. من هم داشتم رد نگاه او را، از نیمکت تا آنجا تماشا میکردم.
پسربچه نشسته بود توی چمنها، و دست راستش را محکم مُشت کرده بود.
زنی که تلاش میکرد چادرش را با دندانش نگه دارد و یک بچه دو سه ساله را هم دنبال خودش میکشید، آمد دست پسربچه را گرفت. آن مُشتِ کوچولو را با زور از هم باز کرد و چند تا تیله خوشرنگ را از توش بیرون کشید و داد دست آن پسربچه دو سه ساله. صدای گریه و اعتراض کل پارک را گرفت.
ما هنوز داشتیم از روی نیمکت نگاهشان میکردیم. به نظر میرسید همهچیز در حالت عادی است، که یکهو دیدیم هول و وَلایی به جان مادرشان افتاده. بچه دو سه ساله، یکی از تیلهها را خورده بود و افتاده بود به سرفه کردن. برای چند لحظه، اضطراب توی جان ما هم افتاد. گرچه همهچیز به خیر گذشت، اما توی آن همان هیری ویریِ چند ثانیهای، واکنش پسربچه بزرگتر دیدنی بود. رفته بود پشت یک درخت و از دور، تلاش و بیتابیِ مادر و حال بدِ برادرش را تماشا میکرد. نگاهش موذی شده بود و هر چقدر سرفه بچه بلندتر میشد، لبخند او هم کشدارتر میشد.
سرم را چرخاندم سمت نگاه پیرمرد و دلم میخواست بدانم که او هم همه چیزهایی که من دیدهام را دیده یا نه، که دیدم دارد سرش را تکان میدهد. نگاه آدمهای پیر، خيلی وقتها برای من جذاب است. بعضیهاشان این حس را به من میدهند که تا بگویی «ف»، میروند تا فرحزاد و برمیگردند و رسماً توی خشتِ خام، چیزی را میبینند که ما توی آینه میبینیم.
دستم را گذاشتم روی شانه چپش و گفتم «ها پیرمرد؟ سر تکان میدهی!؟»
پیرمرد سرش را کمی چرخاند سمتم و با یک لبخندِ نصفه نیمه گفت «دیدی چه شد؟» و تا آمدم حرف بزنم، خودش ادامه داد که «تخمِ حسادت را کاشت توی دل بچه».
زده بود توی خال. گفتم «ایولالله. خوشم آمد. چه نگاه تیزی!» که دیدم دوباره شروع کرد به تکان دادن سرش. دستش را گذاشت روی پام و گفت «کشیدهام. من سالها با آتش حسادت زندگی کردهام» و از روی نیمکت بلند شد و رفت.
#اخلاق_درمانی ۳
#حسادت
❤️☘ @filsofak
7 250
کسانی که احساس خالی بودن میکنند، هرگز با یکی شدن با فرد ناکامل دیگری شفا نمییابند. دو پرنده بالشکسته که یکی شدهاند تنها پرواز دست و پا شکستهای خواهند داشت. انتظار پرواز کشیدن بیفایده خواهد بود، تا زمانی که افراد، جدای از هم، زخمهایشان را درمان کنند.
#دژخیم_عشق
#اروين_د_يالوم
❤️☘ @filsofak
7 250
عشق مهم است اما مهارت در عشق ورزیدن مهمتر از خودِ عشق است.
از مهارت در عشق ورزیدن، عشق متولد میشود اما اگر عشق در دام ناعاشق یا نابلدِ عشق، به بند کشیده شود، افسرده میشود.
نام دیگر عشق افسرده، نفرت است.
کسانی که در عشق ورزی نابلد هستند، عشق را افسرده میکنند و دل را پژمرده. عشق، عاشقِ حاذق میطلبد نه کاسبِ جاهل
#هنر_عشق_ورزیدن
#اریک_فروم
❤️☘ @filsofak
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
